نگاهی به مستند «آخرین روزهای زمستان»
رسانه ملی میتواند با پرداختن سوژههای الهی نظیر شهدا، رسالت سنگینی را که بر دوشش است به بهترین شیوه و شگرد به انجام برساند.

به گزارش ساجد ، این روزها ارجمندانی مثل شهیدان حسن باقری، محمدابراهیم همت، مهدی باکری، مهدی زینالدین، سید مرتضی آوینی و ... هر روز در بین ما زمینیان هم قابل رؤیت هستند.
با دیدن مستند بسیار جذاب و پرکشش «آخرین روزهای زمستان» برای هزارمین بار به خودم بالیدم که در ایران سربلند اسلامی زندگی میکنم، در جایی دارم نفس میکشم که حسن باقری در آنجا نفس کشیده است، از خیابانهایی رد میشوم که حسن آقای باقری قدم بر سر همین خیابانها گذاشته است، در فضایی تنفس میکنم که سایه زلالترین مرد با سیاست زمین، ولی فقیه، این عطیه الهی، بر سرمان است.
با دیدن و عمیق دیدن مستند «آخرین روزهای زمستان» شهید حسن باقری را کمی شناختم و از جنگ دیروز تا جنگ ارادهها، را مرور کردم، فکر کنم جوانانی که عطش رؤیت چهره خورشیدی شهید باقری را داشتند با من همنوا بودند که؛
جنگ کجایی که دلم تنگ توست
رقص جنون تشنه آهنگ توست
*
رسانه ملی میتواند با پرداختن به این سوژههای الهی، رسالت سنگینی را که بر دوشش است به بهترین شیوه و شگرد به انجام برساند.
آخرین روزهای زمستان، روز جمعه از شبکه یک سیما، دقیقا قبل از اخبار ساعت 21 پخش شد. و قطعا توجه خیل مشتاق سیره شهدا را به خودش جلب کرده است. پخش مستندهای شگفت و حیرت آوری مثل مستند مذکور در ساعات پربیننده، نوید دهنده ی آن است که رسانه ملی چند وقتی است سر ذوق آمده است و میخواهد علمداران و اسوههای سالهای شور و حماسه را به جوانان عطشان امروز معرفی کند.
گمان میکنم، «آخرین روزهای زمستان»، که این هفته از بای بسمالله تا تای تمت آن را جرعه جرعه نوشیدم، جرعههای دیگرش در هفتههای آتی نصیبمان شود.
از این که رسانه ملی برای شهدا، کاملاً حرفهای و عاشقانه وقت گذاشته و کوشش مقدسی از خود به خرج داده است، از ایشان متشکرم؛ آقای ضرغامی! با این مستند ما را به دیار شهدا و سمت آرمانهای شهدا بردید، آقای ضرغامی! ما را بیشتر به سمت شهدا ببرید؛
رفته بودم سفری سمت دیار شهدا
که طوافی بکنم گرد مزار شهدا
به امیدی که دل خسته هوایی بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم
شرمگینم که نشد اشک، نثار شهدا
خشکی چشم عطش خورده، از آنجاست که من
آبیاری نشدم، فصل بهار شهدا
چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق
کاش میشد که شود سنگ مزار شهدا
آخرین خط وصایای دل من این است
که به خاکم بسپارید کنار شهدا
