تصویری از بهشت و جهنم
هرچیزی که آغازی دارد حتماً پایانی نیز خواهد داشت. کلمه آخرت در مقابل کلمه اول معنی خود را نمایان می سازد. آخر هرچیزی باید شروعی از ابتدا داشته باشد در فلسفه ی وجودی جهان حتی کسانی که قیامت را قبول ندارند و تمامی سخنانی که باکی از وجود روز قیامت است را انکار می کنند، حتماً به این موضوع معتقدند که جهان را ابتدای است و بشر را نیز همان گونه، سرآغازی داشته اگر بر باور این نکته ی کاملاً مورد قبول اکثریت دانشمندان و محققان نظر کنیم و در این مورد باور داشته باشیم که جهانی که امروز در آن زندگی می کنیم آغازی داشته است پس برای آن باید پایانی را نیز جستجو کرد بدون در نظر گرفتن سخنانی که در ادیان بزرگ در مورد پایان جهان آمده است.
بشریت منبع قابل قبول دیگری نخواهد داشت که به این موضوع بپردازد منکران روز قیامت شاید در ابتدا این واقع را رد کنند و در سخنانشان از احتمال وجود روز قیامت صحبتی به میان نیاورند ولیکن با اندکی اندیشیدن در عناصر جهان هستی پیرامونمان برهان های عقلی و نظری بسیاری را می توان مشاهده کرد که به این موضوع اشاره می کنند. حقیقتاً برای انسانی که می اندیشد، اثبات وجود روز قیامت بسیار سازنده است.
در هر حال اگر بپذیریم که برای وجود هرچیزی سرآغازی ممکن باید باشد. پس باید بپذیریم که پایانی نیز در کار خواهد بود. از این مبحث به سرعت باید گذر کنیم زیرا اثبات وجود روز قیامت بدون در نظر گرفتن منابع مکتوب مسلمانان اندکی مشکل است در هر صورت در این نوشتار تنها می خواهیم به نکاتی نظر کنیم که در کتاب فوق نویسنده ی عالی قدر به آنها توجه کرده است به دلیل اینکه بحث به درازا نکشد و به طور خلاصه به مباحث این اثر پرداخته شود بدون فوت وقت به سراغ آن خواهیم رفت.
در این اثر ما با مجموعه ای از مطالبی روبه رو می شویم که مربوط به مرگ و جهان پس از آن است تفکیک عناوین به طور کلی بر هشت فصل جداگانه تقسیم بندی شده است. موفقیت شایان توجه کتاب از تعداد تجدید چاپ آن مشخص می شود. اصل مطالب اثر حاضر از روی بخشی از مجلدهای کتاب نفیس و گران سنگ بخارالانوار اقتباس شده است با این حال نویسنده ی محترم این اثر خود نیز مطالبی را به این اقتباس افزوده است در کل می توان دیدگاه نویسنده را اینچنین دانست. او در ابتدا می خواهد با ساده سازی و امروزی سازی مفاهیم کتاب اصلی و احادیث بزرگان دین به درک مخاطبان اثر خود کمک کند. این نحوه ی نگرش دو نکته را به ذهن متبادر می سازد. نخست ساده سازی آثار بزرگانی که در گذشته نگاشته شده آنچنان که می بینیم مورد پسند و استقبال مطالعه کنندگان قرار گرفته است.
در ورود به مباحث کتاب و دقت نظر در آنها به نکاتی آموزنده خواهیم رسید. حال با توجه به ترتیبی که نویسنده در اثر آورده است به این مباحث نظری کوتاه خواهیم کرد. در موضوع مرگ توضیحات نویسنده کافی نیست و به طور خلاصه به آن پرداخته است. در واقع فلسفه ی مرگ توضیحی خواهد بود که پیش از هرچیز باید به آن پرداخته شود نهایت امر مخاطب اثر پس از توضیحاتی که در مورد علت وجودی مرگ و نگاه به آن را دریافت می کند حال نیز می تواند مرگ را چنان چه نویسنده در کتاب آورده است را درک کند این نقصان برای مبحث مرگ وجود دارد و در اینجا می توان به طور اجمالی توضیحاتی که نویسنده باید به آن می پرداخت را ذکر کنیم و این توضیحات در چند نکته خلاصه می شوند. نخست یکی از علت های وجودی مرگ و فلسفه ی آن را می توان در عمل ناشایست بدون پاسخ دانست اصطلاحی که به کابرده شد شاید اندکی گنگ به نظر آید ولی پاره ای توضیحات منظور را بهتری می رساند نگارنده معتقد است یکی از دلایل وجودی مرگ همان فلسفه ی جزای ظالم است ذکر همین فلسفه ی مختصر اگر در عمق آن اندیشیده شود باعث اتکای بسیاری خواهد بود. فلسفه ی نیروی برتر هستی به شرارتهای خلایق در دنیا تنها لحظه ای به وقوع خواهد پیوست که مرگ وجود داشته باشد تا در آن شرایط احقاق حق ضایع شده صورت پذیرد.
