بررسي يك خانه امن ساواك در تهران / شكنجه گاه سرهنگ زيبايي

کد خبر: ۱۹۲۳۱۰
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۳ - 31January 2011

آنطوركه مردم مي گفتند ، پير زن و پير مرد مسيحي كه در حياط خانه زندگي مي كردند، بر حسب اتفاق مي بينند كه يك ماشين به داخل حياط خانه وارد شده است و چند مرد، دختري را كه چشمانش را بسته بودند، به زور به داخل زير زمين آنجا مي بردند. پير مرد سراسيمه به خيابان تخت جمشيد مي رود و خطاب به جواناني كه تظاهرات كرده و مرگ بر شاه مي گفتند، مي گويد:
اگه خيلي مردين، بياييد سراغ اين بي شرفا كه دختر مردم رو دزديدن.
كسي نمي دانست با چه صحنه اي مواجه خواهد شد. فكر مي كردند فقط سه نفر ارازل واوباش كه دختري را به زور دزديده اند، در خانه هستند.
به محض اين كه چند نفري از ديوار بالا رفتند، ساواكي ها از زير زميني كه به ساختمان پشتي راه داشت، فرار كردند. تازه فهميدند كه اينجا يكي از خانه هاي امن ساواك است كه زير زمين آ ن شكنجه گاه نيروهاي مبارز بود.
بعدها در جايي، درباره چگونگي كشف شكنجه گاه سرهنگ زيبايي، اينگونه خواندم:
ساعت 10صبح درروز چهار شنبه 5/10/57 در تقاطع خيابان ثريا وملك الشعراي بهار،مقابل اداره اصناف، جمعيت تظاهر كننده به يك اتومبيل مرسدس بنزمشكوك مي شوندوپس از مشاهده بي سيم آن، هنگامي كه مي خواهند داخل آن را بازرسي كنند، سرنشين اتومبيل مسلسلي از زيرصندلي بيرون كشيده و به سوي مردم تير اندازي مي كند ويك زن چادري و دو جوان را به خاك وخون مي كشدوخود با سرعت فرار مي كندودرخيابان تخت جمشيد سوار يك آمبولانس ارتشي درحال حركت شده ومي گريزد. هنگام فراردفترچه وقباله اي از جيبش بيرون مي افتد و مردم بلافاصله آن را بر مي دارند ومي بينند روي آن نوشته:
سرهنگ علي زيبايي- آدرس: خياتبان بهار، بالاتر از تخت جمشيد، كوچه مهتاب، شماره 40، بلافاصله خانه مجللش را با تمام وسايل لوكس آن، كاملاً به آتش كشيدند. مردم قالي هااورا با كادرتكه تكه مي كنندو لوسترها وچيني آلات وظروف قيمتي را به كلي خرد مي كنندعلاوه برآن سه قبضه اسلحه كمري ويك دستگاه بي سيم و مقداري زيادي لوازم مخابراتي وكتب و اعلاميه ها جعلي توسط مردم مصادره مي گردد.
اتومبيل مرسدس بنز اين جاني سابقه داردرهمان خيابان ثريا به آتش كشيده مي شود و اتومبيل ديگرش درمنزل خيابان بهار.سرهنگ بازنشسته علي زيبايي از شكنجه گران معروف وقديمي ساواك مي باشد كه همراه سياحتگراززمان حزب توده مأمور بازجويي وشكنجه بوده است. مردمي كه درآتش سوزي شركت داشتند، مي گفتند، اشياء اين منزل ازپول خون جوانان وطن تهيه شده و حرام است وبه اين دليل كسي چيزي را با خود نمي برد.
شكنجه گاه سرهنگ علي زيبايي، در خيابان بهار بالاتر از خيابان تخت جمشيد، دوساختمان در مجاورت هم بود كه از زير زمين به واسطه تونل تنگ و تاريكي با هم در ارتباط داشتند. با هجوم مردم، ساواكي ها فرار كردند ولي آثار شكنجه بر جاي ماند. خيلي دوست داشتم آنجا را ببينم. يكي از روزها همراه پدرم به آنجا رفتيم. خانه اولي كه در خيابان بهار قرار داشت چنان مسأله اي نداشت و ظاهراً محل كار و منزل سرهنگ زيبايي بود، اماو قتي وارد خانه اصلي كه در كوچه پشتي بود شديم، وحشت سراسر وجودم را فرا گرفت. اسباب شكنجه به وفور به چشم مي خورد. ناخن هاي كشيده شده در گوشه و كنار پخش بودند.موهاي كنده شده، خون بر در وديوار، همه و همه حكايت از وحشيانه بودن اعمال ساواكي ها داشت. يك قطعه از پاي انساني را درميان خاك و خل ها پيدا كردم كه هنوز گوشتش تازه بود. وارد زير زمين كه شديم، راهرو خيلي تاريك و تنگ بود. اما با روشن كردن كاغذ و مقوا، پيش رفتند. داخل راهرو، اتاق هاي كوچكي در سمت چپ بود كه هركدام براي خود لوازمي خاص داشتند. داخل يكي از اتاق ها وانيبود كه مي گفتند درآن اسيد مي ريختند و زنداني ها را داخل آن خوابانده و نابود مي كردند. داخل اتاق ديگر، تخت خواب دو طبقه اي بود كه مثل شوفاژ لوله كشي شده بود و هنگامي كه داغ مي شده، زنداني را لخت روي آن مي خواباندند، همان گونه كه درباره مهدي رضايي از كشته هاي مجاهدين معروف بود كه در دادگاه گفته بود: مرا روي اجاق گاز خواباندند و پشتم را سوزاندند.
سوراخي روي ديوار قراريكي ازاتاقها بود كه خيلي حساس شدم. جلو كه رفتم، ازپشت آن متوجه شدم انگشت را كه داخل آن مي كردند، گيوتين كوچكي آن را قطع مي كرده.درتاريكي و
سياهي اتاق ها، همچنان فريادمظلومانه آنان كه درتنهايي شكنجه شده وكشته شده بودند.در گوشم مي پيچيد. گريه ام گرفت .ديوانه شدم. مگرممكن بود انسان به قدري پست باشد كه براي به حرف اوردن طرف مقابل خود، اين گونه وحشي شود؟
صندلي اي دريكي از اتاق ها بود كه شكل خاصي داشت. مي گفتند آپولو است. به گونه اي بود كه مثل آرايشگاه هاي زنانه كلاهي فلزي برسر كسي كه آنجا مي نشست، قرارمي گرفت و شكنجه اش مي دادند. با ديدن هر كدام از آنها، وحشت ونفرتم از رژيم شاه بيشتر شد.تنها خدا مي دانست چند نفرازجوانان اين مرزوبوم، درآن شكنجه گاه زيرسخت ترين فشارها جان به جان تسليم كرده اند با خود گفتم: خدا را شكر كه من يكي با اين كه كار چنداني نكرده ام، ولي كارم به اينجا كشيده نشد؛ اگر نه همان اول با ديدن اينها حرف مي زدم!
همه دووديوارزيرزمين كه محل اصلي شگنجه گاه بود،تاريكوسياه بودوهمين به وحشتناگي آنجا شدت مي داد. البته ما كه با چشم بازداخل آنجا شديم و در كامل امنيت، آنگونه9 ترسيديم، پس واي بر آن دختر ها و پسرهايي كه  با چشم بسته و ميان ده ها شكنجه گرهاي قرون وسطايي ساواك.
عجب جايي وحشتناكي بود. محكم دست پدرم را گرفته بودم تا در تاريكي راهرو ساختمان گم نشوم. هيچ چراغي روشن نبود. ظاهراً مردم ساختمان را كه ادغان كرده بودند، سيم كشي هم خراب شده بود .يك كارتن مقوايي وسط راهرو آتش زده بودند، و بعضي ها هم تكه اي ازآن رامثل مشعل دردست داشتند .بوي دود چشمان همه را مي سوزاند.
وقتي فكر كردم كه تا چند روز قبل در همين جا، ساواكي ها چه بلايي سر مردم مي آوردند،
تنم لرزيد. خدا مي داند ساواك شاه،چ ند تا از اين خانه ها در سطح كشور داشت. روزنامه كيهان درباره خانه سرهنگ زيبايي نوشت:
شكنجه گاه مخفي ساواك در تهران كشف شد.
خانه يك سرهنگ ساواك در جزيان زد و خورد هاي خيابانيتهران به آتش كشيده شد و هنگامي كه مردم به داخل خانه رفتند، موفق به شكف يك تونل زير زميني شدند كه در آن، سلوله اي متعددي ووسايل شكنجه ومقداري استخوان هاي پوسيده ديده مي شد.
اين خانه كه مردم به آن خانه وحشت نام داده اند، در خيابان بهار قرارداشت.
اين خانه مدتي نيز دراختياراداره اي ازساواك بود كه بسياري ازدستگير شدگان درآنجا بازجويي شده اند. شاهدان عيني به خبر نگار كيهان گفته اند: هنگامي كه وارد خانه شديم، ابتدا فكر كرديم كه يك محل مسكوني است، ولي با كمال تعجب متوجه شديم كه اين خانه به يك شكنجه گاه بيشتر شبيه است. به اتفاق عده اي از مزدم كه به داخل خانه هجوم آورده بودند، شروع به بازرسي اين محل كرديم و به يك زير زمين كه توسط تونل بزرگي به خانه ديگري درفاصله تقريبي 150 متري راه داشت، رسيديم. دراين تونل انواع وسايل شكنجهديده مي شد. بعضي ازاين وسايل شكنجه هنوز خون آلود بود و معلوم بود كه به تازگي مورد استفاده قرار گرفته اند. درگوشه ديگر اين تونل، مقداري زيادي لباس هاي زنانه و مردانه مملو از خون بود روي هم انباشته شده بود و چند تكه از استخوان هاي مختلف بدن ديده مي شد.
دراين تونل، سلول هاي كوچكي ديده مي شد كه متهمان فقط مي توانسته انددرآن بايستند.
تونل آنقدر تاريك بود كه نور چراغ قوه هاي قوي نمي توانست آن را روشن كند. تصوير و پوسترهاي ناخن هاي لاك زده زنان و دختراني كه شكنجه شده بودند، به ديوار اتاق نصب شده بود و تصوير هاي  ديگري هم بود كه چند نفر را در حال شكنجه شدن نشان مي داد. اين تصاوير ظاهراً براي شكنجه رواني به كار مي رفته است.
هجوم بي سابقه مردم براي تماشاي اين شكنجه گاه، باعث شد تا مأمورين فرمانداري نظامي بعد از تير اندازي و متفرق كردن مردم، ماشين آلات را از آن محل خارج و به نقطه نا معلومي منتقل كنند.سرهنگ زيبايي كه صاحب اين خانه است، هنگام آتش زدن خانه فرار كرد.

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین