مصدوميت شيميايي مرا براي درس خواندن مصمم تر کرد

کد خبر: ۱۲۷۹۳۵
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۷ - 02July 2011

به گزارش سايت ساجد ، شبنم شيخي يکي از قربانيان بمباران شيميايي سردشت   از آن روز شوم گفت: آن زمان 6 ساله بودم .قرار بود آن روز به همراه مادر و خواهرانم به منزل خاله ام برويم هنوز زمان زيادي از ورود ما به خانه آنها نگذشته بود که صداي هواپيماهاي عراقي درآسمان شنيده شد  اين سو صدا ها برايمان عادي بود. بعد از چند لحظه بوي گازبه مشاممان رسيد. خاله ام براي بازديد شير گاز به آشپز خانه رفت اما چيزي متوجه نشد. چشمهايمان مي سوخت ولي آب شهر قطع شده بود نمي توانستيم صورتمان را بشوييم. پدرم از راه رسيد و گفت بمب شيميايي زده اند بايد زودتر از اين جا برويم.

وي ادامه داد: ما بچه ها گريه مي کرديم و بزرگترها نگران بودند در راه بيمارستان حال من و خواهرانم بهم خورد و بيهوش شديم ما را با هلي کوپتر به مهاباد منتقل کردند. جدايي ام از پدر و مادر بسيار برايم ترسناک و نارحت کننده بود. بعد از اين ماجرا يک هفته طول کشيد تا پدرم من را در بيمارستان پيدا کند.به قدري تمام بدنم تاول زده بود که پدرم مرا نمي شناخت و من چند بار او را ديدم که به بيمارستان مراجعه مي کند اما توان صدا کردن او را نداشتم و بالاخره به سختي گفتم اين منم و او مرا شناخت.

اين مصدوم شيميايي خاطر نشان کرد: بعد از اين اتفاق من به همراه مادر و خواهرم  به اسپانيا اعزام شديم. خواهر 3 ساله اي داشتم که در اين واقعه شهيد شد.  در اسپانيا دوره درمان سختي را گذرانديم  .هر روز تاول هايمان را با تيغ مي بريدند و ضد عفوني مي کردند. ولي مادرم شرايط چشم اش بسيار بد بود. بايد هر روز به چشم او آمپول مي زدند و اين براي من و خواهرم بسيار سخت بود.

وي گفت: بعد از برگشتن از اسپانيا پدرم ما را به اروميه منتقل کرد و در انجا زندگي مي کرديم اما هميشه بيمار بودم از سويي با اين وضعيت عادت کرده بودم و حتي اين بيماري من را مصمم تر مي کرد تا درسهايم را بخوانم و توانستم از دانشگاه تبريز مدرک کارشناسي شيمي کاربردي ام را اخذ کنم .

شيخي ادامه داد: به دليل عوارض شيميايي که در بدنم بود پسرم حدود 7 ماهگي متولد شد. حتي پزشکها اميدي به زنده ماندنش نداشتند و با شرايط بسيار سختي اين شراط را گذراندم اما به لطف خدا اکنون دو پسر سالم 6 و 7 ساله دارم .

وي در مورد تحصيلات خود گفت: بعد از تولد فرزندانم ادامه تحصيل دادم و اکنون دراي مدرک کارشناسي ارشد شيمي هستم وتصميم دارم تا مقطع دکتري ادامه تحصيل بدهم.

اين زن مصدوم شيميايي سردشتي در مورد شرايط جسمي و سلامتي خود اضافه کرد:اکنون وضعيت جسمي ام خوب است ولي به طور مستمر از اسپري و دارو استفاده مي کنم و در زمانهايي که آلودگي هوا بيشتر است شديدا بيمار مي شوم در حال حاضر همه خانواده ام جانباز شيميايي هستند و دائما تحت درمان هستند.

وي درمورد واقعه بمباران شيمياي سردشت اظهارداشت:بمباران شيميايي سردشت بزرگترين فاجعه بود. بمباران شيميايي مناطق مسکوني، جايي که مردم عادي زندگي روزمره شان را مي گذرانند و هيچ موقعيت نظامي ندارند بسيار تاسف بار است . اگر در آن زمان خبرنگاران و کساني که وضيفه اطلاع ر ساني را به عهده دارند اين کار را به درستي انجام داده بودند و افکار جهانيان با اين مساله آشنا شده بود و حساسيت هاي بشر دوستانه مردم را بر انگيخته بودندشايد اين فاجعه دوباره در حلبچه تکرار نمي شد.سردشت شهري است که هنوز حق اش ادا نشده است و مردم اين شهر نياز به امکانات و توجه بيشتري دارند حتي در خود کشورمان کمتر کسي از بمباران شيميايي سردشت خبر دارد و اين بي مهري به شهري همچون سردشت است.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین