شهيد محمد حسن محمد نژاد
او گفت: عيبي ندارد. دوباره گرم مي کنم. شما بخوريد.
آقاي محمد نژاد نمازش را خواند و بعد قرآن جيبي اش را از جيب بغل لباسش بيرون آورد و شروع کرد به خواندن قرآن. بعد از ده دقيقه آمد و غذايش را خورد.
آقاي عزيزي
منبع: خاطرات شهداي خراسان - سايت ساجد
آقاي محمد نژاد نمازش را خواند و بعد قرآن جيبي اش را از جيب بغل لباسش بيرون آورد و شروع کرد به خواندن قرآن. بعد از ده دقيقه آمد و غذايش را خورد.
آقاي عزيزي
منبع: خاطرات شهداي خراسان - سايت ساجد
لینک کپی شد
نظر شما
