هرکس در طلائیه ایستاد، در کربلا هم می ایستد/گفتگو با سردارسرلشکر سید یحیی رحیم صفوی
برایمان بگویید، چرا هور انتخاب شد؟
* در ابتدا باید یاد کنم از دلاورمردانی که در عملیات جانانه ایستادگی کردند و جانشان را برای پیروزی اسلام و نظام هدیه کردند، شهدای گرانقدر بزرگواری همچون حاج ابراهیم همت فرمانده دلاور لشکر 27 محمدرسول الله که در جزایر مجنون پس از چند روز به شهادت رسید. شهید حمید باکری قائم مقام لشکر 31 عاشورا که پیکر پاکش مثل آرزویی که کرده بود، مفقودالاثر شد و در ضلع جنوبی جزیره مجنون باقی ماند و هیچ گاه بازنگشت و شهدای بزرگوار بسیاری که برای آفریدن این حماسه بزرگ جان خود را فدا کردند، دشمن چنان مواضع نیروهای ما را می کوبید که تصور آن حتی مشکل بود. زمین و زمان میلرزید و میزان استفاده دشمن از سلاح های سنگین، بمباران هوایی و به خصوص سلاح های شیمیایی که در این عملیات برای اولین بار به شکل گسترده از آن استفاده کرد، بسیار بالا بود در آمار آن واقعا حیرت آور بود. اما این که چرا منطقه عملیات خیبر را انتخاب کردیم باید بگویم پس از سال 67 و پایان جنگ و گذشت حدود 19 سال از آن روزها، ما بعد از تجزیه و تحلیل بسیار پی بردیم که آن روزها چاره ای جز انجام عملیات از هور و از آن منطقه نداشته ایم. تا اواخر سال 62 ما تقریبا عملیات های مشابه زمینی را اجرا می کردیم، با رشادت و دلاوری بسیجیان که نیروهایی بالقوه بودند که عراق اصلا روی آن حسابی باز نکرده و شناختی از نحوه کار و جنگ آن نداشت، از این رو با دلاوری و شجاعت و ایثار و غیرتی که بچه ها از خود نشان می دادند. عراق دچار نوعی غافلگیری شد و ما توانستیم به پیروزی های چشمگیری دست یابیم، اما پس از آن عراق کم کم قدرت ما را درک کرد به تاکتیکهای ما پی برد و زمینت های مقابل ما را پر از مین و موانع متعدد، فیزیکی و سیستم های مثلثی و نونی شکل کرد که ازتمام جناح ها بتواند دفاع کند مثلا این موانع را در عملیات رمضان در حدفاصل شلمچه تا منطقه کوشک تا طلائیه ایجاد کرده بود که مانع پیشرفت نیروها می شدند. تقریبا در روی زمین و جبهه های زمینی و دشمن از نظر پدافندی بسیار کارکرده و مواضع خود را به شدت، تقویت کرده بود، و عموما جبهه های زمینی سد شده بود. برای پیشرفت نیروهای عملیاتی ما نیاز به یک ابتکار عمل و تاکتیکی ویژه داشتیم که عراق با تمام توان و پشتیبانی ها از نبرد با ما عاجز شود و ما در حقیقت با انتخاب منطقه عملیاتی خیبر که یک منطقه عملیاتی آبی – خاکی بود برای اولین بار یک ابتکار عملیات ویژه به کار بستیم. و یک صفحه جنگی را که برای دشمن غیر قابل تصور بود به او تحمیل کردیم. دلیل دیگر این بود که دشمن در برابر عملیات آبی و خاکی ناتوانی داشت و قدرت اصلی او که قدرت مانور لشکرهای زرهی اش بود در منطقه هور و جزایر مجنون آنچنان کارآمدی نداشت. خوب، لشکرهای زرهی یک زمین مسطح و باز می خواستند که آرایش بگیرند و منطقه باز کاملا در اختیار آن ها بود ولی در جزایر مجنون باید از یک پل عبور می کردند تا به جزایر برسند. به پلی به نام شحیطاط که بعد از شهادت حمید باکری نام او را بر آن گذاشتیم. حتی در خود هور هم نیروهای زرهی شان نمی توانستند عمل کنند.
