شهید سید غلامرضا میرافضلی
* برگی از دفتر انقلاب
شرکت در تظاهرات زمینه ای شد که شهید روح انقلابی را کوله باری کند تا در زمان جنگ بتواند توشه ای از مبارزه را نیز به همراه داشته باشد. حرکت در مسیر انقلاب بود که توانست راه پر فیض شهادت را برایش هموار سازد. شهید میرافضلی پیشانی بند لبیک یا خمینی را از همان سال های انقلاب در سر داشت اما برای بستنش بر پیشانی تا رسیدن به سال های دفاع مقدس صبر کرد.
* برگی از وصیتنامه
روحانیت یکی از ارکان اصلی انقلاب را شکل می دهد. هادیان خط اصلی و فکری انقلاب که به تجربه تاریخ از صالحترین افراد برای جهت دادن و تبیین خط مشی جامعه برای رسیدن به زندگی واقعی توحیدی محسوب می شوند. به فرموده حضرت امام علما و روحانیون امانتدار الهی هستند و قرآن این امانت بزرگ الهی بدست آنان سپرده نشده است.
حضرت امام می فرمایند که درد اینجاست اگر مردن از شما روحانیون عملی که خلاف انتظار است مشاهده کنند از دین منحرف می شوند و از روحانیت باز می گردند.
* خاطره ای که می ماند
عزیز انصاری دوست و همرزم شهید: در آسایشگاه مشغول و استراحت بودیم. در باز شد و سید سراپا خاکی در قاب در ظاهر گشت. انگار همین حالا از زیر آواری از خاک بیرون آمده. یک ماهی بود حمام نکرده بود. خستگی و چشم های سرخش هر تازه واردی را متوجه خودش می کرد. بسیجی نوجوان گوشه آسایشگاه سید را دید رنگ از رخسارش پرید و زبانش بند آمد. با تعجب نگاهش کردم هراسان سید را نشان داد. گفتم این فرمانده تان است. آرام تر که شد گفت این فرمانده مان است؟ گفتم چند وقت که بمانی عادت می کنی.
