اتحاد زير سايه شمشير

کد خبر: ۱۹۳۴۵۲
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۸۷ - ۲۳:۲۹ - 06November 2008
دو نفر از آزادگان كه يكى از آن ها دانشجو و ديگرى فردى مسن بود، جلو رفتند و نسبت به برخورد تند و زشت آن سرباز اعتراض كردند. در همين موقع، چند سرباز آمدند و شروع كردند با باتوم و كابل، آن دو نفر را زدن و از اردوگاه بيرون بردن.
بچه ها وقتى از اين موضوع با خبر شدند، با شهامت و شجاعت تمام و همراه با هم، يك صدا جلو اتاق نگهبانى تجمع كردند وگفتند تا فرمانده اردوگاه نيايد و تكليف ما را روشن نكند، از اين جا خارج نخواهيم شد.
اما در مقابل، سربازان با كابل و باتوم به جان اسرا افتادند و خيلى ها- از جمله خودم- را زدند، ولى ما ثابت واستوار ايستاديم تا اين كه سربازان مجبور شدند با فرمانده اردوگاه تماس بگيرند. فرمانده اردوگاه گفته بود كه سوت آمار را بزنند تا اسرا به آسايشگاه بروند؛ با وجود اين، كسى از جمع ما متفرق نشد.
بالاخره فرمانده آمد و گفت كه چرا به آسايشگاه نرفته ايم. در جواب او، استوارى از طرف بقيه اسرا بلند شد و گفت: «ما نسبت به برخورد بد سربازان شما اعتراض داريم. آيا شما حرف رهبر خودتان را كه ديروز در روزنامه منتشر شده بود كه اسرا مهمان ما هستند، از آن ها پذيرايى كنيد، اين گونه عمل مى كنيد؟ آيا رفتار با يك مهمان يعنى او را زدن و به او فحش دادن؟»
فرمانده قول داد كه از اين به بعد رفتار سربازانش را كنترل كند و از ما خواست كه اگر خواسته ديگرى داريم، بگوييم. اسرا گفتند كه آن سه نفر را آزاد كنيد. فرمانده اردوگاه گفت كه آن ها فعلاً آزاد نخواهند شد و بايد مجازات شوند.
عزيزان آزاده كه مى دانستند در پرتو وحدت مى توان به هدف رسيد، برخواسته  خود پافشارى كردند تا اين كه فرمانده لجوج از در خشونت و تهديد درآمد: «اين را بدانيد كه هيچ يك از شما را صليب سرخ نديده است و اگر بخواهيم، مى توانيم همه شما را بكشيم.
و از آن هيچ باكى نداريم و براى رهبر ما هم مسووليتى ندارد.» آزادگان نيز گفتند كه اگر همه ما را تكه تكه كنيد، ازحرف مان بر نمى گرديم.
فرمانده وقتى ديد كه اين تو بميرى از آن تو بميرى ها نيست، دست از تركتازى اش برداشت و بعد از قدرى داد و فرياد، قول آزادى آن سه نفر را داد.
آن برادر استوارمان ضمن قدردانى از همبستگى و مقاومت اسرا همه را دعوت كرد كه به آسايشگاه بروند و گفت كه اگر آن سه نفر آزاد نشوند، حق سربازان را كف دستشان خواهيم گذاشت.
به خواست خدا، همه آزادگان دربند آزاد شدند و ما ديديم كه زير سايه شمشير هم مى توان دست در دست هم داشت.

كاظم زينلى- لارستان
منبع: ويژه نامه سروقامتان روزنامه جوان
 
 
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین