مادرش مى‏گويد: مى‏دانم احد شهيد شده است!

کد خبر: ۱۲۹۴۴۷
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۰ - 18April 2011
روز بيست و پنجم دى ماه 1365، خمپاره‏اى در كنارشان منفجر مى‏شود و هر دو شهيد مى‏شوند.
باور نمى‏كنم. مى‏گويم: دو روز قبل احد آقا مرا راهى تبريز كرد. احد آقا شهيد شده است!.. زانوانم سست مى‏شود گويى تمام كوه‏هاى عالم بر شانه من نشسته است. برادرِ احد آقا هم زخمى شده است. زخمى شدن او را به مادرش خبر مى‏دهند. مى‏گويد: مى‏دانم احد شهيد شده است!.. همه بچه‏هاى بسيجى براى احد گريه مى‏كنند. همه اهل محل گريه مى‏كنند. پيكر بى‏سر احد را آورده‏اند. همه اشك مى‏ريزند. و مادر احد نُقل مى‏پاشد و زينب‏وار دعا مى‏كند. خدايا! اين قربانى را از ما قبول كن! اين شهيدِ حسين است، پيكر احد را با پنجاه و شش نفر از شهداى كربلاى پنج تشييع مى‏كنند.

مسافر ملکوت /کنگره سرداران,امیران وشهدای آذربایجان شرقی

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین