برشی از از کتاب جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن
تهرانی ها تحویل سال نو 1367 را در زیر موشک باران عراق سپری کرده بودند و موشک باران هم چنان ادامه داشت. برای بررسی و پیگیری مشکلات مصدومین شیمیایی به چند بیمارستان و نقاهتگاه سر زدم. یکی از نقاهتگاهها که یک سالن ورزشی بود به درمان زنان و کودکان حلبچه که تا آن موقع بهبودی نسبی یافته و یا مسمومیت متوسطی داشتند اختصاص یافته بود...
دکتر سید عباس فروتن در فصل پنجم کتاب جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن می نویسد: با آن که به علت تعطیلات عید فروشگاه ها بسته بود، ولی مردم با هدایای خود نیاز نقاهتگاه را بر طرف میکردند. از منطقه خبر میرسید که بمباران شیمیایی مناطق نظامی و غیر نظامی هم چنان ادامه دارد. بیمارستانها و نقاهتگاهها پر از مصدومین غیر نظامی بود.
در این زمان شایعات مربوط به احتمال حملات شیمیایی موشکی عراق به تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران، از طریق رادیو بغداد و مخصوصاً رسانههای کویت، پخش شد و ما نگران این بودیم که اگر یک موشک با کلاهک شیمیایی مانند سایر موشکهای تخریبی عراق به نقاط پر جمعیت تهران اصابت کند با چه صحنهای مواجه خواهیم شد و چگونه میتوانیم آن را کنترل کنیم.
تجربه شهر سردشت که تنها با 7 بمب شیمیایی تمامی شهر تخلیه و هزاران نفر مصدوم شدند و نیز حملات شیمیایی به مناطق غیر نظامی غرب کشور ذهنم را به خود مشغول میکرد.
نمیدانستیم چه خواهد شد و آیا اساساً چنین کلاهکهای شیمیایی ساخته شده است؟
چند سال بعد پاسخ را یافتیم. زمانی که بازرسان سازمان ملل پس از شکست عراق از نیروهای متحد، مراکز نظامی آنجا را بازرسی کردند گزارش دادند که تعداد بسیار زیادی کلاهک شیمیایی در عراق ساخته شده و آماده نصب روی موشکهای اسکاد بوده است.
کلاهکهایی که هر یک حداقل حاوی نیم تن گاز شیمیایی از نوع خردل و یا اعصاب بودند.
منبع:
دکتر سیدعباس فروتن، جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن، تهران، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج)،سال 1382، صفحه 135.
