خودتان نامش را انتخاب کنید!!!
*روی تخته سیاه کلاس یکی از مدارس خرمشهر که موشک خورده بود نوشته بود:اسلام درس اول و آخر شماست بچه ها!!!
*شهید محمود کاوه(فرمانده لشکر ویژه شهدا) وقتی به کردستان رفت بعد از 2هفته ضد انقلابها برای سرش 3 هزار تومان جایزه گذاشتند، 2هفته بعد شد 15 هزار تومان جایزه. چند ماه گذشت.... در عملیات آزادسازی بوکان قیمت سرش به 2 میلیون تومان رسید!!!
*سال1361قرار بود کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد در بغداد برگزار شود. اگر این کنفرانس برگزار میشد، صدام به مدت 8 سال ریاست آن را به عهده میگرفت. تنها راهی که میشد از برگزاری کنفرانس جلوگیری کرد، ناامن نشان دادن بغداد بود که صدام به امنیت آن خیلی افتخار میکرد. صبح روز 31 تیرماه1361،خلبان شجاع عباس دوران، که عراق برای سرش جایزه گذاشته بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد، هواپیمای خود را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتّحدها کوبید و بدین ترتیب با شهادت خود کاری کرد که این اجلاس به علّت فقدان امنیت در بغداد، برگزار نشود. پیکر پاک شهید دوران به همراه570 شهید دیگر در دوم مرداد1381 به خاک میهن بازگشت.
*در عملیات کربلای1 وقتی یکی از عراقی ها خود را تسلیم کرد، گفت: من شیعه هستم. هنگام اعزام مادرم یک تکه پارچه سبز حرم امام حسین(ع) را به قصد تبرّک به من داد و گفت: اگر اسیر شدی، این پارچه نزد ایرانیها خیلی ارزشمند است، بگو مال امام حسین است. با تو کاری نخواهند داشت!!!!!
*گروه تفحّص در عملیات جست وجو در منطقه فکّه، به سیم های تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود. رد سیم ها را که گرفتند رسیدند به یک دسته از شهدا که دست و پایشان با همین سیم ها بسته شده بود، معلوم بود که آنها را زنده به گور کرده اند زیرا کسی دست کشتهای را نمی بندد. در یادداشت های باقیمانده یکی از شهیدان گردان حنظله آمده: امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جیره بندی کرده ایم، نان را جیره بندی کرده ایم ا
عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا. که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات حسین پسر فاطمه(ع).......... .
*شهید محمود کاوه(فرمانده لشکر ویژه شهدا) وقتی به کردستان رفت بعد از 2هفته ضد انقلابها برای سرش 3 هزار تومان جایزه گذاشتند، 2هفته بعد شد 15 هزار تومان جایزه. چند ماه گذشت.... در عملیات آزادسازی بوکان قیمت سرش به 2 میلیون تومان رسید!!!
*سال1361قرار بود کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد در بغداد برگزار شود. اگر این کنفرانس برگزار میشد، صدام به مدت 8 سال ریاست آن را به عهده میگرفت. تنها راهی که میشد از برگزاری کنفرانس جلوگیری کرد، ناامن نشان دادن بغداد بود که صدام به امنیت آن خیلی افتخار میکرد. صبح روز 31 تیرماه1361،خلبان شجاع عباس دوران، که عراق برای سرش جایزه گذاشته بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد، هواپیمای خود را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتّحدها کوبید و بدین ترتیب با شهادت خود کاری کرد که این اجلاس به علّت فقدان امنیت در بغداد، برگزار نشود. پیکر پاک شهید دوران به همراه570 شهید دیگر در دوم مرداد1381 به خاک میهن بازگشت.
*در عملیات کربلای1 وقتی یکی از عراقی ها خود را تسلیم کرد، گفت: من شیعه هستم. هنگام اعزام مادرم یک تکه پارچه سبز حرم امام حسین(ع) را به قصد تبرّک به من داد و گفت: اگر اسیر شدی، این پارچه نزد ایرانیها خیلی ارزشمند است، بگو مال امام حسین است. با تو کاری نخواهند داشت!!!!!
*گروه تفحّص در عملیات جست وجو در منطقه فکّه، به سیم های تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود. رد سیم ها را که گرفتند رسیدند به یک دسته از شهدا که دست و پایشان با همین سیم ها بسته شده بود، معلوم بود که آنها را زنده به گور کرده اند زیرا کسی دست کشتهای را نمی بندد. در یادداشت های باقیمانده یکی از شهیدان گردان حنظله آمده: امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جیره بندی کرده ایم، نان را جیره بندی کرده ایم ا
عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا. که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات حسین پسر فاطمه(ع).......... .
لینک کپی شد
نظر شما
