60 سال فعاليت پنهاني انجمن حجتیه با ساواك

کد خبر: ۱۹۲۲۹۸
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۵ - 31January 2011

قدرمسلم، سران انجمن  درراس ان، شیخ محمود حلبی نحوه فعالیت و مشروح عملکردخود را درجلسات، مراسم و سخنرانی هایی که درسراسر کشورداشتند، به اطلاع ماموران ساواک می رساندند. اسناد و مدارک زیادی نیز دراین خصوص وجود دارد. به اعتقاد هواداران انجمن، این روابط بیشتر ناشی از ماهیت فعالیت اعضا در مبارزه با فرقه بهاییت بوده است. بیم داشتن از تعطیلی انجمن و خنثی شدن تبلیغات ان در مقابل فرقه بهاییت، کمکم این ذهنیت را در بین حجتیه ای ها سر و شکل داد که برای استمرار حیات فرهنگی انجمن، می بایست امتیازهایی را به نهاد حکومت و نظام شاهنشاهی داد. از این رو، به محض تشکیل جلسه و برپایی مراسم و مجالس، مراتب امر به اطلاع مامور مربوطه ساواک می رسید. نمونه هایی از این گزارش ها در اسناد ساواک موجود است.
سه سند مذکور را پیش از استسفار بقیه از مشارالیه استفسار نمایید (ارشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 6635).
در نامه ای دیگر، مقدم مدیر کل اداره سوم ساواک به واسطه احضاریه های مکرر محمد صالحی آذری، نماینده انجمن مباحثه و ارشاد، خواستار ارایه توضیحاتی از سوی نهاد احضارکننده شده است. (ارشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 6635) 
بین ساواک و شیخ محمود حلبی، مراسلاتی نیز رد و بدل می شده است. برابربا محتوای نامه های مذکور، حلبی امادگی خود را برای ارایه هرگونه اطلاعاتی درباره فعالیت انجمن و نحوه عملکرد انجمن به مراجع امنیتی اعلام می کرد که اشاره اقایان فلسفی وشیخ محمود واعظ می باشند. شیخ محمود حلبی، روزهای جمعه هر هفته پیش از ظهر، چند نفرجوان را در منزل خود برای بجث با بهایی ها آموزش می دهد وبدون سروصداوخود نمایی درمحیط کاملا محرمانه ومودبانه با بهایی ها جروبحث می کنند و ناکنون دیده نشده که درمحافل عمومی و یا منبر، این موضوع را مطرح یا تنقید نمایند و با این که از وعاظ درجه یک تهران و طرف توجه عموم هستند و چندین هزار از جمعیت در مسجد مروی در ماه های رمضان و محرم و صفر هر سال، پای منبر از سخنان او استفاده می کنند تاکنون دیده نشده که در زمره دیگر وعاظ مخالف دراید و یا در جلسات انها شرکت کند و یا بر علیه مقامات، سخنرانی و تنقید نماید و با این که چند سال قبل، عضو موثر جبهه ی ملی بوده و در خراسان فعالیت می کرد، به کلی مراوده خود را با به یکی از نامه ها در این زمینه ها می تواند کاملا گویا باشد. در تاریخ 16/1/45 شیخ محمود حلبی با ارسال نامه ای، خطاب به سرهنگ ستاد، جعفری رییس اداره اطلاعات کشور، از محدودیت هایی که برای فعالیت اعضای انجمن در شهرستان یزد از سوی  شهربانی ان شهر ایجاد شده، اظهار گلایه کرده است. مشروح نامه چنین است:
«مخلص حلبی واعظ که فرمده حضرت ایت الله گلپایگانی، راجع به فعالیت های تبلیغاتی حزب بهاییه و مبارزات علمی و اخلاقی علیه انها، حضور محترم عالی در اداره شهربانی رسیدم و چگونگی این مبارزات را که موافق مقررات انتظامی کشور ومطابق اصول علم و ادب است به عرض عالی رساندم وخواطر شریفتان را از توسعه دامنه بهاییه درتبلیغات مسمومی که دارند ولزوم مبارزه علمی، ادبی و اخلاقی علیه انها مستحضر نمودم. حضرتعالی نظربه حسن نیت وصفای فطرتی که دارید، به پیروی ازمنویات مقدسه اعلی حضرت همایون شاهنشاهی ابرازموافقت واظهارلطف فرمودید.حتی آن که شماره تلفن منزل رامرحمت داشتید که در مواقع ضرورت مطالب لازم را معروض خدمت بدارم که اینک دو مطلب لازم و ضرور پیش امده و تلفن منزل و اداره را در چندین نوبت که گرفتم برای عرض مطالب، روی موافق و مساعد نشان نداد (نمی دانم چرا و به چه جهت) ناچار از نظر انجام وظیفه دینی و وجدانی، خواطر شریف عالی را با این مکتوب مزاحمت می دهم. ان طوری که گزارش های متعدد به ما رسید و مقرون صحت است حزب بهاییت به دستور بیت العدل، دست به جانب ایلات مهم کشور از قبیل ایل بختیاری و قشقایی دراز کرد و شروع به تبلیغ انان مخصوصا روسای انان نموده اند واین موضوع برای اینده کشور، نتیجه وخیمی خواهد داشت، به طوری که مکرر به مکرر گزارش می رسد. رئیس جدید شهربانی یزد، با کمال جدیت و پافشاری از کنفرانس های دینی افراد مبارز یزد با نهایت ادب و اخلاق و با مراقبت کامل در حفظ آرامش برگزاری نموده و می نمایند، جلوگیری شدید نموده حتی انان را تهدید به جلب کرده است. با این که در تمام مدت چند ساله گذشته، سازمان امنیت با دقت کامل در تمام شوون به این مبارزات و مبارزین نظر داسته و کمترین خلافی را در کنفرانس ها اینها ندیده، نمی دانم اقای رییس شهربانی جدید یزد در مقابل فعالیت های بهاییه چه دستوری دادند. اگر این ممانعت و جلوگیری، طبق نظر مقدس اعلی حضرت شهریاری و یا طبق نظر شریف حضر تعالی است، تا همه این افراد مبارز از نیات مقدسه اعلی حضرت همایونی اگاه نموده، همه را تعطیل کنیم...» (ارشیومرکزانقلاب اسلامی،پرونده شیخ محمودواعظ حلبی،شماره 1615)  درواکنش به این نامه سرهنگ جعفری باارسال نامه ای، خطاب به ریاست شهربانی لازم ضمن تایید مواضع حلبی درخصوص فعالیت انجمن حجتیه و رعایت نهایت ادب واخلاق وبا مراقبت کامل درحفظ آرامش ازسوی انان عنوان کرد: «مراتب به عرض رسید، فرمودند ازشهربانی یزد بپرسید که با کار اینها چه کاردارید؟» (همان آرشیو، همان پرونده، نامه 28/1/45 ، شماره 475/5)
محتوای این گزارش های فوق هر یک نشان دهنده ی رضایت طرفین از نحوه فعالیت انجمن حجتیه و عملکرد ساواک است. به هیچ روی متن نامه های ارسالی یا گزارش های دریافتی به معنای وابستگی یا سرسپردگی اعضای انجمن به نظام شاهنشاهی نیست. اما پیداست که انچه که بیش از همه برای اعضای انجمن حجتیه اهمیت داشته، ادامه حیات فرهنگی و استمرار فعالیت های انان در این عرصه بوده است. در نظر اعضای انجمن و سران انان، یه خصوص شیخ محمود حلبی، فرقه بهاییت با تبلیغات پرطمطراق خود سیطره اختاپوسی به شریان های اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشور گسترانیده بود و به همین خاطر می بایستی اقدامی  عاجل برای مقابله با اقدامات انان صورت می پذیرفت. سران انجمن به هیچ وجه قصد نداشتند افکار خود را به موضوعاتی دیگر متوجه کنند. چون در نظرانان هیچ خطری به اندازه ی گسترش نفوذ بهاییت برای اسلام مشکل افرین نبود. به اعتقاد شیخ محمود حلبی، پرداختن به امور سیاسی و توجه نشان دادن به حرکت انقلابی انجمن را از هدف اصلی خویش که مبارزه به بهاییت بود، جدا خواهد خواست.
ازمجموعه اظهارات شیخ حلبی نیزبه جز چند مورد که حاوی اشارات مبهم نیزبا توجه به سوابق شیخ محمود حلبی وکناره گیری اوازمسایل انقلاب ونهضت مردمی ایران باعث بروزحساسیت هایی درساواک نسبت به اوشده بود.مثلادریکی ازجلسات مذهبی که درتاریخ 7/8/39 دریکی ازمناطق جنوب شهر شیخ محمود حلبی منبر رفته بود درفرازی ازسخنانش به تشریح مقام حضرت ابراهیم و شرح ما جرای بت شکنی وی پرداخت و درخلال آن، اشاره ای هم به زندان قزل قلعه و زندانیان سیاسی داشت که این مساله واکنش ساواک را درپی داشت و تذکراتی به او داده شد.
درمقطعی دیگرهمزمان با شکل گیری نهضت انقلابی مردم ایران و سخنرانی ها و اعلامیه های حضرت امام خمینی،  واقعه دستگیری و زندانی شدن ایشان پیش امد و علمای شهر های مختلف کشور برای ابراز همدردی و اعلام حمایت از ایشان، درصدد برامدند تا به تهران  مهاجرت کنند و در محل مشخصی اقامت کنند تا به این وسیله، اعتراض خود را نسبت به عملکرد ناشایست رژیم اعلام کنند. در این زمان شیخ محمود حلبی در شمیران، با ایت الله محمد هادی میلانی، ملاقات و عنوان کرد: ما بین دو راه قر ار گرفته ایم؛ از نظری هجرت اقایان علمای اعلام به طهران صورت گرفته که وظیفه همگان است. همصدایی و همکاری با اقایان و ما هم خود را موظف به همبستگی با انان می دانیم و از طرفی هم مبارزه ما بابهاییت ادامه دارد و سازمان امنیت نیز در اختیار انها است. و هرروز به بهانه دخالت در کارهای سیاسی، ما را می کوبند و مانع از مدافعات ما از مقام شامخ حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه شریف می شوند. امادرعین حال مطیع مصالح روزونظر مبارک اقایان مراجع می باشیم.آیت الله میلانی نیز درپاسخ ابراز داشت: شما مدافعات و تبلیغات خودراداشته باشید. اگرانشاء لله ماپیروز شدیم، شما ازما هستید واگر «العیاذ بالله» شکست خوردیم، با شما کاری نخواهد شد.
در گزارش دیگری که دراسناد ساواک مندرج است، اظهارنظرشیخ محمودحلبی درتاریخ 12/2/47 درمسجد اشتیانی ها، واقع درخیابان شهباز است که درآن تلویحا اطاعت مردم از مقام سلطنت را تا مدتی از ترس آنان از سرنیزه و زور دانسته است. در این خصوص هم مقامات ساواک به منابع امنیتی و اطلاعاتی خود دستور تحقیق دادند تا در صورت صحت گزارش فوق  الذکر، از منبر رفتن وی جلوگیری به عمل اورده شود.
ادامه فعالیت انجمن حجتیه برای اعضای ان دارای چنان اهمیتی بود که حاضر بودند در شرایطی خاص به مراجع امنیتی وانتظامی تعهداتی بدهند. درتاریخ 18/2/54 منابع ساواک به نقل از شخسی به نام محمد رودسری گزارشی تنظیم کردند، مبنی براینکه شیخ محمود تولایی به علت تضییقاتی که از سوی رژیم برای فعالیت مذهبی هیات خیریه حجتیه مهدوی فرهم شد، از ایت الله احمد خوانساری، خواستار مساعدت شد. ایت الله خوانساری نیز به وسیله امیر اسدالله اعلم، پیام حلبی را به محمد رضا پهلوی منتقل می کند. شاه نیزادامه فعالیت انجمن رامنوط به ضمانت ایت الله خوانساری مبنی بر پرداختن به اموروتبلیغات صرفا مذهبی می داند و ظاهرا بعد از گرفتن تعهداتی، دستوررفع تهدید صادر می شود.
البته در برخی ازشهرستان های کشور، تعدادی ازعناصر رده های میانی انجمن، ازادانه تر اظهارنظر می کردندوبعضا فعالیت هایی، البته درحد انتشاراعلامیه واطلاعیه و ان هم به تبعیت از مرجع تقلید خود داشتند.
درهمین خصوص گزارش هایی درفعالیت انجمن حجتیه بجنوردومسوول ،قربانعلی محمدی مقدم دبیر فلسفه ومهدی شهریاری،شاگرداودرموردبرگزارنکردن مراسم عیدنوروزبه مناسبت کشتار شیعیان لبنان و پخش اعلامیه های ایت الله شریعتمداری دراسناد ساواک وجود دارد.
دربین تمامی اسناد موجود درخصوص اقدامات وعملکرد انجمن حجتیه، تنها می توان یک سند را پیدا کرد که ازتحت پوشش قراردادن عناصر خودسر و گروه های برانداز در این انجمن علیه منافع رژیم شاهنشاهی حکایت می کند. محتوای سند مذکور نامه ای استکه از سوی ثابتی مدیرکل اداره سوم خطاب به رییس ساواک خراسان در تاریخ 8/3/52 به شماره 2000/312 نوشته شده است که در ان گروهی از متعصبان مذهبی و عناصر وابسته به گروه های براندازی یاد شده که تحت عنوان مبارزه با بهاییان و در پوشش جلسات ضد بهایی، اقدام به تشکیل جلسات و محافلی کرد که در ان به طرح مسایل سیاسی پرداخته می شود و با تحریک احساسات، عناصر متعصب را در جهت اقدامات خرابکارانه و براندازی سوق می دهند. ثابتی در ادامه این نامه از شیخان، رییس ساواک خراسان خواسته است تا اقدامات زیر را درباره این افراد انجام دهد:
عناصری که درصدد برقراری تحریکات مضر هستند شناسایی شود.
شناسایی و نفوذ کامل در جلسات و محافل انان.
شناسایی و تصمیم گیری در مورد روحانیون و عناصر و نیروههای مذهبی که به تحریکات دامن می زنند.
خبرگیری ازتوسعه نفوذ انان وتحت تعقیب قراردادن عاملان انها، به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی مملکت.
دست گیری وتحت تعقیب قرار گرفتن افرادی که نیت براندازی و سربازگیری برای گروه های خرابکارانه را دارند.
افراد فاقد مدرک مهم برای اثبات مجرمیت به کمیسیون حفظ و امنیت اجتماعی منطقه تحویل، تا زمینه تبعید ان فراهم شود.
مضامین و تعابیری که در سند فوق الذکر جود دارد، با توجه به زمان انتشار گزارش، مبین این مطلب است که دراواخر حاکمیت رژیم پهلوی، برخی از اعضای انجمن، روابط خوبی با عناصر مذهبی و انقلابی پیدا کرده و درصصد بودند تا از این محمل، فرصت خوبی را برای انجام اقدامات انقلابی و مبارزاتی فراهم اورند. البته چنین رویکردی از طرف برخی عناصر مبارز و انقلابی انجمن، با واکنش شدید سران انجمن روبرو می شد و چنان که در اظهارات عناصر جدا شده از این تشکیل، نظیر علی اکبر پرورش و طیب و ... هم موجود است که انجمن، اعضای خود را در فعالیت های سیاسی ازاد نمی گذاشت و محدودیت هایی را در این زمینه برای انان فراهم می اورد. بنابراین برخی از اعضا که ارتباطاتی به مجموعه نیروهای انقلاب داشتند، پس از مدتی فعالیت خود را در انجمن متوقف کردند.

نظر شما
پربیننده ها