به روز شده در: ۰۳ مهر ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۷
در طول هشت دهه گذشته اخوان المسلمین مصر همواره از مهم ترین گروه های سیاسی تاثیرگذار در روند تحولات مصر و منطقه به شمار رفته است هر چند اشتباهات رهبران این گروه منجر به سقوط آنها در مصر پس از یک سال از به دست گرفتن قدرت شد.
کد خبر: ۱۳۰۵
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۲ - ۰۸:۱۷ - 22July 2013

جایگاه و اهمیت اخوان المسلمین در مصر / اشتباهات مرسی منجر به سقوط او شد

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس، اخوان المسلمین مصر به عنوان یک گروه سیاسی فعال در صحنه سیاسی مصر از بدو تاسیس  در نیمه نخست قرن بیستم همواره یکی از گروه های سیاسی تاثیرگذار در این کشور به شمار رفته است هر چند به دلیل اشتباهات خود آنها و عواملی دیگر، رهبران این گروه نتوانستند بعد از سقوط مبارک بیشتر از یک سال قدرت خود را حفظ نمایند.


طی روزهای اخیر ناآرامی ها در مصر میان طرفداران اخوان المسلمین و مخالفان آنها که توجه جهانی را به خود جلب کرده است در پی سقوط محمد مرسی به عنوان نماینده اخوان المسلمین از قدرت آغاز شد. لذا برای فهم بهتر تحولات کنونی مصر معرفی اندیشه ها و همچنین بیان چگونگی شکل گیری و مواضع اخوان به عنوان اصلی ترین گروه سیاسی در صحنه سیاسی مصر می تواند کمک شایانی در درک تحولات این کشور به مخاطبین ارائه نماید.

اخوان المسلمین که خود را به عنوان یک گروه سیاسی اسلام گرا معرفی کرده است در طول دهه های گذشته و حکومت های مختلف در مصر همواره جز مخالفین اصلی حکومت وقت به شمار رفته است، تا اینکه همزمان با اوج گرفتن موج بیداری اسلامی در منطقه و آغاز ناآرامی ها در مصر به دیگر گروه های مخالفین پیوست و با توجه به جایگاه خود توانست بعد از سقوط حسنی مبارک قدرت اصلی را در مصر در اختیار گیرد؛ به نحوی که محمد مرسی به عنوان یکی از اعضای ارشد این گروه سیاسی توانست رئیس جمهور مصر شده و نقش اصلی را در تحولات بعد از انقلاب در این کشور ایفا نماید.


در این رابطه با توجه به اهمیت قدرت گرفتن اخوان المسلمین در مصر بعد از سقوط مبارک و همچنین اهمیت و تاثیرگذاری سقوط سیاسی این گروه در صحنه سیاسی مصر و کل منطقه، با بیان چگونگی شکل گیری، سیر فعالیت ها و مهم ترین دیدگاه های اخوان المسلمین به عناصر تاثیرگذار در سقوط اخوان المسلمین در مصر می پردازیم.

شکل گیری اخوان المسلمین

اخوان المسلمین در سال ۱۹۲۸ میلادی برابر با ۱۳۰۷ شمسی و ۱۳۴۷ قمری در شهر "اسماعیلیه" مصر به رهبری «حسن البنا» بنیان نهاده شد و سپس فعالیت خود را به دیگر کشورهای عربی و اسلامی گسترش داد.

اخوان المسلمین یک جنبش فراملی اسلام گراست که در بسیاری از کشورهای عربی در چند دهه گذشته بزرگ ترین جریان اپوزیسیون به شمار میرفته اما برخی کارشناسان امور بین الملل و تحلیل گران خاورمیانه معتقدند روند قدرت گرفتن این جنبش در کشورهایی همچون مصر دارای اهمیت زیادی است.
 
جنبش اخوان المسلمین از مهم ترین حرکت های اسلامی تاریخ معاصر در دنیای اسلامی است و طی 80 سال گذشته، تأثیرات شگرفی در حوادث منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و عرب داشته است. البته این جمعیت یا سازمان همچون سایر احزاب و جریانات سیاسی، مراحل تاریخی مختلفی را سپری کرده که در روند تکامل آن به نوعی تاثیرگذار بوده اند. در ادامه به مهم ترین مراحل شکل گیری و تکامل اخوان المسلمین اشاره می شود:

1- مرحله اول (تأسیس): این دوران، از بنیانگذاری آن در سال 1928 م توسط شهید حسن البنا شروع می شود. در این مرحله، اخوان المسلمین از لحاظ تئوریک و ساختار سازمانی با رهبری مرشد اول و مؤسس آن شکل گرفت و با ترور حسن البنا در 12 فوریه 1949 م توسط عوامل ملک فاروق و به دستور انگلیس و آمریکا - طبق اسناد موجود - به ظاهر به پایان رسید.

2- مرحله دوم (همکاری): این مرحله با انتخاب حسن الهضیبی به عنوان مرشد دوم و سقوط نظام منحوس پادشاهی در مصر شروع می شود. در این مرحله، میان رهبران اخوان و افسران آزاد، همراهی و وفاق کامل وجود داشت و سازمان نظامی اخوان، در تغییر رژیم، کاملا با گروه افسران آزاد، همکاری کرد؛  بدون تردید اگر سازمان نظامی اخوان، در ارتش با آنان همکاری نمی کرد، کودتا با موفقیت همراه نمی شد.

3- مرحله سوم (تقابل): «افسران آزاد» به سرکردگی سرهنگ جمال عبدالناصر، با دستگیری رهبران اخوان المسلمین و اعدام برخی از آنان، همچون «شهید عبدالقادر عوده» و «شهید شیخ محمد فرغلی» و دیگران، در تلاش بودند که پایگاه مقاومت مردمی اخوان را نابود کنند و قدرت و سلطه را در انحصار خود قرار دهند که با سرکوب وحشیانه و زندانی کردن هزاران نفر از اعضای اخوان و اعدام رهبران آن، همراه بود. این مرحله با مرگ ناصر در سال 1970 خاتمه پیدا می کند. اعدام «شهید سید قطب» و «صالح عشماوی» از آخرین جنایات ناصر قبل از مرگ بود.

4- مرحله چهارم (آزادی تاکتیکی): این مرحله با به قدرت رسیدن انور سادات آغاز می شود. سادات برای مقابله با توطئه کودتای ناصریست ها و کمونیست ها، اخوانی ها را از زندان آزاد کرد. اخوان المسلمین در این مرحله، تحت رهبری «شیخ عمر التلمسانی» مرشد سوم، به ترمیم و سازماندهی تشکیلات و افشاگری جنایات حکومت فردی و دیکتاتوری ناصر و دوران حاکمیت وی، پرداختند.

5- مرحله پنجم (تقابل و تضاد): این مرحله با دستگیری مجدد اخوانی ها در سال 1979 توسط سادات آغاز می شود. اخوان المسلمین انتقادات شدیدی از سیاست سازشکارانه سادات و برقراری صلح ننگین با رژیم اشغالگر فلسطین کردند و نظام با ترفندهای سیاسی و امنیتی و سرکوب آن ها و دیگر مخالفین روند پیوستن به «کمپ دیوید»، را هموار کرد و در این برهه از زمان، زندان های مصر، از نو مملو از اخوان و مخالفان شد.

شایان ذکر است که بعد از مرحله پنجم و در دوران سادات و مبارک اخوان همواره مورد سرکوب قرار گرفته است و به عنوان اصلی ترین گروه سیاسی مخالف دولت فعالیت های خود را ادامه داده است تا اینکه با وقوع انقلاب مصر به طور جدی به صحنه سیاسی مصر برگشت.

سیر فعالیت ها

باید توجه داشت که اخوانالمسلمین یک حزب سیاسی است نه یک جنبش انقلابی مسلح. طراحی این جنبش بهگونهای است که درون جامعه مدنی و در روند دمکراتیک فعالیت و مشارکت میکند. هر چند در دوره هایی از فعالیت این گروه در مصر شاهد فعالیت های مسلحانه اخوان نیز بوده ایم. این گروه بزرگترین نهاد سیاسی در مصر است، اما باید توجه داشت که از حمایت همه اسلامگرایان هم برخوردار نیست، چه برسد به حمایت همه جمعیت مصر و لذا نباید آن را نماینده تمام اسلام گرایان مصری محسوب نمود.

با توجه به اینکه در  بیان تاریخچه و سیر تکامل اخوان المسلمین به برخی سیاست ها و فعالیت های اخوان اشاره شد، در اینجا تنها به مهم ترین مواضع و فعالیت های اخوان، یعنی در دوره حکومت های ناصر، سادات و مبارک در مصر می پردازیم.

در زمان ناصر مهم ترین دلیل مخالفت اخوان با دولت مصر به روابط دولت ناصر با قدرت های بزرگ و وابستگی آن و همچنین مواضع آن در قبال مساله فلسطین به خصوص معاهدات سازش برمی گشت. همچنین اخوان المسلمین دلایل شکست ناصر از اسرائیل در جنگ 1967م را کم توجّهی به مذهب در سیاست های ناصر می دانستند، و این شکست را نشانگر کیفر الهی به دلیل جوّ اختناق در مصر و این که ناصر با یک دولت بی دین (شوروی سابق) متّحد شده بود، معرفی می کردند.

اما دردوره سادات می توان بیان داشت به دلایلی عرصه برای فعالیت اخوان بازتر شد. انور سادات در مواجهه با چپی ها، افراد اخوان المسلمین از جمله "حسن هضیبی" را از زندان آزاد کرد و از آنان برای تهیه پیش نویس قانون اساسی دعوت کرد، ولی چون اخوان المسلمین نتوانست نظرات خود را در قانون اساسی قرار دهد، مبارزات خود را از طریق پارلمان مصر و وسایل ارتباط جمعی پیگیری نمود.
 
بین سال های 1970 تا 1978م. روابط اخوان المسلمین با سادات مسالمت آمیز بود؛ ولی بین سال های 1978 تا 1981م براثر انعقاد پیمان صلح مصر و اسرائیل و انقلاب اسلامی ایران این روابط تیره گردید و ترور سادات در سال 1981م به وسیلة سازمانی از منشعبین اخوان المسلمین صورت پذیرفت.

در دوره مبارک نیز در ابتدا سیاست سرکوب اخوان در پیش گرفته شد؛ اما براساس سیاست های حسنی مبارک در نمایش دموکراسی در مصر، به اخوان المسلمین اجازه داده شد به طور محدود در انتخابات شرکت کنند، آنها توانستند کرسی هایی را در پارلمان به دست آورند و وی در سال 1995م عدّه ای از رهبران و کادر اصلی اخوان المسلمین را به علت این که برای مبارزان اسلام گرا پوششی سیاسی فراهم می کند به زندان محکوم کرد.
 
اخوان المسلمین به عنوان کهن ترین سازمان بنیادگرا برای تبلیغ ایدئولوژی خود در بعضی کشورهای عربی پایگاهی برای خود فراهم نمود و تبعیدشدگان اخوان، به هیأت های تبلیغی تبدیل شدند که تلاش هایی را برای ایجاد وحدت در جوامع اسلامی انجام داده اند.

محاکمههای نظامی متعدد، شکنجه، زندان و اعدام صدها تن از اعضا از جمله ثمرههای تعامل اخوان با رژیم حاکم بر مصر، از 1952 تاکنون، بوده است. اخوانالمسلمین البته در دهه اخیر به نوعی مصالحه با رژیم مبارک رسید، امری که در سال 2005، به رسیدن 88 تن از اعضای اخوان به پارلمان مصر (20 درصد) انجامید. پیش از آغاز دگرگونیهای شتابان پس از 25 ژانویه، با اخراج کامل اخوان از پارلمان مصر، گروه اخوانالمسلمین در مقابل رژیم قرار گرفته بود؛ هرچند همچنان گام نهادن به خیابانها را به سود خود نمیدید.

به هنگام آغاز اعتراضات در 25 ژانویه، اخوان در این تظاهرات شرکت نکرد و رهبران اخوان تا 28 ژانویه ورود به خیابانها را به دلیل تهدیدات دستگاههای امنیتی، در دستور کار قرار ندادند. از 28 ژانویه اخوانالمسلمین در کنار سایر نیروها وارد اعتراضات خیابانی شد، امری که در نهایت به سقوط مبارک در 11 فوریه انجامید.

طبعاً ورود اخوانالمسلمین به خیابانها، قدرت و شدت تظاهرات مردمی را دو چندان ساخت و در واقع، توافق اخوان با سایر احزاب و نیروها مبنی بر لزوم کنارهگیری مبارک، به تداوم تظاهرات 11 فوریه انجامید. اما خلاصه کردن تحولات مصر در تحرکات اخوان نادرست است؛ زیرا اخوان خود از شدت و گستره تظاهرات در وهله نخست غافلگیر شد.
مواضع و دیدگاه ها

اخوانالمسلمین دستکم از کنگره پنجم (1938) به بعد، پیافکندن حکومت اسلامی و اجرای دقیق و کامل احکام شریعت را از اهداف روشن و استوار خود اعلام کرده است. با این حال این گروه در نشست خبری رهبران ارشد خود دو روز پیش از سرنگونی حسنی مبارک، اعلام کرد: «اخوان با حکومت مذهبی مخالف است؛ چون آن را مغایر اسلام میداند و خواسته آن برپایی حکومت مدنی با مرجعیت اسلام است.» مواضع اخوان در باب دموکراسی از وضوح کامل برخوردار نیست. با آنکه آنان بارها از دموکراسی غربی به شدت انتقاد کردهاند، اما مدعی بودهاند که بنیاد و آرمان دموکراسی را پذیرفتهاند و آن را به بهترین و درستترین شکل محقق میکنند.

اخوانالمسلمین در سیاست خارجی خود، مخالف سرسخت پیشبرد سیاست عادیسازی روابط با اسراییل بوده و معتقد است تنها راه آزادی سرزمینهای اسلامی از دست صهیونیستها، جهاد مسلحانه است. از این رو، در قبال بسیاری از کنفرانسهای صلحی که درباره حل مسئله فلسطین برگزار میشود، موضعی انتقادی دارد.
 
همچنین آنها حضور آمریکا در عراق و افغانستان را مصداق بارز تجاوز و اشغالگری قلمداد کردند و خواهان خروج نیروهای اشغالگر از سرزمینهای اسلامی شدند. هر چند اخوان المسلمین قبل از به قدرت رسیدن همواره بر این مواضع تاکید داشتند ولی به قدرت رسیدن مرسی و اخوان و سیاست های آنها به خصوص در رابطه با منطقه نشان داد که در عرصه عملی نمی توان این شعارها را جز مواضع عملی و رفتارهای سیاسی اخوان برشمرد.
اخوان المسلمین در دیگر کشورها

با توجه به تحولات خاورمیانه و شمال افریقا در چند دهه اخیر و همچنین فعالیت های تبلیغی رهبران اخوان المسلمین، نمی توان فعالیت اخوان و ظهور اندیشه های آن را محدود به مصر کرد. در این راستا می توان بیان داشت که از دهه های گذشته همواره شاهد شکل گیری و فعالیت های مستمر گروه های نزدیک به اخوان المسلمین در برخی کشورهای عربی دیگر منطقه بوده ایم که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

1- جنبش حسن الترابی در سودان: او مخالف با اندیشه پیروی و تبعیت همگان از رهبری اخوان المسلمین مصر است. البته سازمان های اخوان سودان با اعلام اندیشه های حسن الترابی، بعدها به دو گروه منشعب شد: گروه هوادار پیروی از تشکیلات مصر با همان نام اخوان المسلمین - به رهبری شیخ ماجد - و گروه حسن الترابی که با نام های مختلف و سازمان های گوناگون - و اکنون تحت عنوان المؤتمر الشعبی - در سودان فعالیت دارد.

2- جنبش «النهضه» تونس: این سازمان با اندیشه ها و افکار راشد الغنوشی رهبری می شود و با وجود اختلاف در دیدگاه، ارتباطات خوبی با عموم اخوانی ها دارد. البته خود شیخ راشد، همچنان به حالت تبعید در لندن به سر می برد و اتهام عمده وی طرفداری از انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) است. شایان ذکر است که بعد از پیروزی انقلاب تونس وی به کشور بازگشت و به یکی از رهبران سیاسی اصلی در تونس تبدیل شد.

3- جناح اصلاحی اخوان المسلمین اردن: این جناح با تلاش عبدالحمید ذنیبات، توانست دیدگاه های اصلاحی خود را بر سازمان مسلط کند و دیدگاه های سنتی جناح محمد عبدالرحمن خلیفه، مرشد قبلی اخوان را محدود و منزوی سازد.

4- در الجزایر: حرکت اسلامی اخوان به رهبری مرحوم محفوظ نحناح، روش اصلاحی اخوان اردن را در پیش گرفت و برای همین منظور با دولت حاکم بر الجزایر همکاری کرده و نمایندگانی به پارلمان فرستاد که مورد اعتراض حرکت های اسلامی تندرو الجزایر قرار گرفت.

5- جنبش حماس در فلسطین: این جنبش در واقع شعبه جمعیت اخوان در فلسطین است و هنوز هم ارتباط همه جانبه و نیرومندی با اخوان المسلمین مصر دارد، ولی این سازمان در اندیشه سیاسی و ادبیات ایدئولوژیکی خود تغییراتی داده و در سایه همین تحولات، توانسته به جهاد مسلحانه بر ضد اشغالگران ادامه دهد و همزمان، روابط خوبی را با نظام های سیاسی قاهره، آنکارا، قطر، دمشق و تهران، برقرار کند.

6- جناح اصلاحی در داخل اخوان المسلمین مصر: در پرتو شرایط منطقه ای موجود و به دنبال فوت مرشد سوم اخوانی ها در سال 1986 این جناح رشد کرد. این جناح، هوادار خروج از پیله ساختاری گذشته و انتخاب رفتار منطقی متناسب با مقتضیات زمانه و شرایط محلی و منطقه و جهان بوده است.

اشتباهات اخوان المسلمین و محمد مرسی منجر به سقوط آنها شد

با پیروزی انقلاب در مصر اخوان المسلمین به عنوان اصلی ترین گروه سیاسی اسلام گرا توانست قدرت اصلی را در این کشور در اختیار گیرد؛ اما در همان زمان نیز بر همگان روشن بود که این گروه سیاسی به رهبری محمد مرسی در دولت جدید مصر با مشکلاتی جدی مواجه خواهد شد که با گذشت یک سال از به قدرت رسیدن این گروه سیاسی، این مشکلات در کنار اشتباهاتی که مرسی انجام داد در نهایت به سقوط او منجر شد.

یکی از مشکلات قابل پیش بینی که می توانست در ادامه فعالیت دولت مرسی ایجاد مشکل نماید به اختلافات داخلی اخوان باز می گردد. از آنجا که مرسی کاندیدای اصلی اخوان در انتخابات نبود و نامزد اصلی آنان برای انتخابات رد صلاحیت شده بود نباید اجماع کامل همه رهبران اخوان در مورد مرسی را انتظار داشت. در واقع در همان زمان کاندیداتوری مرسی نیز برخی از رهبران اخوان مخالفت خود را با او اعلام کرده بودند که این امر در یک سال گذشته و در روند عدم همکاری برخی از اعضای ارشد اخوان با دولت او نمایان شد که منجر به تضعیف دولت مرسی شده بود.

یکی از بزرگترین اشتباهات مرسی و گروه اخوان المسلمین نداشتن چشم انداز کاملی نسبت به بخش های مختلف کشور و افزایش حزب گرایی و تکیه به افراد مورد اعتماد به جای افراد با تجربه و کارشناس بوده است. بدین نحو که افراد بدون داشتن تجربه و صلاحیت کافی برخی سمت ها را در اختیار گرفتند که در نهایت باعث بروز نارضایتی گسترده از عملکرد دولت محمد مرسی شد.

عنصر دیگر در سقوط دولت او به نقش و نفوذ ارتش در مصر بازمی گردد. از آنجا که ارتش مخالف فعالیت های اسلام گراها بود، همواره مشکلاتی برای دولت مرسی ایجاد می کرد و بروز نارضایتی ها و اعتراضات علیه مرسی بهانه لازم را در اختیار ارتش قرار داد تا ضربه نهایی را با اجرای کودتا به دولت مرسی وارد نماید.

بحث دیگر در این رابطه به عملکرد دولت مرسی در صحنه خارجی بازمی گردد که تناسبی با شعارهای اخوان المسلمین نداشت. در این رابطه می توان به عدم لغو معاهده کمپ دیوید و فرستادن فرستاده ویژه به اسرائیل اشاره داشت که منجر به ایجاد دیدگاهی منفی در میان اسلام گرایان مصر نسبت به مرسی و کاهش مشروعیت داخلی او شد.
 
در همین رابطه دوری جستن از برقراری رابطه با کشورهای تاثیرگذار منطقه به خصوص ایران و ادامه سیاست حسنی مبارک در منطقه و همچنین دخالت افراطی در امور سوریه را نیز می توان از دیگر اشتباهات و نقاط ضعف در عملکرد یک ساله محمد مرسی و اخوان المسلمین برشمرد که در سقوط آنها تاثیرگذار بودند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها