انقلاب اسلامی و دیگر انقلاب ها-بخش دوم
انقلاب 1357 ایران
زمینههای پیدایش انقلاب اسلامی، مرهون یک سری علل که بیشتر در اواخر دهه 1330ﻫ.ش و اوایل دهه1340 ﻫ.ش اتفاق افتاد، میباشد.این حوادث، شامل درگذشت آیتالله بروجردی، تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید، قیام 15خرداد، تحمیل کاپیتولاسیون، تبعید امام و مرحله نهایی بر انداختن نظام موجود، یعنی قیامهای قم، تبریز، یزد و سایر شهرستانها، حادثه هفده شهریور، هجرت امام به فرانسه، راهپیماییهای عظیم مردم در روزهای عید فطر و تاسوعا و عاشورای سال 57، ورود امام به کشور و... بود که پایههای رژیم شاهنشاهی را به شدت سست کردند و منجر به پیروزی انقلاب در سال 57 شد.1
شرایط اقتصادی
همان طور که گذشت، کشورهای فرانسه، روسیه، چین و الجزایر هر کدام بنا به دلایل خارجی و داخلی، هنگام انقلاب از وضعیت مطلوب اقتصادی برخوردار نبودند. بحران اقتصادی در هر چهار کشور در سالهای انقلاب و حتی سالهای قبل از آن به وجود آمده و زمینه تحولات سیاسی و اجتماعی فراهم شده بود و فقط نیاز به جرقهای داشت.
در ایران قبل از انقلاب برخلاف کشورهای مذکور، نه تنها از نظر اقتصادی، بحران و وخامت جدی اقتصادی که غیر قابل کنترل توسط رژیم حاکم باشد، وجود نداشت بلکه در طول دوره چند ساله قبل از انقلاب به علت افزایش ناگهانی و سریع قیمت نفت، تواناییها و قدرت اقتصادی رژیم شاه به سرعت افزایش پیدا کرده بود.
هنگام وقوع انقلاب در ایران، همه شاخصههای اقتصادی مانند درآمد سالیانه دولت، رشد اقتصادی، تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه افزایش یافته و به چند برابر رسیده بودند. از این رو، خیال رژیم شاه از این جهت راحت بود و کارشناسان اقتصادی و سیاسی هیچ گونه حادثه غیر مترقبهای را پیشبینی نکرده بودند و حتی کارتر در سفر خود به ایران، آن را جزیره ثبات منطقه خوانده بود. (محمدی، همان: 60 ـ 67)
محمدرضا پهلوی در طی این سالها با تکیه بر افزایش قیمت نفت و افزایش میزان تولید آن، نه تنها مقدار مالیاتها را افزایش نداده بود، بلکه مقدار زیادی از مالیاتهای صنایع و حقوق کارمندان دولت را کاهش داده و بر حقوق کارگران و کارمندان افزوده بود و حتی مالیاتهای حقوق نظامیان به طور کلی بخشوده شده بود.
کالاهای مصرفی و لوکس خارجی نیز با پرداخت یارانه فراوان در اختیار مردم قرار میگرفت. چنین وضعی میتوانست مانع تحولات اجتماعی و سیاسی شود.رژیم پهلوی در مقایسه با این کشورها از شرایط اقتصادی مطلوبی برخوردار بود و حتی خود، تبدیل به یک کشور وام دهنده به کشورهای غربی مانند فرانسه و انگلستان شده بود. بنابراین شرایط اقتصادی ایران قبل از انقلاب، زمینه ساز حرکتهای انقلابی نبود.
شرایط نظامی
برخلاف چهار کشور مذکور، سالهای مدیدی بود که ارتش ایران در هیچ جنگ خارجی شرکت نکرده بود. شاه ایران بیش از هر نظامی به ارتش توجه داشت. او به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح، بودجههای زیادی برای خرید تجهیزات نظامی و بهتر شدن وضع زندگی روزمره نظامیان اختصاص داده بود تا از این طریق بتواند بر میزان کارآیی آنها افزوده، اعتماد آنها را به خود جلب کند.
علاوه بر ارتش و نیروهای انتظامی، رژیم شاه از حمایت یک سازمان مخفی پلیسی به نام «ساواک» نیز برخوردار بود. این سازمان با توصیه آمریکا و با همکاری سازمانهای اطلاعاتی آن کشور و کشورهای انگلیس و اسرائیل تشکیل شده و به صورت یک شبکه گسترده مخوف، تمام گروههای مخالف نظام شاهنشاهی را زیر نظر داشت.
پس قدرت نظامی، انتظامی و پلیسی نظام حاکم قبل از انقلاب در ایران بر خلاف کشورهای چهارگانه مذکور در بهترین موقعیت از نظر روحی و روانی، تجهیزاتی، سازماندهی و وفاداری به شاه قرار داشت و هرگونه تحرک و جنبش را به راحتی میتوانست سرکوب کند. (محمدی، همان: 75 ـ 79؛ کدیور، رویارویی انقلاب اسلامی و آمریکا: 45 ـ 52)
حمایت بین المللی
از نظر حمایت بینالمللی هم، حکومت مطلقه محمدرضا پهلوی، در زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران در سال 1357 ﻫ.ش نسبت به کشورهای فرانسه، روسیه، چین و الجزایر در زمان بحران، در موقعیت بهتری قرار داشت. پس از جنگ جهانی دوم و کودتای 28 مرداد سال 1332 ﻫ.ش، آمریکا به طور کامل بر صحنه سیاسی ایران حاکم شد.
همچنین پایان جنگ جهانی دوم که دنیا را به دو بلوک شرق و غرب به رهبری آمریکا و شوروی تقسیم کرده بود بر اهمیت موقعیت استراتژیکی ایران افزود؛ زیرا ایران به تنهایی در شمال خلیجفارس و تنگه هرمز قرار داشت که مقدار زیادی از نفت کشورهای غربی را تأمین میکرد. به این سبب، آمریکا برای حفظ منافع خود و هم پیمانان غربیاش و برای جلوگیری از نفوذ کمونیزم در سال 1338 ﻫ.ش با ایران یک پیمان دفاعی امضا کرده، رژیم شاه را تحت حمایت خود قرار داد. (روبین، جنگ قدرتها در ایران: 102)
ایران با خروج انگلستان از شرق کانال سوئز، در سیاست دو ستونی آمریکا هم به عنوان ستون اصلی و امنیتی در منطقه شناخته شد و به همین علت، حمایت آمریکا و کشورهای غربی از ایران بیشتر شده، روند فروش تجهیزات نظامی و صنعتی به ایران روز به روز گسترش یافت. (همان : 103) همچنین ایران در پیمانهای نظامی و غیر نظامی منطقهای و جهانی آمریکا از جایگاه ویژهای برخوردار بود. بخصوص با عضویت در پیمان«سنتو»، زنجیره «ناتو» را به «سیتو» وصل کرده بود.
از این رو نه تنها از سوی آمریکا حمایت میشد، بلکه از سوی کشورهای متحد آن کشور نیز مانند انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن و ایتالیا، چه از لحاظ نظامی و چه از نظر سیاسی و اقتصادی به شدت در منطقه و جهان مورد پشتیبانی قرار میگرفت.حمایت بینالمللی و منطقهای از شاه، تنها منحصر به کشورهای بلوک غرب در آغاز بحران نبود، بلکه کشورهای بلوک شرق و به ویژه اتحاد جماهیر شوروی سابق هم با انعقاد قراردادهای تجاری، اقتصادی و صنعتی به طور غیرمستقیم از نظام سیاسی حاکم در ایران حمایت میکرد.از این رو ایران در زمان بحران، دچار هیچ گونه مشکل سیاسی از نظر منطقهای و بینالمللی نبود و تمام کشورهای دنیا اعم از سرمایهداری و سوسیالیستی تا پیروزی انقلاب اسلامی به طور کامل و با تمام قدرت از رژیم شاه و جنایاتش در مقابل مردم حمایت میکردند.
شرایط سیاسی
مدیریت سیاسی ایران نیز قبل از انقلاب، چه از نظر مشارکت مردمی و چه از نظر فساد مالی، اقتصادی و اداری همانند کشورهای مورد بحث بود. نوع حکومت ایران از زمانهای گذشته و به ویژه در دوران قاجاریه، پادشاهی مطلقه بود و مردم هیچگونه مشارکتی در امور سیاسی و اجتماعی کشور نداشتند.
هر چند نظام سیاسی ایران با نهضت مشروطیت در سال 1285 ﻫ.ش، تبدیل به حکومت مشروطه شد، اما با به قدرت رسیدن رضاخان در ایران و از طریق تغییر قانون اساسی مشروطه، پادشاه دوباره صاحب قدرت مطلقه شد.پس از رضاخان، پسرش محمدرضا به پادشاهی رسید. وی در نخستین دهه حکومت خود دچار مشکلاتی بود، ولی کمکم با کمک کشورهای بیگانه، به ویژه آمریکا و انگلیس و با کودتای 28 مرداد سال 1332 ﻫ.ش یگانه قدرت و تصمیم گیرنده کشور شد.
وی نیز با تغییراتی در قانون اساسی، حکومت را تبدیل به پادشاهی مطلقه کرد (محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی: 65) و با حمایت دو کشور مذکور تمام اهرمهای قدرت سیاسی و نظامی کشور را در دستگرفته، روز به روز پایههای اقتدارش را مستحکمتر کرد.در زمان او، تمام مراکز قدرت سیاسی و نظامی کشور، به طور مستقیم در دست خودش و یا عده معدودی از خانواده پهلوی، فراماسونها و بهائیان قرار داشت. (محمدی، انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلابهای فرانسه و روسیه: 100 ـ 104) از نظر فساد مالی ، اقتصادی و اداری، در حالی که اکثریت مردم ایران در فقر و فلاکت به سر میبردند، شاه و درباریان و خانواده هزار فامیل او با حیف و میل و چپاول بیتالمال، مشغول فساد، دزدی، رشوه خواری، اختلاس و خوشگذارنی در نقاط خوش آب و هوای ایران و کشورهای دیگر بودند. (همان: 71 ـ 74)
در مجموع، مدیریت سیاسی ایران قبل از انقلاب همانند چهار کشور مذکور، چه از نظر عدم مشارکت مردمی و تمرکز قدرت سیاسی در دست شاه و درباریان و گروه اندک اطرافیان او و چه از نظر فساد مالی و اداری در شرایط خوبی از نظر مشروعیت و مقبولیت مردمی قرار نداشت.به همین دلیل، قدرت سیاسی در ایران فاقد لیاقت، شایستگی و صلاحیت لازم برای اداره کشور بود. از این رو زمینه برای تحول در میان مردم وجود داشت و به همین دلیل، انقلاب اسلامی ایران با پشتیبانی قاطع مردم ایران به پیروزی رسید.
نتیجه
کشور فرانسه قبل از وقوع انقلاب، از نظر اقتصادی در شرایطبحرانی به سر میبرد. روسیه در آغاز قرن بیستم از موقعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار نبود. کشور چین از مدتها قبل از انقلاب، به دلیل نفوذ بیگانگان و نابودی اقتصاد سنتی، با ورشکستگی کشاورزی و اقتصادی رو به رو بود.در کشور الجزایر، اشغال طولانی مدت فرانسه، موجب بروز فقر شدید برای مردم الجزایر و ثروت برای فرانسویان شده بود. ولی ایران برخلاف این کشورها در شرایط خوبی از نظر اقتصادی قرار داشت و تمام شاخصهای اقتصادی آن مثبت و حتی خود، تبدیل به یک کشور وام دهنده به کشورهای غربی شده بود.
رژیم حاکم بر فرانسه در زمان انقلاب، از نظر نظامی و نیز حمایت بینالمللی در موقعیت مناسبی قرار نداشت. رژیم تزاری در روسیه هم قبل از انقلاب، در موقعیت بحرانی قرار داشت. رژیم ملیگرای چین، هنگام انقلاب در موقعیتی قرار نداشت که از طریق نظامیان، انقلاب را سرکوب کند و حامیان بینالمللی چین از حمایت آن کشور دست برداشتند.
نیروهای نظامی فرانسوی به دلیل شکستهایی که در جنگ دوم متحمل شده بودند، توان لازم برای سرکوب نهضت آزادیبخش الجزایر را نداشتند و حوادث از نظر بینالمللی طوری پیش میرفت که از هر جهت به نفع مردم الجزایر بود. بر خلاف کشورهای فرانسه، روسیه، چین و الجزایر، رژیم حاکم بر ایران در هنگام بروز انقلاب اسلامی، هم از نظر نظامی و هم از جهت حمایت بینالمللی در بهترین شرایط ممکن به سر میبرد.
ارتش ایران کاملاً مجهز، سازماندهی شده، دارای سلسله مراتب نظامی جدی، وفادار به شاه و آماده هر گونه اقدام بود. همچنین از نظر حمایت بینالمللی، تمام کشورهای جهان اعم از سرمایهداری و سوسیالیستی از رژیم شاه حمایت میکردند. نوع حکومت فرانسه قبل از انقلاب، سلطنت مطلقه بود و هیچگونه مرجع قانونگذاری و نظارت در آن کشور وجود نداشت و اراده شاه در حکم قانون زنده بود.
از نظر اداره مملکت هم بعد از پادشاه، گروه اندکی که غرق در فساد بودند تمام پستهای حساس و کلیدی را به طور موروثی در دست داشتند. در روسیه، حاکمیت مستبد تزار، بیکفایتی و ضعف او، تسلط عدهای از اشرافزادگان و درباریان فاسد و راحتطلب ، نفوذ زیاد همسر تزار و راسپوتین در اداره امور سیاسی روسیه در اوایل قرن بیستم، دست به دست هم داده و باعث شدند تا نظام سیاسی آن کشور در بحران مشروعیت مردمی به سر برد و به همین دلیل، انقلابیون روسیه، نظام تزاری را سرنگون و حکومتی با ایدئولوژی کمونیستی تأسیس کردند.
پس از انقلاب سال 1911 و روی کار آمدن یک حکومت جمهوری در چین، مردم انتظار داشتند که ملیگرایان بتوانند یک نوع نظام سیاسی مردمی را در آن کشور مستقر کنند، اما جنبشها و اعتصابهای کارگری و دهقانی، شکست از ژاپن، اشغال کشور در جنگ جهانی دوم، دخالت بیگانگان، جنگهای داخلی و ... همه دست به دست هم داده، تا ملیگرایان دچار بحران و فساد، اختلاس، دزدی، ارتشا و ... شده و در نتیجه آنها نیز با انقلاب کمونیستی سرنگون شدند.
شکستهای متوالی فرانسه درجنگ جهانی دوم، آغاز فرآیند استعمارزدایی در عرصه جهانی، بحرانهای سیاسی و اقتصادی، تسخیر فرانسه درجنگ جهانی دوم به وسیله آلمان و ایتالیا و پیامدهای آن و ... باعث ضعف مدیریت سیاسی آن کشور شد. این ضعفها به مستعمرات و به ویژه الجزایر هم انتقال پیدا کرد و در نتیجه، حکومت مستعمره آن کشور در الجزایر به وسیله انقلاب سرنگون شد.
مدیریت سیاسی ایران قبل از انقلاب چه از نظر نوع حکومت و چه از نظر شرکت گروهها در آن و نیز فساد مالی و اداری و ... به گونهای بود که مورد قبول مردم نبود و هیچگونه محبوبیتی نداشت. در نتیجه زمینه انقلاب و تغییر حکومت در آن مهیا شده بود.نتیجه این که رژیم پهلوی قبل از انقلاب، برخلاف کشورهای فرانسه، روسیه، چین و الجزایر، نه تنها در شرایط بحران اقتصادی به سر نمیبرد، بلکه در مقایسه با آنها از شرایط اقتصادی مطلوبی برخوردار بود و حتی خود، تبدیل به یک کشور وام دهنده به کشورهای غربی مانند فرانسه و انگلستان در آمده بود.
بنابراین، شرایط اقتصادی ایران قبل از انقلاب، زمینهساز حرکتهای انقلابی نبود. همچنین برخلاف کشورهای مذکور، رژیم حاکم بر ایران هنگام بروز انقلاباسلامی، هم از نظر نظامی و هم از جهت حمایت بینالمللی در بهترین شرایط ممکن به سر میبرد. اما در عین حال، انقلاب اسلامی ایران با رهبری خردمندانه امام راحل و با رشادت و مقاومت مردم مسلمان کشورمان به پیروزی رسید.
در مجموع، مدیریت سیاسی ایرانِ قبل از انقلاب، همانند چهار کشور مذکور چه از نظر عدم مشارکت مردمی و تمرکز قدرت سیاسی در دست شاه و درباریان و گروه اندک اطرافیان او و چه از نظر فساد مالی و اداری، در شرایط خوبی از نظر مشروعیت و مقبولیت مردمی قرار نداشت. به همین دلیل، قدرت سیاسی در ایران فاقد لیاقت، شایستگی و صلاحیت لازم برای اداره کشور بود.
از این رو از نظر مردم، لازم بود که برای اداره صحیح جامعه و برقراری عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه درآمدها و برقراری آزادیهای سیاسی و اجتماعی، قدرت حاکم سرنگون شود و گروه دیگری که دارای صلاحیت لازم باشد به قدرت برسد. به همین دلیل، انقلاب اسلامی ایران با پشتیبانی قاطع مردم به پیروزی رسید.
مقایسه انقلاب بزرگ اسلامی در مقایسه با انقلابهای بزرگ دنیا در قالب جدول
| کشور فرانسه | |||
|---|---|---|---|
| اقتصادی | نظامی | بین الملل | سیاسی |
| خزانة تهی، قحطی و بدهی زیاد، کمبود شدید درآمد، هزینه زیاد دربار و جنگهای بیحاصل. | شکستهایمتعدد در جنگهای طولانی هفت ساله به مدت 28 سال، سرخوردگی نظامیان و افسران، وابستگی افسران به گروههای انقلابی بورژوا. | عدم وجود حمایت بینالمللی در قبال بحران و خوشحالی انگلیس از وجود بحران در دولت خصم، سرگرمی روسیه و اتریش به تقسیم لهستان و خوشحالی از درگیری و اشغال فرانسه. | بیلیاقتی و بیکفایتی پادشاه، نفوذ شدید ملکه و ضعف او در امور، حاکمیت مستبد، فساد، فحشا، دزدی، اسراف و ولخرجی در دربار. |
| کشور روسیه | |||
| اقتصادی | نظامی | بین الملل | سیاسی |
| خزانة تهی، قحطی و کمبود نان به سبب جنگ، کمبود درآمد و هزینههای زیاد جنگ جهانی اول، بدهیهای زیاد داخلی و خارجی. | شکستهای متعدد در جنگ 1905 با ژاپن و جنگجهانی اول با آلمانیها به ویژه در جبهه لهستان، عدم توانایی تزار در فرماندهیجبهههای جنگ، شورش سربازان پادگان پتروگراد و الحاق به تظاهر کنندگان و شورشیان. | عدم وجود حمایت بینالمللی به سبب وجود تخاصم با آلمانیها و اشتغال کشورهای فرانسه و انگلیس به جنگ و عدم امکان و حتی عدم تمایل کمک به روسیه، انزوای بینالمللی آمریکا. | بیلیاقتی و بیکفایتی پادشاه، نفوذ ملکه و نفوذ شدید راسپوتین در اداره سیستم و نظام سیاسی، حاکمیت مستبد، فساد، فحشا، دزدی، اسراف و ولخرجی در دربار، عدم توانایی نظام سیاسی در برخورد با بحران. |
| کشور چین | |||
|---|---|---|---|
| اقتصادی | نظامی | بین الملل | سیاسی |
| فروپاشی سیستم اقتصادی بعد از جنگ تریاک، رکود صنایع داخلی و کشاورزی با ورود تجار خارجی و کالاهای بیگانه، بیکاری عده زیادی از کشاورزان و تجار و کسبه، واگذاری چند بندر مهم اقتصادی به ژاپن و پرداختغرامت، دادن امتیازهایی به کشورهای اروپایی، فقر و بیچارگی مردم، رکود کامل اقتصادی به سبب جنگ جهانی دوم و اشغال کشور، رکود اقتصادی و کشاورزی داخل و اخراج کارگران ، تورم بیسابقه، کاهش
حقوق. |
تجزیه قدرت نظامی،شکستهای پیدرپی در جنگهای تریاک، جنگ 1895 و غیره، شروع جنگ داخلی و پراکندهتر شدن نیروهای نظامی با آغازجنگ جهانی دوم و اشغال چین توسط ژاپن، تقسیم نیروهای نظامی پس از جنگ به سه گروه، شورش نظامیان و اشغال قسمتی از شمال کشور. | حمایت آمریکا و شوروی از چین پس از جنگ جهانی دوم به علت قرار گرفتن این کشور در کنار متفقین، ادامه کمکهای آمریکا و شوروی پس از جنگ، حمایت شوروی در جنگ داخلی 1946 تا 1949 از نیروهای کمونیست، عدم حمایت آمریکا از نیروهای ملی، قطع کمکهای بینالمللی به چین. | حاکمیت250 ساله خاندان منچو، فساد، تباهی، کشمکشهای درونی و سوء مدیریت آن خاندان، عدم مشارکت مردمی در مدیریت سیاسی، نفوذ بیگانگان، شکست خاندان منچو توسط مردم به رهبری ملیگرایان، ناکارآمدی چیانکای چک، دزدی، غارت ،رشوه ، چپاول مردم، فساد مقامهای دولتی. |