دلیل دیگر ما غافلگیری دشمن بود و از نظر عملیاتی ما به دنبال این بودیم که برای اولین بار یک سرپلی را در شرق رودخانه دجله و در جبهه شمال بصره یعنی محور طلائیه به نشوه که نشوه روبروی بصره بود یک جی پهاز عراق بگیریم و بصره را تهدید کنیم. به هر جهت مجموع این عوامل دلایل انتخاب جغارفیای هور و منطقه عملیاتی خیبر بود. هدف اصلی عملیات خیبر تصرف جزایر مجنون، یعنی جزایر شمالی و جنوبی و شرق دجله و همچنین انهدام نیروهای سپاه سوم و الحاق با نیروهای ارتش جمهوری اسلامی که در منطقه زید میجنگیدند و ما در محور بالاتری که همین محور جزایر مجنون و طلائیه باشد نیز باید الحاق نیروهای سپاه و ارتش از منطقه زید و به سمت نشوه را نیز به دست می آوردیم. و در حقیقت به شرق بصره دسترسی پیدا می کردیم. این هدف عمده بود.
به این ترتیب عملا بصره از دست می رفت؟
* شرق بصره نه همه بصره، شرق بصره و محیط روبروی آن تا طرف رودخانه دجله به شدت تهدید می شد و بصره آنطرف رودخانه است. سازمان رزمی را که در این دو قرارگاه یک قرارگاه را ارتش عهده دار بود. «قرارگاه کربلا» که سازمان رزم ارتش، قرارگاه نیروی زمینی ارتش به فرماندهی امیر شهید اسلام صیاد شیرازی بود. آن ها از نظر سازماندهی رزمی دو لشکر پیاده، دو لشکر زرهی یک تیپ هوابرد و سپاه هم برای کمک به ارتش دو لشکر پیاده و یک تیپ زرهی عملیاتی را به عنوان خط شکن در اختیار ارتش قرار داده بود. آن ها باید از محور زید که شمال شلمچه است به سمت نشوه که در شرق بصره است پیشروی می کردند و هدف آن ها رسیدئن به شرق بصره بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سپاه رزمیش، 9 لشکر پیاده، شش تیپ پیاده، 3 تیپ زرهی و یک لشکر زرهی که از ارتش مامور شده بود به سپاه، همچنین واحدهایی از هوانیروز و واحدهایی از نیروی هوایی ارتش هم آن ها را حمایت می کرد باید در منطقه هور عمل می کرد، البته هوانیروز و نیروی هوایی به ارتش هم کمک می کرد. منظورم نیروی زمینی ارتش است دقیقا و هم سپاه را. این هم سازمان رزم سپاه بود.
هوانیروز هم که به فرماندهی سردار جلالی در اختیار سپاه بودند؟
* اون ها دو گروه شده بودند یک گروه به کمک نیروی زمینی و یک سری که خود سردار جلالی هم بود با هلیکوپترهای شان به پشتیبانی قرارگاه سپاه مامور شده بودند، و اما شرح عملیات، من قبل از اینکه وارد شرح عملیات شوم. بگویم که ما از حدود یک سال قبل، عملیات اطلاعاتی را در این منطقه شروع کردیم. یعنی زمانی که ما عملیات والفجر مقدماتی را در شرق استان العماره انجام می دادیم. نیروهای اطلاعاتی ما در این یعنی منطقه هور مشغول جمع آوری اطلاعات بودند. در قرارگاه نصرت که باید در اینجا از شهید علی هاشمی و شهید مجید رمضانی که مسئول اطلاعات بود بسیار یاد کنم این دو شهید بزرگوار خیلی خدمت کردند به سپاه. بنابراین ما از قبل کار اطلاعاتی بسیار دقیق در اینجا انجام داده بودیم. در آستانه عملیات خیبر هم عراقی ها حمایت های سیاسی بسیاری را برانگیخته بودند و هم از کشورهای اروپایی حمایت می شدند و هم از طرف آمریکا. عراق با حملات موشکی زیادی که به دزفول می کرد و بمباران شهرهای باختران، ایلام، رامهرمز و... جمعیت مردم را به خاک و خون می کشید و ادعا می کرد که توان ما به پایان رسیده است.