فلسفه ی دیگری که می توان برای مرگ قائل بود و نویسنده به آن توجهی ننموده است همان پیشرفت و ارتقاع انسان است در این دیدگاه فلسفی موجود انسان در تلاش برای نیل به اهداف بلند خود همچنان در تلاش است و روز به روز به کمال بیشتری خواهد رسید و این اضافه نمودن کمال روز افزون موقعی توجیه منطقی خواهد داشت که بتوان از بهره مند شد در حالیکه اگر مرگ را در فلسفه ی خود به عنوان پایان کار بپنداریم دیگر این تلاش های پی در پی برای رسیدن به کمال انسانیت چه حاصل خواهد داشت و دیگر معانی بلندی همچون کمال و پیشرفت در لغت نامه ی اندیشه های انسانی بی معنا و پوچ خواهد ماند به معنی دیگر هرچند نکته ای که گفته شده است اندکی دور از ذهن به نظر می آید ولیکن همین تفکر مادی هم می تواند پاسخ این پرسش کاملاً منطقی را بیابد.
اگر انسان امروزی مرگ را پایان کار خود بپندارد پس تلاش برای بهبود زندگی و تلاش برای پیشرفت اخلاقی و علمی در عرصه های مختلف بی معنا و بیهوده است زیرا آنچنان که ما می گوییم و در دین اسلام به آن پرداخته شده است مرگ به عنوان مرحله ای از زندگی مورد قبول بوده و به جز آن دیگر تعبیری را نمی توان برای آن متصور شد. پس نویسنده می توانست با پرداختن به موضوع مرگ در عرصه های اسلامی و تفکری آن ابتدا به بیان مقدماتی از آن ما را در شرایطی قرار دهد که هرچه بهتر بتوانیم مباحث مربوط به مرگ را در ادامه کتاب دنبال کنیم ولیکن این مهم صورت نپذیرفته است.
مفهوم دیگری که به آن در اثر توجهی نشده نگاه دین اسلام به انسان در خصوص تکالیف دینی است هرچند که فلسفه ی انجام تکالیف دینی بسیار گسترده می باشد ولیکن همین نکته ی اساسی نیز به ما در فهم بهتر رابطه ی مرگ با زندگی دنیایی کمک شایانی می کند. برفرض مثال اگر تکلیفی انجام دهیم که در دین توصیه شده است و از تأثیرات این جهانی آن عمل چشم پوشی کنیم. چه چیزی در انتها برایمان باقی خواهد ماند. برخی از اعمال و تکالیف دینی هم در دنیا و هم در آخرت تأثیر گذارند و برخی از آنها که بیش از نیمی را شامل می شوند بخاطر تأثیراتی که در آخرت دارند برای مومنین پر اهمیت جلوه می کنند.
اگر مرگ در نگاه فردی به پایان زندگی تعبیر گردد پس عمل به آن تکالیف دینی نیز بیهوده خواهد بود. در حالیکه اینگونه نیست انسان مومن به خدا و دین خدا برای رضایت او به زندگی می پردازد و برای امید به روز آخرت بسیاری از رنج های دنیوی را متحمل می شود. پس فلسفه ی دیگری که به اثبات جاودانگی انسان می پردازد همان عمل به تکالیف دینی خواهد بود. در آیه شریفه ی 115 سوره ی مومنون به یک نکته ی بسیار اساسی در فلسفه ی مرگ اشاره شده است و همان مطلبی را عرضه می دارد که باید انسان و دیدگاه او به آن بپردازد.
نگاه قرآن به مرگ دقیقاً همان جهت گیری صحیح به آن را برای ما روشن می سازد. مفهوم این آیه شریفه آن است که ما انسانها را برای امری عبث نیافریده ایم و آنها به سوی پروردگار خویش باز خواهند گشت دو نکته اساسی که در این مفاهیم نهفته مانده است برای خواننده ی کتاب فوق راهگشاست نخست تاکید بر عبث نبودن آفرینش و هدف داری آن دوم بازگشت به سوی پروردگار و حضور در پیشگاه خداوند متعال. اگر از این نقطه نظر هم نگاه کنیم باز هم باید بگوییم نویسنده ی کتاب تصویری از بهشت و جهنم کمتر به موضوع مرگ از نگاه فلسفه ی وجودی آن پرداخته است و فقط به چگونگی آن و شکل آن نظر داشته است هرچند که در لابه لای سوره های قرآن مجید که در متن کتاب آمده است می توان این گونه فلسفه ها را استخراج کرد ولیکن یافتن مفاهیم بلندی این چنینی در عمل بسیار دشوار خواهد بود و مخاطبان اثر شاید به سادگی نتوانند از این نتیجه گیری اخیر بهره مند گردند
به طور مثال می توان مفهوم زندگی جدید را از آیات قرآن استخراج کرد ولیکن مخاطب آگاه و توانا چنین نتیجه گیری را می تواند انجام دهد و مخاطبی که کمتر مطلع باشد چنین تصمیم گیری را نمی تواند انجام دهد. در متن کتاب نویسنده با اشاره به آیه ی 169 تا 171 سوره ی آل عمران به نکته ای اساسی اشاره کرده است در این آیات اینچنین می خوانیم(( مپندار کسانی که در راه خداوند کشته شده اند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. از آنچه که خدا به آنها داده شاد مانند و به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند بشارت می دهند که (آنجا) نه دچار خوفند و نه دچار حزنی. به نعمت الهی و فضل شادمانند و خداوند اجر مومنین را ضایع نمی فرماید.)) در این نکته ی ارائه شده توسط نویسنده مخاطبان باید در پی معانی عمیقی برآید و آنها را بیابند. همین امر باعث می شود کمتر کسی بتواند تمامی آنچه که نویسنده از آوردن این آیه ی شریفه می خواسته است بیان کند مطلع گردند.
قرض از گفتن این نکته همان است که باید توجه شود، هر مخاطبی برای خواندن هر کتابی مناسب نیست و در نگاه دیگر هر کتابی برای هر سطح از مخاطبی مناسب نخواهد بود بلکه آگاهی نویسنده و مخاطب هر اثر شرط اساسی ارتباط میان آن دو است. در اثر حاضر چنان که می بینیم نویسنده مفاهیم بلندی را در قالب یک نوشتار ارائه فرموده اند و بسیاری از نکات پنهان در آن را به مخاطبان خود عرضه داشته اند و لیکن با تمامی این توضیحات هم بخش قابل توجهی از مطالب در نگاه مخاطبان عام این اثر سنگین و غیر قابل درک می ماند البته نه به طور کامل بد نیست به چند نمونه از آن اشاره کنیم.
در فصل مربوطه به قیامت نویسنده با استناد به آیات کریمه ی 73 و 74 سوره ی زمره چنین آورده است.(( و کسانی که تقوا پیشه کرده بودند(امروز)( توسط فرشتگان الهی و نور اعمال صالحه شان) دسته دسته به سوی بهشت رهبری می شوند و وقتی به بهشت رسیدند در حالی که درهای آن به سوی آنها گشوده می گردد، موکلیت بهشت به آنها می گویند: سلم و سلامت بر شما باد، خوش آمدید و در این بهشت تا ابد به سر ببرید. آنها می گویند:سپاس خدای را که به وعده ای که داده بود وفا کرد و ما را وارث این بهشت گردانید تا در هرجا که بخواهیم مأوی گزینیم پس چه زیبا و خوب است اجر عمل کنندگان به دستوران خداوند.))
در این نوشتار که معنی آیات 73 و 74 سوره ی زمره می باشد دو نکته در پرانتز توسط نویسنده آورده شده است. نخست نور اعمال صالح که هدایت گر مومنان است و دوم فرشتگان الهی که هدایت و بشارت مومنان را در اختیار دارند. برای مخاطب عام همین نکته ای که در متن کتاب به آن اشاره شده کافی نخواهد بود نور اعمال صالح احتیاج به توضیحی مفصل دارد و باید برای مخاطب معین گردد که دقیقاً منظور نظر چه چیزی است. در مورد اعمال صالح در دنیا باید گفت که هر عملی از دیدگاه اسلام دارای صورتی در ذات و حقیقت خود است و در ظاهر امر نیز دارای صورت دیگری آنچه که مسلم است اصل اعمال در جهان پس از مرگ شکل حقیقی خود را پیدا می کنند و تاثیر آنها بیش از آنچه که در این دنیا بوده خواهد بود به طور مثال کمک به انسانی درمانده در ظاهر امر و دنیای مادی دارای محاسن و نتایج بسیار نیکویی است ولیکن همین عمل اگر در باطن برای ریاکاری و عوام فریبی انجام پذیرد. در دنیای آخرت دارای ظاهری کاملاً متفاوت از آنچه که در دنیا داشته خواهد بود
حال پس از آگاهی از این نکته می توان بنابر نتایجی که از نوشتار نویسنده می توان گرفت به این نکته رسید که اعمال صالح مومنین همچنان که در دنیا برای ایشان دارای تبعات ارزشمندی هستند در آخرت نیز دارای نوری هدایت گر و ظاهری نورانی خواهند بود در این میان مفهوم نور اعمال صالح بهتر درک خواهد شد. هرچند مفهوم آن در ابتدا و با اشاره ی کوچکی که از سوی نویسنده آمده است برای خوانندگان اندکی مشکل ساز در امر درک آن خواهد بود اما با توضیحی خلاصه از آنچه که در توان نگارنده بوده است، شاید تا حدودی مطالب برای مخاطبان روشن و واضح گردد و برای هرچه بهره مند شدن ایشان ثمر بخش شود.
نکته ی دومی که نویسنده به آن اشاره داشته فرشتگان بشارت دهنده و هدایت کننده است. در خصوص این مطلب هم چیزی که باید گفته شود این است که خداوند متعال فرشتگانی را در روز قیامت برای بندگان خود اختصاص می دهد که هم بشارت دهنده هستند و هم هدایت گر و از سوی دیگر فرشتگانی را برای مشرکان یا جهنمیان قرار می دهد که هم آنها را به سوی عذاب جهنم هدایت می کنند و هم به آنها عذاب جهنم را یادآور می شوند. نکته ای که باید نویسنده به آن می پرداخت و از آن به تعبیر فرشتگان الهی یادکرده است ماموریت آنهاست در ارائه ی عذاب و پاداش به بندگان است یک امری که کمتر به آن توجه می شود در روز قیامت چنان که از آیات و روایات بر می آید و از همین آیه نیز می توان آن را استخراج کرد. عمال و فرشتگان الهی است و هرکدام از آنها برای امری مامور گشته اند و بسیاری از اراده ی خداوند را بر انسان پیاده می کنند دیدگاه اساسی در این موضوع آن است که عمل انسان را مانند موجودی زنده و دارای خواص وجودی معرفی می کند پس در نتیجه می توان بنابر این آیات به این موضوع پی برد که عمل انسان در روز آخرت یکی از عناصری است که او را به سوی جهنم و یا بهشت رهنمون می سازد و بنابراین آیات هدایتگر اوست.
در مورد موضوع اثبات وجود قیامت نیز نویسنده با اشاره به آیه 7 سوره ی هود می خواهد نظر مخاطبان به نکاتی چند جلب کند. در این آیه چنین می خوانیم. (( ای مردم اگر شما درباره ی قیامت و قدرت خدا بر بعثت مردگان شک و ریبی دارید، بدانید که ما شما را نخست از خاک آفریدیم، آنگها از آب نطفه، آنگاه از خون بسته، آنگاه از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا در این انتقال و تحولات، قدرت خود را بر شما آشکار سازیم و از نطفه ها آنچه را که مشیّت ما تعلّق می گیرد و در رحمها قرار دهیم تا به وقتی معین طفلی(چون گوهر) از (صدف) رحم بیرون آریم تا زیست نموده و به حد بلوغ و کمال برسد. و برخی از شما( در این بین) بیمرد، و برخی به سن پیری و دوران ضعف و ناتوانی رسد تا آنجا که پس از دانش و هوش... و زمین را بنگری وقتی خشک و بی گیاه باشد، آنگاه باران بر او فرو باریم تا سبز و خرم شود و ( تخم ها در آن نمو کند) و از هر نوع گیاه زیبا برویاند، این (آثار قدرت) دلیل است کار خدای قادر حق است و او البته مردگان را زنده خواهد کرد و او محققاً بر هر چیز تواناست و محققاً ساعت قیامت بیاید، بی هیچ شک و به یقین خدا مردگان را بر انگیزد از قبر.))
در این ترجمه ی آیه ی کریمه ی سوره ی هود متن به همان شکلی آمده است که در کتاب موجود بود و اشتباهات لغات آن در خود کتاب نیز اینچنین بوده است و نگارنده بنابر آن چه که تا کنون در اثر یافته است به عمد این قسمت را همانند آنچه که در کتاب بوده است آورده با این حال از این بحث که بگذریم باید منظور نظر نویسنده را از آنچه که در این آیه آمده است بیان کنیم و برای مخاطبان این چنین عرضه کنیم که فراخور نیاز از آن بهره مند شوند با دقت در اراده ی نویسنده برای بیان این آیه در متن اثر نکاتی چند برای ما آشکار می گردد نخست برهانی که قرآن آن را دلیلی بر وجود آخرت می داند بر چند وجه استوار گشته است.
همین که قران دلیل شکل گیری انسان از ابتدا تا انتها را اینچنین بیان می کند می خواهد به نکته ای اساسی اشاره کند. دمیدن روح در کالبد انسان و خروج آن از جسم مسئله ای است بسیار پیچیده که تا کنون در علم بشریت به طور کاملاً ناشناخته مانده است باید به این موضوع توجه کافی داشت چرا قرآن به این مضمون اشاره کرده است که تا کنون ناشناخته مانده است. نویسنده تنها به بیان این نکته اشاره دارد ولیکن مفهوم عمیق آن را به مخاطبان انتقال نداده است. آن مفهوم عمیق ناظر به این مطلب است مثالی که قرآن آن را مطرح می کند در زمان حاضر نیز بسیار در خورد توجه است البته در قرآن به این نکته نیز اشاره شده که مسئله ی روح چیزی است که بشریت با علم ناقص خود هیچ راهی به آن ندارد و مشخصاً تأکید شده که انسان را به این وادی و درک روح هیچ راهی نیست.
طرح ریزی کتاب فوق بر مبنای اثر گران قدر بحارالانوار ما را به این نتیجه گیری می رساند که نویسنده هرچند می خواسته به مطالبی جدید و نو در این رابطه اشاره کند ولیکن بنابر نیازی مبرمی که به منابع دینی و مورد وثوق داشته است باید به این گونه کتابهای گران سنگ نیز نظری جامع می داشت زیرا آنچه که در کل کتاب آمده است چیزی خارج از منابع مورد قبول و اسناد محکم نیست. آنچه در روایات مورد تایید و آیات قرآن یافت می شود در این اثر آمده است و نویسنده تا حد امکان می خواسته به آنها نزدیک شود و فهم مطالب را برای مخاطبان امروزی خود آسان تر کند.
آنچه کاملاً بصریت انگیز خواهد بود نحوه ی نگرش نویسنده به احادیث و آیات قرآن است، بسیار دشوار می نماید که محققی از میان این اسناد مهم دینی سخنی را آنچنان بیان کند که هم راه را به درستی طی کرده باشد و هم تکرار مکررات نباشد. به معنی دیگر نوشتن یک اثر با این موضوع کاملاً دشوار از دو جهت باید مورد توجه قرار گیرد. نخست بیان مطالب از خلال مفاهیم عمیق دینی مورد نظر در این منابع و رعایت عدالت و توازن در این خصوص که هم موضوعی خارج از آن صورت ناشایستی به خود نگیرد و هم اینکه مطلب فوق چنان نباشد که در گذشته نیز بیان شده بود و ما آن را در کتاب دیگری نیز بیابیم تازه و جدید بیان کردن یکی دیگر از همین دشواری ها است.
نگارش نویسنده نیز هرچند برگرفته از مبانی دینی است ولیکن خاصه مانند کتب تربیتی بیان می شود. نقش محوری اثر حاضر برای بیان مطالب عمیق اما تربیت محور بر خوانندگان نیز پوشیده نیست.چنان که خود نویسنده نیز بر این اصل استوار بوده که اثرش بتواند در ضمیر مخاطبانش همین نقش را ایفا کند و بنابر همین اصل نحوه ی نگارش کتاب فوق را باید تربیت محور دانست. دست مایه ی نویسنده اما بنابر آن چه که می دانیم بسیار درخور توجه است مطالب او پربار و بسیار غنی می باشد زیرا دست مایه ی اثر از همین مطلب حکایت دارد. با این حال همین امر باعث شده است مطالب با حجم بسیار اندکی مخاطب را سردرگم کند.
نویسنده تا جایی که می توانسته برای هر مبحث، آیات و روایات متعددی را بیان کرده است و اصولاً شکل کتاب نیز از همین امر سرچشمه می گیرد، بخش اعظم مستنداتی که نویسنده در پی هر موضوع می آرود بر فشردگی این اثر افزوده است. باید گفته شود این موضوع مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. در جایی به منتقدان اثر اثبات کرده که سخنان نویسنده مو به مو برگفته از مستنداتی است که ذکر آنها رفته است و در جایی دیگر نشان دهنده ی این نکته است که نویسنده بیشتر تلاش خود را نموده تا نمونه های مثال متفاوت و گاهی هم راستا را با یکدیگر برای مخاطبان طرح کند.
نگارنده معتقد است برای عرضه ی هر سخنی اگر به حد کافی از پیوندهای مرتبط و همچنین مثالهای به تعداد مناسب استفاده شود تاثیر آن بیشتر خواهد بود. اگر گرد آوری نمونه های موجود در خصوص هر مبحث را گسترش داده و همچنان به تعداد آنها همت گماریم در نهایت خواهیم دید مبحث مورد نظر با تعداد زیادی شاهد مثال، ولیکن در عمق ذهن مخاطب جایی نگرفته است. روش معدل تری نیز می توان جستجو کرد و آن روش استفاده ی مناسب و به جای نمونه ها و یا پیوندها است. البته این روشی که ما در کتاب با آن روبه رو هستیم شکل نگارش معمول این گونه کتب است و بر این قائده استوار می شود که هرچه قدر سخنی که در اثر برای بحث و بررسی انتخاب شده در کتب دیگر در خصوص آن سخن به میان آمده باشد و یا مستنداتی برای اثبات آن آورده شود مورد قبول مخاطبان نیز قرار خواهد گرفت.
اثر فوق چنانچه بیشتر مورد بررسی قرار گیرد می تواند به فراخور نوع مخاطب خود، مورد استفاده ی گسترده تری نیز داشته باشد. از نگاه پژوهش محور نویسنده بسیاری از سخنان خویش را بر پایه ی مستنداتی از قبیل آیات و روایات محکم بنا نهاده است و همین امر باعث می شود در نگاه مخاطب ، کتاب به نوعی مجموعه ای جذاب از جمع آوری مستندات در خصوص موضوعی مشخص باشد. به زبان دیگر اثر در بطن خود هم می تواند مورد استفاده ی علم قرار گیرد و هم می تواند مورد استفاده ی عموم و یا جمعی از هر دوی موارد.
اثر حاضر در سطح کیفی خوبی قرار دارد. و تعدد چاپ های متوالی آن شاهدی است بر این مدعا که استقبال جامعه ی کتاب خوان کشور باعث شده این کتاب ارزشمند بارها به چاپ برسد. همین امر بر کیفیت اثر و موفقیت نویسنده صحه می گذارد. کلییت مجموعه ی موضوعات نیز همچنان به هم پیوسته و مطالب آن به هم تنیده است که به سختی می توان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد در نهایت باید گفت که کتاب تصویری از بهشت و جهنم اثر احمد حبیبیان بسیار موفقیت آمیز بوده است و در یک نگاه اجمالی برای مخاطبان خود مطالب بسیاری دارد تا بازگو کند. در کتاب پر ارج ایشان علاوه بر سبک نگارشی نوین و پر جذبه و همچنین استوار بر حقیقت دین با قلمی جذاب و شیرین روبه رو می شویم و نکاتی اخلاقی و بعضاً اجتماعی را در لابه لای سطور کتاب خواهیم یافت که بر زیبایی و سودمندی این اثر گران قدر افزوده است. سرانجام جا دارد از نویسنده و ناشر این اثر گران سنگ تقدیر و تشکر کرده و لزوم توجه بیشتر به موضوعاتی از این دست را گوشزد می کن
یاسر حمزه لویی
