سـوريه؛ انقلاب مردمي يا شورشي مسلحانه؟

کد خبر: ۱۲۷۸۶۶
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۴ - 25June 2011
سوريه از 18 ماه مارس گذشته شاهد بروز درگيري در چند شهر خود است. اين درگيري‌ها با حمله چند فرد مسلح در نيمه شب 18 مارس به يك آمبولانس در شهر درعا در جنوب سوريه و كشتن سه سرنشين آن آغاز شد.

در چند روز قبل از اين درگيري، پيامك‌هايي كه در آن از مردم سوريه خواسته شده بود تا عليه دولت به خيابان‌ها بيايند، منتشر شده بود كه چند روز بعد يك مسئول سوريه كه خواست نامش فاش نشود، اعلام كرد كه منبع ارسال اين پيامك‌ها رژيم صهيونيستي است.

در اين پيامك‌ها كه شمار آن در يك هفته به يك ميليون رسيد، از مردم سوريه خواسته شده بود كه حركت اعتراضي خود به دولت بشار اسد را از تجمع در مساجد آغاز كنند.

پس از مقابله نيروهاي امنيتي با چند فرد مسلح در شهر درعا، روز پس از درگيري، ارتش سوريه در مسجدي در درعا يك محموله سلاح گرم كشف و ضبط و تعدادي از افراد مسلح را بازداشت كرد.

اكنون حدود صد روز از ناآرامي در سوريه مي‌گذرد اما به دلايلي كه در ذيل مي‌آيد، نمي‌توان بسادگي ناآرامي در سوريه را انقلاب مردمي ناميد. در پي ناآرامي به وجود آمده در شهر درعا در 18 مارس، شماري از جوانان سوري به خيابان‌ها ريختند و خواستار اصلاحات سياسي، اقتصادي و عدالت اجتماعي شدند.

پس از حضور مردمي در خيابان‌هاي برخي شهرهاي سوريه، نيروهاي امنيتي شاهد حضور عناصري مسلح بودند كه با سوء استفاده از تجمعات مردمي به نيروهاي امنيتي حمله كردند و سبب واكنش افراد امنيتي سوريه شدند والبته ارتش سوريه نيز واكنشي سخت نشان داد.

بي‌شك در مدت يكصد روز گذشته در كشمكش ميان گروه‌هاي مسلح تروريستي در سوريه با نيروهاي امنيتي و ارتش اين كشور، شمار زيادي كشته شدند. به دليل همين ناآرامي و حضور گروه‌هاي مسلح در خيابان‌هاي شهرهاي مرزي سوريه، اغلب جوانان كه در پي اعلام اعتراض مسالمت‌آميز خود به دولت بودند، اندك اندك پا پس كشيدند و ناآرامي در پايان يك ماه اول در كنترل ارتش سوريه در آمد ولي در ادامه هرچه سوريه آرامتر مي‌شد، فضاي رسانه‌اي غرب و برخي شبكه‌هاي منطقه‌اي مانند الجزيره و البته با پيشاهنگي رويترز، تشديد مي‌شد. سپس فعاليت گروهك‌هاي مسلح تشديد شد تا اينكه حوادثي مانند كشتار جسرالشغور روي داد و صدها نفر از مردم شهرهاي مرزي سوريه براي نجات جان خود از درگيري افراد مسلح با ارتش اين كشور، به سوي مرزهاي تركيه سرازير شدند.

با توجه به آنچه ذكر شد، ناآرامي در سوريه با انقلاب مردم مصر كه 18 روزه رژيم وابسته حسني مبارك را سرنگون كرد مقايسه‌اي مي‌شود تا نتيجه كلي و تصويري كلي از آنچه در سوريه مي‌گذرد به دست آيد؛

* آيـا آنچـه در سـوريه در جريـان است، انقلاب است؟

1- مردم مصر براي انقلاب خود در شماري ميليوني به خيابان‌ها ريختند و در ميدان التحرير تجمع كردند و در تمام طول 18 روز كه انقلاب به نتيجه رسيد، كاملا مسالمت‌آميز حركت كردند اما در سوريه‌اي كه حدود 23 ميليون جمعيت دارد، حضور مسالمت‌آميز مردم چند هزار نفري بود؛ كه به دليل فعاليت گروه‌هاي مسلح تنها دو هفته دوام آورد و آن هم پراكنده و غيرمتمركز.

2- اعتراض مردم مصر در قلب اين كشور يعني در مركز قاهره پايتخت مصر شكل و قوت گرفت اما اعتراض در سوريه از شهري مرزي آغاز و در مناطق مرزي كه دور از دمشق، پايتخت اين كشور است، باقي ماند در حالي كه در استان دمشق كه حدود 2 ميليون جمعت دارد، تظاهرات قابل ذكري برگزار نشد. در كل از جمعيت 23 ميليوني سوريه، مخالفان تنها توانستند 150 هزار تا 200 هزار نفر را به خيابان‌ها بكشند. اين مطلبي است كه تيري ميسان تحليلگر و رورنامه‌نگار مشهور فرانسوي نيز اخيرا بدان اشاره كرد.

3- جوانان انقلابي مصر با تشكيل ائتلافي واحد به نام «ائتلاف انقلاب 25 ژانويه» اعلام حضور و علل قيام براي انقلاب را تشريح كردند و براي همراه كردن مصر با هدف سرنگوني نظام حسني مبارك برنامه‌هاي خود را گام به گام اعلام مي‌كردند اما معترضان در سوريه تاكنون هيچ ائتلافي تشكيل نداده‌اند كه نشانگر خواست اغلب مردم اين كشور باشد مگر برخي اسامي و نام‌هايي كه برخي شبكه‌هاي ماهواره‌اي اعلام مي‌كنند. اينكه چه كسي در سوريه به دنبال چه چيزي از اعتراض و قيام است و موضع آنان در مقابل مقاومت منطقه و همچنين رژيم صهيونيستي چيست، بر خلاف مصر، روشن نيست.

4- در چند روز گذشته (بخصوص پنچنشبه 23 ژوئن) بويژه در دمشق پايتخت سوريه، حلب پايتخت اقتصادي سوريه و حتي شهر درعا، همگان شاهد تظاهراتي گسترده در حمايت از بشار اسد و نظام وي و اصلاحاتي بودند كه اسد وعده آن را داده است. شمار شركت‌كنندگان در چندين شهر سوريه به تظاهراتي ميليوني تبديل شد. اين بدين معناست كه اغلب مردم سوريه خواستار سرنگوني نظام كشور خود نيستند و تنها خواهان اجراي اصلاحات هستند. اما در مصر شاهد تظاهراتي كه حتي چند هزار نفري و آن هم در حمايت از حسني مبارك باشد، شاهد نبوديم.

5- ارتش مصر با مشاهده حضور ميليوني مردم در ايام انقلاب مصر، در كنار مردم ايستاد اما ارتش سوريه پس از دو هفته نخست، نه تنها شاهد حضور ميليوني مردم نبود، بلكه شاهد فعاليت مسلحانه برخي گروهك‌ها بود. ارتش سوريه تاكنون نيز در كنار نظام سوريه باقي مانده است.

6- دخالت بيگانگان در انقلاب مصر مبهم و متزلزل بود. سخنراني‌هاي باراك اوباما در ايام انقلاب مصر و عدم تطبيق سخنان و سياست وي نشان‌دهنده اين امر است. اما در خصوص سوريه شاهد ثبات موضعگيري بيگانگان مانند آمريكا و اسرائيل هستيم. هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا تاكنون مستقيم و غيرمستقيم و بارها اعلام كرده است كه سوريه تا قطع مناسبات خود با ايران و حزب‌الله شاهد آرامش نخواهد بود يا اينكه «ما از دوره پس از انقلاب سوريه نگران نيستيم» يا اينكه چند روز يك‌بار گزارش‌هايي منتشر مي‌شود از حمايت مادي و تسليحاتي از مخالفان نظام سوريه.

7- انقلاب مردم مصر با درگيري مسلحانه همراه نبود اما در سوريه تاكنون چندين محموله سلاح كشف و ضبط شده است و افرادي بازداشت شده‌اند كه به ارتباط خود با خارج از سوريه و دريافت تسليحات از مرز سوريه در لبنان و تركيه اعتراف كرده‌اند. غسان بن جدو مدير مستعفي شبكه الجزيره قطر يك ماه گذشته اعلام كرد كه مقامات عراقي به همتايان سوري خود اعلام كرده‌اند كه آمريكا ده‌ها زنداني را در عراق آزاد و آنان را مسلح كرده و به شهرهاي مرزي سوريه اعزام كرده است.

8- گزارش‌هاي منتشر شده درباره سوريه نشان مي‌دهد كه حركت اعتراضي در اين كشور نشئت گرفته از تحريكات رسانه‌اي و فضاسازي تبليغاتي و انتشار دروغ‌هاي خبري در سطح گسترده است. در حالي كه در مصر چنين نبود. تيري ميسان تحليلگر و خبرنگار مشهور فرانسوي چندي پيش با انتشار گزارشي فاش كرد كه تصاويري كه تلويزيون سوريه از حمله افراد مسلح به مردم منتشر كرده است، در بسياري از شبكه‌هاي خبري به عنوان حمله عناصر امنيتي و لباس شخصي سوريه به مردم وانمود شده است. وي تاكيد كرد كه ناآرامي در سوريه كاملا منطبق با طرحي است كه جان بولتون معاون وزير خارجه وقت آمريكاست كه در 6 مي 2002 براي براندازي دولت سوريه آماده كرده بود. در آن طرح نيز آغاز طرح، ايجاد ناآرامي و آغاز آن از شهرهاي مرزي بود؛ همان چيزي كه در صد روز اخير در سوريه اتفاق افتاده است.


هر چند كه مسائل سوريه و مقايسه آن با مصر به بررسي و دقت بيشتري نياز دارد ولي با توجه به آنچه ذكر شد و با توجه به حضور اندك مردم سوريه در تظاهرات‌ها كه البته اين روزها آن هم فقط براي دقايقي پس از نماز جمعه در شمار چند ده نفري انجام مي‌شود و با توجه به فعاليت شديد گروهك‌هاي مسلح، مي‌توان گفت، ناآرامي در سوريه قبل از آنكه چيزي به نام انقلاب باشد، شورشي مسلحانه عليه دولتي است كه هم‌پيماني آن با حزب‌الله لبنان و ايران، بيش از هر چيز مانعي سخت در مقابل آمريكا و رژيم صهيونيستي است؛ بدين معنا كه برنده واقعي سقوط نظام سوريه آمريكا و رژيم صهيونيستي است و برنده واقعي ثبات در سوريه، مردم اين كشور و جبهه مقاومت است.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین