رژيم صهيونيستي در نگاه امام خميني(ره)
مسئله قدس، يک مسئله شخصي نيست و يک مسئله مخصوص به يک کشور و يا يک مسئله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست، بلکه حادثه اي است براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آينده، از روزي که مسجدالاقصي پي ريزي شد تا آنگاه که اين سياره در نظام هستي در گردش است. ايده تشکيل دولت يهودي در فلسطين به قدري نفرت انگيز بود که واکنش عمومي جهان اسلام را برانگيخت و نگذاشت بيت المقدس به راحتي و خوشي از گلوي صهيونيسم فرو رود. اما واکنش مسلمانان در قبال اشغال سرزمين هاي فلسطين، به اتکاي انديشه هاي عميق رهبران مسلمان و روشنگري هاي آنها بود. در اين راستا انديشه و موضعگيري هاي فکري و سياسي حضرت امام خميني(ره) نقش اساسي و تعيين کننده يافت و مبارزه با اسرائيل را به عنوان يک اصل مهم سياست خارجي و استراتژي بنيادين مبارزه با ظلم و بي عدالتي، تثبيت کرد. آنچه را که حضرت امام(ره) در زمينه تحريم اقتصادي رژيم صهيونيستي و استفاده از اجتماعات و گردهمايي هاي بزرگي مانند مراسم حج و برگزاري روز قدس به ملت ها و دولت هاي اسلامي توصيه مي کردند، نهايتا نقش خود را در تضعيف جايگاه جهاني و منطقه اي اسرائيل ايفا کرد و اکنون شاهد ناکام ماندن توسعه طلبي هاي رژيم صهيونيستي در خاورميانه هستيم. آنچه در اينجا به آن خواهيم پرداخت مشخصا برخي مواضع امام خميني(ره) درباره رژيم صهيونيستي قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مي باشد . در اين نوشتار سعي شده با مراجعه به آثار حضرت امام(ره) و بهره گيري از انديشه هاي ايشان، به سوالات زير پاسخ داده شود: اهداف رژيم صهيونيستي در منطقه خاورميانه کدامند؟ دولتمردان کشورهاي اسلامي بايد چه تدابيري در برابر رژيم غاصب اتخاذ نمايند؟ مردم کشورهاي اسلامي در برابر اقدامات تجاوزگرانه رژيم صهيونيستي چه وظيفه اي دارند؟ اهداف تشکيل رژيم صهيونيستي امام(رحمة الله عليه) نيز اتخاذ هرگونه سياست سازشکارانه و همراه با مسامحه را در برابر آنها جايز نميدانند: « اگر سست بگيريد، اينها تا فرات ميخواهند بروند. اينها همه اينجا را ملک خودشان ميگويند هست.» سياست توسعه ارضي و گسترش آن از نيل تا فرات، از اهداف اساسي بنيانگذاران دولت يهود به شمار ميرود. همواره بازگشت به ارض موعود با تمسک به متون مذهبي و براساس تفاسير ديني ، بخشي از برنامههاي رهبران سياسي اسرائيل را به خود اختصاص ميدهد تا از اين طريق نوعي علاقه ملي و احساس مليگرايي را در ميان يهوديان براي بازگشت به سرزمين فلسطين ايجاد نمايند . ايده تشکيل دولت يهودي در فلسطين ، به قدري نفرتانگيز بود که واکنش عمومي جهان اسلام را برانگيخت و نگذاشت بيتالمقدس به راحتي و خوشي از گلوي صهيونيسم فرو رود. اما واکنش مسلمانان در قبال اشغال سرزمينهاي فلسطين، به اتکاي انديشههاي عميق رهبران مسلمان و روشنگري هاي آنها بود. دراين راستا انديشه و موضعگيري هاي فکري و سياسي حضرت امامخميني(رحمة الله عليه) نقشي اساسي و تعيينکننده يافت و مبارزه با اسرائيل را به عنوان يک اصل مهم سياست خارجي و استراتژي بنيادين مبارزه با ظلم و بيعدالتي ، تثبيت کرد. آنچه را که حضرت امام(رحمة الله عليه) در زمينه تحريم اقتصادي اسرائيل و استفاده از اجتماعات و گردهماييهاي بزرگي مانند مراسم حج و برگزاري روز قدس به ملتها و دولتهاي اسلامي توصيه ميکردند ، نهايتاً نقش خود را در تضعيف جايگاه جهاني و منطقهاي اسرائيل ايفا کرد و اکنون شاهد ناکام ماندن توسعهطلبي هاي اسرائيل در خاورميانه هستيم. در مقاله پيشروي ، ديدگاههاي اصولي حضرت امام(رحمة الله عليه) پيرامون شکلگيري اسرائيل و شيوههاي مبارزه با آن مورد شرح و تبيين قرار گرفتهاند . کنگره جهاني صهيونيسم در سال 1897.م در شهر بال سوئيس برگزار گرديد و يک مجارستاني يهوديتبار به نام تئودور هرتزل (1860ــ1904.م) به تبيين ديدگاههاي خود درباره آينده يهوديان در سراسر جهان پرداخت. وي تاکيد نمود که تنها راه نجات يهوديان از سرگشتگي، پراکندگي و تبعيض ، ايجاد يک دولت يهودي است. نخستين اقدامات سران قوم يهود براي گرفتن مجوز اسکان يهوديان در فلسطين از سلطان عثماني، به جايي نرسيد. اما بر اثر تجزيه دولت عثماني بعد از جنگ اول جهاني (1914ــ 1918.م) ، قيمومت انگلستان بر سرزمين فلسطين و تلاشهاي سياسي حييم وايزمن ــ که بعدها اولين رئيسجمهور اسرائيل شد ــ ازيکسو، و صدور اعلاميه آرتور جيمز بالفور در دوم نوامبر (1917.م) در طول جنگ ازسويديگر، راه براي مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين هموار شد. در فاصله جنگ اول و دوم جهاني و بهويژه در مدت جنگ دوم جهاني (1939ــ1945.م)، در نتيجه سياست ضديهودي نازيها در آلمان، بهانه براي مهاجرتدادن گسترده قوم يهود از طرف بزرگان يهود فراهم گرديد و آنها گروهگروه وارد فلسطين شدند. پس از جنگ جهاني دوم، سازمان ملل متحد با تجزيه فلسطين و تشکيل دولت يهودي موافقت نمود. در پانزدهم مه 1948.م قيمومت انگليس بر فلسطين به پايان رسيد و اين فرجام، به آغازي براي شکلگيري دولت اسرائيل در منطقه تبديل شد. در نتيجه چنين اقدامي، جنگ اول بين اعراب و اسرائيل در سال 1948.م و سپس جنگهاي ديگري در سالهاي 1973، 1967، 1956.م درگرفت که در نتيجه مداخلات کشورهاي اروپايي همگي آنها به نفع اسرائيل پايان يافتند. اولين واکنشها در ارتباط با شکلگيري دولت اسرائيل در سرزمينهاي اسلامي، به قرن نوزدهم ميلادي بازميگردد. اما آنچه در اينجا به آن خواهيم پرداخت، مشخصا مواضع امامخميني(رحمة الله عليه) درباره اسرائيل، قبل و يا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، ميباشد. سعي شده است با مراجعه به آثار حضرت امام(رحمة الله عليه) و بهرهگيري از انديشههاي ايشان، به سوالات زير پاسخ داده شود: اهداف اسرائيل در منطقه خاورميانه کدامند؟ دولتمردان کشورهاي اسلامي بايد چه تدابيري در برابر اسرائيل اتخاذ نمايند؟ مردم کشورهاي اسلامي در برابر اقدامات تجاوزگرانه اسرائيل چه وظيفهاي دارند؟ 1ــ اهداف اسرائيل در خاورميانه رژيم صهيونيستي با پيشروي تدريجي و گامبهگام در درون سرزمين فلسطين، اقدام به تاسيس شهرکهايي براي اسکان مهاجران يهود نموده است. آنها ازهمانابتدا اين مهاجرت را طي يک برنامه درازمدت، براي تشکيل يک دولت يهودي دنبال مينمودند. سادهانديشي است اگر گفته شود اعراب ساکن در منطقه بيتالمقدس بخشي از اراضي خود را به يهوديان مهاجر فروختند و آنها هم شروع به احداث مدرسه، بيمارستان، پادگانهاي نظامي و اماکن تفريحي ــ ورزشي و... نمودند و براساس همان حق خريد زمين، زمينه شکلگيري دولت يهودي را بهوجود آوردند. بسياري از اقوام و مذاهب در کشورهاي مختلف جهان وجود دارند که هم از لحاظ کثرت جمعيت و هم به لحاظ درآمد مالي از نفوذ بالايي برخوردار هستند اما هيچوقت اقدام به تاسيس دولت ننمودهاند. واقعيت آن است که اکثر زمينهايي که تحت اختيار دولت يا صندوق ملي يهود قرار دارند، اراضي مصادرهشده فلسطيني هستند. درواقع اسرائيليها اراضي مسلمانان را غصب نمودند و پايههاي يک حکومت نامشروع را در آنجا بنيان نهادند. امامخميني(رحمة الله عليه) نيز همين تلقي را ابراز نمودهاند: «ما اسرائيل را محکوم ميکنيم. اسرائيل غاصب است و در محلي که آمده، بهطورغصب آمده است.» شالوده اوليه اين دولت، با زور و فشار قدرتهاي استعماري شکل گرفت. مسلما چنين اقدام نامشروع و غيرموجهي بايد با توسل به تخريب و جنگ صورت پذيرد. شکلگيري اسرائيل ازهمانابتدا در جهت اعمال فشار عليه مسلمانان و راهانداختن چالشهاي منطقهاي شکل گرفت: «اين جرثومه فساد را که در قلب کشورهاي اسلامي گماشتهاند، تنها براي سرکوبي ملت عرب نميباشد، بلکه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورميانه است. نقشه، استيلا و سيطره صهيونيزم و استعمار بر دنياي اسلام و بيشتر سرزمينهاي زرخيز و منابع سرشار کشورهاي اسلامي ميباشد.» سياستهاي درازمدت اسرائيل و همپيمانانش در ميان کشورهاي اسلامي نوعي اعمال قدرت و سلطه ، همراه با گسترش حوزه نفوذ بوده است؛ بدينصورت که از يک طرف سعي ميشود سياستهاي سلطهجويانه حفظ شود و از سوي ديگر اين سياستها برمبناي استراتژيهاي تهاجمي تدوين ميگردد. در واقع موضع اسرائيليها ، در ميانمدت و يا بلندمدت، فقط بر مبناي استراتژي تهاجم دنبال ميشود. ازاينرو، امام(رحمة الله عليه) نيز اتخاذ هرگونه سياست سازشکارانه و همراه با مسامحه را در برابر آنها جايز نميدانند: «اگر سست بگيريد، اينها تا فرات ميخواهند بروند. اينها همه اينجا را ملک خودشان ميگويند هست.» سياست توسعه ارضي و گسترش آن از نيل تا فرات، از اهداف اساسي بنيانگذاران دولت يهود بهشمار ميرود. همواره بازگشت به ارض موعود با تمسک به متون مذهبي و براساس تفاسير ديني، بخشي از برنامههاي رهبران سياسي اسرائيل را به خود اختصاص ميدهد تا ازاينطريق نوعي علاقه ملي و احساس مليگرايي را در ميان يهوديان براي بازگشت به سرزمين فلسطين ايجاد نمايند. آنها براي تحقق مقاصد و نياتشان، از امکانات نظامي و اقدامات تروريستي جهت پيشروي و توسعه ارضي و همچنين تسلط بر اماکن مذهبي مانند بيتالمقدس استفاده ميکنند. ايجاد فضاي رعب و وحشت در داخل سرزمينهاي اشغالي با استفاده از ماشين ترور، سبب گرديده عده زيادي از مردم فلسطين مهاجرت اجباري نمايند و در کشورهايي مانند سوريه و اردن و در اردوگاهها سکونت گزينند و در عوض مهاجران يهودي از امريکاي شمالي و اروپاي غربي و شرقي جايگزين مردم فلسطين شدهاند. بنگوريون در سيويکم اوت 1949 در ديدار با گروهي از امريکائيها، چنين گفته است: «اگرچه ما روياي ايجاد دولت اسرائيل را عملي کردهايم، هنوز در آغاز کار قرار داريم. در حالحاضر، جز نهصدهزار يهودي در اسرائيل زندگي نميکنند و حالآنکه اکثريت قوم يهود هنوز در خارج حضور دارند. تلاش آينده ما اين است که همگي يهوديان را به اسرائيل بياوريم.» اسرائيليها اخراج تمام فلسطينيها را جزء اهداف بلندمدت خود ميدانند. دولتمردان اسرائيلي براي تحکيم جايگاه و موقعيت سياسي رژيم، از هر ابزار و وسيلهاي براي دستيابي به آرمان ساختگي يهود استفاده ميکنند؛ بهعبارتبهتر از ديدگاه آنها بهکارگيري سياستهاي غيراخلاقي (ترور، خشونت، تبعيد و زندان) براي رسيدن به هدف، موجه و منطقي است. اين اقدامات براساس يک ديدگاه ابزارانگارانه نظريهپردازي شدهاند. ازسويديگر صهيونيستها در سطح بينالمللي، با برخورداري از حمايت قدرتهاي بزرگ مانند ايالاتمتحده امريکا و همپيمانانش، بر روي اقدامات و سياستهاي نامشروع و ناموجه خود سرپوش ميگذارند. کاخ سفيد بهمنظور تحکيم جايگاه اسرائيل در سرزمين فلسطين، همواره سعي نموده است با ارائه طرحها و نقشههايي، گروههاي مبارز و آوارگان فلسطيني را از حقوق حقه خود جهت دستيابي به موطن اصلي بازدارد. حضرت امام(رحمة الله عليه) تمامي اين طرحهاي امريکائيان را نيرنگ و در جهت جنگافروزي در منطقه ميدانست: « بر فرض که امريکا يک طرح صددرصد اسلامي ــ انساني بدهد. ما باور نميکنيم که آنها به نفع صلح و منافع ما گامي بردارند. اگر امريکا و اسرائيل لاالهالاالله بگويند، ما قبول نداريم؛ چراکه آنها ميخواهند سر ما کلاه بگذارند. آنها که صحبت از صلح ميکنند، ميخواهند منطقه را به جنگ بکشند.» امروز مشاهده ميکنيم که اقدامات تروريستي دستگاه حاکمه صهيونيسم و بسياري از موارد نقض حقوق بشر اين دولت، از سوي حاميانش دفاع مشروع جلوه داده ميشود و کساني را که با دست خالي و سنگ، از سرزمين اجداديشان دفاع ميکنند، تروريسم مينامند. بنابراين دنبالنمودن موضوعاتي مانند گسترش جغرافياي سرزميني، ايجاد شهرکهاي يهودينشين ، ترور رهبران سياسي و مذهبي فلسطيني، خلعسلاح گروههاي مبارز ، تسخير بيتالمقدس و تبديل آن به پايتخت ، تهديد گروههاي افراطي مبني بر تخريب مسجدالاقصي و تفرقهافکني در ميان کشورهاي اسلامي ، اهداف اصلي رژيم صهيونيستي را تشکيل ميدهند. امام(رحمة الله عليه) با شناخت اهداف اسرائيل و سياستهاي تجاوزکارانه آن رژيم ، همواره سعي در بيداري دولتها و ملتهاي اسلامي داشتند. 2ــ وظايف دولتهاي اسلامي در قبال اسرائيل دولتهاي اسلامي ميتوانند نقشي مهم و اساسي در سمتگيري و اتخاذ خطمشيهاي سياسي در برابر اقدامات و تحرکات تجاوزکارانه اسرائيل ايفا نمايند؛ چراکه برقراري روابط ديپلماتيک و شناسايي رسمي يک کشور يا دولت، در حيطه اختيارات اصلي و اساسي دولتها قرار دارد. علاوهبر استفاده از ابزارهاي ديپلماسي، دولتها از طريق تحريمها ، قطع روابط اقتصادي و برملانمودن چهره متجاوزگر در مجامع بينالمللي و شناساندن اهداف پشت پرده آن، ميتوانند گامهاي موثر و اساسي در اين زمينه بردارند. از نکات جالب و حائز اهميت در موضعگيري امام عليه اسرائيل ، انتقاد از کشورهاي اسلامي طرفدار اسرائيل است و اولين حکومتي که مورد انتقاد قرار گرفت، رژيم پهلوي بود. حضرت امام(رحمة الله عليه) از همان آغاز مخالفتهايش با شاه، گسترش حضور اسرائيل و نقش پشت پرده آن را در سياستهاي ايران برملا و آشکار ميساخت. ايشان در سخنرانيهاي اوايل دهه 1340، سه مساله اصلي را در اهداف مبارزاتي خود دنبال مينمود: 1ــ استبدادي و فاسدبودن دستگاه حاکمه سياسي و در راس آن، شخص شاه 2ــ سياستهاي ضدمذهبي و اسلامي شاه، که اسلام و قرآن را در معرض خطر قرار داده بود 3ــ نفوذ اسرائيل در ارکان و سطوح مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي کشور. چنانکه ملاحظه ميشود، امام(ره) ازيکسو از اسلام و مفاهيم اسلامي دفاع ميکرد و ازسويديگر اسرائيل و نظام سياسي پهلوي را مورد حمله قرار ميداد. جالبآنکه حضرت امام براساس تعاليم اسلامي و قرآني ، مبارزه با استبداد و استعمار را يک مقوله بههمپيوسته ميدانستند و استبداد و اسرائيل را دو عامل خطرناک براي جامعه ايران و به زيان مصالح و منافع کشور معرفي ميکردند. ماموران شاه از امام(ره) خواسته بودند به موضوعاتي مانند اسلام ، اسرائيل و شاه نپردازند اما امام به صراحت هرگونه رابطه رژيم شاه با اسرائيل را مورد نکوهش قرار دادند: «ما از اول نظر قاطع درباره صهيونيستها داشتهايم. يکي از دلايل مخالفت ما با شاه ايران، همين رابطه با اسرائيل بوده است. همين قضيه، موجب حرکت مردم ايران شده است.» اين قاطعيت و انعطافناپذيري در برابر اسرائيل و حمايت از حقوق ملت فلسطين، نهتنها در بعد نظري و حرکتهاي قبل از انقلاب وجود داشت، بلکه بعد از شکلگيري نظام جمهوري اسلامي ايران نيز همچنان تداوم يافت. از ديدگاه امام(رحمة الله عليه) وظيفه دولتها در برابر اقدامات رژيم صهيونيستي، به دو صورت انجامپذير است: اتحاد و يگانگي، تحريم اقتصادي. الفــ اتحاد و يگانگي امام(ره) وظيفه دولتهاي اسلامي در برابر اعمال تجاوزکارانه اسرائيل به سرزمينهاي اشغالي را دروهلهاول اتحاد و يگانگي ميدانست، اتحادي که برآمده از اتخاذ شيوههاي درست و منطقي و متون اصيل اسلامي باشد. براي رسيدن به اين پيوند و مشارکت اسلامي، در ابتدا بايد «سران کشورهاي اسلامي از اختلافات داخلي دست بردارند و با اهداف عاليه اسلام آشنا شوند و به سوي اسلام گرايش پيدا کنند.» تاکيد امام(رحمة الله عليه) بر دنبالنمودن اهداف بزرگ و مهم از سوي دولتمردان کشورهاي اسلامي، به اين دليل بود که در جهان اسلام اقوام و مذاهب متنوعي وجود دارند و همين عامل سبب شکلگرفتن سليقهها و نظرات متفاوتي شده است. متاسفانه در برخي موارد مشاهده ميگردد اهداف حياتي و کليتر به فراموشي سپرده ميشوند و نگرشهاي قومي و تعصبآميز باعث ميگردند بسياري از اتفاقات بهوجودآمده در جهان اسلام به فراموشي سپرده شوند. بنابراين، هرگونه عامل يا عوامل اختلاف و تفرقهبرانگيز در ميان جوامع اسلامي، در ابتدا ميبايست از طرف دولتمردان کنار گذاشته شوند. اين عوامل ممکن است نژادي، زباني، مليتي و سياسي باشند. اتحاد اسلامي زمينه توافقات و نقاط اشتراک در جهتگيريهاي سياسي بين کشورهاي اسلامي را فراهم ميآورد. مسائل و مشکلات برآمده از گرايشها و احساسات ناسيوناليستي نظير پانترکيسم، پانعربيسم و پانايرانيسم، زمينه تفرقه و چنددستگي را در جهان اسلام فراهم آوردهاند. ازاينرو امام(رحمة الله عليه) ميفرمودند: «اگر دولتهاي اسلامي به خود بيايند و گرايش پيدا کنند به اسلام و از عربيت برگردند به اسلاميت و از ترکيت برگردند به اسلاميت، حل ميشوند مسائل و اگر آنها نکنند، اين مشکل هست تاوقتيکه ساير کشورها مثل ايران بشوند.» اين عامل انحطاطبرانگيز، موضوع نگرانکننده و حساسيتبرانگيزي بود که امام همواره در مواضع و ديدگاههايشان آن را مدنظر قرار ميدادند. همين گرايشهاي تفرقهانگيز مليگرايانه، سبب گرديد مساله فلسطين و چگونگي مقابله جهان اسلام با اسرائيل، نگرشهاي قومي و نژادي به خود بگيرد. اسرائيليها از اين تفرقه سود زيادي نصيبشان گرديده است. امام همواره در مواضعشان متوجه اين اختلافات در ميان سران دولتهاي اسلامي بودند. درواقع امام(رحمة الله عليه) درد را در جهان اسلام تشخيص داده بودند و علاج واقعي آن را در عمل به متون و مفاهيم اسلامي ميدانستند. بههميندليل ريشه ناکامي و شکست مسلمانان در برابر صهيونيسم را با واقعبيني و ظرافت و ژرفنگري دنبال ميکردند و سعي داشتند دولتهاي اسلامي را بيدار و آگاه سازند؛ زيرا بسياري از سرسپردگيها و وابستگيها را معلول عدم آگاهي و شناخت از عيوب داخلي ميدانستند. امام(رحمة الله عليه) يکي ديگر از موارد ضعف جهان اسلام در برابر رژيم اسرائيل را در اختلاف، تفرقه و نيز وابستگي برخي رهبران سياسي جوامع اسلامي ميدانستند: «اين اختلاف کلمه و سرسپردگي بعضي از سران ممالک اسلامي است که با داشتن منابع طبيعي سرشار و ذخاير گرانبها و جمعيت هفتصدميليوني نتوانستهاند، دست استعمار و صهيونيزم را از بلاد اسلامي قطع کرده و به نفوذ ايادي آن پايان بخشند.» برخي رهبران کشورها و نهادهاي مسئول اسلامي، در عرصه داخلي و خارجي، با دامنزدن به مباحث ناسيوناليستي از طريق ايجاد رابطه ديپلماتيک و شناسايي رسمي اسرائيل، زمينه ايجاد اختلاف در جهان اسلام را فراهم ميکردند. هنگاميکه يک کشور مسلمان، مشروعيت نظام سياسي اسرائيل را بپذيرد و آن را مورد شناسايي قرار دهد، دولت شناساييشده به عنوان يک بازيگر نظام بينالمللي از يک جايگاه و موقعيت بالفعل برخوردار ميشود. اين رابطه و شناسايي، امتيازات سياسي و اقتصادي را در پي دارد؛ ازاينرو حضرت امام نسبت به هرگونه رابطه ديپلماتيک با اسرائيل شديدا هشدار ميدادند: «اين حکومتها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرتها و سرسپردگيشان با ابرقدرتهاي چپ و راست، مشکلات را براي ما و همه مسلمين ايجاد کردهاند. اگر اين مشکل از پيش پاي مسلمين برداشته شود، مسلمين به آمال خودشان خواهند رسيد.» بروز گرايشهاي مليگرايانه، عوارض فرهنگي و برقراري ارتباط ديپلماتيک با اسرائيل، عوارض سياسي براي ملت اسلام در پي دارد و ازاينرو امام هر دو عامل را مردود ميدانستند زيرا در نهايت اسرائيل بود که از چنين اقداماتي استفاده ميبرد: «اسرائيل وقتيکه ديد ملتها با هم مخالف هستند و دولت مصر هم که همراه او است، برادر است و عراق هم که با اينها برادر است. وقتي اينها را ديد، قدم به قدم پيش ميرود.» امام همه کشورهاي اسلامي را به تجمع در زير سايه ارزشهاي اصيل اسلامي و به توافق و همگرايي دعوت مينمود و به آنان هشدار ميداد نسبت به خطرات خارجي عدم توجه به اين مسائل، آگاه باشند. بــ تحريم اقتصادي امامخميني(ره) يکي از وظايف مهم دولتهاي اسلامي را تحريم اقتصادي اسرائيل ميدانست. کشورهاي اسلامي تحريم اقتصادي را به دو صورت ميتوانند اعمال نمايند: از طريق تحريم فروش نفت و نيز با تحريم کالاها و مصنوعات ساخت اسرائيل و حاميان آن. امام کشورهاي فروشنده نفت به اسرائيل و در ابتدا رژيم پهلوي را محکوم ميکرد: «اين شاه ايران است که دست اسرائيل را در سراسر ايران باز گذاشته و اقتصاد ايران را به خطر انداخته است... اين شاه است که نفت ايران را به دشمنان اسلام و بشريت تسليم کرده تا در جنگ با مسلمين و اعراب به کار برند.» حجم مبادلات اقتصادي ايران و اسرائيل در زمان رژيم پهلوي از سال 1328.ش افزايش چشمگيري يافت. مبادلات تجاري و بازرگاني ميان ايران و اسرائيل در محدوده خاورميانه در دوران پهلوي، بيشتر از همه کشورهاي منطقه بود. عمده محصولات صادراتي اسرائيل به ايران عبارت بودند از: «تخممرغ، گاوهاي شيرده، ماشينآلات کشاورزي، موتور، لاستيک اتومبيل، نخ پشمي، مواد غذايي و بعضي اقلام ديگر.» در ازاي اقلام يادشده، نفت بهعنوان عنصر اصلي و حياتي در اقتصاد اسرائيل، از طرف ايران تامين ميگرديد. مراوده اقتصادي برخي کشورهاي اسلامي با اسرائيل، اسباب پويايي زيرساختهاي اقتصادي آن رژيم را فراهم مينمود درحاليکه تحريم همهجانبه آن رژيم توسط کشورهاي اسلامي، ميتوانست آن رژيم را در بسياري از طرحها و پروژههاي عمراني، کشاورزي، صنعتي و... با مشکل مواجه سازد. ازاينرو امام(رحمة الله عليه) صراحتا اعلام کرد: «کمک به اسرائيل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه نفت حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائيل و عمال آن، چه رابطه تجاري و چه رابطه سياسي حرام و مخالف اسلام است. بايد مسلمين از استعمال امتعه اسرائيل خودداري کنند.» اين مخالفت با برقراري رابطه اقتصادي، نه فقط اسرائيل بلکه حاميان آن رژيم و بهويژه ايالاتمتحده امريکا را نيز دربرميگرفت؛ زيرا کشورهاي حامي و متحد آن رژيم نيز عليرغم پنهانکاري در ابراز مواضع، با درپيشگرفتن رفتارهاي تاييدگونه و بيتفاوت، بهنوعي بر بسياري از اقدامات غيراخلاقي و خلاف موازين انساني آن رژيم صحه ميگذاشتند و دراينميان، دولت امريکا عملا از هرگونه کمک به اسرائيل بهصورت پنهان و آشکار دريغ نميکرد. بهعبارتبهتر اسرائيل جدا از يک مجموعه گسترده کشورهاي ضداسلام و مسلمين نبود. اسرائيل از ابتدا تاکنون به حمايت قدرتهاي مسلط جهاني (بهويژه انگليس و ايالات متحده امريکا) متکي بوده و همواره با اتکاي به اين قدرتها، اهداف و خواستههاي خود را پيش برده است. ازاينرو امام(رحمة الله عليه) ، اسرائيل و حاميان آن را يکجا مورد خطاب قرار ميداد: «بر همه دولتهاي ممالک نفتخيز اسلامي لازم است از نفت و ديگر امکاناتي که در اختيار دارند، بهعنوان حربه عليه اسرائيل و استعمارگران استفاده کرده و از فروش نفت به آن دولتهايي که به اسرائيل کمک ميکنند، خودداري ورزند.» در اکتبر 1973.م جنگي به رهبري مصر و سوريه با اسرائيل درگرفت. در اين جنگ بود که براي اولينبار کشورهاي مسلمان و داراي منابع نفتي متحد شدند تا از اهرم نفت عليه کشورهاي حامي اسرائيل استفاده نمايند. اما بهدليل وابستگي اقتصادي کشورهاي اسلامي به نفت و عدم همگرايي کشورهايي مانند ايران، عملا تحريمهاي نفتي نتوانست دوام بياورد؛ گذشتهازاين، متاسفانه بهدليل برخوردارنبودن بسياري از اين حکومتها از مشروعيت مردمي و وابستگي سياسي آنها به قدرتهاي غربي، نوعي چنددستگي و واگرايي سياسي در جهت اتخاذ سياستهاي هماهنگ و يکدست در ميان آنها وجود داشت. اين عوامل، تاکنون بسياري از همکاريها در جهت تحريم اقتصادي عليه اسرائيل را با مشکل مواجه ساختهاند. 3ــ ملتهاي اسلامي و اسرائيل موضوع ديگري که امام(ره) در ديدگاه خويش به آن توجه نموده، نقش و وظيفه مردم کشورهاي اسلامي در برابر رژيم صهيونيستي است. در جهان اسلام، مسلمانان زيادي با تنوع قومي، زباني، ملي و مذهبي، در محدودههاي سرزميني مشخص و معيني از آفريقا تا آسيا و نيز در ميان کشورهاي اروپايي زندگي ميکنند. امروزه در ازاي هر چهار نفر از مردم جهان، يکنفر مسلمان وجود دارد. اين جمعيت با اتکا به نيروهاي ايمان، اتحاد و همياري، ميتوانند بسياري از موانع و مشکلات پيشروي مردم مظلوم فلسطين را برطرف سازند. امام براي بيداري ملتهاي اسلامي از مردم ايران ميخواهد ابتدا «از منافع اسرائيل و امريکا در ايران جلوگيري نموده و آن را مورد هجوم قرار دهند، هرچند به نابودي آن بيانجامد. وظيفه علماي اعلام و مبلغين است که جرايم اسرائيل را در مساجد و محافل ديني به مردم گوشزد کنند.» منظور امام، اين است که اگر مردم مشاهده نمودند حکومتهايشان در جهت خواستهها و منافع اسرائيل عمل مينمايند و در جهت تحقق خواستههاي ملت فلسطين اقدام مفيد و موثر انجام نميدهند، وظيفه ملتها است که از اين اقدامات غيرمسئولانه و ناموجه جلوگيري نمايند؛ پس شرط اول اين است که بيداري و آگاهي در ميان مردم شکل بگيرد تا بتوانند منافع و نيازهاي واقعي را از نيازهاي کاذب تشخيص دهند. امامخميني(ره) بهترين الگو براي ملتهاي اسلامي را مردم ايران معرفي ميکند: «تا کشورهاي اسلامي، ملتهاي اسلامي، آن معنايي [را] که در ايران پيدا شده، الگوي خودشان قرار ندهند و تا خودشان به خيابانها نريزند و بخواهند از دولتهاي خودشان که با اسرائيل بايد روبرو بشوند، گمان مکنيد که اين کر و کورها به تعقل برسند.» جهانيان مشاهده کردند که مردم ايران در انقلاب اسلامي به رهبري امامخميني(رحمة الله عليه) ازيکسو ساخت حکومت پادشاهي را درهم شکستند و ازسويديگر حمايت از مستضعفان و محرومين جهان و بهويژه حمايت از نهضتهاي آزاديبخش اسلامي را مورد توجه قرار دادند. با شکلگيري انقلاب اسلامي در ايران يکي از حاميان رژيم اسرائيل در منطقه از بين رفت و علاوه بر آن، موجي از اميد، پويايي و تحرک در ميان گروهها، سازمانها و ملت مظلوم فلسطين در جهت رهايي از شر متجاوزگران اسرائيلي ايجاد گرديد. درواقع علت تمامي مخالفتها، مانعتراشيها و ايجاد محدوديتها براي نظام جمهوري اسلامي نيز از آن رو است که انقلاب اسلامي بسياري از معادلات سياسي منطقه را به زيان رژيم صهيونيستي اسرائيل و به نفع مردم مظلوم فلسطين درهم ريخت. مطابق با همين ويژگي انقلاب اسلامي ايران است که امام الگوبرداري از قيام ملت ايران و متکيبودن بر باورهاي اسلامي و رهاشدن از هرگونه وابستگي به شرق و غرب را به همه ملتهاي اسلامي و بهويژه به ملت فلسطين در جهت رسيدن به اهداف و آرزوها يادآوري ميکند: «شما مطمئن باشيد که نه شرق به درد شما ميخورد و نه غرب، با ايمان به خدا و تکيه بر سلاح، با اسرائيل بجنگيد. همچون ملت و نيروهاي مسلح ايران که بياتکا به قدرتها و ابرقدرتها و با ايمان به خدا و قدرت لايزال او تا حصول خواستههاي مشروع خويش، دست از اسلحه برنميدارند.» علاوه بر بيداري ملتها و تاکيد بر باور و ايمان به خداوند در راه رهايي فلسطين از چنگال متجاوزين صهيونيست، امام بر عواملي براي انسجامبخشي به ملتهاي اسلامي، بهعنوانمثال بر برگزاري روز قدس و مراسم حج تاکيد نمود. اسرائيل شهر بيتالمقدس را که مورد احترام اديان آسماني اسلام، مسيحيت و يهود است، در فاصله سالهاي 1948ــ1980.م به اشغال خود درآورد و در سال 1980.م طي يک مصوبه پارلماني، قدس را بهعنوان پايتخت رسمي اسرائيل اعلام کرد. در برابر اين اقدامات رژيم اشغالگر، حضرت امام(رحمة الله عليه) در سخنراني پانزدهم مردادماه 1359.ش از همه مسلمانان جهان خواستند تا «روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالک اسلامي در روز قدس، در روز جمعه آخر ماه مبارک، تظاهرات کنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فرياد بزنند.» درواقع روز قدس، روزي است که مسلمين در سراسر جهان، تجمع و گردهمايي ميکنند و نفرت و انزجار خود را از صهيونيسم به نمايش ميگذارند. اين نمايش وحدت و يکپارچگي از سوي ملتهاي مسلمان، ولو موافق ميل برخي دولتها نباشد، ميتواند بهعنوان نماد همبستگي عمومي در جهان اسلام جلوه يابد. امام(ره) بيتفاوتي مسلمانان را نسبت به مساله قدس جايز نميدانست و پرداختن به آن را در سطحي فراتر از يک ملت يا حکومت تبيين ميکرد: «مساله قدس، يک مساله شخصي نيست و يک مساله مخصوص به يک کشور و يا يک مساله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست. بلکه حادثهاي است براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آينده، از روزي که مسجدالاقصي پيريزي شد تا آنگاهکه اين سياره در نظام هستي در گردش است.» امام همواره تاکيد داشتند که مسلمانان سراسر دنيا بايد با عزم و اراده جمعي، سعي در عقبراندن اسرائيل از بيتالمقدس داشته باشند. همچنين دولتهاي اسلامي نيز نبايد اين مسئوليت را از دوش خود ساقط نمايند و بايد نسبت به اين مسئوليت، پاسخگو باشند. علاوه بر تظاهرات و راهپيمايي مردم در روز قدس، امام(رحمة الله عليه) به تجمع مسلمانان در مراسم و مناسک حج بها داده و اين گردهمايي مسلمين را در اين نقطه پاک و روحاني، بهعنوان نيرويي موثر عليه مستکبران و متجاوزان به حساب ميآوردند. هدف ديگر از برپايي مراسم حج علاوه بر امور مرتبط با عبادت و پاکي قلوب، آگاهبودن از وضعيت مسلمانان جهان در سراسر عالم ميباشد. حضرت امام(ره) تاکيد داشت حجاجي که هر سال در اين مکان وحي گرد ميآيند، بايد از اين فرصت بهدستآمده نهايت بهرهوري و استفاده را ببرند: «براي حل مسائل مشکله مسلمين تبادل نظر و تفاهم کنيد. بايد توجه داشته باشيد که اين اجتماع بزرگ که به امر خداوند تعالي در هر سال در اين سرزمين مقدس فراهم ميشود، شما ملتهاي مسلمان را مکلف ميسازد که در اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عاليه شريعت مطهره و در راه ترقي و تعالي مسلمين و اتحاد و پيوستگي جامعه اسلامي کوشش کنيد.» بعد از اشاره به مباحث و چارچوبهاي کلي پيشروي مسلمانان، امامخميني(رحمة الله عليه) وظيفه اين اجتماع بزرگ در قبال دفاع از حقوق فلسطينيان را چنين تبيين نمودند: «براي آزادي سرزمين اسلامي فلسطين از چنگال صهيونيسم، دشمن سرسخت اسلام و انسانيت، چارهانديشي کنند و از مساعدت و همکاري با مردان فداکاري که در راه آزادي فلسطين مبارزه ميکنند غفلت نورزيد.» تاکيد امام(رحمة الله عليه) بر مراسم حج و روز جهاني قدس، بيشتر بهدليل صفوف فشرده و گردآمدن انبوه جمعيت مسلمان در مکان يا مکانهايي خاص ميباشد. اين اجتماعات ازيکسو بهدليل ويژگيهاي مشترک (حمايت از مردم فلسطين) نوعي احساس اعتمادبهنفس و تحرکات عدالتخواهي را بهوجود ميآورند و ازسويديگر زمينه ترس، آشوب و اضطراب را در ميان دشمنان اسلام ايجاد ميکنند. مردم در کشورهاي اسلامي ميتوانند با ايجاد و راهاندازي سازمانهاي خودجوش و دفاتر دفاع از مردم فلسطين، از طريق جمعآوري کمکهاي اقتصادي در جهت حمايت از فلسطينيان، اقدام نمايند. ازسويديگر تحصيلکردهها و فعالان سياسي نيز ميتوانند با صدور اعلاميه، ارائه آثار و مقالات و راهاندازي همايشها و کنفرانسها، از حقوق مردم فلسطين دفاع کنند. علاوه برآنچه در مورد ملتهاي اسلامي از ديدگاه امام(رحمة الله عليه) شرح داده شد، موضوع ديگر در ارتباط با ملتها، مربوط به قوم يهود ميباشد که تحت عنوان اقليتهاي ديني و قومي در کشورهاي ديگر زندگي ميکنند. ممکن است چنين برداشتي در اذهان شکل بگيرد که مواضع امام(رحمة الله عليه) درباره اسرائيل، همه يهوديان را در بر ميگيرد. اما واقعيت آن است که امام بهصراحت از اقليت يهودي جامعه ايران حمايت مينمود و حقوق آنها را به رسميت ميشناخت: «ما در صورت تشکيل جمهوري اسلامي، از يهوديان ايراني که به فلسطين هجرت کرده و در شرايط تبعيض بسيار ناگواري، تحت استثمار يهوديان اروپايي و امريکايي به سر ميبرند، دعوت خواهيم کرد که به وطن خود برگردند و آزادانه و محترمانه به زندگي خود ادامه دهند و از تعدياتي که در زمان حکومتهاي جور بر آنان شده، مصون خواهند بود.» يهوديها بهعنوان يک اقليت ديني از ديرباز در ميان ايرانيان زندگي کرده و از حقوق و مزاياي شهروندي برخوردار بودهاند. بنابراين منظور امام(رحمة الله عليه) از يهود، اشاره به صهيونيسم سياسي بود که بسياري از آشوبها، فتنهها، ترور و قتل و غارت را در قلب جهان اسلام بهوجود آوردهاند. آنچه امروز افکار عمومي در جهان شاهد آن است، اقدامات خطرناک و تکاندهندهاي هستند که صهيونيسم در جهت حفظ و ماندن بر سر قدرت عليه مردم مظلوم فلسطين انجام ميدهد. نتيجه اقدامات غيرمسئولانه و نابخردانه صهيونيستها در کشتار ملت بيدفاع فلسطين و حمايت مادي و حقوقي کشورهاي غربي از اسرائيل در مجامع بينالمللي، کاملا مويد اين موضوع است که بنابر انديشه و مواضع امام(رحمة الله عليه) يک حرکت و اقدام پنهان و پشت پرده در راستاي سلطهگري عليه دنياي اسلام، وجود دارد. با نگاهي عميق و ژرف به سخنرانيها و مکاتبات امام(رحمة الله عليه) ، ميتوان از اين پيشبيني سياسي در ارتباط با وضعيت آينده جهان اسلام آگاه شد؛ کمااينکه امروز امريکا طرح خاورميانه بزرگ، دموکراسي و اصلاحات امريکايي ، اشغال و سلطه بر کشورهاي اسلامي، محکوميت گروهها و سازمانهاي آزاديبخش فلسطين تحت عنوان گروههاي تروريستي و خلع سلاح آنها را در جهت بهبود و پيشرفت برنامههاي استکباري ــ صهيونيستي دنبال مينمايد. نگاه واقعبينانه و انتقادي امام نسبت به عملکرد اسرائيل در سرزمينهاي اشغالي ازيکسو و گردآوردن تمامي مسلمانان تحت اصول مشترک اسلامي ازسويديگر، دو طرف يک سکهاند که امام(رحمة الله عليه) به هر دو توجه داشت. متاسفانه جوامع اسلامي در نتيجه غفلت و بيتفاوتي نسبت به وقايع و حوادثي که در اطرافشان شکل ميگيرد، دچار نوعي ضعف و سستي در تصميمگيريهاي صريح و سريع در برابر رژيم اسرائيل شدهاند. اين همان آرزو و خواست طرفداران ميل به سلطه و اعمال قدرت بر جهان اسلام ميباشد. امروز صهيونيسم از اين تشتت آرا و گسستگي، نهايت استفاده و بهرهبرداري را مينمايد. دولتها و ملتهاي اسلامي بايد بهجاي پرداختن به موضوعات حاشيهاي و تفرقهانگيز، از طريق سازمانها و نهادهاي بينالمللي، کنفرانس سران کشورهاي اسلامي، سازمانهاي غيردولتي، انجمنهاي بدون مرز، اجماع سياسي در مورد لوايح و طرحهاي بينالمللي در مقر سازمان ملل متحد و با اعمال فشار جمعي بر اسرائيل و حاميانش، از تجاوزات رژيم اشغالگر قدس به ملت بيدفاع فلسطين جلوگيري بهعمل آورند. شکافهاي سرزميني و سياسي ــ اقتصادي، ميبايست ترميم گردد و بهجاي آن، عوامل اتحاد و اتفاق شکل بگيرد؛ وگرنه مسلما اسرائيل بههراندازه که زمينه را براي اعمال سلطه و گسترش حوزه نفوذ مناسب ببيند، فرصت را مغتنم شمرده و هرچهبيشتر در جهت سلطهگري پيش خواهد رفت.
