مهمان صخره ها
کتاب «مهمان صخره ها» خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی با موضوع خاطرات خلبانان دوران دفاع مقدس است که در آن، ماجراهای ماموریت جنگی، درگیری با جنگنده های عراقی، خروج اضطراری، اسارت به دست حزب دموکرات کردستان و در نهایت آزادی سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی روایت شده است. کار مصاحبه و نگارش این کتاب را راحله صبوری انجام داده که پیش از این هم کتاب «کوچه نقاش ها»؛ خاطرات رزمنده ابوالفضل کاظمی از وی منتشر شده است. با این حال، کتاب «مهمان صخره ها» شصت و هفتمین محصول دفتر هنر و ادبیات مقاومت است که در بخش خاطرات جنگ ایران و عراق، یکصد و نود و نهمین اثر محسوب میشود. صبوری در مقدمه کتاب به چگونگی حضور خود در طرح تهیه و تدوین خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی اشاره کرده و نوشته است: «در یکی از روزهای زمستان 1388، در جلسهای دوستانه با حضور آقایان مرتضی سرهنگی و سرتیپ دوم خلبان دکتر احمد مهرنیا، طرح جمع آوری خاطرات خلبانهای نیروی هوایی پیشنهاد شد. برای من، که تجربیاتم بیشتر در زمینه خاطرات نیروهای رزمنده زمینی بود، فضای زندگی یک خلبان، جدید و سئوال برانگیز مینمود...» (ص9)
او در ادامه از قبول مسئولیت جمع آوری و تدوین خاطرات سرهنک محمد غلامحسینی میگوید که چگونه شروع کار کلید خورده و او ساعتها پای صحبت های این خلبان نیروی هوایی نشسته و سرانجام محتوای کتاب «مهمان صخرهها» را فراهم کرده است.
محتوای مجموع مصاحبه ها و اسناد، روایتی است که در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول شامل شانزده فصل است که سرگذشت پر فراز و نشیب خلبان غلامحسینی، از زمان ورود به خلبانی تا ماموریت جنگی، درگیری با جنگندههای عراقی، خروج اضطراری، اسارت به دست حزب دموکرات کردستان و در نهایت آزادی را در بر میگیرد. بخش دوم، ضمایم است که شامل دو روایت تکمیلی، اسناد و عکسها است. جزئیات بخش اول کتاب سلسله حوادثی را در بر میگیرد که در ادامه به حضور خلبان محمد غلامحسینی در عملیات والفجر 2 منتهی میشود. او در این عملیات وظیفه حفاظت از پوشش هوایی کرمانشاه را برعهده داشته که در اواسط این عملیات در آسمان با چند جنگنده عراقی درگیر میشود و طی یک تعقیب و گریز مجبور میشود به سمت کردستان و مرز آذربایجان غربی برود.
خلبان غلامحسینی که به شدت مجروح شده مجبور به ایجکت ( فرود اضطراری) میشود. او بعد از اینکه ایجکت میکند ناخواسته وارد حوزه استحفاظی حزب دموکرات کردستان میشود و توسط این گروه به اسارت درمیآید. غلامحسینی از تیرماه تا آبان ماه در اسارت این گروه بوده و بعد آزاد میشود که بخش عمدهای از خاطرات کتاب به روایت این دوران اختصاص دارد.
راوی درباره چگونگی فرود آمدن در منطقه کردستان که در نهایت منتهی به اسارت وی به دست عوامل حزب دموکرات کردستان میشود، میگوید: «...در آن منطقه، باد از سمت غرب به شرق می وزید و مرا از مرز عراق دور میکرد و به سمت ایران میکشاند و خوبی این مسئله این بود که به دست عراقیها نمیافتادم. اما وزش نامرتب باد نمیگذاشت چتر به صورت مستقیم پایین بیاید...چتر آرام آرام پایین آمد و نزدیک زمین، ناگهان جریان هوا به قدری بد شد که کاناپی چتر را جمع کرد و چنان مرا بر زمین کوبید که استخوانهایم له و لورده شد...وقتی چشمهایم را باز کردم، در چند قدمیام پیرمردی را دیدم که بهت زده مرا نگاه میکرد... قبلا میدانستم مناطق کردنشین (منطقه بیرون پرین خلبان غلامحسینی در جنوب استان آذربایجان غربی و احتمالا بین مهاباد و پیرانشهر است که اقوام کردنشین در آن سکونت دارند.) تحت درگیری است و حتی برخی شهرهایش کاملا در محاصره گروهکهای ضدانقلاب قرار دارد. اما از ظاهر آنان نفهیمدم در کدام منطقه فرود آمدهام و به دست چه کسانی اسیر هستم. خودی یا دشمن؟» ( ص 117، 120، 122 و 123)
در همه بخشهای کتاب «مهمان صخره ها» که براساس روایت واقعی زندگی یک خلبان است، بر مستند بودن مطالب این کتاب تاکید شده است. نویسنده کتاب دو روایت تکمیلی هم به مطالب اصلی اضافه کرده که در مجموع، کتاب حاضر از چهار دیدگاه روایت شده است.
درباره نقاط قوت و جذاب این کتاب هم، فرود اضطراری خلبان غلامحسینی که در شرایط خطرناکی بوده و او به صورت تصادفی موفق میشود از هواپیمای خود که دچار سانحه شده بود بیرون بپرد، از بخشهای خواندنی و همراه با دلهره و جذابیت کتاب است. همچنین فرود غلامحسینی در یک منطقه کوهستانی و اسارت او به وسلیه حزب دموکرات و مواجه او با مردم کرد از بخشهای خواندنی کتاب «مهمان صخرهها» است. در این میان، نقش پدر خلبان غلامحسینی در آزادی او هم از موارد خواندنی دیگر کتاب محسوب میشود.
پایان بخش کتاب حاضر، بخش اسناد و عکسها است که در آن 8 سند و 22 عکس مرتبط با موضوع کتاب ارائه شده است.
کتاب «مهمان صخره ها» اولین اثر از مجموعه خاطرات خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی است که در 372 صفحه از سوی انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است.