از عملیات خیبر بگویید؟
* عملیات در ساعت 5/8 شب سوم اسفند ماه با رمز یا رسول الله شروع شده بود. و در حقیقت در همان روز اول عملیات نیروهای ما توانستند هم جزیره شمالی و جنوبی را تصرف کنند و هم شرق بصره از منطقه العزیر که در کنار جاده بصره و العماره بود در منطقه القرنه، القرنه هم تقاطع رودخانه دجله و فرات است و هم یک سه راهی است که یک جاده از بصره به العماره می رود و از بصره به ناصریه بچه ها توانستند همه این مواضع را به تصرف خود درآورند. هم شرق دجله را تصرف کنند و هم دو جزیره شمالی و جنوبی را. عملیات با پیشرفت بسیار خوبی انجام شد. مرحله دوم عملیات که بایستی از جزایر مجنون و طلائیه پیشروی می کردیم بنا به عللی در منطقه طلائیه موفق نشدیم و در آنجا مواجهه با مشکلات بسیار زیاد و تمرکز فشرده آتش دشمن روبه رو شدیم. در طلائیه که یک منطقه محدودی است و یک دشت باز بدون جان و پناه و موانع بسیار زیاد و ورودی کوچک. آنقدر سعی کردند این منطقه طلائیه را بشکافند ولی نشد، لشکر 27 محمد رسول الله (ص) و هم لشکر امام حسین (ع) که بعدا به کمک رفت و تلاش بسیار زیادی بچه ها تلاش کردند تا صورت گرفت با جانفشانی عمل کردند. ولی به خاطر تنگ بودن معبر و هم موانعی که بعد از جنگ رفتیم دیدیم چه موانعی را ایجاد کرده بودند و هم تمرکز آتش دشمن عملیات با عدم موفقیت در محور طلائیه روبه رو شد ما باید هم از جزایر مجنون و هم طلائیه نیروهایمان با هم الحاق می کردند ولی در این محور طلائیه موفق نشدیم. من این جمله ای را از شهید بزرگوار حجت الاسلام عبدالله میثمی نقل می کنم که ایشان گفته بود هرکس در طلائیه ایستاد اگر در کربلا هم بود می ایستاد. من خودم یکی دو شب عملیات رفتم نزدیک طلائیه با آن حجم آتشی که عراق می ریخت زمین منطقه میلرزید و یا مثلا شهید بزرگوار حسین خرازی که آن شب که به لشکرامام حسین (ع) ماموریت داده شد در تاریکی مطلق نیروهای لشکر را جمع کرد و جملاتی را گفت و من این جملات را عینا نقل می کنم فرموده بود که امشب شب عاشورا است نماینده امام در دستور داده در طلائیه عمل کنید «نماینده امام آقای هاشمی رفسنجانی بودند»، اما با تمام توان لشکر به دشمن خواهیم زد. هرکس می تواند بماند و هرکس نمی تواند آزاد است برود، این عین سخنان فرمانده لشکر امام حسین (ع) شهید حسین خزاری است که برای نیروهایش بیان کرد. آدم یاد صحبت های شب عاشورای حسین ابن علی (ع) می افتد. بنابراین عملیات به این صورت شروع شد در مراحل بعدی عملیات در محور ید هم با همه تلاش های شجاعانه ای که ارتش انجام داد. موفقیتی حاصل نشد. تقریبا روز دوم یا سوم عملیات بود که کاملا این محور سد شد.
فشار اصلی دشمن روی کجا بود؟
*دشمن فشار اصلی به شرق رودخانه دجله و منطقه جزایر مجنون که همان منطقه زید به نشوه همان منطقه ای که پیسروی ارتش سد شد وارد کرد تمام پاتکهای دشمن به سمت شرق رودخانه دجله منطقه حدفاصل العزیر تا القرنه و جزایر مجنون بود. از این به بعد چندین روز نیروهای ما در شرق رودخانه دجله استقامت کردند ولی نتوانستند و از شرق دجله عقب روی را شروع کردند ولی جزایر شمالی مجنون با تمام توان ایستادند. دشمن برای بازپس گیری جزایر مجنون خیلی تلاش کرد. مثلا حجم آتشی که در هفته در دو سمت منطقه اجرا کرد بیش از یک میلیون گلوله به اضافه جنگافزارهای شیمیائی بود که به شکل گسترده استفاده کرد. دشمن تصور می کرد هیچ احدی در این جزایر زنده نمی تواند باشد و این درست زمانی بود که امام از تهران فرمان دادند جزایر حفظ شود.» این فرمان امام باعث شد. آقا مهدی زین الدین که فرمانده لشکر 17 علی ابن ابیطالب بود خودش بیاید توی خط. حاج ابراهیم همت برود توی خط و حاج مهدی باکری هم. تمام فرماندهان لشکرها عملا با سایر بسیجیان و پاسداران رفتند توی خط که عمده بسیج و سپاه در جزایر مجنون بودند. ایستادند و حماسه ها آفریدند. برایس این که مردم عزیزمان متوجه این موضوع بشوند که چگونه دشمن حمله می کرد. این جزیره مجنون در زمین مسطحی که در محور طلائیه است به وسیله ل وصل است. دشمن به صورت ستون زرهی مثل ستون مورچه ها می خواست از این پل وارد این جزیره شود و وقتی تانک آتش می گرفت، تانک بعدی می آمد و طعنه می زد به تانک منهدم شده تا آن تانک می افتاد داخل هور. اینجا فقط سیل بندها خاکی هستند بقیه محل آب است و بعد پیشروی می کرد ولی این فرمان امام باعث شد که تمام فرماندهان را حتی احمد کاظمی خودشان مثل بسیجیان ساده مقاومت کنند برای اینکه رشادتهای احمد کاظمی که تقریبا دو سال است به شهادت رسیده دریابید باید خاطره ای از ایشان که در عملیات فرمانده لشکر 8 نجف بود نقل کنم، به وسیله یک گلوله این دلیرمرد شهید انگشتش قطع شد و چون کمکهای دارویی آنجا نبود، انگشت خودش را در آب نمک می گذاشت تا چرک نکند و عفونت نکند و در همان حال میجنگید و فرمان می داد. اینها به زبان آسان است ما بگوییم، ولی یک نفری یک سوزن به دستش برود و بعد بخواهند جای سوزن نمک بریزند می فهمند یعنی چه این درد و سوزش و این تحمل را و در همان حال فرماندهی هم نیروهایش را هدایت بکند. محصول عملیات خیبر حفظ جزایر مجنون شد. که خود این جزایر مجنون سرپلی شد برای عملیات بدر که یکسال بعد انجام دادیماگ ما این جزایر مجنون را نداشتیم به مشکل برمی خوردیم. در حقیقت این جزایر سرپلی شد برای عملیات بعدی. ولیکن عدم موفقیت هایی هم در محور طلائیه و در محور زید داشتیم که با وجود امکانات ما و دشمن طبیعی بود.
احتمال می دادید که از منطقه طلائیه نتوانید رد بشوید؟ یا مصمم به این کار بودید؟
*ببینید آن زمان با فرماندهان در دره فرمانده گردانها مشورت نظامی می شد آن زمان به احتمال زیاد احتمال پیروزی و موفقیت داده می شد اجازه بدهید ابتدا دست آوردهای این عملیات را بگویم و جواب سوال شما را بدهم.
