به بهانه رجعت پيكر سردار گمنام هور/ علی هاشمی؛ سردار سری‌ترين عمليات دفاع مقدس

کد خبر: ۱۹۲۴۶۸
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۶:۳۱ - 20February 2011

آيا جنگ پايانی دارد؛ نمی‌دانم جنگ چگونه می‌خواهد تفسير يابد و آيا تفسيری برای آن می‌توان داشت؛ آيا می‌توان يك شبه تمامی خاطرات ناگوار جنگ را از ذهن پاك كرد و جای آن را به دلخوشی روزهای بدون اضطراب و ترس مبدل نمود،
شايد بتوان گفت كه پايان جنگ، آن هنگام امكان‌پذير است كه ديگر انتظاری نداشته باشد و در ياد و خاطرمان چشم انتظار كسی نباشيم و چشمانمان به دنبال كسی نباشد كه كی بيايد، اما وقتی بدانيم كه هنوز افرادی هستند كه برگشتنشان را روزشماری كنيم، چه می‌توان گفت.
روزی كه جنگ آغاز شد نمی‌دانستيم كه چگونه و برای چه به آن جنگ می‌گويند، سرباز جنگی، اسير جنگی، عمليات و ده‌ها عنوان و نام ديگر كه حكايت از خشونت و سختی دارد.
با گذشت بيش از 20 سال از پايان يك جنگ تحميلی همه دلخوش بوديم به اين كه ديگر كه از تلخی جنگ خبری نيست و هر چه باقی مانده، افتخار و صلابت است كه از دليرمردان غيور برايمان به يادگار باقيمانده است، اما اين روزها، تلخی نه چندان شيرينی بر تارك ذهنمان نقش بسته و يادی از سردار هور برای همگان به همراه دارد.

شهيد «علی هاشمی» يا همان سردار هور سال 67 و همراهانش در قرارگاه نصرت كار بزرگی را انجام دادند و يكی از عمليات‌های بزرگ جنگ در سوم اسفند سال 62 در اين منطقه به اجرا درآمد كه «خيبر» نام گرفت و در سال بعد (63) نيز عمليات ديگری در اين منطقه به نام «بدر» انجام شد.
سردار علی هاشمی يكی از فرماندهان سپاه در منطقه جبهه جنوب در استان خوزستان بود كه از ابتدای جنگ حضور فعالی داشت و به ويژه در زمانی كه جنگ در جبهه سوسنگرد شدت داشت وی در آن منطقه فعال بود، اما نام شهيد علی هاشمی با قرارگاه نصرت و تلاش‌های شبانه‌روزی و گروه وی برای بررسی منطقه هورالهويزه برای انجام عمليات خيبر و بدر گره خورده است.
شهيد علی هاشمی در سال 1340 هجری شمسی در اهواز ديده به جهان گشود و با پيروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 به عضويت كميته انقلاب اسلامی در آمد. در سال 1359 پس از حمله كشور متجاوز عراق به خاك ايران، علی هاشمی به همراه 40 نفر از نوجوانان و جوانان محله‌های حصير آباد و آخرآسفالت اهواز به حميديه عزيمت نموده و در نهايت تيپ 37 نور را تشكيل دادند و در تاريخ چهارم مردادماه سال 67 در يك درگيری نابرابر با دشمن زبون در سن 27 سالگی جاويدالاثر شد.
شهيد علی هاشمی در دوران دفاع مقدس توانست قرارگاه نصرت را در منطقه هورالهويزه راه‌اندازی كند و با مطالعات و تحقيقاتی كه از اين منطقه داشت شرايطی را فراهم كرد كه پس از چند عمليات ناموفقی كه ايران در جبهه داشت شرايط جبهه‌ها را به نفع كشور تغيير دهد و در اين زمان سپاه به اين نتيجه رسيد كه می‌تواند از منطقه هوالهويزه عملياتی را به سمت مواضع ارتش بعثی برای تصرف جاده اماره ـ بصره انجام دهد و منطقه وسيعی را به تصرف دربياورد تا از اين طريق فشار بر ارتش عراق افزايش يابد.

در شرايطی كه عمليات‌های نظامی ايران به بن بست رسيده بود قرارگاه نصرت توانست منطقه هورالهويزه و جزاير مجنون را برای عمليات آماده كند.
در روزهای آخر جنگ ارتش عراق حملات خود را به جبهه‌های ايران آغاز كرد و در پی حمله‌ای كه عراق در پشت قرارگاه نصرت داشت، شهيد علی هاشمی و تعدادی از دوستانش به اين منطقه عزيمت كردند و ظاهراً در داخل هور مورد اصابت آتش دشمن قرار گرفته و در خود هور به شهادت می‌رسند.
نام علی هاشمی به عنوان يكی از چهره‌های شاخص ميان سرداران دفاع مقدس به يادگار خواهد ماند.
«محسن رضايی»، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، در گفت‌وگو با ماهنامه تخصصی راست قامتان، از شهيد علی هاشمی اين گونه می‌گويد: «او جوان انقلابی حصيرآبادی بود كه در كوچه پس كوچه‌های حصيرآباد اهواز با رژيم شاه می‌جنگيد و در سال 57 چند بار دستگير شد، اما به طور معجزه‌آسايی از دست ساواك و نيروهای شهربانی خودش را نجات داد، يك جوان انقلابی، يك جوان مبارز، يك جوانی كه در صف ملّت ايران برای آزادی ايران مبارزه می‌كرد و پس از پيروزی انقلاب در تشكيل كميته انقلاب اسلامی حصيرآباد و كميته اهواز نقش مؤثری داشت.
با تشكيل سپاه پاسداران وارد سپاه شد و سپاه حميديه را تشكيل داد. تشكيل سپاه در ابتدای انقلاب، كاری انقلابی و سخت بود و كمتر از دفاع در برابر دشمن و مقابله با تجاوزات ضد انقلاب نبود، چراكه سازماندهی نيروهای جوان انقلابی در قالب نيروی نظامی و با حفظ ارزش‌ها و فرهنگ مردمی و انقلابی كاری بسيار پيچيده و سخت بود.

علی هاشمی به خوبی قبل از شروع جنگ، جوانان انقلابی حميديه را سامان داد و سپاه حميديه توانست پيش از شروع جنگ هم در برقراری امنيت نقش ارزنده‌ای داشته باشد و هم در مبارزه با اشرار و ضدانقلاب و قاچاقچيان اسلحه و مهمات موفق بود.
به محض شروع جنگ در يك مقطع ما نياز پيدا كرديم كه تيپ‌ها را شكل دهيم، عمليات فتح‌المبين را انجام داديم و احساس كرديم كه بايد در بخش «طراح» و در «كرخه نور» در جبهه سوسنگرد عملياتی انجام دهيم و آقای علی هاشمی مسئول عمليات شد و عملياتی را آنجا انجام دادند و وقتی اين مقطع از نبرد را بررسی می كنيم، می‌بينيم كه آقای علی هاشمی يكی از فرماندهانی است كه مسئول تشكيل تيپ‌های جنگ می‌شود و تيپ 37 نور را شكل دادند.
رضايی در بخش ديگری از خاطرات خود می‌گويد: «يك بار من و آقای علی هاشمی و دوستانش چند روز مانده به عمليات خيبر سوار قايق شديم و كيلومترها رفتيم تا نزديك جزيرۀ شمالی؛ به طوری كه سيل‌بندهای جزيره شمالی را می‌ديديم و قدم زدن نيروهای عراقی را هم من شخصآ ديدم؛ آن‌چنان اين نيروهای بومی كه آقای علی هاشمی سازماندهی كرده بود ما را به خوبی به منطقه بردند و برگرداندند و بعد هم از لو رفتن عمليات جلوگيری كردند كه فكر نمی‌كنم در هيچ ارتشی چنين مهارتی برای فرماندهان آن‌ها حاصل شده باشد.
بعد از عمليات فاو، شهيد علی هاشمی را فرمانده سپاه ششم كشور كرديم كه هم سپاه و هم بسيج خوزستان زير نظرش بود و هم لشكر 5 نصر و چند تيپ ديگر. از گوشه كوشك تا چزابه كه حدود 200 كيلومتر می شد، خط پدافندی سپاه ششم امام جعفر صادق(ع) بود و در واقع علی هاشمی در اين ميدان از سطح يك فرمانده لشكر به سطح يك فرمانده سپاه كه چندين لشكر زير نظرش است ارتقاء پيدا كرد.

در ارديبهشت، خرداد و تير سال 67 وضع جبهه عوض شد. چون عراق وضعيت جديدی پيدا كرد و تمام دنيا پشت سر عراق قرار گرفتند تا جنگ را پايان دهند. همچنين مجوز استفاده از سلاح‌های شيميايی و غير متعارف از طرف دنيا به عراق داده شده بود و به عراق اجازه دادند از خط قرمز عبور كند، به كشتی‌ها حمله كردند و به هواپيمای مسافربری حمله كنند. همه محدوديت ها را در جنگ از روی صدام برداشتند لذا دشمن به فاو حمله كرد و به جزاير حمله كرد و در حمله به جزاير آقای علی هاشمی كه مسئول آن منطقه بود و دفاع از جزاير را بر عهده داشت تا آخرين فشنگ و تا آخرين نفس مقاومت سختی انجام داد.
اين نبرد كاملآ نابرابر بود. دشمن به 300 - 200 متری قرارگاه نصرت رسيده بود. تا آن نقطه مقاومت كرد كه اگر عقب نمی آمدند به دست دشمن می‌افتادند و به آن‌ها گفتم كه نبايد اسير شويد و سريع منطقه را تخليه كنيد، اما عراق آمد با هليكوپتر پشت سر آن‌ها نيرو پياده كرد و آن‌ها در حال آمدن به عقب با نيروهای عراقی مواجه شدند.
بر اثر استقامت شديد علی هاشمی و قرارگاه نصرت، تعداد نيروهای باقی‌مانده حدود 15 نفر شده بود؛ در مقابل چند لشكر تا دندان مسلح بعث از آن 15 نفر حدود 9 نفر از طريق اختفاء در نيزارها به ايران آمدند و 2 نفر اسير شدند و 4 نفر هم مفقود شدند. علی هاشمی جزء اين عده بود كه بعدها ما مطمئن شديم كه علی هاشمی شهيد شده و به لقاء الهی پيوسته است اما نحوۀ شهادت او در پردۀ ابهام است.
زندگی شهيد علی هاشمی و مجاهدت و مبارزات ايشان در مقابل عراق يكی از بهترين الگوها برای اتحاد ملی است چون نژاد عراقی ها عرب بود و بيشترين مقاومت در مرزهای خوزستان هم از برادران عرب ما بود و اعراب خوزستان ثابت كردند كه ايرانی هستند و به ايران وفادار هستند و نمونه بارز اتحاد ملی را ما در قرارگاه نصرت و تلاش‌های فراوان شهيد علی هاشمی می‌بينيم. علی هاشمی را می‌توان به عنوان نماد اتحاد ملی معرفی كرد.
آقای علی هاشمی و قرارگاه نصرت بهترين الگو برای اتحاد ملی هستند. يعنی برادری كه از نژاد عرب بود اما در مقابل اعراب متجاوز بعثی و وابسته به استكبار، ايستاد و مقاومت كرد و با تمام وجود از سرزمينش و از وطنش و از ملتش دفاع كرد و با اين‌كه از سرّی ترين راز و رمز عمليات‌های جنگ تحميلی در اختيارش بود، آن‌ها را در دل خود حفظ كرد و با كمال صداقت و اخلاص در تحقق دفاع مقدس از جان خود گذشت و بالاخره جان خود را تقديم ملت ايران و كيان اسلام نمود.
پيكر مطهر اين شهيد بزرگوار به همراه دوستانش، در انتهای جاده شهيد همت در مقابل جزيره مجنون شمالی تفحص شد و به دليل ارادت خاص اين شهيد به حضرت زهرا(س) پيكر مطهر وی به همراه 88 پرستوی مهاجر خونين‌بال دوران دفاع مقدس مصادف با ايام سوگواری بانوی دو عالم حضرت زهرا(س) توسط مردم شهيدپرور تشييع و تدفين خواهد شد.
شهيد حاج علی هاشمی ملقب به «سردار هور» يكی از حماسه آفرينان هشت سال دفاع مقدس است كه به دلايل امنيتی تا پس از سقوط ديكتاتوری صدام در گمنامی به سر می‌برد، به گفته محسن رضايی فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرّی ترين عمليات تاريخ دفاع مقدس را جوانان دشت آزادگان به فرماندهی علی هاشمی انجام دادند.
محسن رضايی می‌گويد: «علی هاشمی و جوانان غيرتمند و وفادار دشت آزادگان سرّ نگهدار اين رمز بزرگ جنگ بودند. به كلی، سرّی‌ترين عمليات تاريخ دفاع مقدس را جوانان دشت آزادگان، می‌دانستند ولی مسئولان اول مملكت نمی‌دانستند. 10 تا 11ماه در آن‌جا مخفيانه كار شد و نيروهای پاسدار و بسيجی و به خصوص نيروهای بومی كه حق بزرگی بر گردن دفاع مقدس دارند، به صورت گروه‌های دو نفره و سه نفره سوار قايق و بلم می‌شدند و 30 تا 50 كيلومتر دريا و باتلاق را می‌رفتند. در آن‌جا نيروهای شناسايی ما پياده می‌شدند و حتی (رودخانه) دجله را متر می‌كردند تا اگر نيروها خواستند از آن عبور كنند بدانند عرض دجله چقدر است. آن‌ها حتی از اتوبان بغداد - بصره فيلمبرداری و عكسبرداری می‌كردند و برمی‌گشتند و به ما اطلاعات می‌دادند.
پس از عمليات والفجر 8 و آزادسازی شهر فاو، سردار علی هاشمی به فرماندهی سپاه ششم امام جعفر صادق(ع) كه بسيج خوزستان، لشكر پنج نصر و چهار تيپ ديگر زير نظر آن بود منصوب گرديد و به اين شكل منطقه وسيعی از كوشك تا طلائيه، هويزه، بستان و تنگه چزابه با تعدادی لشكر و تيپ و كل سپاه خوزستان زير نظر سردار علی هاشمی قرار گرفت.
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین