دیروز جنگ با 40 کشورامروز...
هرنقطهای که یاد شهدا مطرح میشود دلها به سمت آنها روانه میشود و این نشانه باور ایرانیان به این نسل از انقلاب است.
اگر 31 سال عمر انقلاب اسلامی را مرور کنیم متوجه میشویم که استکبار جهانی به سه شیوه تهدید سخت یا جنگ نظامی، تهدیدی نیمه سخت یا اقدامات امنیتی - اطلاعاتی و تهدیدی نرم یا تهدید در عرصههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی همواره در حال مبارزه با انقلاب اسلامی بوده است.
در دوران هشت سال تهدید سخت دشمنان علیه ایران یا همان دوران هشت سال دفاع مقدس، رزمندگان حدود 135 عملیات متوسط و بزرگ را بر علیه حملات رژیم بعث طراحی کردند تا حرکتهای دشمن را خنثی کنند که تا آخرین عملیات یعنی عملیات مرصاد همواره دست دشمن برای جهانیان نمایان میشد که جنگ ما یک جنگ نابرابر بوده است.
افرادی که به ایجاد شبهه در این زمینه میپردازند، به این نکته اشاره میکنند که علیرغم به دست آوردن پیروزیهای متعدد ایران در عملیاتهای بعد از عملیات مقدس چرا امام خمینی(ره) صلح را نپذیرفت که این نکته خلاف واقع است زیرا امام صلح را پذیرفت اما به سه شرط: بازگشت عراق به مرزهای بینالمللی قبل از جنگ، اعلام متجاوز و پرداخت خسارت جنگ از سوی عراق به ایران که طرف مقابل این سه شرط را نپذیرفت و این افراد مقرض و ضد انقلاب که به دنبال زیر سوال بردن تدابیر امام راحل هستند به این سه شرط امام خمینی(ره) که بعدها مبنای قطعنامه 598 شد توجه نکرده و آن را بیان نمیکنند.
وقتی که دشمن در جنگ سخت ناکام ماند، محور دوم یعنی تهدید نیمه سخت یا کارهای اطلاعاتی و امنیتی را در دستور کار خود قرار داد که حوادث دهه دوم انقلاب در مشهد، اراک، قزوین و اسلامشهر و حادثه 18 تیر 78 در تهران از این دست اقدامات بوده است.
دشمن پس از گذشت 20 سال از جنگ نیمه سخت علیه ایران، همراه با آن تهدید نرم را آغاز کرد و طبق طبقهبندی پس از تهدید، مرحله بحران به وجود میآید و سپس مرحله جنگ آغاز میشود و امروزه طبق گفته مقام معظم رهبری ما در مرحله جنگ نرم قرار گرفتهایم که جنگی بسیار پیچده و خطرناک است.
محور یا نکته اول قابل توجه دشمنان در جنگ نرم علیه ایران تربیت دست آموزها از روشنفکران و صاحب منصبان داخلی است که حوادث سال گذشته گویای این مطلب است که جای تاسف دارد چون حتی در آمریکا نیز کسی از صاحبان قدرت علیه منافع ملی اقدامی نمیکند که این افراد در سال گذشته و در تیرماه 78 انجام دادند.
نکته دوم ترویج خرافات به اشکال مختلف و کتمان حقیقت است و نکته سوم معرفی الگوهای منحرف به عنوان الگوهای برتر در اقشار مختلف جامعه چرا که طبق گفته بزرگان هر جامعهای که متکی به الگوی منطقی و صحیح باشد به سمت ترقی و پیشرفت از همه لحاظ به خصوص فرهنگی، حرکت میکند و استکبار در این راه اولین هدف مبارزه خود را فرهنگ جامعه قرار داده است زیرا فرهنگ جامعه ستون جامعه محسوب می شود و با از بین بردن فرهنگ جامعه با الگوی غلط، آن زمان میتوان موارد سیاسی و اقتصادی جامعه را نیز تغییر داد.
محور چهارم جنگ نرم تحقیر جریان فرهنگ انقلابی و اسلامی است و دشمن از این طریق به دنبال حمله به ارزشهای انقلابی است.
ابوحمزه محور پنجم جنگ نرم را اشاعه فکر مخرب و ایجاد ابهام در اعتقارات و باورها بیان کرد و توضیح داد: دشمن توسط این محور نقاط مثبت را کتمان کرده و به ترویج ابهام روی میآورد و نمونه این امر عملیات بیتالمقدس را میتوان نام برد.
در این زمینه متاسفانه بعضی از اساتید و معلمان به شبهه پراکنی میپردازند و این در حالی است که اسلام برای همه شبهات حرف منطقی دارد و باید ابهامات این افراد را در کرسیهای آزاداندیشی رفع کرد.
محور هفتم در جنگ نرم ایجاد بحران اخلاقی است زیرا دشمن از 2 جبهه فساد اخلاقی و فساد فکری به جامعه حملهور شده است و به این نکته نیز اعتقاد دارد که اگر به این طریق نیمی از جمعیت ایران یعنی جوانان را از ارزشهای انقلاب دور کند، در واقع موتور محرک انقلاب را هدف قرار داده است.
از آغاز انقلاب سه دسته از افراد در جبههگیری علیه رهبری وجود داشتند، دسته اول همانند موسوی خوئینیها که ادعای رهبری جریان سبز را دارند و از ابتدا با ولایت فقیه مخالف بودهاند، دسته دوم کسانی که ولایت فقیه را قبول دارند اما فقط مدت آن را تا زمان امام خمینی(ره) می دانند و دسته سوم که قبول دارند اما قلباً با این مسئله به طور صحیح کنار نیامدهاند.
مشکل استکبار با اسلام آمریکایی یا اسلام آخوندهای درباری نیست بلکه مشکل با اسلام ناب محمدی است و در این راستا میتوان به اقدامات آمریکا در افغانستان در بحث آموزش قرآن در این کشور اشاره کرد که گفته شده باید آیات مربوط به جهاد، شهادت، امربه معروف و نهی از منکر و تولی و تبری را حذف کنند.
ایمان و تقوا به همراه عشق به ولایت، مردم، و اسلام یک پشتوانه عظیم برای رزمندگان است تا در این مسیر قدم بردارند.
اولین نکته در مبارزه با محورهای جنگ نرم دشمن شناسی یا همان بحث بصیرتی است که مقام معظم رهبری بیان کرده است.
نکته دوم معرفت نسبت به اسلام علوی و نکته سوم در بحث مبارزه با محورهای جنگ نرم، معنویت است و این همان کاری است که در دوران دفاع مقدس رزمندگان بسیار به آن توجه میکردند و یکدیگر را در این امر همواره ترغیب و تشویق میکردند.
ابوحمزه نکته چهارم در بحث مبارزه با محورهای جنگ نرم را اطاعت از رهبری بیان کرد و افزود: نکته پنجم در این باره مراقبت از خانواده است زیرا دشمن در صورتی که نتواند با واسطههای گوناگون رزمندگان را مورد حمله قرار دهد به اشکال مختلف خانوادههای این افراد و دیگر افراد جامعه را مورد هدف قرار میدهد.
نکته آخر در بحث مبارزه با محورهای جنگ نرم دشمنان علیه ایران ایجاد ارتباط بیشتر رزمندگان با سپاه پاسداران و دیگر بنیادهای انقلابی است تا به برکت این نشستها و ارتباطات راههای نفوذ دشمنان بیش از پیش بسته شود.
