بررسي شاخصه‌ي سبک زندگي بسيجي در ديدگاه امام(ره) و رهبر انقلاب

کد خبر: ۱۲۸۷۱۴
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۹ - 28November 2011



حوادث پر التهاب ماه‌هاي ابتدايي شکل‌گيري انقلاب اسلامي، ضرورت بسيج همگاني ملت براي دفاع از امنيت کشور در برابر ناآرامي‌هاي ايجاد شده توسط دشمنان انقلاب را ايجاد کرده بود. در اين ميان، ماجراي تسخير لانه‌ي جاسوسي توسط دانش‌جويان پيرو خط امام و آشکار شدن تبديل اين سفارتخانه به پايگاهي براي جاسوسي و توطئه‌افکني برضد نظام جمهوري اسلامي، انقلاب اسلامي را در شرايط ويژه‌ي «رويارويي مستقيم با آمريکا» قرار داد. تهديد آمريکايي‌ها براي حمله‌ي نظامي به قصد آزادي جاسوسان، دغدغه‌اي بود که ضرورت وجود نيروي منسجم، آموزش ديده، نظامي، انقلابي و مردمي براي دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي را بيش از گذشته، فراهم آورد. در چنين شرايطي بسيج مستضعفين به فرمان حضرت امام خميني(ره)، در 5 آذر 1358 صادر گرديد. حضرت امام در همان ايام در ديدار با جمعي از پاسداران، درباره‌ي ضرورت دفاع از کشور فرمودند:
 
«مملکت اسلامى بايد همه‏اش نظامى باشد. تعليمات نظامى داشته باشد ... يک مملکت بعد از يک چند سالى بشود يک کشورى با 20 ميليون جوان که دارد 20 ميليون تفنگ‌دار داشته باشد. 20 ميليون ارتش داشته باشد و اين يک هم چه مملکتى آسيب بردار نيست.»[1]
 
از آن روز تاکنون بسيج در عرصه‌هاي مختلف حضوري موفقيت آميز داشته است که بي‌شک هيچ مجموعه‌ي ديگري نمي‌توانست جايگزين آن گردد. رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با فرماندهان گردان‌هاي عاشوراي بسيج سراسر کشور اين دوران باشکوه حضور بسيج در صحنه‌ي دفاع از انقلاب را چنين توصيف مي‌کنند:
 
«اين نيروهاي مردمي که اگر نبودند - اين بسيج اگر نبود، اين نيروي عظيم حزب الله اگر نبود - در جنگ هم شکست مي‌خورديم؛ در مقابل دشمنان گوناگون هم در اين چند سال شکست مي‌خورديم و آسيب‌پذير بوديم. کارخانه‌ي ما را مي‌خواستند به تعطيلي بکشانند؛ نيروي حزب‌ اللهي از داخل کارخانه مي‌زد به سينه‌شان. مزرعه‌ي ما را در اوايل انقلاب مي‌خواستند آتش بزنند؛ نيروي حزب‌ اللهي از همان وسط بيابان‌ها و روستاها و مزارع، مي‌زد توي دهانشان. خيابان‌ها را مي‌خواستند به اغتشاش بکشند؛ نيروي حزب ‌اللهي مي‌آمد سينه سپر مي‌کرد و در مقابلشان مي‌ايستاد. جنگ هم که معلوم است! اين، آن نيروي اصلي کشور است. نظام اسلامي متکي به اين نيروست.» [2]
 
پايان 8 سال دفاع مقدس و مقاومت همه جانبه ملت در برابر متجاوزين، سرآغاز فصلي نو پيش روي انقلاب اسلامي بود: «دوران بازسازي و سازندگي»! در اين ميان برخي زمزمه‌ها به گوش مي‌رسيد که با پايان يافتن شرايط جنگي کشور و فرا رسيدن دوران صلح و آرامش، زمان آن فرا رسيده است که برخي نهادهاي انقلابي - از جمله مجموعه‌ي بسيج مستضعفين - نيز به پايان کار خود نزديکي شوند و انحلال خود را اعلام نمايند. به عبارتي ديگر، پايان جنگ تحميلي به معناي پايان عمر بسيج تعبير گرديد. اين نداهاي شوم از سه خاستگاه متفاوت، مطرح و شنيده مي‌شد:
 
1-دشمنان انقلاب اسلامي و در رأس آن‌ها آمريکا که بيش‌ترين ضربه را از بسيج و بسيجيان خورده بودند، به وسيله‌ي جنگ تبليغاتي و رسانه‌اي خود اين خط را دنبال مي‌کردند.
 
2-خاستگاه دوم اين ادعا نزد کساني بود که در طول دهه‌ي اول انقلاب به طور مستقيم در صحنه‌هاي پر خطر انقلاب حضور نداشتند و تنها از دور نظاره‌گر حوادث بودند. عافيت طلباني که مشکلات و سختي‌ها را از نزديک لمس نکرده و در يک همسويي با بيگانگان، متأثر از القائات آنان همان سخنان را تکرار مي‌کردند.
 
 
3-گروه سوم نيز برخي جريان‌هاي سياسي بودند که به نهادهاي انقلابي از جمله بسيج به عنوان مانعي پيش روي اغراض و اهداف سياسي خويش در بهره‌گيري بيش‌تر از قدرت مي‌نگريستند و بدين جهت طرح بازنشستگي بسيج را مطرح مي‌ساختند.
 
در اين بين رهبر انقلاب به عنوان ايدئولوگ و مفسر بزرگ انقلاب اسلامي، چنين ابراز مي‌دارند:
 
«من در جواب آن سؤال آغازين که جايگاه بسيج در کشور ما بعد از دوران جنگ کجاست؟ مي‌گويم که بسيج بايد با همان روحيه و شور و قدرت دوران جنگ باقي بماند و جوانان آموزش ببينند و سازماندهي شوند و آمادگي و حضور پيدا کنند.»[3]
 
معظم‌له در نقد ديدگاه سه جريان ياد شده، مي‌فرمايند:
 
«خيلي‌ها مي‌خواستند بعد از تمام شدن جنگ، چنين وانمود کنند که بسيج تمام شد. اين، يک تلقين شيطاني بود که شايد دست‌هاي دشمن هم در آن بي‌تأثير نبود. اما من عرض مي‌کنم که بسيج تمام شدني نيست. بسيج بايد روز به ‌روز توسعه پيدا کند و قوي شود. روحيه‌ي بسيجي و معرفت بسيجي بايد فراگير شود، تا اين کشور بتواند بار سنگيني را که بر دوش دارد - که همان بار هدايت الهي و سعادت انسان‌هاست - به سر منزل برساند. لذا، بسيج، تمام شدني نيست.» [4]
 
ايشان در جايي ديگر تأکيد فرمودند:
 
 «بعضي تصور کردند که با پايان جنگ، بسيج هم پايان خواهد گرفت. بعضي هم صلاح‌انديشي کردند که با پايان دوران جنگ، ديگر احتياجي به بسيج نيست! فکرهايي که از نور بصيرت معنوي برخوردار نيست، بهتر از اين محصولي نمي‌دهد. بسيج، آن روز از مرزهاي نظامي جغرافيايي کشور دفاع کرد و در ميدان رزم توانست خود را نشان دهد؛ اما مگر مرزهاي دفاعي انقلاب فقط به مرزهاي جغرافيايي منحصر مي‌شود؟»[5]
 
مواضع حکيمانه‌ي رهبر معظم انقلاب اسلامي پاياني بود بر جنگ رواني که بر ضد تشکل بسيج آغاز گرديده بود و تداوم داشت. اما در سطحي مهم‌تر آن چه در گفتار و عمل هم‌چنان به چالش کشيده مي‌شود، تفکر و سبک زندگي بسيجي است. نگرش بسيجي همزاد انقلاب اسلامي است و به واقع سبک و نوعي از زندگي است که انقلاب اسلامي مبتني بر آموزه‌هاي اسلامي و قرآني براي انسان قرن بيستم ارايه کرده است. اين سبک زندگي در دوران 8 سال دفاع مقدس به اوج خود رسيد و مدينه‌ي فاضله‌ي انقلاب اسلامي در اردوگاه‌هاي بسيجيان در ميدان نبرد با دشمن عينيت يافت. جامعه‌ي آرماني که در آن همه فضايل انساني تجلي يافته بود و حکايت از عيني بودن و دست يافتني بودن آنان داشت.
بسيجي کيست؟
 
باز تعريف هويت بسيج و بسيجي، تعمق و تدبر در فهم آن، يکي از ضروري‌ترين نيازها و وظايف امروز نسل امروز بسيج در آستانه‌ي آغاز دهه‌ي چهارم انقلاب اسلامي است که بدون توجه به آن بسيج در معرض تهديد خطرها و آفات جدي قرار خواهد گرفت. بي‌شک از آن جا که بسيج فرزند عزيز و صالح رهبر کبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) و شاگرد خلف ايشان حضرت آيت‌الله خامنه‌اي است، براي رسيدن به شناختي حقيقي از معناي بسيجي، مؤلفه‌ها و شاخصه‌هاي هويت بسيجي، بايد به سراغ آرا و نظرات ايشان رفت و کلام اين دو بزرگوار را مرور نمود.
 
بسيجي، يعني:
 
1-دلِ با ايمان؛
 
2- مغزِ متفکر؛
 
3- داراي آمادگي براي تمامي ميدان‌هايي که وظيفه‌اي انسان را به آن ميدان‌ها فرا مي‌خواند.
اين معناي بسيجي است.[6]
 
الف) ماهيت و مشخصات بسيج:
 
1- احساس آميخته‌ي با عقلانيت؛
 
2- حرکت و عمل آميخته‌ي با مبناي فکري؛
 
3- عمل‌گرايي همراه با آرمان‌گرايي؛
 
4- ديدن افق‌هاي دور دست؛
 
«اين‌ها مجموعه‌اي است که ذهنيت و هويت بسيج را تشکيل مي‌دهد.»[7]
 
5- مجموعه‌اي که دشمن را بيمناک و دوستان را اميدوار و خاطرجمع مي‌کند. معناي بسيج، اين است.[8]
 
6- حرکتي عميق و منطبق بر نيازهاي دنياي اسلام: بسيج يک حرکت بي‌ريشه و سطحي و صرفاً از روي احساسات نيست، بسيج يک حرکت منطقي و عميق و اسلامي و منطبق بر نيازهاي دنياي اسلام – و به طريق اولي – جامعه‌ي اسلامي است. قرآن کريم مي‌فرمايد: «هو الذي ايدک بنصره و بالمؤمنين» اي پيامبر، خداي متعال تو را، هم به وسيله‌ي نصرت خودش و هم از طريق مؤمنين مؤيد قرار داد و کمک کرد. اين خيل عظيم مؤمنيني که در اين جا مورد اشاره‌ي آيه‌ي قرآن قرار گرفته‌اند، عبارت ديگري است از آن چه که امروز به نام بسيج در جامعه‌ي ما قرار دارد.[9]
 
7- حضور در صحنه: بسيج، يعني حضور در ميدان‌هايي که نظام اسلامي، وظيفه‌ي انساني، الهي و نيازهاي کشور، حضور او را در آن ميدان‌ها لازم مي‌داند و او را به آن‌ها فرا مي‌خواند. بسيجي، هر يک از آحاد ملت است که در هر جايي که به حضور او نياز هست، آماده باشد. [10]
 
8- روحيه‌ي بسيجي: روحيه‌ي بسيجي يک روحيه‌اي است که اگر در هر نقطه‌اي و در هر قشري به ‌وجود بيايد، در آن‌جا فعاليت، نشاط، حرکت و حيات را مضاعف و چند برابر مي‌کند؛ اين معناي بسيج است. [11]
 
9- حضور با ايمان‌ترين‌ها براي دفاع از کشور: بسيج، يعني حضور بهترين و با نشاط‌ترين و با ايمان‌ترين نيروهاي عظيم ملت در ميدان‌هايي که براي منافع ملي و براي اهداف بالا، کشورشان به آن‌ها نياز دارد. هميشه بهترين، خالص‌ترين، شرافت‌مندترين و پرافتخارترين انسان‌ها، اين خصوصيات را دارند. بسيج در يک کشور، معنايش آن زمره‌اي است که حاضراند اين پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برايش سرمايه‌گذاري کنند که آسان هم نيست. [12]
 
10- مجموعه‌اي غير رسمي در خدمت انقلاب:بسيج معنايش اين است که دستگاه‌هاي مسؤول کشور براي باز کردن گره‌هاي بزرگ، براي برداشتن قدم‌هاي بلند و براي دفاع از کشور، فقط به سازمان‌هاي رسمي و دولتي تکيه نکنند. در جنگ، ما سازمان‌هاي مسلح نيرومندي داريم، ارتش و سپاه را داريم اما آن روزي که ميدان دفاع از مرزهاي کشور يا از استقلال کشور يا از سربلندي کشور مطرح باشد و باز بشود، اين فقط سازمان‌هاي رسمي نيستند که وارد ميدان مي‌شوند بلکه آحاد ملت به اين‌ها کمک مي‌کنند و وارد ميدان مي‌شوند، هم‌چنان که در طول اين 20 سال در دوران جنگ و قبل از جنگ و بعد از آن وارد شدند. اين معناي بسيج است.[13]
 
ب) مؤلفه‌هاي هويت‌بخش سبک زندگي و تفکر بسيجي:
 
1- ايمان عميق؛
 
2- تلاش مخلصانه؛
 
3- هشياري در شناخت دشمن؛
 
4- گذشت و ايثار در برابر دوست؛
 
5- ايستادگي و مقاومت شجاعانه و خستگي‌ناپذير ...
 
«و اين است آن حقيقت والايي که امام بزرگوار ما به خاطر آن، بسيجي بودن را افتخار خود مي‌دانست.» [14]
 
6- روشن‌بيني؛
 
7- حرکت منطقي و خردمندانه؛
 
8- محاسبات دقيق، کار دقيق و نتايج علمي؛
 
«جزو خصوصياتي بوده که از روز اول تا امروز، در بسيج مردمي محسوس بوده است.»[15]
 
9- بيدار شدن؛
 
10- حساس بودن؛
 
11- انگيزه داشتن؛
 
12- ايمان؛
 
13- اميد؛
 
14- تکيه به هدايت الهي و اعتماد به کمک الهي؛
 
«قواره‌ي‌اصلي بسيج است، اين يک فرهنگ است.»[16]
 
فرهنگ بسيجي، فرهنگ:
 
1- معنويت؛
 
2- شجاعت؛
 
3- غيرت؛
 
4- استقلال؛
 
5- آزادگي؛
 
6- اسير خواست‌هاي حقير نشدن است. [17]
 
ج) عرصه‌هاي حضور بسيج
 
بسيج يعني به صحنه آمدن و به ميدان آمدن. ميدان چالش‌هاي حياتي و اساسي.
 
1- عدم محدود نمودن بسيج به ميدان جنگ: وقتي که بسيج را با نظر تحليلي و دقيق نگاه مي‌کنيم، مي‌بينيم که ميدان نبرد نظامي، تنها ميدان حضور بسيج نبود. اين، کار خدا بود که بسيج ملت ايران بتواند در سخت‌ترين ميدان‌ها که همان ميدان جنگ است، چنان قدرتي از خود نشان دهد که دير باورترين افراد هم قبول کنند که ملت ايران داراي توانايي است.[18]
 
2- مرد همه‌ي ميدان‌هاي ملي: همه‌ي ميدان‌هايي که بسيج در آن حضور پيدا کرده، ميدان‌هاي ملي است؛ ميدان‌هاي مربوط به همه‌ي ملت - مثل ميدان دفاع مقدس، ميدان سازندگي و خدمات عمومي - است. هيچ‌ وقت کشور از يک مجموعه‌ي عظيمي که از بهترين فرزندان کشور و با اين خصوصيات تشکيل شده است، بي‌نياز نيست. [19]
 
3- نيروي کارآمد کشور براي همه‌ي ميدان‌ها: بسيج، يعني نيروي کارآمد کشور براي همه‌ي ميدان‌ها. ميدان جنگ مطرح بود، بسيج کارآمدي خود را ثابت کرد. ميدان‌هاي ديگر هم که پيش بيايد - و تا به‌حال خيلي از آن‌ها پيش آمده است - باز بسيج کارآمدي خود را اثبات مي‌کند. همان جوان دلباخته و عاشقي که در ميدان جنگ، چشم به دهان فرمانده داشت و فرمانده‌اش را از شدت اخلاص، فداکاري و شيفتگي خود متحير مي‌کرد، همان جوان وارد دانشگاه هم که مي‌شود، استاد خود را متحير مي‌کند؛ وارد آزمايشگاه علمي هم که مي‌شود، همين ‌طور است؛ در ميدان تحليل سياسي هم که وارد مي‌شود، همين‌گونه است. [20]
 
4- مرد همه‌ي ميدان‌هاي سخت: در ميان آحاد عظيم ملت 65 ميليوني ما، کساني که اگر جان لازم باشد، مي‌دهند؛ اگر مال لازم باشد، مي‌دهند؛ اگر حضور به تن و جسمشان لازم باشد، آن را حاضر مي‌کنند؛ اگر بحث سازندگي باشد پا وسط ميدان مي‌گذارند؛ اگر بحث دفاع باشد، در وسط ميدان مي‌آيند؛ اگر لازم باشد براي هدف‌هاي کشور خود را از لحاظ علمي آماده کنند، اين کار را مي‌کنند؛ هر چه هدف‌هاي والا از آن‌ها بخواهند، حاضراند آن را تقديم بکنند؛ آن جمعي که اين خصوصيت را دارند، اسم‌شان بسيج است. [21]
 
5- توان بسيجي در خدمت جهاد عمومي کشور: بسيج، يعني مجموعه انسان‌هايي که نيروي خودشان را به ميدان مي‌آورند تا در جهاد عمومي کشور و ملت‌شان، در جهت رسيدن به قله‌ها، فعال باشند و با آن‌ها همکاري کنند و در کارشان سهيم باشند؛ اين، معناي بسيج است.[22]
 
6- بسيج دلسوز انقلاب در همه‌ي عرصه‌ها: امروز هم، بسيجي براي کشور دل مي‌سوزاند براي آباداني کشور تلاش مي‌کند، براي حفظ استقلال ملي، هر چه بتواند کار مي‌کند و از جان خود هم مي‌گذرد، امروز هم اگر احساس کند دشمن مي‌خواهد از روزنه‌اي، چه اقتصادي و سياسي و چه فرهنگي – به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او مي‌ايستد و با مشت به صورتش مي‌کوبد.[23]
7- فرهنگ بسيجي ضامن حرکت کشور: اگر هر کدام از دستگاه‌هاي گوناگون کشور روحيه‌ي بسيجي پيدا کنند، توفيقات‌شان بيش‌تر مي‌شود ... فرهنگ بسيجي است که مي‌تواند بر همه‌ي تحولات اين کشور فايق بيايد و حرکت اين کشور را تضمين کند. [24]
 
8- مرد عرصه‌ي ايستادگي در برابر دشمن: اگر روزي دشمني به کشوري حملهه‌ي نظامي کند. چه کسي در مقابلش مي‌ايستد؟
 
-کسي که از همه به سرزمين خود علاقه‌مندتر است؛
 
- به ملت خود علاقه‌مندتر است؛
 
- به زخارف دنيوي بي‌علاقه‌تر است؛
 
-احساس مسؤوليت بيش‌تري مي‌کند و متعهدتر است. چنين کسي مي‌رود دفاع مي‌کند. در دوران جنگ، چه کساني رفتند دفاع کردند. عمده‌ي ميدان را، بسيج پر کرد.[25]


----------------------------------------------------------------------
 پي‏نوشت‏ها:

[1] - حضرت امام خميني(ره)، 4/9/58.
 

[2] - حضرت آيت الله خامنه اي، 22/4/71.
 

[3] - حضرت آيت الله خامنه اي، 5/7/68.
 

[4] - حضرت آيت الله خامنه اي، 27/8/71.
 

[5] - حضرت آيت الله خامنه اي، 21/7/80.
 

[6] - حضرت آيت الله خامنه اي، 3/9/78.
 

[7] - حضرت آيت الله خامنه اي، 2/6/84.
 

[8] - حضرت آيت الله خامنه اي، 5/9/76.
 

[9] - حضرت آيت الله خامنه اي، 8/9/74.
 

[10] - حضرت آيت الله خامنه اي، 21/8/80.
 

[11] - حضرت آيت الله خامنه اي، 7/9/84.
 

[12] - حضرت آيت الله خامنه اي، 29/7/79.
 

[13] - حضرت آيت الله خامنه اي، 29/7/79.
 

[14] - حضرت آيت الله خامنه اي، 14/7/77.
 

[15] - حضرت آيت الله خامنه اي، 30/8/75.
 

[16] - حضرت آيت الله خامنه اي، 7/9/84.
 

[17] - حضرت آيت الله خامنه اي، 8/9/74.
 

[18] - حضرت آيت الله خامنه اي، 27/8/71.
 

[19] - حضرت آيت الله خامنه اي، 5/9/76.
 

[20] - حضرت آيت الله خامنه اي، 2/9/77.
 

[21] - حضرت آيت الله خامنه اي، 29/7/79.
 

[22] - حضرت آيت الله خامنه اي، 7/9/84.
 

[23] - حضرت آيت الله خامنه اي، 8/9/74.
 

[24] - حضرت آيت الله خامنه اي، 7/9/84.
 

[25] - حضرت آيت الله خامنه اي، 21/5/71.
 
نويسنده: مهدي سعيدي؛ کارشناس و پژوهشگر
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین