رئیس ستاد 22ساله
احد التماس و اصرار مىكند كه با اين گروهان حركت كند. احد از نيروهاى پخته و نمونه لشكر است، در قوت مديريت او همين بس كه در بيست و دو سالگى مسؤوليت ستاد يك تيپ را به او سپردهاند. فرمانده لشكر با عزيمت او به خط موافقت نمىكند، اما اصرار و خواهشهاى مكرر احد كارگر مىافتد. احد با چهرهاى خندانتر از خورشيد لباس غواصى را بر تن مىكند و با من كه بىسيمچى فرمانده لشكرم و مجبور به ماندن، خداحافظى مىكند.
مىخندد و مىخندد. شنيده بودم كه شوخطبع است، اما گويى انتظار اين شوخطبعى را از من نداشت.
تازه به تيپ ما آمده است، به عنوان مسؤول ستاد تيپ. قرار است در منطقه( شيخ صله منطقه بمو ) سرپل ذهاب عملياتى انجام شود، من دارم مواردى را براى پيگيرى مىگويم و مسؤول ستاد تيپ يادداشت مىكند. همينطور كه موارد را مىگويم، آدرس را به او مىدهم: باختران...
نگاهش مىكنم، جدّى است. آدرس را کامل مىگويم و با همان لحن ادامه مىدهم: مىروى آنجا به آن مغازه و يخمك مىخرى و مىخورى، بعد مزه و طعم آن را براى من مىگويى تا هنگام مواجهه با نكير و منكر اگر از من سؤال كردند، بتوانم پاسخشان را بدهم.
مىخندد و مىخندد. شنيده بودم كه شوخطبع است، اما گويى انتظار اين شوخطبعى را از من نداشت.
تازه به تيپ ما آمده است، به عنوان مسؤول ستاد تيپ. قرار است در منطقه( شيخ صله منطقه بمو ) سرپل ذهاب عملياتى انجام شود، من دارم مواردى را براى پيگيرى مىگويم و مسؤول ستاد تيپ يادداشت مىكند. همينطور كه موارد را مىگويم، آدرس را به او مىدهم: باختران...
نگاهش مىكنم، جدّى است. آدرس را کامل مىگويم و با همان لحن ادامه مىدهم: مىروى آنجا به آن مغازه و يخمك مىخرى و مىخورى، بعد مزه و طعم آن را براى من مىگويى تا هنگام مواجهه با نكير و منكر اگر از من سؤال كردند، بتوانم پاسخشان را بدهم.
مسافر ملکوت از انتشارات کنگره سرداران,امیران وشهدای آذربایجان شرقی
لینک کپی شد
نظر شما
