چرا اين عکس بايد منتشرنشده باشد؟

کد خبر: ۱۹۳۴۷۴
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۲ - 07June 2011

البته آقا روح‌الله هم براي يار ديرين خود کم نگذاشته است؛ چرا که تنها اوست که هم مي‌تواند به گورباچف نامه بنويسد و از حضور کمونيسم در موزه تاريخ سخن بگويد و هم همسرش را در ايام فراغ و دوري اينگونه خطاب کند که: «تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آيينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند.»
مريم مهدوي  نوشت: چشمهايش را ببينيد؛ همان چشمهايي که برخلاف توصيه همه مشاوران و علماي علم روانشناسي که توصيه اکيد مي‌کنند براي ارتباط موثر با مخاطب، حسابي با چشمانتان با او درگير شود، هيچگاه در چشمان مخاطبانش نگاه نمي‌کرد.

 

alt

 


چشمهايش را ببينيد؛ همان چشمهايي که شرق و غرب را درهم کوبيد حتي پلکي هم نزد تا بلکه سوژه‎اي شود براي فلان تلويزيون خارجي و فلان روزنامه داخلي تا از ترس از ابرقدرت‌ها بنويسند و از اينکه با بلوک شرق و غرب نمي‌توان درافتاد و قس علي هذا.

چشمهايش را ببينيد؛ همان چشمهايي که در فراق يکي پس از ديگري ياران نمناک مي‌شد اما هيچگاه متزلزل نشد تا قوت قلبي باشد براي آناني که ساعت‌ها بيخوابي را به چشمانشان تحميل مي‌کردند تا فقط چند دقيقه، به تماشاي ابهت آن‌ها به جماران مي‌آمدند.

اين چشم‌ها که دنيا را مسحور خود کرده بود و از شدت برافروختگي در برابر دشمنان و معاندان، خواب روز و شب را از آنان گرفته بود، اينچنين در برابر همسر، خاضع و خاشع هستند و تسبيح مي‌گويند اين رحمت و لطف الهي را که «و مِن آياته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إليها؛ از نشانه‌هاي خدا اين است که از جنس خودتان همسراني براي شما آفريد تا در کنار آن ها آرامش بيابيد.»

چشمهاي روح الله را دست کم نگيريد؛ اين چشم‌ها کارترها و ريگان‌ها را به زمين کوبانده‌اند. اين چشم‌ها اتحاد جماهير شوروي را خاکمال و ذليل کرده‌اند. اين چشم‌هايي که در برابر ريحانه الهي اينچنين فوران شور و اشتياق و احساسات هستند، همان چشم‌هاي برافروخته و خونين ظاهري هستند که حکم ارتداد سلمان رشدي را نوشته‌اند.

آقا روح‌الله مظهر صدق و راستي است و چشمهايش نقطه اوج آن. هزاران حرف ناگفته دارد اين نگاه داغ و سوزان که تا عمق جان نفوذ مي‌کند و قلب را آتش مي‌زند که اين ابرمرد تاريخ معاصر که هنوز بسياري از سياسيون و جامعه شناسان به دنبال درک راز ابهت و قوت قلب او هستند، چه نگاه لطيف و پنبه گوني دارد به همسرش؛ همسري که سال‌ها سختي و رنج را به جان خريده بود و غربت و دوري از يار را چشيده بود و لحظه‌اي هم دم برنياورد تا مانع رسالت بزرگ روح‌الله شود.

البته آقا روح‌الله هم براي يار ديرين خود کم نگذاشته است؛ چرا که تنها اوست که هم مي‌تواند به گورباچف نامه بنويسد و از حضور کمونيسم در موزه تاريخ سخن بگويد و هم همسرش را در ايام فراغ و دوري اينگونه خطاب کند که «تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم،متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آيينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند.»

فقط چشم‌هاي روح‌الله در اين عکس است که راز اين جمله او را عيان مي‌کند که «مرد از دامان زن به معراج مي‌رسد» و چقدر عاشقانه گفته است؛ يک عاشقانه آرام. و اما يک افسوس براي ما باقيست که چرا اين عکس بايد برچسب منتشر نشده بخورد تا در ميان آرشيوها خاک بخورد و ما نتوانيم نظاره کنيم نگاه عاشقانه يک مرد خدايي به همسرش را...

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین