هركس در طلائيه ايستاد در كربلا هم مى ايستاد
شهيد حميد باكرى قائم مقام لشكر ۳۱ عاشورا كه پيكر پاكش مثل آرزويى كه كرده بود، مفقودالاثر شد و به خليج پيوست و هيچگاه بازنگشت و شهداى بزرگوار بسيارى كه براى آفريدن اين حماسه بزرگ جان خود را فدا كردند. دشمن چنان مواضع نيروهاى ما را مى كوبيد كه تصور آن حتى مشكل بود.زمين و زمان مى لرزيد و ميزان استفاده دشمن از سلاح هاى سنگين، بمباران هوايى و به خصوص سلاح هاى شيميايى كه در اين عمليات براى اولين بار به شكل گسترده از آن استفاده كرد، بسيار بالا و آمار آن واقعاً حيرت آور بود. اما اين كه چرا منطقه عمليات خيبر را انتخاب كرديم؛ بايد بگويم پس از سال ۶۷ و پايان جنگ و گذشت حدود ۱۹ سال از آن روزها، ما بعد از تجزيه و تحليل بسيار پى مى بريم كه آن روزها چاره اى جز انجام عمليات از هور و از آن منطقه نداشته ايم. تا اواخر سال ۶۲ ما تقريباً عمليات هاى مشابه زمينى را اجرا مى كرديم، با رشات و دلاورى بسيجيان كه نيروهايى بالقوه بودند كه عراق اصلاً روى آن حسابى باز نكرده و شناختى از نحوه كار و جنگ آ ن نداشت، از اين رو با دلاورى و شجاعت و ايثار و غيرتى كه بچه ها از خود نشان مى دادند،عراق دچار نوعى غافلگيرى شد و ما توانستيم به پيروزى هاى چشمگيرى دست يابيم، اما پس از آن عراق كم كم قدرت ما را درك كرد، به تاكتيك هاى ما پى برد و زمين هاى مقابل ما را پر از مين ها و موانع متعدد فيزيكى و سيستم هاى مثلثى و نونى شكل كرد كه از تمام جناح ها بتواند دفاع كند مثلاً اين موانع را در عمليات رمضان در حد فاصل شلمچه تا منطقه كوشك تا طلائيه ايجاد كرده بود كه مانع پيشرفت نيروها مى شدند. تقريباً در روى زمين و جبهه هاى زمينى و دشمن از نظر پدافندى بسيار كاركرده و مواضع خود را به شدت، تقويت كرده بود و عموماً جبهه هاى زمينى سد شده بود. براى پيشرفت نيروهاى عملياتى ما نياز به يك ابتكار عمل و تاكتيكى ويژه داشتيم كه عراق با تمام توان و پشتيبانى ها از نبرد با ما عاجز شود و ما در حقيقت با انتخاب منطقه عملياتى خيبر كه يك منطقه عملياتى آبى خاكى بود براى اولين بار يك ابتكار عمليات ويژه به كار بستيم و يك صحنه جنگى را كه براى دشمن غيرقابل تصور بود به او تحميل كرديم. دليل ديگر اين بود كه دشمن در برابر عمليات آبى و خاكى ناتوانى داشت و قدرت اصلى او كه قدرت مانور لشكرهاى زرهى اش بود در منطقه هور و جزاير مجنون آنچنان كارآمدى نداشت. لشكرهاى زرهى يك زمين مسطح و باز مى خواستند كه آرايش بگيرند و منطقه باز كاملاً در اختيار آن ها بود ولى در جزاير مجنون بايد از يك پل عبور مى كردند تا به جزاير برسند.به پلى به نام شحيطاط كه بعد از شهادت حميد باكرى نام او را بر آن گذاشتيم. حتى در خود هور هم نيروهاى زرهى شان نمى توانستند عمل كنند.دليل ديگر ما غافلگيرى دشمن بود و از نظر عملياتى ما به دنبال اين بوديم كه براى اولين بار يك سرپلى را در شرق رودخانه دجله و در جبهه شمال بصره يعنى محور طلائيه به نشوه كه نشوه روبروى بصره بود يك جاى پا از عراق بگيريم و بصره را تهديد كنيم.به هر جهت مجموع اين عوامل دلايل انتخاب جغرافياى هور و منطقه عملياتى خيبر بود. هدف اصلى عمليات خيبر تصرف جزاير مجنون، يعنى جزاير شمالى و جنوبى و شرق دجله و همچنين انهدام نيروهاى سپاه سوم و الحاق با نيروهاى ارتش جمهورى اسلامى كه در منطقه زيد مى جنگيدند و ما در محور بالاترى كه همين محور جزاير مجنون و طلائيه باشد نيز بايد الحاق نيروهاى سپاه و ارتش از منطقه زيد و به سمت نشوه را نيز به دست مى آورديم و در حقيقت به شرق بصره دسترسى پيدا مى كرديم. اين هدف عمده بود.
* به اين ترتيب عملاً بصره از دست مى رفت؟
** شرق بصره نه همه بصره، شرق بصره و محيط روبروى آن تا طرف رودخانه دجله به شدت تهديد مى شد و بصره آن طرف رودخانه است. سازمان رزمى را كه در اين دو قرارگاه يك قرارگاه را ارتش عهده دار بود. «قرارگاه كربلا» كه سازمان رزم ارتش، قرارگاه نيروى زمينى ارتش به فرماندهى امير شهيد اسلام صياد شيرازى بود. آن ها از نظر سازماندهى رزمشون دو لشكر پياده، دو لشكر زرهى يك تيپ هوابرد و سپاه هم براى كمك به ارتش دو لشكر پياده و يك تيپ زرهى عملياتى را به عنوان خط شكن در اختيار ارتش قرار داده بود.آن ها بايد از محور زيد كه شمال شلمچه است به سمت نشوه كه در شرق بصره است پيشروى مى كردند و هدف آن ها رسيدن به شرق بصره بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى با سپاه رزمى اش، ۹ لشكر پياده، شش تيپ پياده، ۳ تيپ زرهى و يك لشكر زرهى كه از ارتش مامور شده بود به سپاه، همچنين واحدهايى از هوانيروز و واحدهايى از نيروى هوايى ارتش هم آن ها را حمايت مى كرد بايد در منطقه هور عمل مى كرد، البته هوانيروز و نيروى هوايى به ارتش هم كمك مى كرد. منظورم نيروى زمينى ارتش است دقيقاً و هم سپاه را. اين هم سازمان رزم سپاه بود.
* هوانيروز هم كه به فرماندهى سردار جلالى در اختيار سپاه بودند؟
** اون ها دو گروه شده بودند يك گروه به كمك نيروى زمينى ويك سرى كه خود سردار جلالى هم بود با هليكوپترهاى شان به پشتيبانى قرارگاه سپاه مامور شده بودند، من قبل از اينكه وارد شرح عمليات شوم. بگويم كه ما از حدود يك سال قبل، عمليات اطلاعاتى را در اين منطقه شروع كرديم.يعنى زمانى كه ما عمليات والفجر مقدماتى را در شرق استان العماره انجام مى داديم نيروهاى اطلاعاتى ما در اين منطقه يعنى هور مشغول جمع آورى اطلاعات بودند. در قرارگاه نصرت شهيد على هاشمى و شهيد مجيد رمضانى كه مسئول اطلاعات بودحضور داشتند. اين دو شهيد بزرگوار خيلى خدمت كردند به سپاه. بنابراين ما از قبل كار اطلاعاتى بسيار دقيق در اينجا انجام داده بوديم. در آستانه عمليات خيبر هم عراقى ها حمايت هاى سياسى بسيارى را برانگيخته بودند و هم از كشورهاى اروپايى حمايت مى شدند و هم از طرف آمريكا عراق با حملات موشكى زيادى كه به دزفول مى كرد و بمباران شهرهاى باختران، ايلام، رامهرمز و... جمعيت مردم را به خاك و خون مى كشيد و ادعا مى كرد كه توان ما به پايان رسيده است.
* از آغاز عمليات بگوييد؟
** عمليات در ساعت ۵/۸ شب سوم اسفندماه با رمز يا رسول الله (ص) شروع شده بود. و در حقيقت در همان روز اول عمليات نيروهاى ما توانستند هم جزيره شمالى و جنوبى را تصرف كنند و هم شرق بصره از منطقه العُزير كه در كنار جاده بصره و العماره بود در منطقه القُرنه، القرنه هم تقاطع رودخانه دجله و فرات است و هم يك سه راهى است كه يك جاده از بصره به العماره مى رود و از بصره به ناصريه. بچه ها توانستند همه اين مواضع را به تصرف خود درآورند. هم شرق دجله را تصرف كردند و هم دو جزيره شمالى و جنوبى را. عمليات با پيشرفت بسيار خوبى انجام شد. مرحله دوم عمليات كه بايستى از جزاير مجنون و طلائيه پيشروى مى كرديم بنا به عللى در منطقه طلائيه موفق نشديم و در آنجا با مشكلات بسيار زياد و تمركز فشرده آتش دشمن روبرو شديم. در طلائيه كه يك منطقه محدودى است و يك دشت باز بدون جان پناه و موانع بسيار زياد و ورودى كوچك. كسانى خواستند اين منطقه طلائيه را بشكافند ولى نشد، لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) و هم لشكر امام حسين (ع) كه بعداً به كمك رفت . ولى به خاطر تنگ بودن معبر و موانعى كه بعد از جنگ رفتيم ديديم چه موانعى را ايجاد كرده بودند و هم تمركز آتش دشمن عمليات با عدم موفقيت در محور طلائيه روبرو شد ما بايد هم از جزاير مجنون و هم طلائيه نيروهايمان را با هم الحاق مى كرديم ولى در اين محور طلائيه موفق نشديم. من اين جمله اى را از شهيد بزرگوار حجت الاسلام عبدالله ميثمى نقل مى كنم كه ايشان گفته بود هركس در طلائيه ايستاد اگر در كربلا هم بود مى ايستاد.من خودم يكى دو شب عمليات رفتم نزديك طلائيه با آن حجم آتشى كه عراق مى ريخت زمين منطقه مى لرزيد و يا مثلاً شهيد بزرگوار حسين خرازى كه آن شب كه به لشكر امام حسين(ع) ماموريت داده شد در تاريكى مطلق نيروهاى لشكر را جمع كرد و جملاتى را گفت و من اين جملات را عيناً نقل مى كنم فرموده بود كه امشب شب عاشورا است نماينده امام دستور داده در طلائيه عمل كنيد «نماينده امام آقاى هاشمى رفسنجانى بودند» ما با تمام توان لشكر به دشمن خواهيم زد.هركس مى تواند بماند و هركس نمى تواند آزاد است برود، اين عين سخنان فرمانده لشكر امام حسين (ع) شهيد حسين خرازى است كه براى نيروهايش بيان كرد. آدم ياد صحبت هاى شب عاشوراى حسين بن على(ع) مى افتد. بنابراين عمليات به اين صورت شروع شد. در مراحل بعدى عمليات در محور زيد هم با همه تلاش هاى شجاعانه اى كه ارتش انجام داد موفقيتى حاصل نشد. تقريباً روز دوم يا سوم عمليات بود كه كاملاً اين محور سد شد.
* فشار اصلى دشمن روى كجا بود؟
** دشمن فشار اصلى به شرق رودخانه دجله و منطقه جزاير مجنون كه همان منطقه زيد به نشوه همان منطقه اى كه پيشروى ارتش سد شد وارد كرد تمام پاتك هاى دشمن به سمت شرق رودخانه دجله منطقه حدفاصل العُزير تا القرنه و جزاير مجنون بود. از اين به بعد چندين روز نيروهاى ما در شرق رودخانه دجله استقامت كردند ولى نتوانستند و از شرق دجله عقب روى را شروع كردند ولى جزاير شمالى مجنون با تمام توان ايستادند. دشمن براى بازپس گيرى جزاير مجنون خيلى تلاش كرد.مثلاً حجم آتشى كه در هفته در دو سمت منطقه اجرا كرد بيش از يك ميليون گلوله به اضافه جنگ افزارهاى شيميائى بود كه به شكل گسترده استفاده كرد. دشمن تصور مى كرد هيچ احدى در اين جزاير زنده نمى تواند باشد و اين درست زمانى بود كه امام از تهران فرمان دادند جزاير حفظ بشود. اين فرمان امام باعث شد آقامهدى زين الدين كه فرمانده لشكر ۱۷ على ابن ابيطالب (ع)بود خودش بيايد توى خط. حاج ابراهيم همت برود توى خط و حاج مهدى باكرى هم. تمام فرماندهان لشكرها عملاً با ساير بسيجيان و پاسداران رفتند توى خط كه عمده بسيج و سپاه در جزاير مجنون بودند. ايستادند و حماسه ها آفريدند.براى اين كه مردم عزيزمان متوجه اين موضوع شوند كه چگونه دشمن حمله مى كردبايد بگويم. اين جزيره مجنون در زمين مسطحى كه در محور طلائيه است به وسيله پل وصل است. دشمن به صورت ستون زرهى مثل ستون مورچه ها مى خواست از اين پل وارد اين جزيره شود. وقتى نيروهاى رزمنده تانك را مى زدند و وقتى تانك آتش مى گرفت، تانك بعدى مى آمد و طعنه مى زد به تانك منهدم شده تا آن تانك مى افتاد در داخل هور.اينجا فقط سيل بندها خاكى هستند بقيه محل آب است و بعد پيشروى مى كرد ولى اين فرمان امام باعث شد كه تمام فرماندهان حتى احمد كاظمى خودشان مثل بسيجيان ساده مقاومت كنند براى اينكه رشادتهاى احمد كاظمى كه تقريباً دو سال است به شهادت رسيده دريابيد بايد خاطره اى از ايشان كه در عمليات فرمانده لشكر ۸ نجف بود نقل كنم، به وسيله يك گلوله اين دليرمرد شهيد انگشتش قطع شد و چون كمك هاى دارويى آنجا نبود، انگشت خودش را در آب نمك مى گذاشت تا چرك نكند و عفونت نكند و در همان حال مى جنگيد و فرمان مى داد. اينها به زبان آسان است ما بگوييم، ولى يك نفرى يك سوزن به دستش برود و بعد بخواهند جاى سوزن نمك بريزند مى فهمد يعنى چه اين درد و سوزش و اين تحمل را و در همان حال فرماندهى هم نيروهايش را هدايت بكنند.محصول عمليات خيبر حفظ جزاير مجنون شد. كه خود اين جزاير مجنون سرپلى شد براى عمليات بدر كه يكسال بعد انجام داديم اگر ما اين جزاير مجنون را نداشتيم به مشكل برمى خورديم. در حقيقت اين جزاير سرپلى شد براى عمليات بعدى. وليكن عدم موفقيت هايى هم در محور طلائيه و در محور زيد داشتيم كه با وجود امكانات ما و دشمن طبيعى بود.
* احتمال مى داديد كه از منطقه طلائيه نتوانيد رد بشويد؟ يا مصمم به اين كار بوديد؟
** ببينيد آن زمان با فرماندهان در رده فرمانده گردانها مشورت نظامى مى شد آن زمان به احتمال زياد احتمال پيروزى و موفقيت داده مى شد اجازه بدهيد ابتدا دستاوردهاى اين عمليات را بگويم و جواب سوال شما را بدهم.در اين عمليات يكى از منظورها كه انهدام ماشين جنگى دشمن بود تا حدودى برآورد شد. دشمن حدود ۳۳ تيپ و لشكر عليه ما به كار گرفت. اين نيروهاى دشمن بين ۲۰ درصد تا حدود ۹۰ درصد منهدم شدند.هزار و صد و چهل نفر از دشمن اسير شدند كه در بين اينها ۳۵ افسر عالى رتبه و۳۰ درجه دار بود. تعداد زيادى نيروها بودند كه از كشورهاى سودان مراكش و سومالى آمده بودند حالا مزدور بودند يا نه اين مهم نيست.كمك و دخالت ديگران در جنگ مهم بود. اين ها به اسارت گرفته شده بودند حدوداً هزار و صد و هشتاد كيلومتر از زمينهاى منطقه آزاد شد كه هزار كيلومتر هور بود و صد و چهل كيلومتر مربع آن در جزاير بود و حدود ۴۰ كيلومتر منطقه طلائيه بود.ارزش آن جزاير اين بود كه سى ميليارد بشكه نفت در زير اين جزاير بود كه الان هم هست زير اين دو تا جزيره و تعداد زيادى غنائم از تانك هاى دشمن تعدادى كمپرسى كه خاك مى بردند در اين جزاير و انهدام زيادى تانك و نفربر دشمن انجام شد و پس از عمليات خيبر يك تغيير و تحولاتى به وجود آمد اولاً حاميان صدام فشار اقتصادى شان براى تحريم فروش سلاح و مهمات بر عليه ايران بيشتر كردند و فشار را به كشورهاى ديگر آوردند كه به ما سلاح و تجهيزات ندهند و نگران شدند و برايشان غيرقابل تصور بود كه اين عمليات شجاعانه كه از اين منطقه هور انجام شده بود، موجب پيروزى ما شود.اصلاً فكر نمى كردند نيروهاى ما از هور عبور بكنند. سخت بود باورش، اين تاكتيك ويژه رزمندگان و به هم خوردن معادله نظامى حاكم بر جنگ بسيار اهميت داشت. چون عراق مى گفت از هيچ جبهه زمينى نمى تواند موفق بشوند با توجه به عملياتهاى والفجر مقدماتى و والفجر يك و دو كه ما انجام داده بوديم آن ها نهايت توان ما را همين مى ديدند از طرفى آنها شروع به تقويت نيروى هوائى خود كردند و جنگ نفت كش ها را در خليج فارس شروع كردند كه به بنيه اقتصادى جمهورى اسلامى ايران خدشه وارد كنند و حمله به نفت كش هايى كه نفت ايران را حمل مى كردند شروع شد و مقابله به مثل را آغاز كرديم.
* جنگ شهرها بعد از اين عمليات بود؟
** قبل از اين عمليات بود. جنگ شهرها از مدت ها پيش شروع شده بود.
* درسهاى عمليات خيبر چه بود. نقش تجربيات اين عمليات در ادامه جنگ را چگونه مى بينيد؟
** اين عمليات مهمترين تجربه اش را به دست آوردن يك تجربه عمليات آبى و خاكى بود كه ما اوج پيروزى هايمان را در عمليات والفجر ۸ و فتح فاو در ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴ توانستيم به دست آوريم و اين تجربه را در آن جا به خوبى استفاده كنيم. البته خوب اصلاً كار غواصى، ساختن قايق از همين جا شروع شد. مثلاً ما در عمليات فاو حدود بيش از هزار تا غواص تعليم داديم كه شروع آموزش اينها از عمليات خيبر بود.
* لوازم غواصى را چگونه فراهم كرده بوديد؟
** اين مطلب را دقيق تر بايد از آقاى رفيق دوست سوال كنيد خريد چندهزار لباس غواصى به صورتى كه دشمن هم نفهمد و يك كار هنرمندانه بود كه در دوران آقاى رفيق دوست كه وزير سپاه پاسداران بود انجام گرفت يا تهيه صدها قايق در يك زمان كوتاه.ساختن اين قايقها كار مشكل و سختى بود كه دشمن نبايد مى فهميد يا تهيه موتور قايق، موتورهاى ۴۸ يا موتور ۶۰ سرانجام ساخت موتور قايق را تجربه نداشتيم. اين كه چطورى چند هزار موتور قايق از خارج به اين سرعت تهيه بكنند خودش داستانى دارد.همچنين عزيزانى كه در جهاد سازندگى كارهاى مهندسى را انجام مى دادند مثلاً آن پل خيبرى كه ساخته شد و جزاير مجنون را به زمين وصل كرد كار عزيزان جهادسازندگى بود. كار مهندس شهيد پورشريفى رحمت اله عليه بود كه همان تجربه آمد براى پل فاو. پل بعثت را در فاو كه يك پل مهندسى حيرت آور براى جهانيان بود حاصل تجارب عمليات خيبر است همه انگشت به دهان مانده بودند كه چگونه در رودخانه اروند رود اين پل ساخته شده است.
* خاطره ماندگارى از عمليات خيبر داريد؟
** شب عمليات خيبر كه آقاى محسن رضائى سوار يك وانت بود تصادف كرد و دستش شكست و در حالى كه دستش را عمل جراحى كرده و گچ گرفته بودند فرماندهى جنگ و فرماندهى عمليات را بر عهده گرفته بود و بنده كه در كنار ايشان و جانشين ايشان بودم واقعاً خيلى صبر و استوارى و قدرت فرماندهى و تحمل ايشان را بسيار بالا مى ديدم در صورتى كه دستش شكسته بود و دائماً دارو بايد تجويز مى كردند و حضور آقاى هاشمى رفسنجانى در قرارگاه در شب عمليات و بعد از عمليات بسيار جالب بود، ايشان چندين شبانه روز در حالى كه جنگ سختى بود در قرارگاه ماندند.حضور آقاى هاشمى رفسنجانى بسيار موثر بود. ايشان با لباس نظامى آمده و در قرارگاه خود ما يعنى همان قرارگاه نصرت حضور پيدا كرده بود.
* نگاه نظاميان عراق بعد از عمليات به ما چگونه بود؟
** من اينجا از رشادتهاى هوانيروز هم بگويم. همان شب اول عمليات خود جناب سرهنگ جلالى كه فرمانده هوانيروز بود به اتفاق چند تن از فرماندهان ما از جمله سردار كاظمى و بعضى ديگر، حاج آقاى بشردوست سوار هلى كوپتر شدند و در شب تاريك و آن شب مسير را چراغانى كرده بودند كه ابتكار جالبى بود.
* قبل از او هواپيماها رفته بودند و مسير را پيدا نكرده بودند؟
** ولى هلى كوپترها كه رفته بودند پيدا كرده بودند ، سردار جلالى در همان مسيرى كه نيروها را جابجا مى كردند خودشان رفتند و مسير را يافتند و باعث شدند كه هوانيروز هم رشادتهاى زيادى از خود نشان دهد.
* نصب چراغ ها توسط چه كسانى انجام شد؟
**كار همان نيروهاى اطلاعاتى در كنار هور بود مثل زمينى كه جاده كشى دارد در هور نهرهايى است و در امتداد اين نهرها چراغهايى را روشن كرده بودند كه هلى كوپترها بتوانند مسير را پيدا كنند و توى خود جزيره شعله هايى را روشن كرده بودند تا هلى كوپترها بنشينند و به مشكلى برنخورند.
* عمليات والفجر ۵ و ۶ و قدس كه ايذائى بود نمى دانيد چگونه بود؟
** چرا آنها موثر بود در سد دربندى خان و بالاتر انجام شد تا دشمن را غافلگير كنيم و نقش فريب را به خوبى ايفا كردند.
*از اين كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد سپاسگذاريم.
