خود را سربازی بیش نمی دانست
در تهران برای دیدار از شهدا به بهشت زهرا رفتیم و از آنجا به اهواز . دراهواز به تشکیل یک پادگان مهندسی اقدام کردیم.
ا و خیلی تلاش می کرد یک پادگان مهندسی را تشکیل دهد .
در منطقه ای بود که عراق آن منطقه را پرازآب کرده بود اما این برادر عزیز با پشتکار تمام و ایثارگریهای وصف ناپذیر به زدن خاکریز برای دیگر برادران پرداخت تا از نفوذ آب به مواضع نیروهای خودی جلوگیری کند.
هیچ وقت خستگی را احساس نمی کردند و هیچ فرقی بین خود و نیروها قائل نبود. فردی مخلص و باوفا به انقلاب و اسلام و خود را سربازی برای اسلام و انقلاب می دانستند . خود را سربازی بیش نمی دانست و خیلی ایثارگرانه در خدمت اسلام و انقلاب بودند.
ا و خیلی تلاش می کرد یک پادگان مهندسی را تشکیل دهد .
در منطقه ای بود که عراق آن منطقه را پرازآب کرده بود اما این برادر عزیز با پشتکار تمام و ایثارگریهای وصف ناپذیر به زدن خاکریز برای دیگر برادران پرداخت تا از نفوذ آب به مواضع نیروهای خودی جلوگیری کند.
هیچ وقت خستگی را احساس نمی کردند و هیچ فرقی بین خود و نیروها قائل نبود. فردی مخلص و باوفا به انقلاب و اسلام و خود را سربازی برای اسلام و انقلاب می دانستند . خود را سربازی بیش نمی دانست و خیلی ایثارگرانه در خدمت اسلام و انقلاب بودند.
لینک کپی شد
نظر شما
