فرماندهی که مربی قرآن بود
به ايشان خيلي علاقمند شدم. چند وقتي آنجا خدمت مي کردند، بعد به عنوان مسئول بسيج ماموريت دادند به شهرستان خلخال بروند که در حدود دو سال هم آنجا خدمت مي کردند. بعد از آن دو سال شهيد یسري آمدند و فرماندهي ناحيه اردبيل را به عهده گرفتند و شهيد ميرعلي يوسفي را هم به مسئول تعاون بسيج انتخاب کردند. اوايل 63 بود داوطلب جبهه حق عليه باطل شدند. وقتي تعاون را به عهده گرفتند، 2 نفر بودند؛ يکي به نام گاوبان اهل جلفا و يکي هم ميرعلي يوسفي.
هميشه به فکر جبهه و انقلاب بود؛ هميشه ولايت مدار بود. انسان به تمام معنا بود.
هر وقت از جبهه بر مي گشتند، موقع رفتن چند نفر را با خود به جبهه مي بردند. بعضي ها شهيد شدند و بعضي ها مجروح شدند .
وقتي که در جبهه بودند، من هم در گردان صاحب الزمان (ع) که فرمانده سردار رحيم نوعي اقدم بود، حضور داشتم. بعضاً من مي رفتم لشکر آنها و بعضي اوقات هم او مي آمد سنگر ما. خيلي زنده دل بود؛ خيلي خوش بيان و با اخلاق. يکروز رفته بودم سنگر شهيد بزرگوار. بلند شد رفت شربت درست کرد و آورد ازمن و نیروهایش پذیرایی کرد. انسان به تمام معني بود . واقعا آگاه و انقلابي و سياست مدار بود. هر وقت با ايشان بوديم، خيلي از وي استفاده معنوي مي کرديم.
محمد نيرومند :
بنده با اين شهيد بزرگوار حدودا از اوايل پاييز سال 1363 آشنا شده بودم و تا اواخر زمستان همان سال اکثرا در جبهه درکنار همديگر بوديم. در يک سنگر با هم زندگي مي کرديم و با دشمن غاصب مبارزه مي کرديم. ايشان معاون بنده درگردان بودند. ما در گردان خودمان براي بچه ها ي بسيجي کلاس قرآن داير کرده بوديم . شهيد بزرگوار در کلاسهاي قرآني مربي تجويد و معني و مفاهيم آيات کريم قرآن مجيد بودند و در اين زمينه نيز داراي اطلاعات قوي و کاملي بودند و اين بيانگر تسلط ايشان بر قرآن کريم مي باشد. در ضمن در اينجا ذکر اين نکته خالي از لطف نيست که بنده يک جلد قرآن از ايشان به يادگار دارم که صفحه اول اين قرآن نيز مزين به خط شهيد برزگوار است که طي آن تاکيد بر خواندن آيات مبارک قرآن کريم و خصوصيات عمل به آيات کرده اند .