در این عملیات یکی از منظورها که انهدام ماشین جنگی دشمن بود تا حدودی برآورده شد. دشمن حدود 33 تیپ و لشکر علیه ما به کار گرفت. این نیروهای دشمن بین 20 درصد تا 90 درصد منهدم شدند. هزار و صد و چهل نفر از دشمن اسیر شدند که در بین اینها 25 افسر عالیرتبه بود 30 درجه دار بود. تعداد زیادی نیرو بودند که از کشورهای سودان – مراکش و سومالی آمده بودند حالا مزدوربودند یا نه این مهم نیست، کمک و دخالت دیگران در جنگ مهم بود. اینها به اسارت گرفته شده بودند حدود هزار و صد و هشتاد کیلومتر از زمینهای منطقه آزاد شد که هزار کیلومتر هور بود و صد و چهل کیلومتر مربع آن در جزایر بود و حدود 40 کیلومتر منطقه طلائیه بود. ارزش آن جزایر این بود که سی میلیارد بشکه نفت در زیر این جزایر بود که الان هم هست زیر این دو تا جزیره و تعداد زیادی غنائم از تانکهای دشمن تعدادی کمپرسی که خاک می بردند در این جزایر و انهدام زیادی تانک و نفربر دشمن انجام شد و پس از عملیات خیبر یک تغییر و تحولاتی بوجود آمد اولا حامیان صدام فشار اقتصادی شان برای تحریم فروش سلاح و مهمات بر علیه ایران را بیشتر کردند و فشار را به کشورهای دیگر آوردند که به ما سلاح و تجهیزات ندهند و نگران شدند و برایشان غیر قابل تصور بود که این عمیات شجاعانه که از این منطقه هور انجام شده بود، موجب پیروزی ما شود. اصلا فکر نمی کردند نیروهای ما از هور عبور بکنند. سخت بود باورش، این تاکتیک ویژه رزمندگان و به هم خوردن معادله نظامی حاکم بر جنگ بسیار اهمیت داشت. چون عراق می گفت از هیچ جبهه زمینی نمی تواند موفق بشوند با توجه به عملیاتهای والفجر مقدماتی و والفجر یک و دو که ما انجام داده بودیم آن ها نهایت توان ما را همین می دیدند از طرفی آنها شروع به تقویت نیروی هوائی خود کردند و جنگ نفتکش ها را شروع کردند در خلیج فارس که به بنیه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد کنند و حمله به نفتکش هایی که نفت ایران را حمل می کردند شروع شد و مقابله به مثل را آغاز کردیم.
جنگ شهرها بعد از این عملیات بود؟
*قبل از این عملیات بود. جنگ شهرها از مدت ها پیش شروع شده بود.
درسهای عملیات خیبر چه بود. نقش تجربیات این عملیات در ادامه جنگ را چگونه می بینید؟
*این عملیات مهمترین تجربه اش را به دست آوردن یک تجربه عملیات آبی و خاکی بود. که ما اوج پیروزی هایمان در عملیات والفجر 8 و فتح فاو در 20 بهمن 1364 توانستیم به دست آوریم. و این تجربه را در آنجا به خوبی استفاده کنیم. البته خوب اصلا کار غواصی، ساختن قایق از همینجا شروع شد. مثلا ما در عملیات فاو حدود بیش از هزار تا غواص تعلیم دادیم که شروع آموزش اینها از عملیات خیبر بود.
لوازم اصلی را چگونه فراهم کرده بودید؟
*این مطلب را دقیق تر باید از آقای رفیق دوست سوال کنید خرید چند هزار لباس غواصی به صورتی که دشمن هم نفهمد یک کار هنرمندانه بود که در دوران آقای رفیق دوست که وزیر سپاه پاسداران بود انجام گرفت یا تهیه صدها قایق در یک زمان کوتاه. ساختن این قایقها کار مشکل و سختی بود که دشمن نباید می فهمید یا تهیه موتور قایق، موتورهای 48 یا موتور 60 بالاخره ساخت موتور قایق را تجربه نداشتیم. این که چطوری چند هزار موتور قایق از خارج به این سرعت تهیه بکنند خودش داستانی دارد.همچنین عزیزانی که در جهاد سازندگی کارهای مهندسی را انجام می دادند مثلا آن پل خیبری که ساخته شد. و جزایر مجنون را به زمین وصل کرد کار عزیزان جهاد سازندگی بود. کار مهندس پورشریفی رحمت الله علیه بود که همان تجربه آمد برای پل فاو. پل بعث را در فاو که یک پل مهندسی حیرت آور برای جهانیان بود حاصل تجارب عملیات خیبر است همه انگشت به دهان مانده بودند که چگونه در رودخانه اروند این پل ساخته شده است.
خاطره ماندگاری از عملیات خیبر داردید؟
*شب عملیات بود که آقای محسن رضایی سوار یک وانت بود تصادف کرد و دستش شکست و در حالی که دستش را عمل جراحی کرده و گچ گرفته بودند فرماندهی جنگ و فرماندهی عملیات را بر عهده گرفته بود و بنده که در کنار ایشان و جانشین ایشان بودم واقعا خیلی صبر و استواری و خیلی قدرت فرماندهی و تحمل ایشان را بسیار بالا می دیدم در صورتی که دستش شکسته بود و دائما دارو باید تجویز می کردند و حضور آقای هاشمی رفسنجانی در قرارگاه در شب عملیات و بعد از عملیات بسیار جالب بود، ایشان چندین شبانه روز در حالی که جنگ سختی بود در قرارگاه ماندند. حضور آقای هاشمی رفسنجانی بسیار موثر بود. ایشان با لباس نظامی آمده و در قرارگاه خود ما یعنی همان قرارگاه نصرت حضور پیدا کرده بود.
نگاه نظامیان عراق بعد از عملیات به ما چگونه بود؟
*من اینجا از رشادتهای هوانیروز هم بگویم همان شب اول عملیات خود جناب سردار جلالی که آن موقع سرهنگ بود و فرمانده هوانیروز بود به اتفاق چند تن از فرماندهان ما از جمله سردار کاظمی و بعضی دیگر، حاج آقا بشر دوست سوار هلی کوپتر شدند در شب تاریک و آن شب مسیر را چراغانی کرده بودند که ابتکار جالبی بود.
قبل از او هواپیماها رفته بودند و مسیر را پیدا نکرده بودند؟
*ولی هلی کوپترها که رفته بودند پیدا کرده بودند ولی سردار جلالی در همان مسیری که نیروها را جابه جا می کردند خودشان رفتند و مسیر را یاتند و باعث شدند که هوانیروز هم رشادتها زیادی از خود نشان دهد.
نصب چراغها توسط چه کسانی انجام شد؟
*کار همان نیروهای اطلاعاتی در کنار هور بود مثل زمینی که جاده کشی دارد در هور نهرهائی است و در امتداد این نهرها چراغ هایی را روشن کرده بودند که هلی کوپترها بتوانند مسیر را پیدا کنند و توی خود جزیره شعله های را روشن کرده بودند تا هلی کوپترها بنشیند و به مشکلی برنخورد.
در مورد عملیات والفجر 5 و 6 و تحریرالقدس که در این زمان انجام شد و ایذائی بود توضیح دهید؟
*چرا آنها موثر بود. در 21 بهمن در جبهه منطقه سوبله و چزابه 62 بهمن در سد دربندی خان عملیات تحریرالقدس و دیگری در منطقه چیلات انجام شد تا دشمن را غافلگیر کنیم و نقش فریب را به خوبی ایفا کردند.
