از لحظه های عمرش استفاده می کرد

کد خبر: ۱۲۹۷۳۲
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۵:۵۷ - 20April 2011
گردان ما كه در حال پيشروي بود براي كمك به گردان قبلي مدتي متوقف شد چون افراد آن كمي پريشان بودند و مي خواستيم به آنها كمك كنيم . در همين موقع عراقي ها يك خمپاره شصت شليك كردند و چون ما در يك نقطه جمع بوديم و خمپاره در نزديكي ما اصابت كرد عده زيادي زخمي و عده اي نيز شهيد شدند . محمدخانلي نيز زخمي شد و افراد او را در پناهگاهي قرار دادند . اين عمليات بسيار سنگين بود . نيروهاي دشمن در طي مدت كوتاهي پيشروي كردند و از بالاي تپه با تك تيري مجيد را به شهادت رساندند .

ناصر شاطراميني:
مأموريت ما اين بود كه دشمن را دور بزنيم . به همين دليل هر روز هفت يا هشت كيلومتر در رمل و شن و ماسه بسيار نرم راه مي رفتيم . محمد خانلي در مواقع مشكل و خطرناك با خونسردي ، اقتدار و تشخيص درست و به موقع بهترين عكس العمل را نشان مي داد .
در عمليات بستان بين ما و دشمن خطي بود كه در آن كانالهاي بسيار حفر شده بود و برخي از آنها توسط عراقي ها پر شده بود ولي ما اعتقاد داشتيم كه دشمن نمي تواند يك روزه تمام كانالها را پر كند . محمد خانلي بدون احساس خستگي با پيگيري توانست كانالهاي مذكور را پيدا كند . او هيچ گاه احساس عجز و ناتواني نمي كرد . چه در كارهاي دشوار مانند حفر و آماده سازي سنگر و نگهباني در شب و چه در كارهاي عمومي مانند شستن ظرف و آماده كردن غذا .
در مراسم مذهبي مانند دعاي كميل و توسل و يا عزاداري امام حسين (ع) ، نماز جمعه و جماعت بسيار فعال بود . در مدتي كه در سوسنگرد بوديم بيست و چهار ساعت در خط مقدم و بيست و چهار ساعت در پشت خط بوديم . همين كه به پشت خط مي آمديم پس از انجام كارهاي شخصي مجالس مذهبي را از جمله عزاداري امام حسين (ع) و روضه و مباحث ديني برپا مي كرد . بعضي اوقات در مرخصي هايمان به ديدار امام مي رفتيم . در حقيقت وقت كار با هم بوديم و هنگام عبادت ، شبها هر كس در گوشه اي به راز و نياز مي پرداخت .

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین