باید حسینوار بجنگیم
حسین خرازی، فرمانده سرفراز لشگر امام حسین(ع) اولین رزمندهای بود که ساعت ۱۱ صبح ۳/۳/۱۳۶۱ با جیپ فرماندهی خود از خاکریز غربی عبور کرد و وارد خرمشهر شد. این خبر بزرگی بود که شبکههای بیسیم یگانهای مختلف و قرارگاه کربلا که هدایت عالی عملیات را به عهده داشت دریافت کردند و رزمندگان با شنیدن آن سجده شکر به جا آوردند.
لحظات آزادسازی
سیدعلی بنیلوحی در “کتاب شور عاشقی” که به ذکر خاطراتی از این سردار بزرگ اختصاص دارد در خصوص عملیات بیت المقدس مینویسد: در عملیات بیتالمقدس لشگر امام حسین با سازماندهی ۲۳ گردان پیاده و احراز توان رزمی بسیار عالی، فراتر از یک لشگر ظاهر شد و این بار منطقهای به حسین واگذار شد که به آن عشق میورزید.
مقاومت دو ساله رزمندگان دارخوین در تصرف، تامین و نگهداری بیش از ۴۰ کیلومتر سرپل مناسب در جبهه میانی منطقه عملیاتی بیتالمقدس در غرب کارون باعث شد تا لشگر امام حسین(ع) بتواند همراه با لشگرهای مجاور خود در اولین مرحله عملیات، قسمت قابل توجهی از جاده اهواز-خرمشهر را تصرف کند.
هدایت و حضور موثر حسین باعث شد نیروهای او به عنوان یگان اصلی در مرحله دوم عملیات نیز به کارگیری شوند و این بار هدف، رسیدن به خط مرزی در منطقه زید بود. عملیات بیتالمقدس یک ماه به درازا کشید و در این مدت حسین نه تنها به عنوان بازوی توانمند فرماندهی عالی عملیات ایفای نقش میکرد، بلکه از هر لحظه، برای حضور مستقیم در خط مقدم منطقه نبرد سود میبرد و در سایه خصلتهای ذاتی خود به جبهه اسلام قوت میبخشید.
در سحرگاه سوم خرداد، کریم نصر فرمانده گردان موسی ابن جعفر(ع) که ماموریت رسیدن به اروندرود از مسیر گمرک خرمشهر را به عهده داشت حسین را از طریق بیسیم مطلع کرد:
ـ حسین حسین، حسین کریم.
ـ کریم، حسین به گوشم
ـ به حول و قوه الهی به هدف رسیدیم. بچهها الان کنار اروندرود…
ـ میخوام دستت را تو آب بزنی، وضو بگیری.
به این صورت بیش از ۱9 هزار نفر نیروی سازمان یافته عراق در محاصره کامل رزمندگان اسلام قرار گرفتند. لحظات پرشور که پس از چند ساعت درگیری شدید، به آزادسازی خرمشهر انجامید. حسین خرازی، فرمانده سرفراز لشگر امام حسین(ع) اولین رزمندهای بود که ساعت ۱۱ صبح ۳/۳/۱۳۶۱ با جیپ فرماندهی خود از خاکریز غربی عبور کرد و وارد خرمشهر شد. این خبر بزرگی بود که شبکههای بیسیم یگانهای مختلف و قرارگاه کربلا که هدایت عالی عملیات را به عهده داشت دریافت کردند و رزمندگان با شنیدن آن سجده شکر به جا آوردند.
پیشانی تصمیم تاریخی
سردار محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ذکر خاطرهای از جانفشانیهای دو تیپ امام حسین(ع) و نجف اشرف به فرماندهی حسین خرازی و احمد کاظمی اینچنین میگوید:
در عملیات بیتالمقدس چند لشکر باید از رودخانه کارون عبور میکردند و به جاده اهواز-خرمشهر میرسیدند. در مرحله دوم و سوم عملیات منطقه قفل میشود و کار به کندی پیش میرود. کمبود نیرو و خستگی فراوان، طولانی شدن عملیات و تکمیل نشدن محاصره خرمشهر و تدابیری که دشمن اتخاذ میکرد و با زدن پل روی اروند عقبه خود را در شهر تامین میکرد، همگی باعث شده بود که تصور پیروزی و بازپسگیری شهر کمرنگ شود.
قرارگاه فرماندهی عملیات، تصمیم بزرگی گرفت و به کلیه نیروهای درگیر ابلاغ کرد که به هر قیمت ممکن چند کیلومتر باقیمانده تا اروندرود را طی کنند تا محاصره شهر کامل شود و امکان آزادسازی شهر بوجود آید.
پیشانی اجرای این تصمیم بزرگ و تاریخی دوران دفاع مقدس برعهده دو تیپ امام حسین(ع) و نجف اشرف به فرماندهی حسین خرازی و احمد کاظمی بود که با شرایطی بسیار سخت و موانعی فراوان توتنستند حدود ساعت ۱۱ صبح ۳ خرداد محاصره را کامل و به عنوان اولین نفرات ایرانی وارد خرمشهر شوند.
فرماندهان دلگرمی
تصور اینکه در عملیات بیتالمقدس ابتدا از رودخانه کارون عبور شود و سپس ۳۰ کیلومتر به سمت خرمشهر حرکت صورت گیرد و از پشت نهر عرایض طی ۳ مرحله دشمن کاملاً محاصره شود، فکر کودکانهای به نظر میرسید.
دشمن هرگز تصور نمیکرد که از پشت جاده شلمچه دور خورده و غافلگیر شود. چگونه این اتفاق بزرگ رخ داد؟
دو تیپ نجف اشرف و امام حسین(ع) که محور اصلی عملیات را در اختیار داشتند، به این مهم نائل شدند و اولین نیروهایی که وارد خرمشهر شدند، نیروهای این دو تیپ بودند. دیگر تیپها و محورها و همه فرماندهان عملیات بیت المقدس به این دلگرمی داشتند که محور اصلی عملیات در دست حسین خرازی و احمد کاظمی است و این دو کنار آنها هستند.
قرارگاه فتح شامل سه یگان رزمی به فرماندهی احمد کاظمی، حسین خرازی و مرتضی قربانی و یک فرمانده قرارگاه از سپاه و یک فرمانده از ارتش، سازماندهی بخش مهمی از منطقه عملیاتی را برعهده داشتند.
روزهای آخر عملیات فرماندهان قرارگاه به خوبی حدس میزدند که به زودی خبر رسیدن احمد و حسین و مرتضی به پشت دروازههای شهر میرسد و اینچنین شد. آنان فاتحان واقعی خرمشهرند هرچند هرگز به آن اعتراف نکردند چون مانند بقیه معتقد بودند خرمشهر را خدا آزاد کرد.
ابتکار بزرگ
گردانهای پیاده پس از عبور از دژ خرمشهر، از طریق گمرک به اروندرود رسیدند. با محاصره کامل ارتباط مخابراتی فرماندهان عراقی با یگانهای محاصره شده برقرار بود و به همین خاطر توسط هلیکوپترهای نظامی از جناح جنوبی اروندرود تدارک میشدند. چندین مرتبه نیروهای عراقی به خاکریز تحت تصرف ما حمله کردند و هر بار توسط رزمندگان به رگبار بسته شدند.
باید تدبیری اندیشیده میشد تا وحدت نیروهای محاصره شده دشمن از بین میرفت و انگیزه مبارزه از آنان گرفته میشد. زیرا درگیر شدن با آنان برای ورود به شهر و گسترش جنگ شهری تلفات زیادی به همراه داشت.
حسین از اولین لحظه رسیدن نیروها به اروندرود، در خط مقدم مستقر شد و با یک دستگاه جیب سراسر منطقه را کنترل میکرد. وی قبل از شروع مرحله سوم عملیات، زمانی که گردانهای خطشکن را برای اجرای طرح مانور توجیه میکرد، گفت: “باید هدف اصلی تصرف خرمشهر باشد اگر تا بصره هم پیش رویم مردم در انتظار آزادی خرمشهر هستند”.
در ساعات اولیه روز یکی از افسران دشمن به اسارت ما درآمد، حسین با او صحبت کرد و اطلاعات لازم از وضع عراقیها را در داخل شهر بدست آورد.
در کنار خاکریز نشسته بودیم، حسین برای ورود به شهر در فکر بود. پس از چند دقیقه دستور داد اسیر عراقی را به خط بازگردانند. این بار او را بیشتر تحویل گرفت. کم کم اسیر عراقی از رفت و آمدی که دور و بر او بود فهمید که فرد مهمی است اما باور نمیکرد که فرمانده لشکر باشد.
حسین به افسر عراقی گفت: “تو را به داخل شهر میفرستیم. با سربازان عراقی صحبت کن و بگو ما مردم بدی نیستیم و با آنها بدرفتاری نخواهیم کرد. آنها را قانع کن که نترسند و تسلیم شوند وگرنه بسیاری از آنان زیر آتش کشته خواهند شد”.
اسیر عراقی تحت تاثیر برخوردهای خوب بچهها قرار گرفته بود. خرمشهر زیر آتش سنگین طرفین درگیری بود. او اکراه داشت دوباره به میان عراقیها بازگردد اما وقتی به اهمیت کار خود پی برد قبول کرد. از خاکریز بالا رفت و از مسیری که در دید نبود به طرف ساختمان چند طبقه سفیدرنگی که در گمرک خرمشهر بود حرکت کرد.
چند دقیقه قبل یک هلیکوپتر دشمن که قصد داشت مهمات برای نیروهای خود تخلیه کند با آتش رزمندگان سقوط کرد و نیروهای محاصره شده دشمن از نظر روحی در وضعیت خوبی نبودند. همه منتظر نتیجه ماندیم. دقایقی گذشت. ناگهان در کمال تعجب مشاهده کردیم که هزاران عراقی به سمت ما میآیند. صدای اللهاکبر و الموت للصدام آنها بلند بود، بیشتر آنها پارچهای سفید به علامت تسلیم در دست داشتند. عده آنها آنقدر زیاد بود که میترسیدیم حتی بدون اسلحه بر ما غلبه کنند.
از آن نقطه حدود ۱۵ هزار نفر از سربازان دشمن به اسارت درآمدند. اسرای عراقی را در حال دویدن به اطراف جاده اهواز هدایت کردیم. آن صحنه یکی از عجیبترین رویدادهای دفاع مقدس بود.
ابتکار جالب اسطوره دفاع مقدس، حاج حسین خرازی به نتیجه رسید و با حداقل تلفات ممکن در این مرحله از عملیات و محاصره یک روزه، خرمشهر باز پی گرفته شد. در حالی که در روزهای اول جنگ، مدافعان مظلوم این شهر بدون در اختیار داشتن سلاحهای مورد نیاز، ۳۵ روز مقاومت کرده بودند.
فرمانده مبتکر
سردار محسن رضایی در مورد ابعاد شخصیتی حسین خرازی میگوید: حسین خرازی یک فرد بسیار مبتکر و نوآور بود، هیچگاه حسین در مشکل جنگ در نماند و حتی در محاصره شدید راهی را پیدا میکرد و محاصره را میشکست. هیچگاه قوارهها و فاکتورهای کلاسیکی ارتشهای دنیا، قدرت ابتکار و نوآوری او را محدود نمیکرد. حسین را باید شناساند. حسین قابل الگوبرداری در جامعه است. همه جوانان دنبالهرو حسین خواهند بود. ما چرا به خودمان فشار میآوریم از جاهای مختلف الگو بگیریم و در ایران تبلیغ کنیم. این قهرمانان کنار دست خودمان هستند.
لینک کپی شد
نظر شما
