فرمانده شبهای تاریک در میادین مین
نوشتن مطلب درباره عملکرد و شخصیت شهید سیدمنصور فرقانی که فرمانده و مربی شبهای تاریک در داخل میادین مین و سیم خاردار و کمین و سنگر دشمن بود واقعاً برایم سخت و سنگین است چون خود ایشان استاد بنده در بیشتر مسائل جبهه و جنگ بودند. ولی وظیفه ایجاد می کند مطالبی هرچند ناقص و نارسا و بدون اختیار قلم به روی صفحه آورم. صد افسوس که ذهنم یاری نمی کند حقایق را آنچنانکه بود به ثبت برسانم.
از نظرمدیریتی شهید فرقانی مسئولیت را به عهده خود برادران می گذاشتند و خودشان نظارت می کردند و اگر اشتباهی از برادری مشاهده می کرد مستقیم ارشاد نمی کرد یا تذکر دهد.بلکه بیشتر با کنایه وضرب المثل و یا با حدیث و روایت طرف را متوجه اشتباه خود می ساخت و در عمل مدیریت خویش را اعمال می کرد. همیشه سعی داشت تقسیم کار کرده باشند و مأموریت و مسئولیت یکایک برادران را مشخص و توجیه می کردند.
و آنچه را که در مأموریتها به آن می رسیدند و دریافت می کردند به راحتی می توانستند انتقال دهند و با هر شخص و فردی که در هر مقام و مسئولیتی بود کنار می آمد و ارتباط نزدیک و خوبی را برقرار می ساخت.
در ابلاغ و حین انجام مأموریت ها تکیه کلامش "یا علی شیره" بود، فرماندهی صبور و بردبار بود و هیچ وقت بدون دلیل عصبانی نمی شد. در عین حال در انجام واجبات و مأموریت خیلی جدّی و دقیق بودند و سعی می کردند آسایش نیروهایش را فراهم آورند و امکانات و تجهیزات لازم و متناسب با مأموریت را فراهم می کردند .
سازماندهی قوی در بین نیروهایش انجام می دادند و زودتر استعداد نیروهایش را تشخیص می دادند , می شناختند , ارزیابی می کردند و با توجه به استعداد و کشش نیروها مأموریت ابلاغ می کردند.
سعی داشتند اخوّت و برادری و جوّ معنوی در بین نیروها حاکم باشد و خود مقیّد به اجرا همه مسائل قبل از نیروها بودند . در زمینه شناسایی فرماندهی قویتر از ایشان سراغ نداشتم ,نیروی بی باک ومدبّر بود و از سختی مأموریتها اعتراض نمی کرد.
از نظرمدیریتی شهید فرقانی مسئولیت را به عهده خود برادران می گذاشتند و خودشان نظارت می کردند و اگر اشتباهی از برادری مشاهده می کرد مستقیم ارشاد نمی کرد یا تذکر دهد.بلکه بیشتر با کنایه وضرب المثل و یا با حدیث و روایت طرف را متوجه اشتباه خود می ساخت و در عمل مدیریت خویش را اعمال می کرد. همیشه سعی داشت تقسیم کار کرده باشند و مأموریت و مسئولیت یکایک برادران را مشخص و توجیه می کردند.
و آنچه را که در مأموریتها به آن می رسیدند و دریافت می کردند به راحتی می توانستند انتقال دهند و با هر شخص و فردی که در هر مقام و مسئولیتی بود کنار می آمد و ارتباط نزدیک و خوبی را برقرار می ساخت.
در ابلاغ و حین انجام مأموریت ها تکیه کلامش "یا علی شیره" بود، فرماندهی صبور و بردبار بود و هیچ وقت بدون دلیل عصبانی نمی شد. در عین حال در انجام واجبات و مأموریت خیلی جدّی و دقیق بودند و سعی می کردند آسایش نیروهایش را فراهم آورند و امکانات و تجهیزات لازم و متناسب با مأموریت را فراهم می کردند .
سازماندهی قوی در بین نیروهایش انجام می دادند و زودتر استعداد نیروهایش را تشخیص می دادند , می شناختند , ارزیابی می کردند و با توجه به استعداد و کشش نیروها مأموریت ابلاغ می کردند.
سعی داشتند اخوّت و برادری و جوّ معنوی در بین نیروها حاکم باشد و خود مقیّد به اجرا همه مسائل قبل از نیروها بودند . در زمینه شناسایی فرماندهی قویتر از ایشان سراغ نداشتم ,نیروی بی باک ومدبّر بود و از سختی مأموریتها اعتراض نمی کرد.
لینک کپی شد
نظر شما
