شفیع زاده درس خوبی به دشمن داد
من داشتم می آمدم عقب که برادر شفیع زاده را دیدم .
کجا می روی ؟
قرار گاه .
منهم می آیم .
حدود ساعت 10 بود که رسیدیم قرارگاه . آبی خوردیم و سرو صورتمان را شستیم . در این حال و وضع با خبر شدیم که خط کمی حساس شده .
شفیع زاده پرسید : آقای ایزدی کجاست ؟
آقای ایزدی توی قرار گاه نجف است .
گفتم : نیستش رفته مرخصی .
پس بلند شو بریم قرار گاه جلو .
دوبیاره حرکت کردیم و آمدیم قرار گاه جلو .
دشمن می خواست به خط لشکر 10 سید الشهداء حمله کند . در وضع ناجوری قرار داشتیم . منتظر صدور دستور بودیم . که از برادر شفیع زاده خواسه شد که توپخانه ها را هماهنگ کند ، وقتی ما توپها را به کار انداختیم و مواضع دشمن زبون را زیر آتش شدید خود گرفتیم . دشمن با آتش سهمگین گلوله های توپ زمین گیر شد .
شفیع زاده با هدف گیری درست و باهدایت صحیح آتش درس خوبی به دشمن بعثی داد .
کجا می روی ؟
قرار گاه .
منهم می آیم .
حدود ساعت 10 بود که رسیدیم قرارگاه . آبی خوردیم و سرو صورتمان را شستیم . در این حال و وضع با خبر شدیم که خط کمی حساس شده .
شفیع زاده پرسید : آقای ایزدی کجاست ؟
آقای ایزدی توی قرار گاه نجف است .
گفتم : نیستش رفته مرخصی .
پس بلند شو بریم قرار گاه جلو .
دوبیاره حرکت کردیم و آمدیم قرار گاه جلو .
دشمن می خواست به خط لشکر 10 سید الشهداء حمله کند . در وضع ناجوری قرار داشتیم . منتظر صدور دستور بودیم . که از برادر شفیع زاده خواسه شد که توپخانه ها را هماهنگ کند ، وقتی ما توپها را به کار انداختیم و مواضع دشمن زبون را زیر آتش شدید خود گرفتیم . دشمن با آتش سهمگین گلوله های توپ زمین گیر شد .
شفیع زاده با هدف گیری درست و باهدایت صحیح آتش درس خوبی به دشمن بعثی داد .
لینک کپی شد
نظر شما
