دكتر محمد جواد لاريجاني ، مسئول مذاكرات قطعنامه 598 /توان ديپلماسي ما در زمان جنگ به علت توان رزمندگان بود

کد خبر: ۱۲۸۰۲۸
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۹ - 18July 2011

رايزني ها و رفت آمدهاي مكرر دكتر محمد جواد لاريجاني ، معاون بين الملل وزارت امور خارجه در سال 1367 به ژنو و نيويورك ، يكي از عوامل اصلي پذيرش حداقلي در خواست هاي ايران براي پايان جنگ بود . لاريجاني كه با علي اكبر ولايتي وزير خارجه وقت اختلافات عمده اي داشت .به طوري که در محافل خصوصي آمده است که وي را از تيم مذاکره کننده ها حذف کرده اند. لاريجاني نگاه ديپلماتيك پذيرش قطعنامه 598  را تحليل کرده است که گفتگو با وي را مي خوانيم:
 
س:    حضرتعالي زماني كه خبر پذيرش قطعنامه 598 را شنيديد در كجا بوديد و چه احساسي پيدا كرديد ؟
من در تهران بودم و حضرت امام (ره) دستور دادند جلسه اي تشكيل شد و بنده و آقاي مهدي كني و رئيس جمهور و رؤساي قوا و ديگر مسئولين همه در آن جلسه شركت داشتند و مرحوم حاج احمد آقا نامه حضرت امام (ره) را آوردند و براي مسئولين عمده كشور آن نامه را خواندند و در آن نامه حضرت امام (ره) گلايه هايي را داشتند . از دولت آقاي از دولت آقاي مير حسين موسوي و گلايه هايي را از بخش ها يي از نيروهايي كه كار نظامي مي كردند و در عين حال نظر خودشان را در مورد پذيرش قطعنامه 598 بيان كرده بودند و نامه حضرت امام (ره) يك سند تاريخي بسيار مهمي بود كه حكايت از تيز هوشي ، شجاعت ، منش و روش حضرت امام (ره) در اداره مملكت را داشت . انصافاً امام (ره) وجودش رحمت بود و در اين 10 سالي كه ايشان رهبري نظام را برعهده داشت يك مدرسه اي براي همه ما بود . نسلي هستيم كه اين كار آموزي سياسي را در زمان حضرت امام (ره) انجام داديم .

س:   شما در زمان پذيرش قطعنامه 598 چه مسئوليتي داشتيد ؟
بنده در زمان تصويب قطعنامه 598 معاونت بين المللي وزارت امور خارجه را به عهده داشتم و مسئول مذاكرات مربوط به قطعنامه بودم البته تيمي از كارشناسان خبره ديپلماسي نظام با من در اين زمينه همكاري داشتند .

س:   روند تصويب قطعنامه 598 را توضيح بفرماييد ؟
اجمالاً داستان قطعنامه به دو امر بر مي گردد ، يكي اين كه رژيم صدام با همكاري دولت هاي مختلف ، آغازگر جنگ و متجاوز به ايران بود كه نكته جالب اين بود كه پرچم صلح را هم به دست داشت يعني ضمن اينكه متجاوز بود دائماً مدعي آتش بس بودند و بعد از اين كه شكست هاي اوليه را در خرمشهر و فاو و در بالاي كردستان ديدند مرتباً پرچم صلح را به دست مي گرفتند . كشورهايي در صدد بودند كه صدام را نجات بدهند . مثل شوروي سابق و امريكا و كشورهاي غربي تصميم به تحت فشار گذاشتن ايران گرفتند تا ديگر نتوانيم جنگ را ادامه دهيم ، چون شانسي ديگر براي توفيق صدام نبود . كشورهاي پشتيبان رژيم صدام تصميم داشتند  قطعنامه اي را در شوراي امنيت تصويب كنند و ايران را به عنوان كسي كه به تقاضاي صلح پاسخ مثبت نمي دهد و جنگ افروز است ، محكوم كنند و پس از آن برنامه داشتند كه با ايران به طور مستقيم وارد در گيري بشوند البته آنها در گيري را در منطقه خليج فارس با حمايت هاي مختلف از صدام ، لجستيك و علمي شروع كرده بودند . دولتي مثل فرانسه هواپيماي جنگي سوپر اتاندارد را با موشك هاي لجستيك به صدام كرايه داده بود تا به كشتي ها و شهرهاي ما بزند و به طور طبيعي است كه در جنگ ورود كرده بود .
امريكايي ها حتي به شكل لجستيك هم كمك مي كردند و سلاح شيميايي مي زدند تا رسيد به آنجايي كه هواپيماي مسافربري ما را هم زدند .خلاصه كلام اين كه كشورهاي حامي رژيم صدام به دنبال يك  قطعنامه اي بودند كه صرفاً مجوزي باشد براي حمله مستقيم خودشان به ايران و بتوانند عليه ايران وارد درگيري بشوند چون مي دانستند كه ديگر از صدام كاري بر نمي آيد . مبني بر نظر مبارك حضرت امام (ره) ما نبايد مي گذاشتيم پرچم صلح ، دست عراق باشد چون در واقع ما قرباني تجاوز هستيم و پرچم صلح را ما بايد در دست داشته باشيم .
نكته ديگري كه نظر حضرت امام (ره) بود ، اين كه بايد متجاوز در اين جنگ مشخص بشود ، اين مسئله در نظر حضرت امام خميني (ره) حتي از مسئله غرامت جنگي هم بالاتر بود يعني بايد در تاريخ ثبت بشود كه اين جنگ را صدام شروع كرد و متجاوز صدام بود و با توجه به اين جهات ، ايده  قطعنامه كه علبه ايران بود به يك ايده اي با فعاليت ايران تغيير مسير داد و اين بود كه ما اگر كميته اي را مي ديديم كه در سازمان ملل تشكيل مي شد و مسئوليت جنگ را مشخص مي كند ما مي توانستيم با آتش بس موافقت كنيم و اين چيزي بود كه امريكا و شوروي سابق هرگز انتظارش را نداشتند و به نحوي غافلگيرشان كرد . به هر صورت اين ايده كه مورد تأييد حضرت امام (ره) بود بعد از مباحث خيلي زيادي كه در سازمان ملل كه در حدود بيش از دو هزار صفحه مذاكرات ايران و سازمان ملل انجام شد نتيجه طوري رغم خورد كه  قطعنامه تصويب شد . البته زمان پذيرش  قطعنامه هم مهم بود آن زماني كه نظر مبارك حضرت امام (ره) بود آن زماني كمي جلوتر از اين بود كه اتفاق افتاد يعني ما فاو را داشتيم و بخش هايي را از شمال كردستان عراق را هم داشتيم ، منتها دولت آن زمان و برخي از عناصر نظامي پيشنهاد كرده بودند كه ما كمي ادامه بدهيم و توان داشتن كارت هاي برنده ديگري را هم داريم . البته امام (ره) به اين نظر كارشناسي آن برادران ، ضمن اينكه اعتقاد نداشتند ، ولي قبول كردند و اين روش حضرت امام (ره) بود كه به نظرات كارشناسي توجه وافر داشتند . به هر صورت ما  قطعنامه را در همان زمان كه پذيرفتيم عملاً جنگ با پيروزي جمهوري اسلامي ايران به پايان رسيد چون پيروزي ايران معنايش اين است كه رژيم بعث صدام هيچ دستاوردي را نداشت و ضمناً سازمان ملل عراق را به عنوان متجاوز مشخص كرد و يكي از دلايل شكست صدام اين است كه صدام به كويت حمله كرد و كويت را گرفت كه بگويد اگر من در ايران نتوانستم موفق باشم در كويت مي توانم پيروزي را به دست بياوريم و اين استيصال حكومت صدام بود . خداوند متعال به پاسداري از خون هاي پاك شهيداني كه به دست اين رژيم ددمنش ريخته شد روزگاري تلخي را براي صدام رقم زد و در نهايت ذلت ، صدام به دار آويخته شد .

س:    باتوجه به موضعگيري ها و سخنان حضرت امام (ره) در مورد جنگ كه مي فرموند جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم و سخنان ايشان در مورد ادامه جنگ ، قطعنامه 598 را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟
جنگ جنگ تا رفع فتنه اتفاق افتاد . يعني رزمندگان ما نبرد را تا لحظه اي پيش بردند كه از آن به بعد آغاز فتنه بود يعني وقتي كه آتش درگيري رژيم بعث ما فروكش كرد اين آغاز نهايت كار صدام بود همانطوري كه گفتم اگر صدام دستاوردي را در اين جنگ داشت به كويت حمله نمي كرد و چون هيچ گونه پيروزي را به دست نياورده بود به كويت حمله كرد كه اين آغاز بسيار مهمي براي پايان اين فتنه بود . حضرت امام خميني (ره) اين را اتفاقاً قبل از رحلتشان پيش بيني كرده بودند يعني قبل از حمله عراق به كويت ، سفير ما در كويت كه به ايران آمده بود خدمت حضرت امام (ره) رسيد و گفت كه من دارم برمي گردم به كويت ، به امير كويت چه بگويم ، حضرت امام (ره) فرمودند به ايشان سلام برسانيد و بگوييد اين همه كمكي كه شما به رژيم صدام كرديد بدانيد روزي كه جنگ متوقف مي شود و صدام هيچ گونه دستاوردي را ندارد حتماً به شما حمله خواهد كرد كه نشان بدهد در جاي ديگري به پيروزي رسيده است .


س:   به نظر حضرتعالي بازتاب پذيرش قطعنامه 598 ، چه در بعد داخلي و چه بعد بين المللي را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟
در سطح بين المللي اين يك پيروزي بزرگ براي ايران بود چون جلوي صدور يك مجوز براي تهاجمات علمي امريكا و برخي از كشورها را براي ايران گرفت و آنها در واقع نمي خواستند اتفاق بيفتد . معاون دبير كل وقت سازمان ملل كتابي نوشته بود كه در آن كتاب آورده بود كه امريكايي ها تهديدش مي كردند كه چرا آنقدر تلاش مي كنيد كه ايران قطعنامه را بپذيرد و ما (امريكا) دوست نداريم كه اين قطعنامه مورد قبول ايران قرار بگيرد و مي خواهيم ايران آن را نپذيرد تا بتوانيم يك مستمكي را داشته باشيم تا به ايران حمله كنيم . به نظر من از لحاظ بين المللي اين توفيق براي ايران بود كه پرچم صلح را از دست صدام گرفت و صدام به عنوان متجاوز شناخته شد و سازمان ملل عراق را به عنوان متجاوز اعلام كرد .
در داخل البته نظرات مختلفي وجود داشت . حضرت امام (ره) به نحوي با تلخي اين قطعنامه را پذيرفتند و تلخي اين پذيرش به خاطر حوادثي بود كه در جبهه ها اتفاق افتاده بود و در اين حوادث دولت آقاي مير حسين موسوي نقش منفي بسيار چشمگيري داشتند يعني آقاي موسوي براي اين كه مجدداً در پست نخست وزيري بماند دست به يك تحركاتي زد و اين تحركات در جبهه ها آثار بسيار منفي از خودش باقي گذاشت .
رزمندگان ما از تحركاتي كه در جبهه اتفاقي افتاده بود راضي نبودند و متعقد بودند كه بايد دستاوردهاي بيشتري براي جنگ داشته باشيم كه البته اين تا حدي مي توانست معقول باشد منتها آنچه كه خداوند متعال مثبت مي كند آن انجام مي گيرد و دست كسي نيست و عاقبت امور ، پيروزي قاطع جمهوري اسلامي در اين جنگ تحميلي بود .

س:    چه ميزان به بندهاي قطعنامه 598 عمل شده است ؟
برخي از بندهاي قطعنامه 598 مانند آتش بس و بازگشت به مرزها و تعيين متجاوز كامل انجام شد و برخي از بندهاش مثل اينكه كسي كه متجاوز است مسئوليت تجاوز را بر عهده داشته باشد اصلاً انجام نشد . بندهايي كه مربوط است به امنيت خليج فارس كه بند بسيار مهمي است كه تمام كشورهاي خليج فارس بايد در يك امنيت دسته جمعي در آن وارد بشوند اين هم انجام نشد و لذا بندهايي از قطعنامه 598 انجام گرفت و بندهايي از انجام نگرفت .

س:  به نظر حضرتعالي جنگ را بايد از طريق ديپلماسي و پاي ميز مذاكره به سرانجام رساند ؟
البته اين مخلوط كردن دو موضوع است ؛ يكي اين كه ديپلماسي هميشه بايد به عنوان مهد توان ملي باشد چه در جنگ و چه در صلح فرقي ندارد . حتي در زمان جنگ هم ديپلماسي بايد بتواند دستاوردهايي كه رزمندگان ما در جبهه ها به دست مي آورند در نتايج را نگهداري كند و در سطح بين المللي و سياسي ترجمه كند . بنده متعقدم ديپلماسي كه پشتوانه اي در سطح ملي نداشته باشد ديپلماسي حرافي است و خاصيتي ندارد ، توان ديپلماسي ما در زمان جنگ به علت توان رزمندگان ما بوده است .
البته جنگ ها در دنيا به انواع مختلفي ختم مي شود . بعضي ها با تسليم دشمن با عقب نشيني دشمن و بعضي با خاتمه جنگ . اين جنگي كه ما در آن قرار گرفتيم بعد از شكست ها و ضربات سنگيني كه رزمندگان ما بر پيكر متجاوز وارد كردند دشمن مجبور به قبول آتش بس شد . نكته مهم اين است كه صدام هرگز نمي خواست كه به اين صورت آتش بس را بپذيرد .
صدام مي خواست خوزستان را داشته باشد و شمال ايران را داشته باشد . وعده داده بود كه تا تهران مي آيم ولي همين صدام بدون هيچ دستاوردي و با حدود هشتاد ميليارد دلار قرض و حدود يك ميليون كشته و مجروح و خرابي هاي فراواني ، مجبور شد كه قطعنامه را بپذيرد و اين دو واقع آغاز انجام كار صدام بود .
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین