تلخ تر از يک ترور

کد خبر: ۱۲۸۹۹۸
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۰ - 28January 2012



اگرچه پيام تسلا بخش و هوشمندانه رهبر فرزانه انقلاب را بايد به مثابه تسکين آلام ناشي از ترور يکي از دانشمندان هسته‌اي کشورمان به شمار آورد، اما اين درد جانکاه همچنان خاطر ملت ايران را مي‌آزارد و غم پرپر شدن يکي ديگر از نخبگان علمي، موجب تأسف وتأثر ملت ايران مي‌شود. اين‌که چرا اين واقعه تأسف‌بار موجب تکدر خاطر شديد ملت ايران مي‌شود، مسأله‌اي است که علت عمده آن را مي‌بايد در سه مؤلفه جستجو کرد:
 
1-يکي از واضح‌ترين و ابتدايي‌ترين علل را مي‌بايد در روحيه انسان دوستانه ايرانيان جستجو کرد که اين روحيه البته ريشه در آموزه‌هاي الهي دين اسلام دارد که در طول تاريخ همواره سرلوحه رفتار و عمل ايرانيان به شمار مي‌رفته است. در هر کجاي دنيا، انساني اگر جانش در معرض خطر قرار مي‌گرفت و يا نياز به کمکي داشت، اين ايراني بود که در صف اول کمک به آن انسان و يا همدردي با او قرار گرفته و از هيچ تلاشي جهت کمک به هم‌نوع خود از هر دين و آييني دريغ نمي‌نمود.
 
اين رفتار و منش، در حال حاضر نيز بيش از پيش در نهاد ايرانيان وجود داشته و بر اساس آموزه‌هاي انساني و اسلامي انقلاب، با قوت تمام اجرا مي‌گردد. پرواضح است که اين حس شريف در مورد هم‌وطن خود به طريق اولي وجود داشته و اين روحيه انسان دوستي شکل مضاعفي مي‌گيرد، به ويژه اين‌که اگر جان يکي از نخبگان اين ملت هدف تير کينه دشمنان شود. اين مسأله بي‌نياز از هرگونه توضيحي بوده و از علل بديهي چرايي مسأله فوق به شمار مي‌آيد.
 
2-بي شک مي‌توان دست‌هاي پيدا و پنهان آمريکا و صهيونيسم جهاني را در اين ترور ناجوانمردانه مشاهده نمود. اين مدعا را مي‌توان از برخي اعترافاتي که خود محافل غربي و صهيونيستي در اين مورد داشتند، به اثبات رسانيد. در اين مورد تحليلگر نظامي روزنامه صهيونيستي"يديعوت آحارونوت" در تحليل ترور شهيد "مصطفي احمدي روشن" نوشت که رد پاي موساد در ترور دانشمندان هسته‌اي ايران ديده مي‌شود. "رون بن يشاي" در تحليلي در يديعوت آحارونوت درباره ترور احمدي روشن نوشت که مشخصه ترورهاي اخير در ايران اين است که افراد داراي اطلاعات و معلومات را هدف گرفته است.
 
‌وي نوشت: تمامي شواهد و قرائن نشان مي‌دهد که پشت اين عمليات ترورها سرويس‌هاي وابسته به يک دولت قرار دارد زيرا تنها يک دولت است که مي‌تواند ابزارهاي لازم براي اجراي چنين ترورها و انفجارهايي در ايران را فراهم کند.
 
‌اين تحليلگر صهيونيست در ادامه نوشت که بنا به همين دلايل ايراني‌ها و مطبوعات بين‌المللي انگشت اتهام را به سمت سيا و موساد نشانه رفته‌اند و روش ترور دانشمندان ايراني نيز همان روشي است که موساد در ترور رهبران فلسطيني طي 30 سال گذشته استفاده مي‌کند.
 
ايشاي همچنين اشاره مي‌کند که دو عامل اصلي بيان‌گر رد پاي موساد در اين ترورهاست؛ يکي اين‌که تا حد ممکن به محيط اطراف هدف هيچ آسيبي نمي‌رساند و اين برخلاف عمليات سازمان‌هاي تروريستي است که همواره حادثه جمعي را رقم مي‌زنند و دومي استفاده از موتورسيکلت است که سرنشين‌هاي آن با کلاه کاسکت سر و صورت خود را پوشانده‌اند امري که فرار را براي آن‌ها تسهيل مي‌کند.
 
نامزد حزب جمهوري‌خواه در انتخابات رياست جمهوري آمريکا نيزتصريح کرد: هر دانشمند روسي، کره‌اي و ايراني که بخواهد به برنامه هسته‌اي ايران کمک کند در امان نخواهد بود.
 
"ريک سنتروم" نامزد رياست جمهوري حزب جمهوري‌خواهان در کمپين خود در «کاروليناي جنوبي» اظهار داشت: "در مواقعي شاهد بوديم دانشمندان ايراني که روي برنامه هسته‌اي اين کشور کار مي‌کردند کشته شدند؛ صادقانه بگويم که اين موضوع بسيار کار جالبي است."
 
«سنتروم» افزود: "فکر مي‌کنم بايد پيامي شفاف به دانشمندان روسيه، کره شمالي و ايران بدهيم که اگر بخواهند به برنامه ايران جهت دستيابي به بمب کمک کنند، در امان نخواهند بود."
 
اين تهديد آشکار يک مقام بلند پايه آمريکايي که به صراحت از کشته شدن دانشمندان ايراني ابراز رضايت مي‌کند را چگونه مي‌بايد تحليل کرد؟ آيا غير از اين است که دست‌هاي پشت پرده دولتمردان کاخ سفيد را در جريان اين ترور و ترورهاي قبلي افشا مي‌کند؟ از اين گذشته علني کردن تمايل به ترور و خوشحالي از کشته شدن يک انسان بي‌گناه، چه معنايي مي‌تواند داشته باشد و اصولا در قاموس مدعيان دموکراسي در دنيا، اين ابراز خوشنودي چه مفهومي دارد. همين چند وقت پيش بود که شماري از مسؤولان آمريکايي در کنگره آمريکا صراحتاً خواستار ترور مسؤولان ايراني از جمله سردار قاسم سليماني از فرماندهان سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران شده بودند. «جک کين» رئيس سابق نيروي زميني ارتش آمريکا نيز در جلسه استماع کنگره در اين خصوص گفته بود: چرا آنان [مسؤولان ايراني] را نمي‌کشيم؟ نمي‌گويم اقدام نظامي کنيم ولي عمليات محرمانه [ترور] را پيشنهاد مي‌کنم.
 
در همين زمينه مجله آمريکايي "فارن پاليسي" افشا کرد که سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي (موساد) براي انجام حملات در تهران، تروريست‌ها از جمله يک گروه تروريستي موسوم به "جندالله" را به‌عنوان مزدور به‌خدمت گرفته است.
همه اين اعترافات بر دخالت قطعي سرويس‌هاي جاسوسي غرب و اسرائيل در ترور دانشمندان هسته‌اي کشورمان، دلالت دارد.
 
البته اگر اين اعترافات صورت نمي‌گرفت نيز به‌راحتي مي‌شد ردپاي آمريکا و صهيونيسم جهاني را در اين ترورها مشاهده نمود چه آن‌که از اين کشورها چيزي جز بي قانوني، وحشي‌گري و استکبار انتظار نمي‌رود. آن‌چه در اين مورد موجب تکدر خاطر شديد مي‌شود آن است که چرا بايد کشورهايي که مدعي حقوق بشر و دموکراسي هستند، خود دستشان تا مرفق به خون بي‌گناهان عالم آغشته شود و در عين حال کشورهاي مستقل ديگر را به نقض حقوق بشر و سلب دموکراسي محکوم کنند؟چرا آنان همواره به بهانه از بين بردن تروريسم، کشورهاي قرباني تروريسم نظير ايران را متهم مي‌کنند در حالي که هيچ سندي بر اين مدعاي خود ندارند، ولي در عين حال خود آشکارا دست به ترور و آدم کشي زده و به اين عمل خود افتخار مي‌کنند! چرا بايد اين تبعيض آشکار نژادي در دنيا وجود داشته باشد ولي کسي در برابر آن اعتراضي صورت ندهد؟ چرا با وجود اين‌همه سازمان عريض و طويل بين‌المللي، اين‌چنين جهان جولانگاه صهيونيسم بين‌المللي شده و کسي جلودار نقض حقوق بشر و آدمکشي‌هاي آنان نمي‌شود؟
 
 البته آن‌چه اين تکدر خاطر را دو چندان و مضاعف مي‌کند اين است که چرا با وجود آشکار بودن چهره ضد بشري و رياکارانه غرب و مشخصاً آمريکا، هنوز برخي از انسان‌هاي ناآگاه، همچنان دل در گرو اين کشور‌ها داشته و آن‌جا را مأوا و مأمن انسانيت و رعايت حقوق بشر تلقي مي‌کنند؟ آيا اين‌همه جنايت و انسان‌کشي کافي نيست تا از اين شيفتگي جاهلانه دست کشيده و کمي واقع بينانه به مسائل بنگرند؟
 
3- اما آن‌چه تلخي اين واقعه غمبار را دو چندان مي‌نمايد، نوعي سهل انگاري ناخودآگاه است که از سوي برخي مقامات مسؤول اعمال مي‌شود. پر واضح است که انجام اين ترورها يک پروسه حساب شده از سوي کشورهاي غربي است که همچنان نيز ادامه خواهد داشت. شهادت چهارمين شهيد عرصه علمي از همين معناي تلخ حکايت دارد. در چنين وضعيتي انتظار مي‌رود تا نهادهاي مسؤول دقت بيش‌تري جهت خنثي سازي ومقابله با اين توطئه مبذول دارند.
 
 اين مسؤوليت در سه حيطه سياسي، امنيتي و حفاظتي معنا و مفهوم مي‌يابد. در زمينه سياسي بيش از همه بايد عملکرد دستگاه ديپلماسي کشور را زير ذره‌بين قرار داد. اين‌که وزارت امور خارجه در مورد سه شهيد قبلي چه واکنش در خور توجه و عملي را اتخاذ کرده، مسأله‌اي است که نمي‌توان آن‌را انکارکرد. متأسفانه دستگاه ديپلماسي ما از موضع فعالي در اين زمينه برخوردار نبوده و بعضا موضع انفعالي در رويکرد کلان آن ديده شده است. چرا نبايد وزارت خارجه موضع قاطعي در برابر ساير کشورهايي که به نوعي دخالت آشکار و پنهان آنان در جريان اين ترورها آشکار شده است، داشته باشد و آنان را باز خواست جدي بنمايد؟
 
 بي‌گمان آن مسؤولي که گشاده دستانه! دستور آزادي چند جاسوس آمريکايي را مي‌دهد و از مجازات آنان چشم پوشي مي‌کند، قطعاً نمي‌تواند در عرصه مديريت ديپلماسي نيز برخورد قاطعي با گردنکشان عالم داشته باشد. همچنين، گفته سخنگوي وزارت امور خارجه مبني بر اين‌که «افرادي به نام بازرسي به کشور ما سفر مي‌کردند و با شناسائي دانشمندان هسته‌اي اسامي آنان را در اختيار گروه‌هاي تروريستي قرار مي‌دادند» اين پرسش را به ذهن متبادر مي‌سازد که چرا علي‌رغم علم به اين موضوع، برخورد در خور توجهي با اين بازرس نماهاي جاسوس مسلک صورت نپذيرفته و از ورود آنان به ايران ممانعت نشده است؟
 
در حيطه امنيتي نيز اين گلايه‌ها وجود دارد. شکي نيست که سربازان گمنام امام زمان با تلاش شبانه‌روزي و مجاهدانه خود، همواره در پي‌صيانت از انقلاب و حفظ امنيت و آسودگي ملت ايران‌اند. از سويي، دستگاه اطلاعاتي و امنيتي ايران از قوي‌ترين و مجهزترين دستگاه‌هاي امنيتي دنيا به شمار مي‌آيد که در خنثي‌سازي توطئه‌ها يد طولايي داشته و افتخارات زيادي را در اين زمينه آفريده است. با اين همه اما انتظار رفته و مي‌رود که وزارت اطلاعات رصد بيش‌تري از اوضاع داشته باشد تا اين‌گونه تروريست‌ها آزادانه جولان نداده و به ترور فرزندان عزيز اين مرز و بوم مبادرت نورزند.
 
اخطار شديد وزير اطلاعات به تروريست‌ها و وعده تلافي اين اقدام آنان هر چند تحسين بر انگيز مي‌باشد اما بايد پرسيد که چرا اين واکنش قاطع قبلاً اتخاذ نشده است؟ چرا از ميان سه شهيد قبلي، تنها قاتل يکي از آن‌ها پيدا شده و دو قاتل ديگر متواري شده‌اند؟ همچنين چرا اعترافات عبدالمالک ريگي نصفه و نيمه پخش شده و از باقي اعترافات وي که قطعاً افشا کننده دست‌هاي پيدا و پنهان استکبار جهاني در جنايت عليه بشريت بود، خبري نشد؟ همچنين چرا در مجازات جمالي فشي عامل شهادت شهيد علي‌محمدي تسريع نگرديد تا درس عبرتي براي ساير تروريست‌ها باشد؟
 
در حيطه حفاظتي نيز بايد از نهادهاي مسؤول اين گلايه را داشت که چرا علي‌رغم آگاهي از توطئه نخبه‌زدايي استکبار در ايران، حلقه حفاظتي بيش‌تري در پاسداري از جان دانشمندان هسته‌اي کشورمان صورت نپذيرفته است؟ البته اين پرسش‌ها بيش‌تر به معناي گلايه و تبيين علل تلخکامي ملت ايران از حادثه تاسف بار اخير است و به هيچ عنوان به معناي انکار زحمات قابل تقدير نهادي مذکور نيست. سخن اين‌جاست که بايد تلاش بيش‌تري صورت پذيرد تا دگر بار شاهد اين حوادث تلخ نباشيم. هر چند شهادت مصطفاي عزيز، جانکاه است اما خون پاک او بسان رودي جاري به رگ و ريشه جامعه علمي حيات مي‌بخشد و درخت تناور علم و معرفت جامعه جوان ما را سترگ‌تر از قبل مي‌نمايد.

علي اکبر عالميان

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین