خود باوري نويسندگان با انقلاب اسلامي/گفت و گو با مصطفي رحماندوست

کد خبر: ۱۹۲۳۱۶
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۰ - 01February 2011

 


*قصد داريم در مورد تحولات ادبيات كودك ونوجوان صحبت كنيم. به نظر شما بعدازپيروزي انقلاب اسلامي چه تحولاتي دراين زمينه رخ داد؟
خب، وقتي انقلاب مي شود تحول درهمه جا به وجود مي ايد.اما درادبيات كودك ونوجوان يك
اتفاق عجيب افتاد و آن هم اين كه هرگز در پيش از انقلاب تا اين حد كودك محوري وجود نداشت. يك بار بعد از ناقلاب و يكي دو سال پيش از انقلاب كه تازه زمزمه هاي انقلاب بلند شده بود توجه به كودك و تعليم وتربيت كودك، مدرسه هاي ويژه كودك و نوجوان هم خيلي زياد شد و درنتيجه توجه به ادبيات كودك ونوجوان هم زياد شد. بعدازانقلاب انگاريك قانون نانوشته گفته بود به بچه ها توجه بيشتري كنيد و به اين ترتيب ادبيات كودك ونوجوان اهميت زيادي پيدا كرد، گاهي از نظر كمي و گاهي از نظر كيفي. اما بعد ازسالهاي اول انقلاب مي توانيم بگوئيم كه هميشه رشد داشته ايم.واقعيت قضيه اين است كه ما پيش از انقلاب مقوله اي جدي به نام ادبيات كودك و نوجوان نداشتيم. كتاب براي كودكان بود اما درتيراژ محدود ودرسطح خانواده مرفه و بيشتر در تهران. چند سال طول مي كشيد تا كتابي چاپ شود و به فروش برسد. بار ترجمه نسبت به تأليف خيلي زياد بود. ترجمه ها انتخاب نشده بودوهركتابي به دستشان مي رسيد چاپ مي كردند، البته با تيراژ بسيارمعدودومحدود. در حالي كه درروز تقريبا ده عنوان كتاب براي بچه ها چاپ مي شود. ما در حال حاضر نزديك به 52 مجله براي بچه ها داريم. اما قبل از انقلاب فقط يك كيهان بچه ها بود ويك اطلاتعات دختران و پسران، كه با 4 پيك مي شد 6مجله. خب رقم 52 با 6 قابل قياس نيست. هر چند من معتقدم نبايد اين ها را با هم مقايسه كنيم چون همه چيز عوض شده است. جمعيت مخاطب ما ازحدود 12 ميليون به چيزي حدود 30ميليون رسيده است. اگربخواهيم مقايسه كنيم تا 2 برابر شدنش طبيعي است.ولي بيشترازآن جاي بحث داردوالبته وسايل ارتباط جمعي، شبكه هاي تلويزيوني، راديويي، اينترنت وماهواره اي هم دررشد ادبيات كودك و نوجوان نقش داشته اند. لذا من اعتقاد به مقايسه بين ادبيات كودك و نوجوان قبل ازانقلاب با وضعيت فعلي، زمانه ازهرنظر عوض شده،انقلاب فقط يك تغيير است. كودك محوري در تمام جهان معني پيدا كرده و ادبيات كودك و نوجوان در تمام جهان گسترش يافته است. ما هم تحت تاثير جهان تغييرات عمدهاي داشته ايم.

*به طورمشخص زمينه هايي كه انقلاب براي تغييرو تحولات به وجود آورد؛ چه بود؟
ازعمده ترين زمينه هاتوجه به تاليف وبرشمردن ترجمه است. ما شايد در 10-15 سال اول ناقلاب يا اصلا ترجمه نمي كرديم يا از كشورهاي جهان سوم ترجمه ميكرديم يعني ازكشورهايي كه از نظر فرهنگي با ما نزديكي بيشتري داشتند. اين اتكا به نفسي كه انقلاب به مردم مادادباعث شدكه توجه به تاليف بيشترازترجمه شود.يعني نويسنده هاي ما باوركردندكه خودشان هم مي توانند بنويسندو نسبت ها كاملا عوض شد، مثلا اگر قبلا 85% كتاب ترجمه مي شدو 15% تاليف، بعد ازانقلاب كاملا برعكس شد. اين روند خيلي خوب بود. بخاطراين كه نويسندگان بومي ما رشد كردند وبچه ها با نوشته هاي بومي اشنا شدند. خب البته يكسري مشكلات وجود داشت مثلا نوشته هاي بومي ما جاذبه نوشته هاي خارجي را نداشت.اما اين، اتفاق مباركي بود، چون تعداد زيادي ازنويسندگان خوب امروزدرآن فضا رشد كرده اند، فضاي نيازمند به تأليف هرچند به وسيله ناشران وافرادي كه دنبال پول بودند تغييرجهت يافت وسايست گذاران فرهنگي ما بخصوص دروزارت ارشاد هم قاعده اي براي تشويق تأليف وتنبيه ترجمه نداشتند اما در عين حال مي بينيم بازهم تعداد تأليف بيشتراست. عمده ترين تغييرات ايجاد شده توجه به تأليف ودرنتيجه رشد نويسندگان بومي بوده است.

*به نظر شما مادرشعر كودك ونوجوان ازچه ظرفيت هايي استفاهد نكرده ايم؟
بي ترديد ازظرفيت ادبيات عاميانه، ادبيات شفاهي وادبيات گذشته خودمان استفاده نكرده ايم يا خيلي كم استفاده كرده ايم. با اينكه كتاب هاي زيادي نوشته نشده است ولي قدرت وامكاناتي كه درادبيات كلايسك و ادبيات شفاهي ما وجود داشته هنوزازيك صدم هم استفاده نكرده ايم.

*چرا؟ به نظرتان عوامل محدود كننده اي وجود داشته؟
نه، هيچ عامل محدود كننده اي به جزسواد نويسندگي مطرح نبوده، زماني كه نويسنده اي در ادبيات عاميانه غرق مي شود تازه مي فهمد كه چه امكاناتي را مي تواند بدست بياورداما نوعاً نويسنده هاي ما حال و حوصله و فرصت رفتن به عالم ادبيات كلاسيك را ندارند. سوال اين است چطور ممكن است نويسنده كودكان به نظامي احتياج نداشته باشد.

*براي تقويت اين زمينه هاچه راهكاري داريد؟
راهكارم اين است كه خودم كار كنم. ازاين دوعامل زياد استفاده كرده ام. نمونه اش كتاب(بازي با انگشت) است، چندي پيش مجموعه شعري به نام (ترانه هاي نوازش)آماده كردم كه همان شعر (دست دستي باباش مياد صداي كفش پاش مياد) است.براساس همان ظرفيت هاي موجوددر ادبيات گذشته اخيراً يك سري چيستان گفته ام وبراساس همان قصه براي 365 شب سال آماده كردم كه همه قصه ها برا ساس ضرب المثل هاي معروف ايراني است تا بزرگتر ها نسبت به آن آشنايي داشته باشند.

*تاثيرجنگ برادبيات كودك و نوجوان چه بود؟
ازديدگاهي جنگ تأثيرداشته وخيلي هم تأثير بدي داشته است اما ازديدگاه ديگر مي توانيم بگوييم كه وجود جنگ چه اتفاقاتي براي ادبيات كودك بوجود آوردوهمان طور كه جنگ در
مسائل اقتصادي باعث شد قدرت وتوان خريد ما در سطح جهان پايين بيايد اين حس راهم داشت كه باعث شد خيلي چيزها را خوئدمان درست كنيم و روي پاي خودمان بايستيم وديگر محتاج ديگران نباشيم. درحيطه ادبيات كودك ونوجوان هم جنگ همين تاثيرات را داشت. تاثيرات مثبت اين بود كه ما روي پاي خودمان بايستيم، ما در جنگ چيزهايي نوشتيم كه دنيا فكرميكرد نميتوان آنها را نوشت. درحيطه ادبيات اگر آن آرامش بعد از انقلاب را داشتيم خواه نا خواه قله هاي بزرگتري را فتح كرده بوديم، اما به هم خوردن آرامش باعث شد ما به آن قله ها نرسيم ولي ازآن طرف ما چيزي درباره جنگ نوشتيم كه دنيا فكرمي كرد نمي توان نوشت.جنگ واقعه اي بود كه بين بزرگترها و بچه ها اشتراك ايجادكرد.

*نويسنده هاي زن چقدربعد از انقلاب تأثير گذار بودند؟
من مقداري گلايه مندم، به اين دليل كه اغلب گوشه هاي ادبيات كودكو نوجوان ما زنانه شده است. يعني تعداد نويسندگان زني كه در حيطه ادبيات كدوك و نوجوان كار مي كنند بيشتر از مردها است. البته اين قبول كه حس مادري كمك ميك ند كه اين نويسندگان خوب بنويسند ولي به هرحال در اين مورد افراط شده است، نويسنده ها و شعراي خوب زن هم داشته ايم.

*لطفا مثال بزنيد؟
مثلا ما در شعر، خانم شعبان زاده و خانم قاسم نيا را داشته ايم. در قصه هم خانم كلهر، خانم خداجو فعاليت مي كردند. به قصه هاي مجيد فكر مي كنم واين كه ما قابليت جهاني شدن راد اريم. به غير از قصه هاي مجيد خيلي كتابد اريم كه ترجمه  ودرخارج از كشور منتشر شده است .حتي ادبيات مذهبي ما گسترش جهاني خوبي داشته استبه اني دليل كه مخاطبش از كشورهاي اسلامي بوده است. 7-6عنوان از كتاب ها من به 6زبان مختلف دنيا ترجمه شده، كتاب هايي كه يا مذهبي بوده يا به نحوي ريشه درنوستالژي هاي ما داشته است. هر سال اين اتفاق مي افتد، منتها ما نه تبليغ بلد هستيم و نه هنوز متولي داريم كه دراين راه هزينه كندتا اين ديواراول خراب شودوبه جهان ثابت شود كه مي توانيم. امريكاي لاتين هم مشكل ما راداشت. هرچند زبان اسپانيايي طرفدار هاي زيادي درسطح دنيا دارد ولي امريكاي لاتين ها اولين كاري كه  كردند،معرفي آثارشان در جهان بودوامروز ادبيات امريكاي لاتين جايخ ودش رادردنيا باز كرده است ما هم بايد ابتدا اولين مرزرا كه زبان است بشكنيم و بتوانيم خودمان را به جهان نشان بدهيم ومعرفي كنيم، بعد جهان مي ايد سراغ ما.
 

گفتگو از

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین