شماره 2+64 ماهنامه امتداد منتشر شد
به گزارش سايت ساجد ، ماهنامه امتداد، رسانه مکتوب در حوزه فرهنگ مقاومت، ارزش هاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس به شصت و ششمين شماره خود و يا دومين شماره از دوره جديد رسيد.
امتداد از جمله نشرياتي است که اتصال خاکيان يادگار هشت سال دفاع مقدس را با آسمانيان جرعه نوش آن دوران حفظ کرده و دل هاي جوانان و نوجوانان اين مرز و بوم را با عطر دل انگيز شهادت و ولايت آشنا مي کند تا رنگ و نيرنگ آميزي هاي دشمن کمترين اثري در دلهاي پاک آنان نگذارد.
اين شماره نيز با «قبله از اين طرف است؛ مطالب و رهنمودهاي مقام معظم رهبري» آغاز مي شود که در بخشي از آن آمده است: «برويد سراغ کارهاي نشدني، تا بشود. تصميم بگيريد بر برداشتن کارهاي سنگين، تا برداريد. (و لا يخشون أحدا إلا الله). خب، زحمت هايش چه؟ رنج هايش چه؟ محروميت هايش چه؟ جوابش اين است که: (و کفي بالله حسيبا)؛ خدا را فراموش نکن، خدا حساسيت را دارد. در ميزان الهي، رنج تو، محروميت تو، کفّ نفس تو، حرصي که خوردي، زحمتي که کشيدي، کاري که کردي، خون دلي که خوردي، دنداني که روي جگر گذاشتي، اينها هيچ وقت فراموش نمي شود؛ (و کفي بالله حسيبا). اين، راه ماست.»
«بازگشت پاهايي که سر برده بود»، «براي قرب خدا از شما دل کندم»، «کنار در مسجد گفت حاضر»، «در آشپزخانه، صليب سرخ را باخبر کرديم»، «ميرزا بنويس»، «در حال دويدن، رو به قبله نماز خوانديدم»، «گذاشتيم ماشين سفيد رد شود»، «رود به تو پيوست و غم به دل من»، «زير ديوار صوتي»، «حاج احمد، سردار درختکاري و قطره چکاني نبود»، «به سوي قربان گاه»، «هيچ کس چون حسين بهانه نجنگيدن نداشت»، «در تپه رحمان، کسي سر خم نمي کرد»، «ثبت نام با ننه سمرقند» و «سنگر مهمان»، مطالب بخش «خاکريز ديروز»، اين شماره را تشکيل مي دهد.
در بخشي از مطلب بازگشت پاهايي که سر برده بود به نقل از همسر محترمه و گاهي نيز به نقل از همسنگرانش آمده است:
«شهيد (حاج يونس زنگي آبادي) فرمانده تيپ امام حسين عليه السلام لشگر 41 ثارالله عليه السلام کرمان
تولد: روز عيد قربان سال 1340
شهادت: 1365، عمليات (کربلا 5)
شوراي روستا براي تحويل تلويزيون و يخچال از اهالي ثبت نام کرده بود. پس از مدتي اسم مادرش در آمد که يخچال بگيرد قبول نکرد، گفت :تا وقتي تمام مردم يخچال نداشته باشند مادر من يخچال نمي خواهد.
همه نزديکان را دعوت کرده بود توي مسجد دوستانش هم از سپاه کرمان آمده بودند. پس از خواندن دعاي کميل، عاقد ميان جمعيت دنبالم مي گشت تا صيغه عقد را جاري کند. آن موقع بود که مهمان ها فهميدند مراسم حاج يونس است.
شب عروسي، وضو گرفتيم و دعاي کميل، توسل و زيارت عاشورا خوانديم. يونس گفت: من دعا مي کنم تو آمين بگو.
اول شهادت؛ دوم حج ناگهاني؛ سوم اينکه بچه اول مان پسر باشد و اسمش را بگذاريم مصطفي.
همه اش مستجاب شد.
غير از آب قمقمه هايمان،آب ديگري نداشتيم. همين که از راه رسيد، دستور داد هر کس آب دارد، بدهد به اسيرهايي که از ديشب تو محاصره بودند.
رفته بود حج. تمام سوغاتي اش را موقع برگشت از قم خريده بود مي گفت: اين پولي که با خودم بردم، ارز کشورمان است، بايد آن را برمي گرداندم.
هيچ وقت براي بدرقه اش نرفته بودم .آخرين دفعه که داشت مي رفت، گفت: همراهم بيا.
فاطمه را برداشتم و رفتم. دنبالش. فاطمه را از دستم گرفت و برد نشان دوستش داد گفت: حيف نيست اين بچه يتيم بشود؟!
گفت: از من راضي هستي يا نه؟آن دنيا يقه ام را نگيري...
گفتم من از تو راضيم. حلالت کردم.
گفت: اگر اين را از ته دلت گفتي، آن دنيا شفاعتت مي کنم.
کنار ماشين که رسيد، گفت: جورابم را جا گذاشتم.
رفت توي خانه و من را صدا زد که بروم دنبالش. گفت: با من مشکلي نداري؟
گفتم: نه!
گفت: من اين دفعه بر نمي گردم و شهيد مي شوم.
بعد هم جورابش را از جيبش در آورد، پوشيد و رفت به طرف ماشين.
گفته بود: من که شهيد شدم، بايد مرا از روي پا بشناسيد؛ دوست دارم مثل امام حسين عليه السلام شهيد بشوم.
روي تابوت را کنار زدم، به جاي سر، پايش بود.»
اين مطالب را در بخش «خاکريز امروز» مي خوانيد: «هنوز براي شهادت فرصت هست»، «رژه، روي ريل لغزنده»، «بصيرتي به نام ديدن پديده ها»، «آيه ها از جنگ نرم مي گويند»، «اين موريانه ريشه ها را مي خورند»، «عرفان هاي کرکسي در آسمان عقاب ها»، «حزب الله سايبر»، «سه ضلع زنده جنبش دانشجويي»، «پارازيت بر روي پارازيت»، «شمشير دولبه اي به نام توييتر»، «مخملباف تبي که زود سرد شد»، «توليد يک تروريست»، «نگهباني از شانزده سالگي تا شصت سالگي»، «اين نگاه نماز هاليوودي است»، «شکارچي به هدف زده است»، «بازي جديد روي پرده اي کهنه» و «ساده هاي صريح و صميمي».
در بخشي از مطلب هنوز براي شهادت فرصت هست مي خوانيد: «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله
براي سرلشکر شهيد حاج حسن طهراني مقدم؛ که دلاورانه جهاد کرد، غريبانه زيست، مظومانه پرکشيد و نگاههاي حسرت زده جاماندگان را با خود تا بهشت برد.
براي او که با شهادتش تعبير جاودانه فرمايش زعيم فرزانه انقلاب، حضرت خامنه اي شد، که فرمود: هنوز هم براي شهادت فرصت هست، دل را بايد صاف کرد.»
«حاج قاسم نامي که پا برهنگان دنيا همه دوستش دارند»، «بني صدر با بي بي سي دروغ گفت»، «اين جا شهيدان بي نشان مي شوند»، «تبسمي سرخ پاي درختي سبز»، «پدر گفت: پسرم ايراني ها را نکش»، «فلسطين بهار عربي يا جبهه حقيقي»، «سوريه؛ طعمه اي براي سلفي ها»، «بيسم چي»، «اخبار جهاد و شهادت»، نيز در بخش «خاکريز خودي» آمده است.
براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به آدرس http://emtedadmags.com/default.asp مراجعه فرماييد.
شصت و ششمين شماره ماهنامه امتداد به صاحب امتيازي مؤسسه فرهنگي هنري طلايه داران نور آفاق و مدير مسؤولي رضا مصطفوي آذر ماه 1390 در 110 صفحه با قيمت 1000 تومان منتشر شده است.
