فرماندهی به جای فرمانده لشکر
من تا آن زمان چیزی از دو گردانی که از لشکر توی منطقه عراق رفته بودند چیزی نمی دانستم ولی در همان حال دیدم که علی اکبر رهبری پشت بیسیم فرماندهی لشکر نشسته و صحبت می کند .
بعد از چند ساعتی که نزدیک غروب بود من متوجه شدم که از چشمهای علی اکبر رهبری اشک می ریزد . از ایشان پرسیدم چه شده ؟ چیزی به من نگفتند. یکی از برادران گفتند که از دو گردان تماس قطع شده .به خاطر این بود که علی اکبر ناراحت شده بود . به خاطر حساس بودن عملیات، شهید باکری پشت بیسیم نبودند و علی اکبر رهبری فرماندهی دو گردان را به عهده داشت . بنا به دستور شهید باکری.
بعد از چند ساعتی که نزدیک غروب بود من متوجه شدم که از چشمهای علی اکبر رهبری اشک می ریزد . از ایشان پرسیدم چه شده ؟ چیزی به من نگفتند. یکی از برادران گفتند که از دو گردان تماس قطع شده .به خاطر این بود که علی اکبر ناراحت شده بود . به خاطر حساس بودن عملیات، شهید باکری پشت بیسیم نبودند و علی اکبر رهبری فرماندهی دو گردان را به عهده داشت . بنا به دستور شهید باکری.
لینک کپی شد
نظر شما
