گزارشی کوتاه از روز حادثه‌ی شوم

کد خبر: ۲۰۴۴۰۰
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۵ - 12October 2012

سیدعلی مساوات

جمعه 25 تیر 1361 بود. در و دیوارهای همدان پوشیده از پرده‌هایی بود که از سر و رویشان انزجار و تنفر از رژیم غاصب صهیونیستی می‌بارید. هم‌زمان با این تکاپو و آمادگی، رزمندگان استان در قالب گردان‌های نصر، فتح و خندق در "منطقه‌ی عملیاتی رمضان"وارد عملیات شده و همچون صاعقه بر سر دشمن باریده بودند ولی این خبر هنوز به اهالی شهر نرسیده بود.

دل‌های مردم روزه‌دار از عشق به خدا می‌تپید و زبان‌ها یک‌صدا فریاد برآورده بودند :«جنگ، جنگ تا پیروزی» و به سمت محل برگزاری نماز جمعه می‌رفتند که ناگهان صدای انفجاری مهیب، فریادها را خاموش ساخت. لحظه‌ای بعد، انعکاس صداهای دیگری، شهر را در خود مچاله کرد. راهپیمایان، چشمان خود را به سمت شمالغربی شهر دوخته بودند؛ آن‌جا که دود و آتش در دل آسمان کنگره بسته و کوهی از گردوغبار به هوا برخواسته بود. هواپیمایی سیاه، دل آسمان آبی را خراشی سفید انداخته بود و در حال فرار بود. مردم پس از لحظاتی سکوت و التهاب به خود آمده و با صلابت و شجاعت به حرکت خود ادامه دادند.

این بار فریادهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از حنجره‌ی خشکیده‌شان رساتر به گوش می‌رسید. عده‌ای به یاری آسیب‌دیدگان شتافتند. هم‌زمان دو قبضه تیربار کالیبر50 که بر روی دو دستگاه تویوتا در میان راهپیمایان حرکت می‌کردند، به سمت هواپیما شلیک کردند، اما سودی نبخشید. از دود غلیظی که شمال‌غرب شهر را در کام خود فرو برده بود، پیدا بود که هواپیماهای بعثی، مناطق مستضعف‌نشین و محروم شهر را هدف قرار داده‌اند.

این نخستین باری بود که شهر همدان بمب‌باران می‌شد، برای همین پدافند هوایی در شهر مستقر نشده بود. از این رو دشمن بعثی توانست به چند نقطه حمله کند.

سیل مردم، الله‌اکبرگویان به‌سمت استادیوم آزادی حرکت می‌کرد. زمزمه‌های راهپیمایان حاکی از آن بود که حدفاصل خیابان باباطاهر تا میدان آرامگاه باباطاهر بمب‌باران شده است.1

مردم تکبیرگویان وارد محوطه‌ی استادیوم شدند. مراسم نمازجمعه ساعت یازده صبح آغاز شد. رفته‌رفته بسیاری از افرادی که به یاری حادثه‌دیدگان به مناطق بمب‌باران شده شتافته بودند، برای برپایی نماز جمعه، به استادیوم بازگشتند. پله‌های اطراف زمین چمن و حتی خیابان‌های اطراف ورزشگاه پر از نمازگزاران شده بود.

از داغ حادثه‌ی آن روز، دل‌های پاک مردم جریحه‌دار شده بود. آن‌ها آمده بودند تا با استماع سخنان خطیب جمعه از آلامشان بکاهند و با یاد خدا جراحت دل را تسکین دهند. امام جمعه‌ی وقت همدان، حضرت «آیت‌الله نوری‌همدانی»، در بین مردم حاضر بود و یکی از روحانیون حوزه‌ی علمیه‌ی قم، به عنوان سخنران قبل از خطبه‌ها در جایگاه حاضر شد و پس از آنکه به ابراز احساسات مردم پاسخ داد، آنها را به صبوری و مقاومت فراخواند. از امام حسین(ع) گفت و از کربلا و از عطش اصحاب کربلایی امام عشق در آن وادی غربت و گمنامی.

در اثنای خطبه‌ها، یادداشتی به دست سخنران رسید. خبر، خبر حماسه و فداکاری بود. رزمندگان گردان‌های فتح، نصر و خندق استان همدان در عملیات رمضان بر دشمن یورش برده بودند. سخنران قبل از خطبه‌ها به مردم تبریک گفت. غریو تکبیر و شادی مردم از زمین چمن به هوا برخواسته بود. این خبر مرهمی بود بر دل‌های داغدارشان.

اما... ناگهان نفیری شوم، مصلای نماز جمعه را درهم ریخت. فریادهای تکبیر خاموش شد و صدای یازهرا(س) و یاحسین(ع) بلند شد. راکت‌های شلیک شده از سوی هواپیماهای بعثی به ضلع شمال‌غرب استادیوم، مصلای نماز جمعه را به آتش کشیده بود.

دود و آتش که فرونشست استادیوم ورزشی آزادی، کربلایی شده بود. پیکرهای پاره پاره و غرق در خون زنان و مردان و حتی خردسالانی که آمده بودند تا مشق نماز و مبارزه بیاموزند، بر روی چمن‌ها، که حالا دیگر رنگش به سرخی می‌زد، درخلسه‌ای ابدی فرو رفته بود.

چادرهای نماز، سجاده‌های خونین، شیشه‌های شیر خردسالان و کفش‌های نمازگزاران زمین را فرش کرده بود. پاره‌های بدن شهدا تا شعاع صدها متری اطراف استادیوم پرتاب شده بود که جمع آوری آن پاره‌ها روزها به طول انجامید.

پاره‌های بدن شهدا تا دبیرستان امام خمینی(ره) و منازل اطراف و حتی دانشسرای تربیت معلم پرتاب شده بود. دشمن بعثی سبعیت خود را به نهایت رسانده بود و با آن یورش وحشیانه، بار دیگر نقاب ادعای اسلامیت از چهره‌ی کریهش به کنار زده شد.

از زمان آغاز جنگ تحمیلی این اولین و آخرین باری بود که مراسم نماز جمعه در ایران اسلامی مورد حمله‌ی هوایی و بمب‌باران قرار گرفت.

در این امتحان بزرگ الهی، هشتاد تن به شهادت رسیدند و هزار نفر دیگر مجروح شدند. با کمک مردم شهدا و مجروحان حادثه به‌سرعت به بیمارستان‌ها منتقل شدند. در همین حال به پیشنهاد «آیت‌الله نوری همدانی»، برای اثبات مقاومت و پایداری و عدم تعطیلی نماز جمعه، سیل جمعیت به‌سوی مسجد جامع روان شدند. شرکت دوباره‌ی مردم در مراسم نماز جمعه، انعکاس بسیار مثبت و دشمن‌شکنانه‌ای داشت؛ تا آن‌جا که فردای آن روز، رادیو رژیم صهیونیستی، در خبر شامگاهی خود با اعلام خبر بمب‌باران نمازگزاران روز قدس در همدان این‌گونه گفت: «مردم همدان با وجود بمب‌باران‌های مکرر شهرو محل نماز جمعه، نهایتا نماز جمعه را در محل دیگری برگزار کردند.»

فردای روز بمب‌باران، خبرنگاران داخلی و خارجی، برای انعکاس خبر به همدان آمدند و با مجروحان و بازماندگان شهدا به مصاحبه پرداختند. از طرف امام جمعه و و نماینده‌ی حضرت امام خمینی(ره) در استان همدان، سه روز عزای عمومی در استان اعلام گردید. هم‌چنین بسیاری از مسئولان کشور برای تفقد از خانواده‌های شهدا و مجروحان حادثه و هم‌دردی با مردم همدان، به این شهر سفر کردند.

روز یکشنبه 27 تیر، پیکر شهدای این حادثه با حضور ده‌ها هزار نفر از مردم استان، از میدان امام خمینی(ره) تا گلزار شهدا تشییع گردید. از آن روز به بعد، نام «قــدس» بر آن ورزشگاه نهاده شد و استادیوم قدس، برای همیشه سند ایمان و مقاومت مردم همدان باقی خواهد ماند.

 

پی‌نوشت:

1. محلات امامزاده عبدالله، سبدبافان و قلعه سبزی.

 

 

در اثنای خطبه‌ها، یادداشتی به دست سخنران رسید. خبر، خبر حماسه و فداکاری بود. رزمندگان گردان‌های فتح، نصر و خندق استان همدان در عملیات رمضان بر دشمن یورش برده بودند. سخنران قبل از خطبه‌ها به مردم تبریک گفت. غریو تکبیر و شادی مردم از زمین چمن به هوا برخواسته بود. این خبر مرهمی بود بر دل‌های داغدارشان.

اما... ناگهان نفیری شوم، مصلای نماز جمعه را درهم ریخت. فریادهای تکبیر خاموش شد و صدای یازهرا(س) و یاحسین(ع) بلند شد.

 

در همین حال به پیشنهاد «آیت‌الله نوری همدانی»، برای اثبات مقاومت و پایداری و عدم تعطیلی نماز جمعه، سیل جمعیت به‌سوی مسجد جامع روان شدند. شرکت دوباره‌ی مردم در مراسم نماز جمعه، انعکاس بسیار مثبت و دشمن‌شکنانه‌ای داشت؛

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین