با امام، در بهار 68 /بازخواني آخرين پيام‌‌هاي امام خميني پيش از عروج مظلومانه‌ي او

کد خبر: ۱۹۳۸۰۰
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۵:۱۳ - 06June 2011

اشاره: چهاردهم خرداد، سالروز رحلت مظلومانه‌ي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران؛ حضرت امام خميني(ره) است. به همين مناسبت در اين شماره از فصل‌نامه‌ي پلاک هشت بر آن شديم تا در آستانه‌ي بيست و دومين سالگرد عروج آن يار سفر کرده، با مرور و بازخواني آخرين پيام‌هاي امام در حيات دنيايي‌اش، گوشه‌هايي از مرارت‌هايي را که امام خميني در روزها و ماه‌هاي پاياني عمر پربرکت خويش متحمل شد، به خوانندگان محترم نشريه، خصوصاً جوانان نسل چهارمي انقلاب يادآوري نماييم.
اميد آن‌که مرور اين‌گونه حوادث، هم درس عبرتي باشد براي جامعه، و هم هوشيار باش به مردم ولايت‌مدار اين مرز و بوم؛ که مبادا تاريخ تکرار شود! 
*   *   *
پيام به مهاجرين جنگ تحميلى:  
زمان: 2 فروردين 1368/ 14 شعبان 1409
مكان: تهران، جماران‏
موضوع: لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامى، سياسى و فرهنگى جهانخواران‏
مناسبت: نيمه شعبان، ميلاد حضرت مهدى (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
خدمت خواهران و برادران و فرزندان عزيز مهاجرين جنگ تحميلى ـ ايّدهم اللَّه تعالى‏
با سلام و درود به پيشگاه مقدس مولود نيمه شعبان و آخرين ذخيره‌ي امامت حضرت بقيه الهد ـ ارواحنا فداه ـ و يگانه دادگستر ابدى و بزرگ پرچم‌دار رهايى انسان از قيود ظلم و ستم استكبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعى او، سلام بر غيبت و ظهور او و سلام بر آنان كه ظهورش را با حقيقت درك مى‏كنند و از جام هدايت و معرفت او لبريز مى‏شوند.
سلام بر ملت بزرگ ايران كه با فداكارى و ايثار و شهادت راه ظهورش را هموار مى‏كنند و سلام بر شما خواهران و برادران مهاجر كه بدون شك در جنگ تحميلى از كسانى هستيد كه صدمه‌ي فراوان روحى و جسمى و مالى خورده‏ايد. شما عزيزان در زمان يورش وحشيانه‌ي صدام پس از روزها دفاع قهرمانانه اضطراراً محل زندگى و راحتى خود را ترك نموده و حقيقتاً به زندگى پر مشقت در نقطه‏اى دور از خانه و كاشانه خويش تن داده‏ايد. شما مهاجرين عزيز جنگ تحميلى، لحظه لحظه جنگ و سختي‌هاى آن را درك كرده‏ايد. ان‌شاء‌الله جمهورى اسلامى در آينده‏اى نه چندان دور شهرها و روستاهاى شما را بهتر از قبل در اختيار شما خواهد گذاشت، ولى بايد خود به كمك مسئولان آمده و در نوسازى و مهياسازى شهر و روستاهاتان آنان را يارى نماييد. بحمد‌الله فرزندان خردسال آن روز شما، امروز جوانانى شده‏اند كه مانند ساير برادران و خواهران خود از ميهن اسلامى‏شان دفاع خواهند كرد.
همه مى‏دانند كه تحمل هشت سال فشار و سختى فقط براى اسلام عزيز بوده است، لذا مسئولين بايد در دفاع از اسلام محكم‌تر از هميشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامى، سياسى و فرهنگى جهان‌خواران بايستند، چرا كه امروز دنياى استكبار خصوصاً غرب خطر رشد اسلام ناب محمدى(صلى‌الهه‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم) را عليه منافع نامشروع خود درك كرده است.
امروز غرب و شرق به خوبى مى‏دانند كه تنها نيرويى كه مى‏تواند آنان را از صحنه خارج كند، اسلام است. آن‌ها در اين ده سال انقلاب اسلامى ايران ضربات سختى از اسلام خورده‏اند و تصميم گرفته‏اند كه به هر وسيله‌ي ممكن آن را در ايران كه مركز اسلام ناب محمدى است نابود كنند. اگر بتوانند با نيروى نظامى، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بيگانه كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملى خويش و اگر هيچ كدام از اين‌ها نشد، ايادى خودفروخته‌ي خود از منافقين و ليبرال‌ها و بى‏دين‌ها را كه كشتن روحانيون و افراد بيگناه برايشان چون آب خوردن است و در منازل و مراكز ادارات نفوذ مى‏دهند كه شايد به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذي‌ها بارها اعلام كرده‏اند كه حرف خود را از دهان ساده‏انديشان موجّه مى‏زنند.
من بارها اعلام كرده‏ام كه با هيچ كس در هر مرتبه‏اى كه باشد عقد اخوت نبسته‏ام.
چهارچوب دوستى من در درستى راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب‌الله اصل خدشه‌ناپذير سياست جمهورى اسلامى است. ما بايد مدافع افرادى باشيم كه منافقين سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره‌ي افطار گوش تا گوش بريدند. ما بايد دشمن سرسخت كسانى باشيم كه پرونده‏هاى همكارى آنان با آمريكا از لانه‌ي جاسوسى بيرون آمد. ما بايد تمام عشقمان به خدا باشد نه تاريخ. كسانى كه از منافقين و ليبرال‌ها دفاع مى‏كنند، پيش ملت عزيز و شهيد داده‌ي ما راهى ندارند. اگر ايادى بيگانه و ناآگاهان گول خورده كه بدون توجه بلندگوى ديگران شده‏اند، از اين حركات دست برندارند، مردم ما آن‌ها را بدون هيچ‌گونه گذشتى طرد خواهند كرد.
مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت(‌ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه‌ي مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسئولين را از وظيفه‏اى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره‌ي هر چه بهتر مردم بنمايد، ولى اين بدان معنا نيست كه آن‌ها را از اهداف عظيم انقلاب، كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند.
مردم عزيز ايران كه حقاً چهره‌ي منوّر تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، بايد سعى كنند كه سختي‌ها و فشارها را براى خدا پذيرا گردند تا مسئولان بالاى كشور به وظيفه‌ي اساسى‏شان كه نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند كه تنها برادرى و صميميت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمين در نظر بگيرند. چه كسى است كه نداند مردم عزيز ما در سختى هستند و گرانى و كمبود بر طبقه‌ي مستضعف فشار مى‏آورد، ولى هيچ‌كس هم نيست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دوَل دنياى امروز و پايه‏ريزى فرهنگى جديد بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با آمريكا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد و مردم ما اين راه را خود انتخاب كرده‏اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر اين امر هم افتخار مى‏كنند. اين روشن است كه شكستن فرهنگ شرق و غرب، بى‏شهادت ميسر نيست.
من بار ديگر از مسئولين بالاى نظام جمهورى اسلامى مى‏خواهم كه از هيچ كس و از هيچ چيز جز خداى بزرگ نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد عليه فساد و فحشاى سرمايه‌دارى غرب و پوچى و تجاوز كمونيزم نكشند كه ما هنوز در قدم‌هاى اول مبارزه‌ي جهانى خود عليه غرب و شرقيم.
مگر بيش از اين است كه ما ظاهراً از جهان‌خواران شكست مى‏خوريم و نابود مى‏شويم؟ مگر بيش از اين است كه ما را در دنيا به خشونت و تحجر معرفى مى‏كنند؟ مگر بيش از اين است كه با نفوذ ايادى قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمين را پايكوب مى‏كنند؟ مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏هاى دار مى‏روند؟ مگر بيش از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب‌الله در جهان به اسارت گرفته مى‏شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه‌ي اسلامى خود عمل كنيم.
امروز بيشتر از هر زمانى كينه و دشمنى استكبار عليه اسلام ناب محمدى برملا شده است. بسيج عمومى آنان در دفاع از يك خود فروخته و نويسنده‌ي مزدور گوياى اين واقعيت است و شايد آنان اين همه فضاحت و بى‏آبرويى‏شان را به خاطر رسيدن به هدف شوم خود پيش‏بينى نكرده بودند كه امروز با سرافكندگى و خوارى از كرده‌ي خود پشيمان و با ذلت مراجعت مى‏كنند.
احتمالاً قضيه‌ي مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضاى آموزشى، حركتى انحرافى براى كم‌رنگ كردن جلوه‌ي عظيم دفاع جهان اسلام از رسول اكرم(صلى‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم) مى‏باشد. گر چه خود اين واقعه هم از دردهايى است كه ملت‌هاى اسلامى گرفتار آن شده‏اند كه چگونه در دنياى به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عين دموكراسى است و فقط ما كه گفته‏ايم كسى كه به پيغمبر اسلام(صلى‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم) توهين كند و اجماع فقهاى مسلمين فتوا به اعدام آن مى‏دهند، خلاف آزادى است! راستى چرا دنيا در برابر كسى كه اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامى در دانشگاه‌ها درس بخوانند يا تدريس كنند، ساكت نشسته است؟ جز اين است كه تفسير و تأويل آزادى و استفاده از آن در اختيار كسانى است كه با اساس آزادى مقدس مخالفند؟ امروز خداوند ما را مسئول كرده است، نبايد غفلت نمود. امروز با جمود و سكون و سكوت بايد مبارزه كرد و شور و حال حركت انقلاب را پابرجا داشت.
من باز مى‏گويم همه‌ي مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامى‏تان ـ به خيال خام خودشان ـ بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، هميشه با بصيرت و با چشمانى باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد كه اگر آرام گذاريد، لحظه‏اى آرامتان نمى‏گذارند.
البته ما از زحمات وزارت امور خارجه قدردانى مى‏كنيم و آن‌ها بايد با جديت به كار خود ادامه دهند كه ان‌شاء‌الهت در انجام وظيفه‌ي بزرگ الهى و سياسى خود موفق خواهند بود.
از خداوند متعال مى‏خواهم تا مهاجرين عزيزمان را هر چه زودتر به خانه و كاشانه‌ي خود برساند و تلخى غربت‌ها و سختي‌ها را به شيرينى مراجعتشان مبدل سازد.
در خاتمه لازم است از همه‌ي كسانى كه از مهاجرين عزيز جنگ تحميلى پذيرايى كرده و مى‏كنند و هم‌چنين از مسئولين محترم بنياد مهاجرين كه زحمات زيادى متحمل شده‏اند، تشكر و قدردانى نمايم.
و‌السلام‌عليكم و‌رحمه‌الهر‌و‌بركاته
2 فروردين 1368 ـ 14 شعبان 1409
روح‌الله الموسوي‌الخميني
*   *   *
نامه به آقاى منتظرى و اعلام عدم صلاحيت او براى تصدى رهبرى نظام جمهورى اسلامى:
زمان: 6 فروردين 1368/ 18 شعبان 1409
مكان: تهران، جماران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
جناب آقاى منتظرى‏
با دلى پر خون و قلبى شكسته چند كلمه‏اى برايتان مى‏نويسم تا مردم روزى در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه‌ي اخيرتان نوشته‏ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مى‏دانم؛ خدا را در نظر مى‏گيرم و مسائلى را گوشزد مى‏كنم. از آن‌جا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامى عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها، و از كانال آن‌ها به منافقين مى‏سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبرى آينده نظام را از دست داده‏ايد. شما در اكثر نامه‏ها و صحبت‌ها و موضع‌گيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدرى مطالبى كه مى‏گفتيد ديكته‏شده‌ي منافقين بود كه من فايده‏اى براى جواب به آن‌ها نمى‏ديدم. مثلاً در همين دفاعيه‌ي شما از منافقين تعداد بسيار معدودى كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مى‏بينيد كه چه خدمت ارزنده‏اى به استكبار كرده‏ايد. در مسئله‌ي مهدى هاشمىِ قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مى‏دانستيد و با اين‌كه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مى‏داديد كه او را نكشيد. از قضاياى مثلِ قضيه‌ي مهدى هاشمى كه بسيار است و من حالِ بازگو كردن تمامى آن‌ها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمى‏باشيد و به طلابى كه پول براى شما مى‏آورند بگوييد به قم منزل آقاى پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد‌الهب از اين پس شما مسئله‌ي مالى هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مى‏دانيد ـ كه مسلماً منافقين صلاح نمى‏دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايى مى‏شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مى‏كند ـ با دلى شكسته و سينه‏اى گداخته از آتش بى‏مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مى‏كنم ديگر خود دانيد:
1ـ سعى كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدى هاشمى و ليبرال‌ها نريزد.
2ـ از آن‌جا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك مى‏شويد در هيچ كار سياسى دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.
3ـ  ديگر نه براى من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاى بيگانه دهند.
4ـ  نامه‏ها و سخنراني‌هاى منافقين كه به وسيله‌ي شما از رسانه‏هاى گروهى به مردم مى‏رسيد؛ ضربات سنگينى بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتى بزرگ به سربازان گمنام امام زمان(روحى له الفداء) و خون‌هاى پاك شهداى اسلام و انقلاب گرديد؛ براى اين‌كه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمك‌تان كند.
و الهر قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‏دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولى شخصى بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براى حوزه‏هاى علميه بوديد و اگر اين‌گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگرى دارم و مى‏دانيد كه از تكليف خود سرپيچى نمى‏كنم. و الهو قسم، من با نخست‏وزيرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‏دانستم. و الهن قسم، من رأى به رياست جمهورى بنى‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‏پوشى نكنم. من با خداى خود پيمان بسته‏ام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمى‏دارم.
من كار به تاريخ و آن‌چه اتفاق مى‏افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه‌ي شرعى خود عمل كنم.
من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‏ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آن‌ها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعى كنند تحت تأثير دروغ‌هاى ديكته شده كه اين روزها راديوهاى بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‏كنند نگردند. از خدا مى‏خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد، تا طعم تلخ خيانت دوستان را، بيش از اين نچشد. ما همه راضى هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزى نداريم، هر چه هست او است.
و‌السلام عليکم و رحمه‌الله و برکاته
يكشنبه 6/ 1/ 68
روح اللَّه الموسوي الخمينى‏
*   *   *
نامه‌ي آقاى منتظرى و موافقت او با برکناري از قائم‌مقامى رهبرى:
زمان: 7 فروردين 1368/ 19 شعبان 1409
مكان: تهران، جماران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحيم. محضر مبارك آيت الله العظمى امام خمينى ـ مد‌ظله‌العالى‏
پس از سلام و تحيت، مرقومه‌ي شريفه مورخ 6/1/68 واصل شد. ضمن تشكر از ارشادات و راهنمايي‌هاى حضرت عالى به عرض مى‏رساند، مطمئن باشيد همان‌طور كه از آغاز مبارزه تا‌كنون در همه‌ي مراحل هم‌چون سربازى فداكار و از خود گذشته و مطيع در كنار حضرت عالى و در مسير اسلام و انقلاب بوده‏ام، اينك نيز خود را ملزم به اطاعت و اجراى دستورات حضرت‌عالى مى‏دانم؛ زيرا بقا و ثبات نظام اسلامى مرهون اطاعت از مقام معظم رهبرى است. براى هيچ كس قابل شك نيست كه اين انقلاب عظيم تا‌كنون در سايه‌ي رهبرى و ارشادات حضرت عالى از خطرات مهمى گذشته؛ و دشمنان زيادى هم‌چون منافقين كوردل، كه دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصيت‌هاى عزيز ما و از جمله فرزند عزيز خود من آغشته است، و ساير جناح‌هاى مخالف و ضد‌انقلاب و سازش‌كار و ليبرال‌مآب‌هاى كج‌فكر را رسوا و از صحنه خارج نموده است. آيا جنايات هولناك و ضربات ناجوانمردانه‌ي اين روسياهان كوردل به انقلاب و كشور و ملت عزيز و فداكار ما فراموش شدنى است؟ و اگر بلندگوهاى آنان و راديوهاى بيگانه خيال مى‏كنند با جوّسازي‌ها و نشر اكاذيب و شايعه‏پراكني‌ها به نام اين جانب مى‏توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگى ملت ما رخنه كنند، سخت در اشتباهند.
و راجع به تعيين اينجانب به عنوان قائم‌مقام رهبرى، خود من از اول جداً مخالف بودم؛ و با توجه به مشكلات زياد و سنگينى بار مسئوليت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم كه تعيين اين جانب به مصلحت نبوده است. و اكنون نيز عدم آمادگى خود را صريحاً اعلام مى‏كنم. و از حضرت‌عالى تقاضا مى‏كنم به مجلس خبرگان دستور دهيد مصلحت آينده‌ي اسلام و انقلاب و كشور را قاطعانه در نظر بگيرند. و به من اجازه فرماييد هم‌چون گذشته يك طلبه‌ي كوچك و حقير در حوزه علميه به تدريس و فعاليت‌هاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زير سايه‌ي رهبرى حكيمانه‌ي حضرت‌عالى، اشتغال داشته باشم. و اگر اشتباهات و ضعف‌هايى كه لازمه‌ي طبيعت انسان است رخ داده باشد، ان‌شاء‌الله با رهبري‌هاى حضرت‌عالى مرتفع گردد.
و از همه‌ي برادران و خواهران عزيز و علاقه‏مند تقاضا مى‏كنم مبادا در مورد تصميم مقام معظم رهبرى و خبرگان محترم، به بهانه‌ي حمايت از من، كارى انجام دهند و يا كلمه‏اى بر زبان جارى نمايند؛ زيرا مقام معظم رهبرى و خبرگان جز خير و مصلحت اسلام و انقلاب را نمى‏خواهند.
اميد است اين شاگرد مخلص را هميشه از راهنمايي‌هاى ارزنده‌ي خود بهره‏مند، و از دعاى خير فراموش نفرماييد.
 و‌السلام‌عليكم و‌ رحمه‌الله و بركاته
7/1/68 ـ حسينعلي منتظري
*   *   *
نامه‌ي امام به آقاي منتظري و موافقت با استعفاي وي:
زمان: 8 فروردين 1368 / 20 شعبان 1409
مکان: تهران، جماران

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى منتظرى ـ دامت افاضاته‏
با سلام و آرزوى موفقيت براى شما، همان‌طور كه نوشته‏ايد رهبرى نظام جمهورى اسلامى كار مشكل و مسئوليت سنگين و خطيرى است كه تحملى بيش از طاقت شما مى‏خواهد. و به همين جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم، و در اين زمينه هر دو مثل هم فكر مى‏كرديم. ولى خبرگان به اين نتيجه رسيده بودند؛ و من هم نمى‏خواستم در محدوده‌ي قانونى آن‌ها دخالت كنم. از اين‌كه عدم آمادگى خود را براى پست قائم مقامى رهبرى اعلام كرده‏ايد پس از قبول، صميمانه از شما تشكر مى‏نمايم.
همه مى‏دانند كه شما حاصل عمر من بوده‏ايد؛ و من به شما شديداً علاقه‏مندم. براى اين‌كه اشتباهات گذشته تكرار نگردد، به شما نصيحت مى‏كنم كه:
 بيت خود را از افراد ناصالح پاك نماييد؛ و از رفت و آمد مخالفين نظام، كه به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى‏ خود را جا مى‏زنند، جداً جلوگيرى كنيد. من اين تذكر را در قضيه‌ي "مهدى هاشمى" هم به شما دادم. من صلاح شما و انقلاب را در اين مى‏بينم كه شما فقيهى باشيد كه نظام و مردم از نظرات شما استفاده كنند.
از پخش دروغ‌هاى راديو بيگانه متأثر نباشيد. مردم ما شما را خوب مى‏شناسند، و حيله‏هاى دشمن را هم خوب درك كرده‏اند كه با نسبتِ هر چيزى به مقامات ايران، كينه‌ي خود را به اسلام نشان مى‏دهند.
طلاب عزيز، ائمه‌ي محترم جمعه و جماعات، روزنامه‏ها، و راديو ـ تلويزيون، بايد براى مردم اين قضيه‌ي ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است كه مقدم بر هر چيز است، و همه بايد تابع آن باشيم. جنابعالى ان‌شاء‌الهه با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمى مى‏بخشيد.
والسلام عليكم و رحمه‌الله و برکاته
8/1/68 ـ روح‌الهب الموسوي‌الخمينى
*   *   *
نامه به نمايندگان مجلس و وزرا درباره‌ي دلايل بركنارى آقاى منتظرى:
زمان: 26 فروردين 1368/ 8 رمضان 1409
مكان: تهران، جماران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
خدمت فرزندان عزيز، نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، و وزراى محترم ـ دامت افاضاتهم‏
با سلام، شنيدم در جريان امر حضرت آقاى منتظرى نيستيد و نمى‏دانيد قضيه از چه قرار است. همين قدر بدانيد كه پدر پيرتان بيش از دو سال است در اعلاميه‏ها و پيغام‌ها تمام تلاش خود را نموده است تا قضيه بدين جا ختم نگردد، ولى متأسفانه موفق نشد. از طرف ديگر وظيفه‌ي شرعى اقتضا مى‏كرد تا تصميم لازم را براى حفظ نظام و اسلام بگيرد.
لذا با دلى پر خون حاصل عمرم را براى مصلحت نظام و اسلام كنار گذاشتم.
ان‌شاء‌الله خواهران و برادران در آينده تا اندازه‏اى روشن خواهند شد. سفارش اين موضوع لازم نيست كه دفاع از اسلام و نظام شوخى‌بردار نيست؛ و در صورت تخطى، هر كس، در هر موقعيت، بلافاصله به مردم معرفى خواهد شد. توفيق همگان را از خداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
26/1/ 68 ـ روح‌الهى الموسوي‌الخمينى

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین