امام توصيه كردند كه در اين وقت حساس، ملت بيدار باشد
از طرفي فشار و شايعه قوي انجام گرفت كه امام راحل بدون شرط ملاقات با بختيار را پذيرفته است در حالي كه حضرت امام هيچ دولت و عنصر سياسي وفادار به رژيم شاه را نمي پذيرفت.جمعي از علما و روحانيون از تهران با نوفل لوشاتو در تماس بودند و اصرار بر اينكه نخست وزيري بختيار را به رسميت نشناسد و همه در انتظار پيام و اعلام مواضع امام بودند.در واقع از طرف عناصر ليبرال و ملي گرا كه به انقلاب اسلامي نمي انديشيدند امثال قطب زاده، بني صدر، بازرگان، ابراهيم يزدي و غيره تلاش مي كردند امام با بختيار ملاقات كند.فضاي عمومي براي انقلابيون خيلي روشن بود كه امام نمي پذيرد، هر چه امام بفرمايند انجام مي دهيم، تا اينكه در كوتاه ترين فرصت پيامي از طرف امام صادر شد كه در ابتداي آن آمده بود: «آنچه ذكر شده كه شاهپور بختيار را در سمت نخست وزيري من مي پذيرم دروغ است. بلكه تا استعفا نداده است او را نمي پذيرم و چون او را قانوني نمي دانم، حضرات آقايان به ملت ابلاغ فرمائيد كه توطئه اي در دست اجراست و از اين امور جاريه گول نخورند. من با بختيار تفاهمي نكرده ام و آنچه سابق گفته است كه گفت وگو بين من و او بوده دروغ محض است ملت بايد موضع خود را حفظ كند و مراقب توطئه ها باشد.» پس از اين پيام حتي در نوفل لوشاتو راهپيمايي مهمي عليه بختيار انجام شد و در تهران و ايران موضع خيلي تند عليه بختيار گرفته شد و در همان روز فضاي انقلابي ايجاد گرديد و شعارهايي چون بختيار، بختيار نوكر بي اختيار سر داده شد. در چنين فضايي خبرنگاران اطراف امام را گرفتند كه آيا بختيار غير از استعفا را خواهيد پذيرفت. امام پاسخ دادند: «من مكرر گفته ام كه اصولاً شاه سابق قانوني نبود، مجلسين قانوني نيست، بختيار قانوني نيست، پس كسي را كه قانوني نيست نخواهم پذيرفت. من به ملت ايران توصيه مي كنم كه در اين وقت حساس درست بيدار باشند، متوجه باشند كه توطئه اي بايد در كار باشد.» واقعيت اينكه پس از سقوط شاه، سقوط بختيار و اعوان و انصارش در مدت كوتاه يعني از زمان روي كار آمدن بختيار تا سقوط آن در روز 22 بهمن 57 بسيار پرماجرا است كه امام و ملت جملگي در يك موضع هم پيمان بودند كه پيروزي ها حاصل شد.
