خرمشهر خاطره‌اي مشترك است در ادبيات و هنر

کد خبر: ۱۹۳۷۴۴
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۵:۳۸ - 24May 2011

بي‌شك اسطوره‌‌ي شهرنشينيِ مدرنِ ايران «تهران» است. تهران شهري بي‌آسمان با تمام مظاهرش؛ برج‌ها و بزرگراه‌ها، مردم و رفتارهاي فردي و جمعي‌شان، ترافيك و شلوغي و زرق و برق. اما ايران اسطوره‌ و پايتخت ديگري هم دارد. اسطوره‌اي كه نه زرق و برق دارد، نه برج و بزرگراه، و نه دود و ترافيك. اين اسطوره ماندني شده به خاطر «مقاومت» و «دفاع». شهري كه براي مردم ايران شهر نيست، خاطره است، خاك است، مادر است و وطن، كه بويي از جاودانگي را با خود به نسيم مي‌دهد.

خرمشهر بسيار به نقش درآمده و تصوير شده است؛ خرمشهر را بسيار نوشته‌اند، خرمشهر را بسيار سروده‌اند و خرمشهر را بسيار به نوا درآورده‌اند؛ خرمشهر خاطره‌اي مشترك است در ادبيات و هنر؛ جايي كه هنرمندان از هر طيف و سليقه‌اي درباره‌اش نوشته‌اند؛ مخالفان جنگ و موافقان جنگ، از مقاومت مردم گفته‌اند و نوشته‌اند. اما رمان و داستان فارسي در سه دهه گذشته كوشيده است نامي در خور خرمشهر را در تاريخ ادبيات ثبت كند. اما اينكه چقدر اين آثار موفق بوده‌اند جاي بحث و تامل دارد.

در اين ايام؛ بسياري از نويسندگان با سليقه‌ها و رويكردهاي مختلف درباره خرمشهر آثاري خلق كرده‌اند. گروهي تصويري از زمان هجوم به اين شهر داده‌اند و ريز جزييات را با كلام تصوير كرده‌اند كه مخاطب مي‌تواند خودش را در آن فضا حس كند؛ اگرچه هيچ نوشته‌اي شما را به طور مستقيم به موقعيتي نمي‌برد. گروه دوم نويسندگاني هستند كه روايت‌شان از خرمشهر به روزگاري باز مي‌گردد كه اين شهر در اشغال به سر مي‌برد. روزهاي طاقت‌سوزي كه رزمندگان خيالي به جز آزادي خاك وطن نداشتند؛ آثار بسياري با اين دغدغه نوشته شدند. اما گروه سوم؛ گروهي هستند كه به وقايع پس از اشغال و زمان آزادي مي‌پردازند.

در اين سه سنت نوشتاري كه موضوع‌اش «حماسه» و «دفاع» است چند مشخصه بزرگ وجود دارد كه مي‌شود به صورت خاص به آن توجه كرد.
شايد بتوان تاكيد كرد كه نخستين مشخصه اين ادبيات «ايمان» نهفته در آن است؛ ايماني كه در آن جهاد معنا دارد؛ شهادت معنا دارد؛ ظلم معنا دارد و ايستادن در برابر ظلم هم. رزمندگان ما «ايماني» راستين داشتند؛ ايماني كه به آن‌ها مي‌گفت جهاد و شهادت هر دو پاداش دارند و از نظر خداوند دور نمي‌مانند.
از مشخصه‌هاي ديگر اين سنت، «مظلوميت» است؛ اگرچه مفهومي چون مظلوميت؛ در سراسر تاريخ تشيع وجود داشته، اما در مساله خرمشهر و اشغال آن به شكل ديگري نمود يافته است. مظلوميت مردماني كه تا ساعاتي پيش از اشغال شهر نمي‌دانستند كه بايد زندگي و خاطرات‌شان را بگذارند و بگذرند؛ و مدت‌ها بعد كه به خانه برمي‌گردند همه چيز از بين رفته است.
مشخصه ديگر؛ «شهامت» در عين مظلوميت است؛ مردم در اين روايت‌ها دوشادوش رزمندگان مي‌جنگند؛ شهامت يعني كودكان و زناني كه مي‌ايستند تا خرمشهر بايستد؛ شهامت يعني روزهايي كه بدون اسلحه در مقابل پولادزره ايستادند تا خرمشهر بايستد و خلاصه «شهامت» همان مفهومي است كه تاريخ ايران در درون خود داشته و به مردمش وديعه داده است.
مشخصه ديگر؛ «غيرت براي خاك و خانواده»، يكي ديگر از ويژگي‌هايي كه در اغلب اين آثار مي‌توان آن را به خوبي ديد «غيرت براي خاك و خانواده» است. دل به درياافكنان براي خاك و خانواده ارزشي قائل بودند كه نمي‌توان آن را با هيچ چيز عوض يا مقايسه كرد. آن‌ها اينگونه بود كه سرانجام توانستند هم خاك را بگيرند و هم تاريخ را.

مشخصه‌هاي بسيار ديگر هم هست كه اين ادبيات را از ادبيات ساير ملل كه در اين حوزه آثاري را پديدآورده‌اند متمايز مي‌كند؛ اما بيشتر آنچه ادبيات دفاع مقدس ما از آن برخوردار است انسان‌هايي است كه جان‌شان را مي‌دهند تا «عزت» براي مردم و خاك‌شان بگيرند ؛ عزتي كه ما امروز داريم با ياد خرمشهر و شهيدانش آن را پاس مي‌داريم.

-------------------------------------
يادداشت از: حسن گوهرپور

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین