مقابله با خطر بديهي رژيم صهيونيستي

کد خبر: ۱۲۸۹۲۳
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۹ - 08January 2012


از زماني كه «محمود عباس» اعلام كرد اقدام به مقاومت مسلحانه بر ضد رژيم اشغالگر قدس نخواهد كرد، با استقبال آمريكايي ها روبه رو شد. در حالي كه انتظار مي رفت اين استقبال، بابي براي فعاليت ديپلماتيك باشد، عباس با هزار اميد و آرزو بار سفر به سازمان ملل بر بست تا در برابر شوراي امنيت به عنوان عالي ترين شوراي سياسي بين المللي كه مي تواند حرف آخر را در اين مورد زده و كار را يكسره كند، سخنراني كند ولي عملاً پشت درهاي شوراي امنيت متوقف شد و آمريكا نيز تنها به بيان لزوم بازگشت طرفين به ميز مذاكره اكتفا كرد.
باز هم هنگامي كه عباس اعلام كرد، آمادگي فعاليت سياسي بر اساس مرزهاي 1967 را دارد، رژيم صهيونيستي ضمن اعلام مخالفت با اين امر، خواستار گفت و گوي بدون پيش شرط شد ولي فوراً و در يك اقدام متناقض! اعلام كرد كه خواهان مذاكره بر اساس امنيت خود مي باشد. به عبارت ديگر، رژيم صهيونيستي قصد دارد مرزهاي 1967 را اصلاح كرده، مرزهاي جديدي را بنا به صلاحديد خود ترسيم تند و ببيند كه آيا امنيتش اينگونه تضمين خواهد شد يا خير؟
محمودعباس با شعار توقف عمليات استشهادي به قدرت رسيد و تكيه كلامش تنها «مذاكره» بود، اما واكنش متقابل رژيم صهيونيستي به اين مسئله، بستن درهاي مذاكره و تعيين شرط هاي محال بود. اين شيوه اسرائيل عملاً با موافقت و حمايت آمريكا مواجه شد، هرچند كه اين مسئله اصلاً به نفع مذاكره نبود ولي در راستاي حمايت از اسرائيل قرار داشت و به اين ترتيب، مذاكرات متوقف شد و نهايتاً به بن بست رسيد. در چنين شرايطي فقط دو گزينه منطقي وجود دارد:
1- روي آوردن مجدد فلسطيني ها به مقاومت مسلحانه عليه رژيم صهيونيستي
2- تسليم شدن در برابر خواسته هاي رژيم صهيونيستي كه در حقيقت بر خلاف مشروعيت بين المللي و اصل لزوم عقب نشيني از اراضي اشغال شده با توسل به زور مي باشد.
به علت اشغال اراضي 1967 و به علت غيرقابل پذيرش بودن شيوه عباس (مذاكره صرف) بر اساس مباني حقوق بين الملل، نياز به بديلي واقع گرايانه براي اين امور احساس مي شود كه بايد آن را در توسل به مقاومت مسلحانه جست وجو كرد.
ولي با توجه به شرايط فعلي، عملاً گزينه مقاومت مسلحانه چندان بروز و ظهوري ندارد و رژيم صهيونيستي همچنان اراضي 1967 را در اشغال خود نگه داشته و از اين رو صهيونيست ها در امنيت و آرامش خاطر به سر مي برند كه اين مسئله باعث ادامه تجاوزات و زياده طلبي هاي رژيم صهيونيستي بدون نگراني از عواقب آن شده است. تنها احتمال تغيير وضعيت، ورود عامل عربي و اراده ملل عرب در مقابله با رژيم صهيونيستي به صحنه است، اما متأسفانه و از باب عجايب و غرايب دنيا! اين عامل به دليل مواضع فلسطيني ها غيرفعال شده است. هم اكنون موضع بسياري از فلسطيني ها بر دو مبناي اصلي قرار دارد: 1- مخالفت با مقاومت مسلحانه 2- فلسطيني و دوجانبه دانستن نزاع با رژيم صهيونيستي و اين به معناي دور كردن عامل عربي از صحنه است. در اين وضعيت، رژيم صهيونيستي كاملاً احساس آرامش مي كند. هم از مخالفت آنها با مقاومت مسلحانه و هم از اين تفكر كه تنها مذاكره صرف، براي آنها صلح را به ارمغان مي آورد. تشكيلات خودگردان كه به مذاكره ايمان آورده بود، ناگهان با اعتراض رژيم صهيونيستي و آمريكا در زمينه انتقال اين نزاع به شوراي امنيت مواجه شد و پيش از اينكه پايش به اين شورا برسد آمريكا قبل از رژيم صهيونيستي جلوي او را گرفت و دستور بازگشت به ميز مذاكره را صادر كرد.
به هرحال، ناكامي شيوه مذاكره كاملاً مشخص شده و گزينه بديل در اين رابطه، طرح مسئله فلسطين در بعد ملل عربي و ماهيت عربي بخشيدن به نزاع با رژيم صهيونيستي است كه به معناي حمايت مستقيم از فلسطيني ها است.
منبع: الشرق الاوسط
مترجم: سحر دولتيان

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین