انقلاب دینی نمودار تفکر معنوی

کد خبر: ۱۹۲۳۰۲
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۳ - 31January 2011

 
انقلاب اسلامی  ایران، پدیده ای بی همتا بود که از پیش، تحلیلی برای ان وجود نداشت وحتی مبانی ومقدمات شناخت آن ازاندیشه های جدید، غایب بود. البته کسانی مثل «ارنولدتوین بی»به جایگاه معنویت درحیات وتمدن بشری نیم نگاهی انداخته وتهی شدن ازمعنویت را موجب زوال آن می دانستند ومعتقد بودند تمدن آینده ازجایی غیرازغرب باید سر براورد. اما این مختصر، برای انقلابی عظیم با آثارسر شاروجاری بسیارش، به هیچ وجه کافی نبود.
این انقلاب، با بازگشت به حقایق فراموش شده فطری، دین را درمنظر اندیشه بشری پررنگ و برجسته کرد ودردو سطح ملی وجهانی چاره باقی نگذاشت، مگراین که رویکردی نوین به دین، معنویت، انسلن وجهان پدیدآید انقلاب اسلامی درحقیقت نوعی اندیشه برمبنای جهان بینی معنوی ومتفاوت باعلم و تکنولوژی رایج بر پایه جهان بینی معنوی ومتفاوت باعلم و تکنولوژی رایج برپایه جهان بینی مادی را ازمغرب تاریخ حقیقت ومشرق جغرافیای گیتی به طلوع کشاند وانسان، جهان،
جامعه و تاریخ را با روی و نمای الهی موضوع دانش و اندیشه قرار دارد.
نتیجه این رویکرد، تامین مباتی تازه ای برای دانش و فضاها و این شیوه های دست نخورده ای برای اندیشه بوده است.
این انقلاب، تنها تحولی در جامعه و نظام سیاسی و اقتصادی ان نیست، بلکه دگرگونی در کیفیت حیات فردی واجتماعی، اصلی ترین شاخص انقلاب اسلامی است که با گشودن راه هدایت و ایجاد معرفت متعالی،  راستین، صورت واقعی خود را می یابد و می بالد.
انقلاب اسلامی، نمودار اندیشه ای معنوی است که می تواند رنجوری و نا توانی علم و تکنولوژی را در ساختن تمدن طلایی برای انسان ها بر طرف کند. اندیشه معنوی و پاکی که از طریق انقلاب اسلامی در قلب تاریخ رسوخ کرد، منظری سبز و روشن به روی حیات بشری گشود که در چشم انداز ان، ظهور منجی جهانی، بسیار نزدیک به چشم می اید.
بنابراین، پرسش از چیستی و چرایی دستاوردهای انقلاب اسلامی در قلمرو اندیشه، دو پیامد ارجمند به دنبال دارد؛
1ـ پاسخ به چیستی ان،گستره اثر گذاری انقلاب اسلامی در راستای اهداف اصیل و اولیه ان را تبیین می کند. 2ـ پاسخ به چرایی، راه شکوفایی و توسعه ثمر برداری در این عرصه را فراخ می سازد.
زلزله ای  دراندیشه های جهانی
انقلاب اسلامی،کاستی وناراستی بسیاری ازنظریات رادرحوزه علوم اجتماعی وعلوم سیاسی  اشکار کرد که در ادامه، به مواردی از انها فهرست وار اشاره می شود.
1-نظریه های مارکسیستی در باره انقلاب، با انقلاب اسلامی ایران زیر سوال رفت؛ زیرا تاریخچه محتومی که در این نظریات برای انقلاب ها نوشته شده بود، در انقلاب اسلامی رخ نداد. مارکسیسم، سیر جوامع را از کشاورزی به سرمایه داری و پس از انقلاب، رسیدن به جامعه کمونیستی می دانست. انقلاب اسلامی ایران بر خلاف این سیر، از بافت سنتی به انقلاب غیر کمونیستی رسید.(2) همچنین، اعتقاد به این که دین افیون ملت هاست، با خروش دینی مردم انقلابی ایران، تهی و تباه شد.
حتی نظریه پردازان مارکسیسم ساختار گرا نظیر «تدااسکاچ پل»در کتاب دولت تحصیل دار و اسلام شیعی که می کوشیدند نظریه مارکسیستی انقلاب را باز سازی و اصلاح کنند، در برابر انقلاب ایران به ضعف تحلیل های خود اعتراف کردند.
«تدااسکاچ پل» ، از متفکران مارکسیسم ساختارگرا معتقد بود، یک انقلاب اسلامی، با تغییر حکومت، بدون تغییر در ساختارهای اجتماعی صورت می گیرد و در این انقلاب، منازعات طبقاطی نقشی ندارد. اما یک انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال سریع و اساسی دولت و ساختارهای طبقاتی یک جامعه اغتشاشات طبقاتی از پایین جامعه همراهی و در بخشی حمل می شود. چنین انقلابی در شرایط ویژه اجتماعی ساختاری و بین المللی صورت می پذیرد. مثلا فشار سیاسی بین المللی یا شکست دولت در یک جنگ نظامی.(3) اما انقلاب ایران نشان داد که بدون مبنا بودن موضوع طبقات و کشمکش و تضاد میان آنها، بلکه با قدرت فکر و فرهنگ اسلام شیعی و بدون شرایط خاص بین المللی، به پیروزی رسید؛ انقلاب سیلسی اجتماعی که هم روابط قدرت را دگرگون کرد و هم در ساختار اجتماعی ونهادهای ان تحولی
ژرف پدید اورد و حتی بر معادلات و روابط بین المللی نیز اثار قابل توجهی برجای نهاد.
2ـ نظزیه پردازانی که انقلاب ها را بر اساس سیستم اقتصاد جهانی تحلیل می کردند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عناصری چون: فرهنگ، ایدئولوژی، رهبری ودین را بیشترمورد توجه قرار دادند. (4)
3ـ تئوری ولایت فقیه، با اتقلاب اسلامی وارد اندیشه های اسلامی شد و پژوهش های گسترده ای را در این وادی رقم زد، تا جایی که امروز، مطالعه نظریه های دولت، بدون شناخت نظریه ولایت فقیه ناقص می ماند.
4ـ تاثیر بسزای انقلاب اسلامی بر نظریه های جامعه شناسی دین، اهمیت فراوان دارد. بیش از این دین را در فرایند افسون زدایی از جامعه و تحقق عقلانیت و بلوغ عقلی در سیر تکاملی خطی جامعه، رو به کاهش می دیدند(5). ولی انقلاب اسلامی، تکاپویی کامیاب بر خلاف همه این اندیشه های خام بود.
5ـ رواج اندیشه های اسلام خواهی در بین مسلمین، تقویت و تعمیق بیداری اسلام، پدید امدن جنبش های اسلامی درکشورهای عربی و خاورمیانه (6) ورشد اسلام گرایی در غرب و شرق دور، همه و همه، ازکارکردها رهاورد های انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه وتحولاتی است که در تفکرات مردمان و فراترازجغرافیای سیاسی این انقلاب رخ داده است.
هزارساغرآب حیات
پس ازانقلاب اسلامی با کانونی شدن اسلام درداخل کشوربه طورطبیعی ومنطقی، توجه وتفکراندیشمندان به اسلام افزایش یافت و بحث های علمی دراین باره امروزما را به جایی
انسانی سخن می گوییم و هسته های نوپروژه و پویا به منظور تولید دانش به تکاپو افتاده اند و این اساسی ترین مرحله تمدن سازی و تحول تاریخ است که انقلاب اسلامی ان را پدید
آورده و می رود تا بر تمامی اندیشه کفرآمیزودانش های بر آمده ازآن خط بطلان بکشد.
انقلاب اسلامی واقعه ای بود که علوم انسانی را دردوبعد اثباتی وآرمانی به جهش رساند و روح تازه ای درآنها دمید. پس ازانقلاب اسلامی می توان ازحکومت اسلامی وسازوکارها و نهادها وروابط قدرت درآن سخن گفت وحکومت آرمانی اسلام را نیزبه عنوان آرزویی دست یافتنی ترسیم کرد.
پس ازانقلاب، می توان جامه ای  را مطالعه کرد که به طور نسبی ساختارها وروابط اجتماعی آن برمبانی دین استوار است وکارکرد ساختار ها وعناصر مختلف اجتماعی باانگیزه های معنوی  ودرچهارچوب احکام اسلام تحقق می یابد. جامعه ای که مردم سالاری درآن تعریفی دینی پیدا می کند و همه چیز بر پایه اراده مردمی است که با ایمان و عمل دینی زندگی می کنند.
همچنین وضعیت ارمانی چنین جامعه ای با جامه ارمانی کمونیستی و لیبرالسیستی کاملا متفاوت است.
روانشناسی، هنر، اقتصاد، مدیریت و سایر حوزه های مطالعات انسانی با ارزش های جدیدی که انقلاب اسلامی طرح کرد، تفسیری تازه یافته و فضایی بکر برای اندیشه و تفکر به وجود آورد که لبریز از میوه های نچیده است.
نظریه های جدید در فلسفه هنر که از سوی اندیشمندان مسلمان، بویژه شهید اوینی طرح شد(7) ، تلاش های که برای طراحی نظام اقتصاد اسلامی در سطح خرد و کلان صورت می گیرد، طرح نظریات و پژوهش های نوین در روانشناسی که به جای مطالعه رفتار و ذهن یک نوع حیوان مترقی به پژوهش در ژرفای هستی انسانی که مقام خلیفه الهی دارد.(8) ، کتاب هایی که در حوزه مدیریت اسلامی نگاشته شده(9) همه و همه در پرتو تحولی مبارک به وجود امده، که ارزش های الهی ودینی را به جای ارزش های موهوم مادی نشاند.
آزادی ازبن بست حیرت
انقلاب اسلامی، افزون بر پرتو افشانی در علوم با رساندن امواج اندیشه های معنوی به کویر خشکیده فلسفه وعلم معاصر، آثاربسزایی برجای نهاد. درچند قرن گذشته این پندار به وجود آمده بود که اندیشیدن و پژوهش با مبانی مادی وروش تجربی دانش رابی طرف وجهانی به پیش می برد. (10) اما نظریات جدید درفلسفه علم نشان می دهد  که تجربه ها واستنتاجات برآمده ازآنها، به ناچار تابع مبانی وارزشهایی است که زیرساخت فرضیه های علمی را تشکیل می دهند.(11)
دراین بحران دوراه فراروی علم است؛ یا این که بپذیردهمه ارزش ها شخصی ونا پایدار است وملاکی برای برتر نهادن ارزش های گوناگون وجود ندارد، در نتیجه علم به سوی نوعی هرج و مرج پیش می رود، چنان که برخی از نظریات جدید فلسفه علم در غرب به این سو رفت
 راه دوم این که ملاکی برای شناخت ارزش های برتر و حتی صحت و سقم انها بیابیم که
ارزش های درست ونادرست را معرفی کند و این تنها راه سامان یافتن علم است.
انقلاب اسلامی ایران درروزگاری که بحران بازنمایی و کاشفیت، علوم جدید را گرفتار کرده بود، با طرح ارزش های معنوی به گونه ای جذاب وتاثیر گذار، مبانی ومنظر های نوینی را به اندیشمندان معرفی کرد که با ان می توانند علم راستین را از علوم پندارین جدا ساخته و علم حقیقی را به پیش برند.
بدین سان، آثار انقلاب اسلامی درحوزه اندیشه، به پرسش های بی جواب امروز، پاسخ شایسته ای داد؛ پرسش های که حتی متن سوال، هنوز برای اندیشمندان به خوبی معلوم نشده بود و تنها حیرت ان ظهور کرده بود.
پرسش از رابطه علم و ایمان و معنویت، انواع علل غیر مادی در توضیح پدیده های طبیعی و اجتماعی، کارکردهای غیر مادی علم و....... است. امروزه برای پاسخ بسیاری از مجهولات، پژوهش هایی در قلمروهای فرا طبیعی انجام شده است. از فیزیک تا روانشناسی به اندیشه های عرفانی وفراطبیعی متمایل گشته است و سر انجام  اموزه های ناب دین حق گره گشا خواهد بود.
هم ازاین روحضرت امام خمینی رحمه الله درنامه ای که به سران ابر قدرت روبه زوال شرق نوشتند، آنان رادعوت می کنند تا نخبگانشان را به قم فرستاده وآثاربزرگان حکمت وعرفان اسلامی را مطالعه می کنند.
تداوم و کمال شکوفایی اندیشه
ثمرات واثرات انقلاب اسلامی درحوزه اندیشه وتفکر، مرهون درخشندگی ارزش های معنوی
ودینی است. دگرگونی ارزش ها مو جب شد تا در سطح ملی و جهانی (15)، اندیشه ها تحول می یابد و منور می شود و از این انفجار نور، در هر نقطه ای از جهان پرتوی افتد.
اگر این ارزش ها به درستی کشف و تبیین و ترویج شده ورابطه منطقی انها با علوم و شیوه های اندیشیدن بر اساس انها مهندسی شود، تولید دانش و اندیشه به عنوان نرم افزار تمدن اسلامی، راه رشد و بالندگی را خواهد پیمود و دیگر اندیشه های پراکنده معنوی که در پرتو انقلاب به وجود امده، مورد تهدید هضم و افول در نظریات رایج و مشهور قرار نمی گیرد.
پس از انقلاب اندیشه های معنوی به اثر درخشش ارزش های معنوی به وجود امد، اما اگر این ارزش ها کمرنگ شود، این ارزش ها نیز رنگ باخته و از معنا تهی می شود.
به این جهت، حفظ  و رشد و نهادینه شدن اندیشه و دانش معنوی باید با ارزش های معنوی پشتیبانی شود و با ان ربط مستقیم دارد.
نتیجه این که؛ انقلاب اسلامی و دانش و اندیشه مبتنی بر ارزشهای معنوی و دینی دست در دست، هم یکدیگر را بالا می کشند.

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین