اهداف صهیونیست ها از آموزش وتجهیز ساواک(بخش اول)
اسراییل ازآموزش وتجهیز سازمان های اطلاعاتی کشورهای مختلف به طورعام وآموزش وتجهیز ساواک درحالت خاص، چه اهدافی را درپی گرفت؟ چرا آموزش وتجهیز درحیطه های اطلاعاتی وامنیتی از چنین جایگاه ویژه ای در نزد سران رژیم غاصب اسرائیلی برخوردار است؟ دراین زمینه پرسش های فراوان مطرح است که هرکدام به نوبه خود نیازمندبررسی ودقت است که درذیل به برخی اغراض خاص اسرائیل درامر آموزش وتجهیزنیروهای «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» اشاره می شود.
قابل ذکر است که رژیم صهیونیستی این اهداف را درموارد عام و ازطریق مستشاران خود در کشورهای دیگر نیز تعقیب می کرد.
1-سرآغازروابط
یکی ازمهمترین واصلی ترین اغراض اسرائیل درامرآموزش و تجهیز امکانات اطلاعاتی کشور های گوناگون، دست یابی به متحدانی تحت سلطه، تشکیل پایگاه در نقاط مختلف جهان و برقراری و گسترش روابط رسمی دیپلماتیک است. اگرچه رژیم غاصب صهیونی، با ارسال تجهیزات تکنولوژیک نظامی ـ اطلاعاتی خود،به منافع بیشمارمادی دسترسی پیدا می کند، ولی درواقع، اغراض خاص دیگری را پیگیری می کند. صهیونیست هاباوابسته کردن کشورها، ان ها را تحت انقیاد خود دراورده و سران انها را وادار به پذیرش روابط رسمی و یا شناسائی رژیم غاصب به عنوان یک کشور در عرصه جهانی می کنند.
حتی محمد رضا نیز با تمسک به دریافت تکنولوژی پیشرفته که مورد نیاز ماست و می تواند مکمل تکنولوژی ما باشد. 1
به زعم بسیاری، روابط استرا تژیک ونیازبه تجهیزات نظامی، تاثیرشگرفی برسراغاز وابستگی شاه به اسرائیل داشت.
برقراری روابط نزدیک با اسرائیل تنهابه خاطر طرح های کشاورزی نبود بلکه برنامه استراتژیکی ایران در سال های 1975 (1354) به بهره بردن ازتخصص اسرائیل درامور نظامی نیز احتیاج داشت. 2
«استروفسکی» که به عنوان یکی از جاسوسان برجسته موساد معرفی می شود، در کتاب «راه نیرنگ» در زمینه تهیه تسهیلات نظامی از اسرائیل و اغراض خاص پشت پرده، توضیحات گویایی بیان کرده است:
این رابطها (فروشندگان اسلحه) طی سه مرحله کار می کردند: نخست تماس هایی برقرار می کردند تا از احتیاجات یک کشور با خبر شوند، از نگرانی هایش اطلاع یابند و بفهمند چه کسانی را دشمن بپندارند. این اطلاعات را از راه زندگی در محل بدست می امد. طرح این بود که عمل بر مبنای نیازها بنیان گذاشته شود و روابط محلی ارتباط قویتری را خلق کند و سپس اطلاع دهد که اسرائیل حاضراست دولت را در ارتباط با تامین سلاح و اموزش ـ به هر صورتی که بخواهند یاری دهد. بعد از ان که رهبر کشور مورد نظر به طمع به دست اوردن سلاح می افتاد، قدم بعدی عامل موساد این بود که به او اعلام کند باید همراه با سلاح ها مثلا مقداری لوازم کشاورزی هم بخرد. انگاه رهبر کشور در موقعیتی قرار می گرفت که بتوان به او گفت چنانچه خواهان گسترش پیوندهاست باید باب روابط رسمی دیپلماتیک را با اسرائیل بگشاید. این کار یکی از راه های اساسی برای باز کردن باب روابط دیپلماتیک از طریق غیر مستقیم بودو هر چند معاملات تسلیحاتی در اکثر موارد بسیار پر فایده از کار در می امد، اما روابط های موساد بعد از به پایان رسیدن وظیفه اصلی شان هرگز زحمت برداشتن قدم دوم برای افزایش فروش سلاح را به خود نمی دادند. 3
در دوران پهلوی نیز به همین گونه عمل شده است. به عنوان مشخص ترین و بارزترین نمود این حرکت، می توان به یعقوب نیمرودی اشاره کرد.
یعقوب نیمرودی که از بنیان گذاران شبکه های جاسوسی موساد درایران، عراق وشیخ نشین های خلیج فارس قلمداد می شود، در اموزش و تجهیز «سازمان اطلاعات وامنیت کشور» وتبدیل ان به «زائه سازمان اطلاعاتی اسرائیل» نقش اساسی و غیر قابل انکارداشت:
یعقوب نیمرودی، فرزند صیون، در اول ژوئن 1926 در یک خانوده یهودی عراقی در بیت المقدس در سال های 1970 ـ 1947 به اتفاق اسحاق ناوون، دوست دوران کودکیش و شخصیت بلند پایه بعدی در دولت اسرائیل، در سازمان «هاگانا» به فعالیت های تروریستی علیه مسلمانان اشتغال داشت. با تاسیس دولت اسرائیل، نیمرودی به فعالیت خوددرصفوف اطلاعات نظامی ادامه داد ودر سال های 1948 ـ 1955 مسئولیت ستاد فرماندهی جنوب رادر این سازمان عهده دار بود. طبق اسناد موجود، ظاهرا نیمرودی برای نخستین بار در تاریخ 30/10/1344 از طریق مرز ترکیه وارد ایران شد و به طور رسمی متصدی معاونت «اژانس یهود» در تهران گردید. وی در فرم اقامتش خود را ارمند پیشین اژانس یهود در اسرائیل معرفی کرده است. ولی در واقع نیمرودی هدایت شبکه موساد را در ایران به عهده داشت. در نتیجه عملکرد اطلاعاتی و سیاسی و فرهنگی سرویس های جاسوسی غرب بود که رژیم پهلوی در دهه 1340 به نزدیکترین متحد اسرائیل و بزرگ ترین پایگاه صهیونیسم در منطقه بدل گردید. این موفقیت تا حدود زیادی به نام یعقوب نیمرودی و شگردهای زیر کانه او پیوند خورده است. یعقوب نیمرودی به عنوان روابط موساد سرویس «زیتون» با ساواک، تا سال 1348 نقش مهمی در تبدیل ساواک به زائده اطلاعاتی اسرائیل ایفا کرد، مع هذا فعالیت های او در عرصه های جاسوسی و اطلاعاتی محدود نبود و وی با هدایت لرد ویکتور روچیلد و در همکاری با شاپور ریپوتر مجری طرح های پیچیده در عرصه های فرهنگی و اقتصادی نیز بود. 4
نیمرودی پس از برقراری ارتباط تنگاتنگ بین دو سازمان اطلاعاتی لیران و اسرائیل، عملیات خود را در حوزه های دیگر به طور اشکار و پنهان تداوم بخشید. وی در ظاهر به فعالیت های نظامی پایان بخشید؛ ولی مطابق یک برنامه دقیق و از پیش تعیین شده به فعالیت های اقتصادی در ایران دست یابد و در این زمینه به موقعیت های چشمگیری نیز دست یافت.
وی با تاسیس شرکت I.C.E در تهران و دریافت پروژه های کلان چون مشارکت در احداث تاسیسات جزیره کیش و قاچاق اثار هنری و باستانی ایران. 5 نه تنها یکی از سرشناس ترین چهره های مالی اسرائیل تبدیل شد، بلکه در تبدیل ایران به عنوان یکی از وابستگان اصلی و پایگاه عمده اسرائیل در منطقه نقش اساسی و چشمگیر ایفا کرد.
2ـ تعمیم ارتباط اطلاعاتی
یکی از اهداف اساسی اسرائیل، ایجاد ارتباط اطلاعاتی و سپس تقویت گسترش ان در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. ارتباط اطلاعاتی از جایگاه ویژه ای در نزد سران صهیونی برخوردار است. امر اموزش و تجهیز نیز سر فصل و اغاز گر ارتباط اطلاعاتی اسرائیل با دیگر کشورهاست. اسرائیل تحت پوشش اموزش در بدنه سازمان اطلاعاتی بعضی کشور ها نفوذ می کند و انگاه با گسترش روابط خود، در جنبه های مختلف فنی و فرهنگی نیز رسوخ می کند. این شیوه بارها توسط اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته است.
در این زمینه، برقراری روابط اطلاعاتی بین امریکا و اسرائیل که از اهمیت اساسی در گسترش روابط بین ان دو برخوردار بود، مثال زدنی است:
«... کمی پس از جنگ جهانی دوم، (شیلوا، رئیس موساد) در گزارشی که برای بن گریون اماده کرده بود پیشنهاد داد، دولت یهود با امریکایی ها متحد شود. شلیوا برای بیشتر متعهد شدن اسرائیل فشار اورد. اودلیل می اورد که اسرائیل باید سرانجام بستن اتحاد استراتژیک نظامی با امریکا را هدف خود قرار دهد. او گفت به عنوان اولین قدم در این راه، موساد باید با سرویس های اطلاعاتی امریکایی ها ارتباط برقرار کند.6...»
ازسوی دیگر،اگرفقط ارتباط درحیطه آموزش اطلاعاتی مدنظر بود،می بایست پس از برطرف شدن این نیاز، ارتباط نیز منقطع شود. در حالی که نه تنها این گونه نبود، بلکه پیوندی عمیق تر و پایدار بین ایران زمان ستم شاهی و رژیم غاصب پدیدار گردید. ایران در زمینه اموزش نه دیگر وابسته به اسرائیل بود، بلکه در یک حالت خود کفایی، اموزش توسط نیروهای ساواک انجام می شد:
«... در دهه 1950 و اوایل دهه 1960 دهه ها تمامی اموزش ساواک به وسیله سازمان های اطلاعاتی بین المللی انجام می شد، اما در 1966(1345) ساواک قادر به اموزش پرسنل خود از لحاظ مبانی کار اطلاعاتی بود. اگرچه ماموران ساواک اغلب برای اموزش تخصصی به امریکا، اسرائیل، انگلیس و فرانسه و المان می رفتند، و مربیانی از این کشورها گهگاه برای اموزش به ایران می امدند، بیشتر اموزش ساواک پس از 1965(1344) به وسیله خود مربیان ساواک انجام می شد.7...»
امام روابط ایران و اسرائیل در سطحی گسترده تر و در قالب ارتباط های دو جانبه و سه جانبه ادامه داشت:
«... به تدریج ساواک در زمینه اموزشی به خود کفایی رسید و اساتید کافی تربیت شد، ولی رابطه با اسرائیل قطع نشد و گاهی از اساتید اسرائیلی دعوت به عمل می امد و گاهی هیئت های 5،6 نفری در مواردی که استاد مربوطه نمی توانست به تهران بیاید به اسرائیل اعزام می شد.8...»
3ـ تشکیل سازمان اطلاعاتی مشابه نیروهای اطلاعاتی کشوری که به اموزش و بازسازی سازمان اطلاعاتی و امنیتی کشور دیگر مبادرت می کند، خواسته یا نا خوسته در دراز مدت می کوشد سازمانی مشابه سازمان خود بازسازی و پروش دهد. برای نمونه، در ابتدا امریکایی ها با تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور درصدد برامدند تا سازمان فوق را عینا شبیه سازمان های سیا و اف. بی. ای بازسازی می کنند و در راستای اغراض خود مورد استفاده قرار دهند.
اسرائیل پس از حضور درصحنه اموزش وتجهیزات ساواک، ساختار ان را به گونه ای مشابه سازمان های اطلاعاتی خود سازمان داد. به عبارت دیگر «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» طی یک برنامه ریزی منظم ودقیق، به شعبه ای ازسازمان های جاسوسی اسرائیل تبدیل شد.
لذا اسرائیل نیزازفرصت حضور درایران پهلوی ـ به عنوان یک کشوراسلامی وخصوصا شیعه استفاده کرده ازآن به عنوان نیرویی متحد وکارا در پشت سر کشورهای اسلامی بهره مند می شد.
4ـ آموزش غیرمستقیم کشورهای منطقه
زمینه حضوروفعالیت اسرائیل درکشورهای اسلامی به علت حساسیت مردم مسلمان آن کشورها فراهم نبود.اسوی دیگررژیم غاصب صهیونی درصدد بودتا به هرطریق ممکن در کشورهای اسلامی نفوذکند.اگرچه مشکلی ازجانب حکام ودولتمردان خودفروخته کشورهای اسلامی وجود نداشت.؛ ولی ارتباط مستقیم وبدون واسطه با اسرائیل درصورت برملا شدن، عواقی وخیمی برای نوکران سرسپرده به وجود می آورد وبعضا ممکن بود به برکنار شدن آنان ازرده های بالای مملکتی منجر شود. لذا اسرائیل نیازمندهمکاروپوششی بود که به واسطه آن درکشورهای این چنینی نفوذ کرده وسیطره خودرا درزمینه های مختلف خصوصا در حیطه های اموزشی گسترش دهد. یکی از بهترین کشورها دراین راستا، ایران بود.لذا اسرائیل سازمان اطلاعات وامنیت ایران را به شکلی آموزش داد وتجهیزکرد که بعضی ازکشورهای منطقه به منظور اموزش نیروهای اطلاعاتی خود به ایران مراجعه کردند. به عبارت دیگر اسرائیل به طریق غیر مستقیم ازطریق ایران نیروهای امنیتی کشورهای دیگررا تحت حاکمیت خود درآورده و به آموزش آنان اقدام می کرد:
«... در سال 1349 توسط من} فردوستو به یاری اسرائیل{ چنان سازمانی ایجاد شد که تعدادی از کشورهای خاورمیانه پرسنل اطلاعاتی و امنیتی خود را برای اموزش به تهران اعزام می دانستند.» 9
ادامه دارد....
