مثل ياران پيامبر(ص)بود

کد خبر: ۱۲۹۵۰۱
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۴:۵۱ - 14April 2011

بعد از آن نيز به دو يا سه روز مرخصي رفتند.بعد مسئوليت محور شط علي را پذيرفت و بازهم درآنجا بود و اين حضور ادامه يافت تا زمان عمليات كربلاي چهار كه فكر مي كنم دراین مدت يكسال خرده ای بيشتر از ده روز به مرخصي نرفته بودند.
ضمن اينكه مسئوليتهايي داشتند؛ قاطعيت، جديت، پيگيري مداوم، سركشي به نيروها، رسيدگي به امكانات ازخصلتهاي بارز ايشان بود. از سادگي خاصي برخوردار بود . همه نيروها حتي كساني كه ايشان را نمي شناختند دراولين بار مجذوب ايشان مي شدند. احساس مي كردند بهترين دوست شان برادر اوهاني است. اين قضيه در مورد خودم نيز صادق است كه برخورد زيادي تا والفجر8 با ايشان نداشتم .روزي درخوابگاه واحد اطلاعات با برادر مهدي داوودي استراحت مي كرديم , ايشان را ديدم که وارد اتاق شد. اول با برادر داوودي شوخي ميكرد و بعد با من.
كسي را دراين مدت نديدم كه از اخلاق يا برخورد ايشان شكايت نمايد , مثل ياران پيامبر(ص)بود.
هيچ وقت ريا كار نبود به طوري كه عبادات خود را مخفيانه انجام مي داد. كسي نديده بود كه ايشان مثلاً نماز شب بخواند, اما مي خواند. هيچ وقت در انجام فرائض سستي نمي كرد به طوري كه نماز اول وقت از خصلت هاي ايشان بود و ....
قبل از عمليات كربلاي چهار بود و ما با گردان خط شكن حبيب بن مظاهر عازم عمليات بوديم كه او لباسهاي غواصي را پوشيده بود و غروب آفتاب حالت خاصي به منطقه داده بود. برادر اوهاني مرا بغل كرد و با صداي بلند گريه مي كرد و مي گفت مرا حلال كن. اما بايد اين ما بوديم كه ازايشان حلاليت مي طلبيديم .در عمليات مجروح شد بعد از دوسه روز شنيدم كه ايشان نيز به فيض عظماي شهادت نائل آمدند.

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین