خرمشهردر گذر تاریخ

کد خبر: ۱۹۲۳۵۴
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۷ - 09February 2011
در زمان خلافت عمر تبدیل به؛ بیان؛ شده است پس از ویرانی شهر بیان؛ در نزدیک ویرانه های آن – یعنی در جایی که با جدا شدن کانال؛ عضدی؛ در بهمنشیر ؛ قسمت شمال شرقی آبادان پدید آمده باشد و اکنون نیز به نام؛ محرزی؛ معروف است و جزو حومه خرمشهر محسوب می شود شهر کوچکی به نام محرزه یا محرزی بنا گردید که پس از شهر بیان ، سالیان متمادی بندرگاه کشتی های بازرگانی و پایگاه داد و ستد و مبادله کالا بود . خرمشهر از دیدگاه تاریخ نگاران ، بازمانده شهر بیان و محرزه یا محرزی و آخرین مولود پیوستگاه کارون و اروندرود است . عیلامیان ؛ در محلی که کارون به خلیج فارس می ریخت ، شهری به نام ناژیتو بنا کرده بودند که دروازه کارون را پاسداری کند . پس از آن هخامنشیان در نزدیکی کارون آبادی دیگری به نام آگنیس بنا نهادند . پس از ناژیتو و آگنیس نوبت پاسداری این شهر مهم که با گذشت زمان به مرور تا محل خرمشهر کنونی پیش آمده بود ، به شهر بیان و محرزه رسید .
در هر حال ، روزگار شهرهای ناژیتو ، اگنیس ، بیان و محرزی یکی پس از دیگری به سر رسید و سالیان بعد گروهی از سپاه بابک خرمدین که به خاطر لباسهای سرخ رنگشان به سرخ جامگان معروف بودند در این سرزمین زندگی می کردند که عربهای مهاجر به آنها به خاطر لباسهای سرخشان لقب محمره دادند و این اسم در میان اعراب ماندگار شد ، سرزمین بارما پس از ناژیتو و آگنیس نامهای محرزی و محمره به خود گرفت سرانجام در سال ۱۳۱۴ هـ . ش ـ فرهنگستان ایران نام این شهر را ، از محمره به خرمشهر یا شهر خرم یا خرمدینیان ( سپاه بابک خرمدین ) تبدیل کرد .
تهاجم عثمانیان
همزمان با لشکر کشی محمد شاه قاجار به هرات ، در ۲۳ رجب ۱۲۵۴ هـ ق، علیرضا پاشا سردار عثمانی، با سپاهی بزرگ به خرمشهر حمله کرد. در این تاخت و تاز خرمشهر ویران شد و سپاهیان عثمانی مردم را کشتند، خانه ها را سوزاندند و ویران کردند . به گفته ؛ ابراهیم دهگان ؛ این لشکرکشی نابهنگام با دخالت خارجی دول باختری ( اروپا ) سرچشمه گرفته و دست سرنشینان قصر ؛ باکینگهام ؛ در آن دخالت داشته است.
با ادامه تاخت وتاز عثمانیها به مرزهای ایران ، امیر کبیر با استفاده از جوانان غیور منطقه ، گارد مرزی نیرومندی در خرمشهر پدید آورد و فرماندهی آنرا به محمد خان، پسر حاج جابر خان سپرد. حاج جابر خان، حاکم خرمشهر در چهارم رجب ۱۲۶۶ هـ ق پرچم ایران را بر فراز خرمشهر برافراشت و به پاداش این کاراز سوی امیر کبیر به لقب ؛خانی ؛ مفتخر شد.
خوزستان از دو قرن قبل به دلیل اهمیت فوق العاده سوق الجیشی، مورد تاخت و تاز استعمارگران قرار گرفته و تا کنون چندین بار به اشغال قوای بیگانه درآمده است. امپراطوری عثمانی در سال ۱۸۵۷ میلادی، انگیسیها در سال ۱۸۸۳ میلادی و ارتش متجاوز عراق در سال ۱۳۵۹ هـ ش، خرمشهر را اشغال کردند.
خرمشهر این شهر آباد و خرم و زیبا، در سال ۱۳۵۹ هـ ش مورد تاخت و تاز سربازان بعثی عراق قرار گرفت و سرانجام پس ار ۳۴ روز مقاومت دلیرانه رزمندگان و مردم دلاور و شهید پرور خرمشهر، روز چهارم آبان سال ۱۳۵۹ هـ ش به اشغال سربازان ارتش بعث عراق درآمد و به مدت ۲۰ ماه در اشغال آنان بود.
ساعت ۲۲:۴۵ دقیقه یکشنبه، نوزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ هـ ش، با آغاز عملیات بیت المقدس، با رمز؛ یا علی ابن ابیطالب؛ ( ع ) حمله رزمندگان برای محاصره خرمشر و با هدف آزاد سازی آن آغاز شد و رزمندگان سلحشور ایران با نزدیک شدن به شهر و تصرف ناحیه مرزی شلمچه، خود را برای حمله نهایی آماده ساختند.
سپاه پیروز ایران اسلامی، بر خلاف انتظار و پیش بینی های تحلیلگران نظامی غرب و شرق و مستشاران نظامی خارجی بغداد، با عبور رود کارون وارد خرمشهر نشد و یا جبهه شمالی شهر را انتخاب نکرد. ایران دشوارترین کار، یعنی ورود از غرب و جاده شلمچه به شهر را سازمان داد و دفاع عراق در شهری که به خاطر اشغالش ۳۵ روز تمام با تجهیزات و قوا جنگیده و در طول جنگ در آن، بیش از هفت هزار کشته داده بود، تنها چند ساعت به درازا کشید و خرمشهر پس ار ۵۷۵ روز جدایی و تحمل سنگین اشغالگران در سوم خرداد ۱۳۶۱ به ایران بازگشت.
آمارها نشان می دهد که در نیمه اول سال 1358، 31 شهید، در نیمه دوم 58، 11 شهید و در نیمه اول سال 1359(قبل از آغاز جنگ) 32 شهید حاصل درگیری گروه های ضدانقلاب در خرمشهر بود
اما آخرین اشغال خرمشهر(1359 هـ.ش) نه به سادگی آغاز و نه به سادگی خاتمه یافت. در این رویارویی، در مقابل هجوم وحشیانه دشمن سراپا مجهز به انواع سلاح های سبک و سنگین، جوانانی با حداقل تجهیزات جنگی به مقابله برخاستند. حماسه این رشید مردان که نه تنها برای حفظ مرز و بوم که برای حفظ صیانت اسلام و انقلاب اسلامی نوپای کشور، به پا خاسته بودند، چنان بود که هرگز مادر دهر در پیشینه این مرز و بوم به چشم ندیده بود. دفاع سرسختانه غیور مردانی که با سلاحی اندک در برابر هجوم زمینی و هوائی انبوهی از لشکریان مجهز به انواع جنگ افزارها و حمایت های بی دریغ مادی و معنوی کشورهای عربی، اروپایی و آمریکایی پایداری کردند، جزئی از تاریخ نه تنها این کشور که به عنوان برگی درخشان از درس اخلاق و ایثار جهانیان شد.

• خرمشهر و ویژگی های آن
در سال 1227 ه.ق(1812 م) حاج یوسف پدر جابر خان(رئیس خاندان کعب) خرمشهر را بصورت قریه کوچکی بنا نهاد که به مرور زمان با توجه به رودهای کارون و اروند، به بندری معتبر تبدیل شد. فاصله آن تا بصره 24 کیلومتر، تا آبادان 10، اهواز 120 و تا ساحل خلیج فارس 96 کیلومتر است. نژاد مردم خرمشهر آریائی و سامی و مذهب آنان شیعه اثنی عشری است و به دو زبان فارسی و عربی گویش دارند.
در سال 1318 ه.ش، اولین اسکله تجاری بزرگ افتتاح گردید که در جریان جنگ جهانی دوم نیز شش اسکله به آن اضافه شد. در حال حاضر طول اسکله بندر خرمشهر به 1500 متر و تعداد ایستگاه های پهلوگیری به 9 اسکله رسیده است. بندر خرمشهر بدلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی و ارتباط با دریای آزاد، ثروت عظیمی در خود نهفته دارد که می تواند به شدت مورد توجه کشورهای بیگانه و استعمارگر قرارگیرد.
قبل از جنگ، اساس اقتصاد خرمشهر بر کشاورزی، دامداری، ماهی گیری، صنایع دستی و بازرگانی استوار بود. خرما عمده ترین محصول کشاورزی و سالیانه بالغ بر 55 هزار تن است. پس از خرما، ماهی دومین محصول اقتصادی ونیز کالای صاداراتی خرمشهر است. مطابق آمار سال 1365، جمعیت شهرستان خرمشهر بالغ بر 2598 نفر بوده که 1328 نفر مذکر و مابقی مؤنث بوده اند.

• بحران‌های بعد از پیروزی انقلاب تا قبل از آغاز جنگ
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، دو گرایش عمده مذهبی و قومی در خرمشهر علیه نظام طاغوت فعالیت داشت. گرایش قومی به دلیل اتکای صرف بر انگیزه های قومی و تأکید بر عربیت و وابستگی به کشورهای عربی(بخصوص عراق) صرفاً نظاره گر مبارزات ضد رژیم بوده و در مقابل آن، جریان مذهبی ـ انقلابی با تأکید بر اسلامیت و نه قومیت، نقش کلیدی و تعیین کننده ای در جریان پیروزی انقلاب داشت.
پس از سقوط رژیم سلطنتی، گروه های مختلف عقب مانده از انقلاب، مخالفان انقلاب و جاسوسان عرب با انگیزه قومیت گرائی، گروهی به نام" گروه خلق عرب" با شاخه های مختلف تشکیل دادند که تمام تلاش خود را بر برانگیختن تعصب قومی، گسترش روحیه ناسیونالیسم عربی، جداسازی عرب از غیر عرب و به تدریج مواضع ضد انقلابی علنی تر معطوف ساخت.
در تاریخ 26/6/1359، صدام حسین در نطقی در مجلس این کشور اعلام کرد که قراداد 1975 الجزایر ملغی است و تمام حقوق تصرف شده، باید بطور کامل به حاکمیت عراق اعاده شود
پس از چندی، فعالیت " گروه خلق عرب" به اقدامات مسلحانه تبدیل شد و به تدریج گسترش یافت تا آنجاکه به درگیری با جوانان مسلمان و شهادت مردم، انفجار، آتش سوزی و حتی اشغال مراکز اداری شهر کشیده شد. آمارها نشان می دهد که در نیمه اول سال 1358، 31 شهید، در نیمه دوم 58، 11 شهید و در نیمه اول سال 1359(قبل از آغاز جنگ) 32 شهید حاصل درگیری گروه های ضدانقلاب در خرمشهر بود. همچنین آمارها حاکی از آن است که حملات مکرر به دفاتر نمایندگی روزنامه های اطلاعات و کیهان، ساختمان کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر، شهربانی، فرمانداری، ژاندارمری، دادگستری، اداره کل بنادر و کشتی رانی، انفجار بمب در بازار، اماکن اداری و... و نیز در درگیری مسلحانه با مأمورین مرزی، ژاندارمری و گمرک توسط اعضای این گروه صورت گرفته بود. هرچند که با به ستوه آمدن مردم مسلمان شهر از اقدامات ایذائی این گروه های ضدانقلاب در تاریخ 23/4/1358، با هجومی مردمی به مراکز استقرار" گروه  خلق عرب"، عده ای از عناصر ضدانقلاب را دستگیر و مابقی را متواری کردند که بدین ترتیب دوران حضور و فعالیت های علنی ضدانقلاب وابسته به عراق و سلطنت طلبان در خوزستان پایان یافت. اما اقدامات ایذائی اعضای این گروه که بطور مستقیم از سوی رژیم عراق حمایت می شد، ادامه یافت.

• در آستانه جنگ
پس از فروپاشی گروهک خلق عرب در خرمشهر، حکومت عراق همچنان به توطئه های خود در خوزستان ادامه داد.در ادامه این روند علاوه بر اقداماتی نظیر انفجار و خرابکاری که توسط عمال وابسته ضد انقلاب انجام می شد، تحرکات مرزی عراق از قبیل احداث استحکامات، شناسائی، نقل و انتقلال و تجمع نیرو، حرکات ایذائی آزمایشی و تخریبی و... به تدریج افزایش می یافت.
 این تحرکات و تجاوزات زمینی و هوائی و فعالیت های مهندسی ارتش عراق از اول شهریور 1359 شدت گرفت و در تاریخ 26/6/1359، صدام حسین در نطقی در مجلس این کشور اعلام کرد که قراداد 1975 الجزایر ملغی است و تمام حقوق تصرف شده، باید بطور کامل به حاکمیت عراق اعاده شود. پس از این نطق، حملات و تجاوزات عراق در مرزها شدت بیشتری گرفت که منجر به شهادت، مجروحیت و اسارت 58 نفر از ساکنان خرمشهر گردید. این آغازی بر هشت سال دفاع مقدس بود.

• آغاز جنگ
در خیال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هیچ صدای خمپاره ای نبود. نخلستان‌هایش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنیده بودند، تا شهریور ماه 59 که خرمشهر، خونین شهر شد. پس از گذشت روزهای تاریک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر ،شهرنخل های سوخته ، شهرنخل های بی سر...

بعد از ظهر 31 شهریور 1359 خرمشهر زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت. علیرغم غافلگیری و حمله برق آسای دشمن و انبوهی از آتش، بمب، مجروح و کشته، مردم بخصوص جوانان روی به مسجد جامع و دیگر پایگاه ها آوردند تا برای مقاومت سامان دهی شوند. این جنگ نابرابر 34 روز طول کشید. نیروهای مهاجم مجهز به توپخانه، تانک، خمپاره انداز، مسلسل‌های سنگین و قوای زرهی و مقاومین با تفنگ ژـ3، ام ـ 1، بطری آتش زا و چند آرپی جی7 در مقابل این هجوم وحشیانه مقاومت می کردند. 34 روز مقاومت، بسیاری از مدافعان را به کام شهادت کشاند، ولی دشمن را در دستیابی سریع به اهدافش و اشغال سه روزه خوزستان ناکام گذاشت. خرمشهر، خونین شهر شد و به دست دشمن افتاد.
شاید تا آنروز کمتر کسی از واژه های شهید و شهادت استفاده می کرد. برای بسیاری شهید فقط حسین(ع) بود و شهادت مکتب سرخ او. شهید فقط در صدر اسلام بود و در تاریخ سرخ معصومین(ع). اما پس از آن همه دانستند که شهادت مرگ سرخ و مقدسی است که انسان آزاده با شناخت آن را انتخاب می کند. همانگونه که صوفیان کشته الهی را" شهید" گویند و مقام او را شهادت خوانند. ایرانیان دانستند که هرگاه خداوند محبوب خود را به شمشیر شوق در وصال کشد، او را بر بساط جمال فکند که او زنده به حیات خداست و پس از کشف خدا، فانی نمی شود. او کسی است که به غمزه کبریائی حق کشته می شود و شهدای ما اینگونه بودند. شهدائی از بطن انقلاب. آنان که هیچ نداشتند و زندگیشان مشحون و آکنده از ظلم شاهان بود. و آنان هیچ نمی خواستند، نه مالی و نه مقامی که چه زیبا گفت شهید مظلوم بهشتی که" ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت". قران مجید می‌فرماید:" به کسی که در راه خدا کشته شده و به فیض شهادت نائل گردیده، مرده نگوید و نپندارید که مرده است بلکه او زنده ابدی است و به حیات جاودان و سراسر زندگانی نائل گشته و شما این حقیقت را نخواهید دریافت"(س بقره، آیه 154).
در نهایت مرحله چهارم عملیات در اول خردادماه 61 آغاز و پس از درگیری شدید و محاصره بی امان دشمن، روز سوم خرداد ماه 61 انبوه نیروهای دشمن از مقاومت دست برداشته و با شعارهای" الموت لصدام" و" دخیل الخمینی" تسلیم نیروهای ایرانی شدند.

• آزاد سازی خرمشهر
" فتح خرمشهر فتح خاک نیست، فتح ارزشهای اسلامی است. خرمشهر شهر لاله‌های خونین است. خرمشهر را خدا آزاد کرد."(از بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی, امام خمینی«قدس سره»)
مدتی پس از اشغال خرمشهر، عملیات متعدد در جهت آزاد سازی خرمشهر، شکست حصر آبادان، آزاد سازی بستان و منطقه غرب شوش و دزفول صورت گرفت که می‌توان به عملیات" نصر"،" توکل"،" ثامن الائمه"،" طریق القدس" و" فتح المبین" اشاره کرد که علیرغم دستاوردهای مهم، همچنان خرمشهر در اسارت بود. در نهایت عملیات بیت المقدس با قرائت رمز مبارک" یا علی بن ابیطالب(ع)" در ساعات اولیه بامداد 10 اردیبهشت ماه61 با هدف آزاد سازی خرمشهر آغاز شد. این عملیات در چهار مرحله انجام پذیرفت. در مرحله اول این عملیات، منطقه" سر پل" به مساحت 800 کیلومتر تصرف شد. در مرحله دوم که در 16 اردیبهشت 61 صورت گرفت، نیروهای ایرانی در شمال خرمشهر مستقر شده، جاده اهواز ـ خرمشهر و نیز مناطق دیگری را آزاد کردند. مرحله سوم عملیات در 19 اردیبهشت 61 آغاز و تلفات و خسارات سنگینی به دشمن وارد ساخت و نیروهای خودی در دروازه های شهر مستقر شدند. در نهایت مرحله چهارم عملیات در اول خردادماه 61 آغاز و پس از درگیری شدید و محاصره بی امان دشمن، روز سوم خرداد ماه 61 انبوه نیروهای دشمن از مقاومت دست برداشته و با شعارهای" الموت لصدام" و" دخیل الخمینی" تسلیم نیروهای ایرانی شدند.
بدین ترتیب خرمشهر پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن که در تاریخ 4/8/59 اشغال شده بود، پس از 575 روز و طی 25 روز عملیات در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد 61 آزاد شد. آمارها نشان می‌دهد که تعداد کل شهدای عملیات بیت المقدس(25 روز عملیات طی چهار مرحله) به 5553 بالغ می‌شود که از این میان 1086 نفر نیروی ارتش و مابقی از نیروهای سپاه پاسداران و بسیجیان بودند. گفتنی است که تعداد مجروحین این عملیات به بیش از هفده هزار نفر بالغ می‌شود. همچنین مطابق آمار تعداد تلفات دشمن بصورت کشته و زخمی 16 هزار و و اسیر 19 هزار نفر بوده است. فتح خرمشهر در تاریخ جنگ ایران و عراق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خبر آزادی خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ایران بسان خانواده‌ای بزرگ که فرزند از دست رفته خود را بازیافته است اشکهای شادی و شعف خود را نثار روح شهدای حماسه‌آفرین صحنه‌های شورانگیز این نبرد کردند. برای پی بردن به عظمت این نبرد حماسی کافی است بدانیم که نیروهای متجاوز عراق پیش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق محسوب دارند. همچنین تجهیزات و امکانات دفاعی دشمن در این منطقه نشان می‌داد که عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قیمت،‌ این شهر را در تصرف نیروهای خویش نگهدارد. فتح خرمشهر در زمانی کمتر از 24 ساعت، موجب شد که بخش قابل توجهی از نیروهای مهاجم عراقی به اسارت نیروهای جمهوری اسلامی ایران درآیند.
" رخصت(نبرد با دشمنان) به رزمندگان(اسلام) داده شد؛ چراکه آنان از(ناحیه) دشمن سخت مورد ستم واقع شدند و خداوند بر یاری آنان قادر است . همان مؤمنانی که بنا حق از خانه و کاشانه خویش آواره شدند(و هیچ جرمی نداشتند) جز آنکه می گفتند: پروردگار ما خدای یکتاست. و اگر خداوند(رخصت به دفاع ندهد و) دفع شرارت بعضی مردمان را(به واسطه) بعضی دیگر نکند، همانا صومعه، دیرها، کنیسه ها و مساجدی که در آن نماز و ذکر خدا بسیار می شود، جملگی خراب و ویران می شد و هرکه خدا را یاری دهد، البته خدا نیز او را یاری خواهد داد. همانا خدا را منتهای اقتدار و توانائی است"(قرآن مجید. س حج، آ یه 40-39)


 
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین