ملائک برای دیدنش صف کشیده بودند

کد خبر: ۱۲۹۵۰۸
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۵:۲۵ - 14April 2011

او مثل کوچه های محله ثقه الاسلام ساده بود و سرشار از صمیمیت وصفا. او کودکی مهربان و تشنه فضیلت و کمال بود. تمام وجودش در عطش کسب مکارم اخلاق و فضایل انسانی می سوخت و علم و دانش برای او پنجره ای بود به سمت روشنایی و سرزمینهای ناشناخته. به همین خاطر تا کلاس سوم متوسطه از هنرستان تبریز بهره ها برد و پس از وقفه ای کوتاه در سال 1360 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید.

درآن سالهای شوم و سرشاراز پلیدی و زشتی محمد دوشادوش دوستان و یارانش به مبارزه با نظام شاهنشاهی برخاست و برای فروریختن پایه های ظلم و ستم، در تلاشی جانگداز روز و شب را به هم پیوند داد. او که مسجد شالچیلار را مأمن و ملجائی مطمئن برای فعالیتهای خود می دید، ندای سرخ خود را از گلدسته های مسجد به پرواز درآورد تا اینکه طنین غریو او و یارانش طاغوت و طاغوتیان را به ورطه ذلت کشاند. انقلاب پیروزشد و شهید پس از تشکیل نهاد مقدس سپاه پاسداران درتاریخ 12/7/60 خود را به زینت لباس سبزآن نهاد آراست. دشمن آتش جنگ را افروخت و ناجوانمردانه به حریم خاک پاک میهن اسلامی دست یازید.

مردان دلاور این مرز و بوم به دفاع از اسلام و تمامیت این خاک عزیز فراخوانده شدند و محمد یکی از این مردان غیور و شجاع بود که پس از گذراندن یک دوره فشرده نظامی در مرکزآموزش پادگان سیدالشهداء ( خاصبان) از طرف سپاه به همراه تعدادی از برادران به جبهه های نبرد عازم شد. او جبهه را مدینه عشق و صفا یافت و دل از جبهه کندن نتوانست. درعملیاتهای متعدد سپاهیان اسلام ازجمله آزادسازی بستان و فتح المبین و بیت المقدس به همراه بسیجیان و پاسداران غیور و فداکار ایران زمین شجاعانه جنگید و مفهومی تازه و بدیع به ایثار و از خودگذشتگی بخشید.

او درعملیات مسلم بن عقیل یکی از نیروهای مخلص و بی هراس گردان امام حسین(ع) بود که درس شجاعت و ایثار را درمکتب خونین امام حسین (ع) آموخت و درفضائی آمیخته با عطرصفا و معنویت بهره ها جست و درارتفاعات سلمان کشته همراه با فرمانده دلاورش شهید قصاب وجب به وجب خاک را آکنده از حماسه و مردانگی کرد. رشادت شهید بالاپور در عملیات مسلم بن عقیل مورد توجه وعنایت شهید قصاب قرارگرفت و او را به عنوان فرمانده دسته پیاده انتخاب کرد تا به آموزش و سازماندهی نیروها بپردازد.

او مجاهد راه خدا بود و خستگی و یأس را هرگز به وجودش راه نداد. برای خدا آمده بود برای خدا می جنگید و برای خدا عاشق شهادت بود. در عملیات خیبر به خاطر لیاقت و ایمان و اخلاصش بعنوان معاون گروهان درگردان امام حسین(ع) انتخاب شد و نیروهایش رادرامرخطیر شکستن خط به زیبایی تمام هدایت کرد گوئی رمز یا رسول ا... (ص) در ساعت 30/20 سوم اسفندماه 1362 آتش عشقی بود که درجان اوشعله انداخت و او مرگ را به بازی گرفت هنوز نیزارهای هورالهویزه و جزایرمجنون سرشار از بهت و حیرتی هستند که از نبرد آن دلاورمرد اسلام به خود گرفته اند. او که در عملیات والفجر8 بعنوان جانشین گردان امام حسین(ع) انتخاب شده بود به همراه برادران همرزمش شکوری و سبزی و پیشقدم برقلب دشمن تاخت. قیام قامتش هیچوقت درمقابل پاتکهای مذبوحانه دشمن شکست خورده, نشکست و جبهه عرصه گاه ایثار و پایمردی آن مجاهد نستوه و متواضع اسلام بود.

تا اینکه کربلای5 از راه رسید، گویی آسمان مشتاق زیارت او بود و ملائک برای دیدنش صف کشیده بودند. اودرغروب خونین 21/10/65 در هلالی شلمچه عاشقانه جان خویش را تقدیم معبود خود کرد و به کاروان شهیدان کربلا پیوست تا در کنار مولا و مقتدایش حضرت حسین بن علی(ع) دلش آرام گیرد. تا چهل روز پیکر مطهرش برروی خاک خونین شلمچه مانده بود تا اینکه درعملیات کربلای هشت بعد از فتح هلالی ها به پشت جبهه انتقال یافت و پس از تشییع با شکوه، در وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
ستاد بزرگداشت مقام شهید

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین