هنگام شروع عمليات از رمز عمليات اطلاع نداشتيم
در سخت ترين مراحل فتح المبين حتي آنجا كه فرماندهان به بن بست مي رسيدند او با صبر و بردباري مسائل را حل مي كرد . اعتقاد داشت در كشور ايران كه تحول بزرگي چون انقلاب را پشت سر گذاشته مسئله بزرگي مانند جنگ را دارد ، بايستي تمام كوشش خود را براي پيروزي به كار ببريم . در عمليات بيت المقدس معاونت گردان شهيد آيت الله مدني را بر عهده داشت . پس از مدتي فرماندهي آن را بر عهده گرفت .
در عمليات فتح المبين ، من و محمدخانلي و شهيد غازاني و چند نفر ديگر از گروهان فاصله گرفتيم . ناگهان متوجه شديم حدود صد و پنجاه نفر عراقي به طرف ما مي آيند . ما فقط دو قبضه اسلحه كلاشينكف و چند عدد نارنجك داشتيم . در اين حال محمدخانلي با تدبير به موقع ما را به چند گروه تقسيم كرد . در همين عمليات يكي از محورهاي صعب العبور به ما محول شده و تقريباً تمام منطقه مين گذاري بود . يك ساعت به شروع عمليات مانده گروه تخريب جلو رفتند تا عمليات خنثي سازي را انجام دهند ولي چند مين منفجر شد و دشمن به حضور ما پي برد .
موقعيت خود را به قرارگاه و برادر رحيم صفوي اطلاع داديم . هنگام شروع عمليات از رمز عمليات اطلاع نداشتيم كه محمدخانلي رمز « يا زهرا (س) » را انتخاب كرد و اين نشانه ارادت وي به حضرت زهرا بود . از هيچ كس و هيچ چيز ترسي نداشت . در عمليات به مخاطره افتاديم . بدين صورت كه به كانالي نزديك شديم در حالي كه به ما گفته بودند كانال پاكسازي شده ولي احساس كرديم عراقي ها در آن هستند . براي اين كه مطمئن شويم چند شليك هوايي كرديم بلافاصله عراقي ها از زير ما را به گلوله بستند ولي محمدخانلي فوراً نيروها را به مكاني هدايت كرد تا امن تر باشد .
در نزديك ما يك دستگاه P.M.P متعلق به تيپ نجف قرار داشت كه گير كرده بود . با مشورت مجيد از خدمه آن دستگاه كمك خواستيم وبا شليك يك موشك ماليوتكا به طرف كانال ، عراقي ها بيرون آمدند و عده اي فرار كردند و عده اي اسير شدند .
