گوادلوپ و سر درگمی امریکا(بخش اول)

کد خبر: ۱۹۲۳۰۴
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۷ - 31January 2011


شرکت امریکاییان در کنسرسیوم نفتی ایرانی، عضویت ایران در پیمان بغداد، سپس سیتو و سرانجام سنتو، تاسیس پایگاه های اطلاعاتی امریکایی در شمال ایران، تبدیل فرمانداری نظامی به ساواک زیر نظر امریکاییان و تشکیل اطلاعات جاسوسی و ضد جاسوسی در راستای اهداف امریکا، ورود هزاران مستشار نظامی امریکا، تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلسین ایران، تبدیل ارتش ایرانی به ژاندارمری منطقه برای حفاظت از منافع امریکاییان، همگی در جهت تبدیل ارتش ایران به ژاندارمری منطقه برای حفاظت ازمنافع امریکاییان، همگی در جهت تبدیل ایران به سپر حفاظتی در مقابل شوروی و در راستای سیاست «سد نفوذ شوروی» بود.
سرانجام تبدیل ایران به پایگاه امریکا و بازار مصرف صنایع امریکا، روز به روز بر سلطه ی امریکا بر ایران و وابستگی رژیم شاه به امریکا می افزود. امریکاییان به شاه به عنوان ژاندارمری بی خرج می نگریستند و طبعا به دنبال نگهداری وی بودند و با هر خطری که  موجودیت وی را در معرض تهدید قرار می داد نمی توانستند بی تفاوت باشند. اصولا طرح اصلاحات یا «انقلاب سفید» توسط دولت کندی برای ماندگاری شاه طراحی شد و مسلح کردن وی نیز در همین راستا بود که ایران به عنوان پایگاهی برای حفاظت از منافع امریکا باقی بماند. به همین جهت بعد از بروز ناارامی ها و تبدیل ان به به یک حرکت اسلامی در سالهای 56 و 57 امریکا تمام تلاش خود را در جهت بقای شاه به کار برد. به قول سایروس ونس وزیرامور خارجه امریکا: «منافع ملی ما ایجاب می کرد که از شاه حمایت کنیم.» خصوصا «با رفتن ایران از صف کشورهای دوست و متحد امریکا و افتادن این کشور به دست رژیمی که دوست ما نیست، ضربه ای به منافع سیاسی ـ امنیتی ما در اسیای جنوب غربی و خاورمیانه به شمار می رد. از نظراستراتژیک از دست دادن تجهیزات اطلاعاتی که در شمال ایران داشتیم امکانات ما را برای اطلاع از فعالیت های تسلیحاتی شوروی در زمینه ی سلاح های استراتژیک و هسته ای کاهش» می داد.
بر همین اساس امریکاییان تمام تلاش خود را برای بقای شاه بکار بردند. برای تقویت روحیه ی شاه و بررسی چگونگی جلوگیری از سقوط وی در «این دوران افزایش تعداد فرستندگان ویژه ای بود که هر یک با عناوینی رسمی و غیر رسمی از واشنگتن به تهران می امدند و هر یک پیامی بربای شاه داشتند.» هدف از این مسافرت ها «اطمینان دادن به وی درباره ی حمایت جدی ومحکم امریکا و بالاخره جرات بخشیدن به او برای اعمال قدرت و شدت عمل در برابر مخالفان بود.» در همین راستا «مایک بلومنتال» وزیر خزانه داری امریکا، «بوب بووی» مرد شماره 3 سازمان سیا، «رابرت برت» سناتور و رهبر اکثریت سنای امریکا و «جرج بال» معاون سابق وزارت امور خارجه به ایران مسافرت کردند و با شاه ملاقات نمودند تا وی را برای استقامت تشویق کنند. دولت امریکا برای ارعاب انقلابیون از اقدامات نظامی نیز کوتاهی نکرد. اعزام ژنرال ها یزر معاون نیروهای ناتو برای متحد ساختن فرمانده هان نظامی واماده کردن انها برای کودتا در همین راستا بود.
 ارسال محموله ای ازوسائل نظامی ضد شورش برای ارتش ایران یک اقدام عملی دیگر امریکاییان بود. از اقدامات مهم نظامی امریکا اعزام جنگنده به خلیج فارس بود. دولت امریکا هم زمان خروج شاه یک اسکادران از نیرومند تریت هواپیماهای نیروی هوایی را از یک پایگاه هوایی در ویرجینیا به عربستان اعزام کرد و چند کشتی جنگی دیگری از جمله سه ناوشکن را از دریای چین به سوی ابهای هند حرکت داد تا به ناوگانی که قبلا به ابهای خلیج فارس مامور کرده بود بپیوندند و در نتیجه تعداد کشتی های جنگی امریکا در نزدیکی سواحل ایران به دو برابر افزایش یافت.
حمایت های رئیس جمهور امریکا با همه ی ادّعاهایش  درمورد حقوق بشر در بدترین شرایط سکوب وقتل عام ها از شاه، بیانیه های رسمی دولت امریکا وموضع گیری های مقامات رسمی وغیررسمی امریکا در حمایت از شاه نشان گر بی اعتنایی امریکاییان به ارزش های اخلاقی و اصالت قائل شدن به منافع مادب بود. با توسعه یافتن اعتراضات، وزیر نیروی هوایی امریکا در اول اردیبهشت 1375 در حمایت از رژیم شاه گفت: ما تحت شرایط معینی نوعی التزام ضمنی و حتی اندکی بیش از ان داریم که از ایران حمایت کنیم.
کارتر درست در 18 شهریور روز بعد از قتل عام مردم تهران در میدان ژاله با شاه تماس گرفت و حمایت خودش را از وی اعلام کرد. وزارت امور خارجه نیز با انتشار یک بیانیه تاکید کرد که نظم در ایران باید حاکم شود. در این بیانیه با تاکیید حکومت نظامی مدعی شد که نیروهای امنیتی برای کنترل شورش ها با احتیاط عمل می کنند.
چند روز بعد سناتورهای عضو کمیته خارجی سنا با صدور اعلامیه ای ضمن حمایت از تماس حمایت امیز کارتر با شاه، اظهار امیدواری کردند که «شاهنشاه ایران بر مرحله ی جاری نارضایی و اشوبی که کشورشان را فرا گرفته است فایق خواهند امد».
بعد از مهاجرت امام خمینی به پاریس و تشدید بحران، کارتر در یک مصاحبه ی مطبوعاتی در 14 اکتبر مجددا از شاه حمایت کرد و وی را به خاطر استقرار اصول دمکراتیک مورد ستایش قرار داد!! و افزود که اهمیت استراتژیک کشور ایران با داشتن روابط حسنه با امریکا یک موضوع حیاتی است.
با روشن شدن سقوط دولت شریف امامی و اوج گیری تظاهرات و شدت اعتصابات موج حمایت های امریکاییان از رژیم شاه شدت گرفت، حمایت مجدد دولت امریکا از حکومت نظامی توسط چارلز دانکن معاون وزارت دفاع، حمایت کارتر از شاه در سال روز تولد شاه، حمایت مجدد کارتر از شاه و بیانیه ی وزارت امور خارجه در حمایت و ستایش از شاه، مصاحبه ی سایروس ونس در حمایت از شاه در همان روز، همه نشان گر عمق پیوند منافع آمریکا با شاه و احساس نگرانی امریکا از تزلزل شاه بود. به همین جهت یونایتد  پرس اعلام کرد: امریکا از نا آرامی های ایران نگران شده است.
دولت امریکا حمایت رسمی و عملی خود را از دولت نظامی ازهاری دریغ نکرد؛ بعد از شکست دولت نظامی برای استقراروثبات دولت بختیار نیز تمام تلاش خود را به کار بست. دو روز بعد ازرای تمایل مجلس به بختیار کارتر رسما طی یک مصاحبه ای حمایت خود را از بختیار اعلام رد.چند روز بعد از اما خمینی خواست تا بختیار را حمایت کند.دولت امریکا حتی بعد از بازگشت امام خمینی رسما اعلام کرد هنوز از دولت بختیار حمایت میکند. مجددا سخنگوی کاخ سفید،هودنیک کارتر اعلام کرد:دولت امریکا همچنان به دولتی که به قانون اساسی مبتنی است حمایت میکند.
حمایت های مکرر و بی توقع امریکا موجب تشدید و نفرت مردم انقلابی ایران و رهبری آن نسبت به امریکا شد.به گفته ی جان فوران نویسنده ی معروف، حمایتهای امریکا در بدترین زمانها و در طول انقلاب «در اذهان عامه ی مردم ایران این تصویر را ایجاد کرد که ایالت متحده ی امریکا مظهر و نماد باالقوه ی سلطه ی خارجی و حامی شاه است.شعار شاه سگ زنجیری کارتر که بر در ودیوارها نوشته میشد همین برداشت عمومی را نشان می داد. »
از طرف دیگر امام خمینی با موضع گیری  های به موقع و دقیق چنان امریکا و مقامات آن را تحقیر میکرد که تمام حمایتهای امریکا را خنثی و آن را به ابرازی برای تشدید مخالفت مردم با شاه تبدیل میکر تا جایی که شاه نیز از تکرار حمایتهای امریکا به تنگ امد و به سولیوان گفت:  انعکاس این حمایت ها در مطبوعات بیشتر به وی لطمه میزند و او را به عنوان یک عامل دست نشانده ی امریکا معرفی می کند.
امام خمینی حمایت های امریکا از شاه را دلیلی بر کذب ادعاهای فریب کارانه ی غرب در ادعای حقوق بشر تفسیر می کردند وخقوق بشر کارتر را به چالش می گرفتند. امام خمینی گاه کارتر و عملکرد متعارض وی را در ادعای حقوق یشر و حمایت از دیکتاتورها به استهزاء می گرفتند وبه شدت کارتر را تحقیر می کردند. امام خمینی بارها وابستگی شاه به امریکا را مورد نقد قرار دادند و وی را رسما مامور امریکا معرفی کردند. امام خمینی با تشخیص صحیح از وابستگی روانی شاه به امریکا و حمایت های امریکا از شاه، امریکا را عامل اصلی جنایات شاه می خواندند و امریکا را خائن اصلی می دانستند که هرگاه از شاه حمایت کرده، شاه بر جنایات خود افزوده است. بر همین اساس کارتررا رشمن شماره یک ملت ایران معرفی می کردند و معتقد بودند ابتدا باید ابهت و سد کارتر شکسته شود.
املام خمینی گاه به مقامات امریکایی پیام تهدید امیز می فرستاند و انان را به قطع رابطه و تحریم نفتی تهدید می کردند و گاه مردم امریکا را به شرط تغییر سیاست، وعده ی دوستی می دادند. همین موضوع موجب گردید که ژنرال ها یزر ان را ضربه ی سنگینی به دولت امریکا توصیف می کند.
امریکاییان هرگز احتمال سقوط رژیم شاه را نمی دادند؛ سازمان های اطلاعاتی امریکا پیش بینی می کردند که شاه تا مدت ها بر سر قدرت باقی است و حتی با مرگ ناگهانی وی حکومت به فرزندش منتقل می شود. پنتاگون در گزارشی که در مهر 1357 تهیه کرد، اعلام نمود که «انتظار می رود شاه تا ده سال دیگر فعالانه بر سر کار بماند» گزارشی که سازمان سیا در همان سال تهیه کرد، در مقدمه اش تاکید نموده بود که «ایران در وضعیت انقلابی یا حتی ماقبل انقلابی نیز قرار ندارد.»
حمایت های منفعت محورامریکاییان نیز بر اساس این اطلاعات و تلاش برای جلوگیری از سقوط یکی از سرسپردگانش بود. اما همین که شواهد سقوط شاه اشکار شد مقامات امریکا سرزنش و توبیخ یکدیگر را اغاز کردند. کارتر سازمان سیا را به شدت مورد انتقاد قرار داد. رئیس سازمان سیا نیز خود به ناکامی در ایران و پیش بینی نکردن سقوط اعتراف کرد.
با قطعی شدن سقوط شاه تغییر سیاست های امریکا نیز اشکار شد. هفته نامه تایم برای اولین بار پرده از ناامیدی مقامات امریکایی برداشت و اعلام نمود امیدی برای بقای شاه باقی نمانده.
امریکاییان وقتی از شاه مایوس شدند، تصمیم گرفتند سیاست حمایت شاه را کنار بگذارند و شاه را به خروج از ایران تشویق کنند و سپس به فکر حکومتی انتقالی افتادند. کنفرانس گوادلوپ اوج تغییر سیاست امریکاییان و قدرت های سرمایه دارای است.

 

ادامه دارد....

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین