لابي گرها منافقين را سرکار گذاشته اند
لابي منافقين* از نظر تکنيک لابي گري "بازي خارجي " يا لابي غير مستقيم را انجام مي دهد، به اين معنا که يا در تماس با مقامات و قانونگذاران ناتوان بوده و يا نتوانسته است نتيجه دلخواه را از آن بگيرد.
در " بازي خارجي " مهمترين مؤلفه ها عبارتند از ائتلاف گروههاي مختلف، بسيج مردمي، شگردهاي روابط عمومي و تبليغات که به کارگيري اين مؤلفه ها در تجمع مجاهدين در پاريس مشهود است.
حضور و پيام رساني چند شخصيت وابسته به جناحهاي مختلف آمريکا، گردآوري نفرات بيشتر براي شرکت در تجمع به منظور القاء پايگاه مردمي مجاهدين و هم چنين خيره کردن چشم مقامات به اين تعداد از شرکت کننده و بهره برداري تبليغاتي از آن در رسانه ها مهمترين نمودهاي "بازي خارجي" است.
با اين وصف واضح است که امکان لابي مستقيم براي درخواستهاي مجاهدين آن هم در سطح ملي وجود ندارد، علاوه بر اين لازم نبود مجاهدين از حکم دادگاه استيناف براي چانه زني با وزارت خارجه آمريکا استفاده کنند، موضوعي که به خودي خود نشانگر آن است که رايزني لابي ها با مقامات بر سر اين مسئله به بن بست رسيده است.
هرچند امکان دارد به کارگيري شگردهاي بازي خارجي در جامعه آمريکا وتحت پوشش مستقيم رسانه هاي آمريکايي در مواردي اثرگذار باشد، اما برگزاري تجمع مجاهدين در يک محل پرت افتاده در حومه پاريس، کيلومترها دورتر از آمريکا براي تأثيرگذاري بر سياست اين کشور، قضيه را مضحک و انسداد لابي مجاهدين و محدوديت حوزه عمل آن را نشان مي دهد.
برگزاري چنين تجمعي که جمع آوري سياهي لشکر براي جلب توجه و نمايش اظهر من الشمس است و يک فرآيند طبيعي سياسي نيست، اولاً لابي مجاهدين را در دسته بندي کلي در ميان گروههاي لابي اي قرار مي دهد که هيچگونه پاي بندي اخلاقي ندارند و به قواعد حرفه خود نيز پاي بند نيستند و از اين حيث اثرگذاري آنها را به شدت کاهش مي دهد، دوماً ناتواني مجاهدين در بسيج ايرانيان خارج از کشور و نداشتن پايگاه اجتماعي آنان در داخل را برجسته تر مي کند.
از طرفي لابي مجاهدين به استخدام بازنشسته ها روي آورده است که جزو افراد منفرد و مورد حمايت لابي ها براي انجام نيات آنها مي باشند و از اعضاي " مخازن فکري " به حساب نمي آيند. به عنوان نمونه رودي جولياني فردي است که در سال 2008 از سوي لابي صنايع تسليحاتي با کمتر از 100 هزار دلار(98150) در فعاليتهاي انتخاباتي براي رياست جمهوري مورد حمايت قرار گرفته است. در همين سال لابي محيط زيست فقط با 6000 دلار جولياني را به کارگرفته است.
مسئله اينجاست که بازنشسته ها قدرت اثرگذاري مستقيم را به طور کلي از دست داده اند و چون شرکت در بازي خارجي ، ممر در آمد آنهاست عملاً از تأثيرگذاري غيرمستقيم هم ناتوان هستند و محافل قدرت با شناسايي آنها، وقعي به درخواستهاي آنان نمي گذارند.
اما لابي ها در وهله اول به درآمد خود مي انديشند و بنا نيست که مشتري را نااميد کنند، به همين خاطر هم هست که هر روز شاهد حضور يکي از بازنشسته ها در جلسات مجاهدين هستيم.
چندنفري از اعضاي کنگره و قانونگذاران نيز که در ازاي مبالغ هنگفتي در مورد درخواستهاي مجاهدين فعاليت مي کنند نيز به کار تبليغاتيِ خارج از حوزه قانون گذاري و اختياراتشان در کنگره مشغولند.
اينها واقعياتي است که لابي هاي حرفه اي خيلي زود آن را درک مي کنند و به فکر چاره براي حل آن برمي آيند، اما در مورد مجاهدين و لابي هايي که با آنها قرار داد دارند، قضيه کاملاً برعکس است و تمايلي براي عوض کردن شگردهاي بازي به چشم نمي خورد، به نظر مي رسد لابي گرها از اين که طرف قرار داد دوست دار سرکار باشد راضي و خشنودند و به عنوان يک قرارداد پرسود و هميشگي به آن نگاه مي کنند.
ايران ديده بان