| کشور الجزایر | |||
|---|---|---|---|
| اقتصادی | نظامی | بین الملل | سیاسی |
| تداوم اوضاع نابسامان اقتصادی از سال1830 تا اواسط قرن بیستم، تصاحب اراضی مرغوب توسط فرانسویها، تملک 47 درصد درآمد ملی الجزایر توسط مهاجرین اروپایی، خشکسالی، حمله ملخها به مزارع، مرگ و میر دامها، شیوع بیمارهای واگیردار، قحطی و گرسنگی، مهاجرت به فرانسه. | آسیب ارتش فرانسه پس از جنگ جهانی دوم، شکست فرانسه از ایتالیا و سقوط پاریس، شکست فرانسه در هند و چین، قیام مستعمرات فرانسه، شورشهای نظامیان فرانسه در الجزایر، شورش ژنرالهای مقیم الجزایر علیه حکومت فرانسه، پراکندگی نیروی نظامی فرانسه در الجزایر. | پیشروی آلمان و ایتالیا پس از تسخیر فرانسه به سوی مستعمرات آفریقایی این کشور، اوجگیری احساسات ضد استعماری پس از جنگ جهانی دوم، کمک نظام دو قطبی پس از جنگ به الجزایر برای قیام، کمک آمریکا به ملیگرایان الجزایر، حمایت شوروی از انقلابیون الجزایر، وجود مأمن مناسبی در شمال آفریقا برای انقلابیون، حمایت کشورهای عضو اتحادیه عرب ازالجزایر. | ضعف مدیریت سیاسی فرانسه و سرایت آن به مستعمرات، اشغال پستهایکلیدی توسط فرانسویان، عدم مشارکت مسلمانان الجزایر در اداره سیاسی، فقر و اختناق سیاسی، تسخیر سرزمین فرانسه توسط نیروهای آلمان و ایتالیا در جنگ دوم جهانی، سرایت بحران سیاسی فرانسه به مستعمرات، آشفتگی در مدیریت نظام سیاسی، فساد مالی دولتمردان در الجزایر، شکلگیری کنفرانس باندونگ و حمایت سازمان ملل متحد. |
| کشور ایران | |||
|---|---|---|---|
| اقتصادی | نظامی | بین الملل | سیاسی |
| وجود ذخایر کافی به بهترین وضع ممکن در خزانه، فراوانی ارزاق و مواد غذایی از طریق واردات، افزایش ناگهانی درآمد در اثر افزایش قیمت نفت، اعطای وامهای کلان به کشورهای مختلف جهان. | برخورداری از ارتش قوی و مجهز به مدرنترین سلاحهای نظامی، وفاداری کامل به نظام سیاسی تا آخرین روزها، مقاومت و برخورد خونین در مقابله با گروههای مردم در دوران بحران. | حمایت کامل و همه جانبه بینالمللی از رژیم ایران علیرغم وجود نظام دو قطبی و رقابت میان شرق و غرب، حمایت کامل مادی و معنوی ابرقدرتها و قدرتهای بزرگ جهانی و منطقهای تا آخرین روزهای حیات رژیم. | توانایی و کسب تجربه کافی شاه در حذف مخالفین و تأمین سیستم نظامی متکی و وفادار به خود، حاکمیت مستبد، فحشا، دزدی، اسراف، ولخرجی در دربار و کل نظام سیاسی. |
فهرست منابع
1. آژرون، روبر، تاریخ معاصر الجزایر، ترجمه منوچهربیاتمختاری، دانشگاه فردوسی مشهد، 1365.
2. افراسیابی، بهرام، ایران و تاریخ، تهران، انتشارات زرین، 1364.
3. بامداد، محمد، افسانه و حقیقت درباره مائو، تهران، انتشارات هفته، 1363.
4. برینتون، کربن، کالبد شکافی چهار انقلاب، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، نشر نو، 1363.
5. بوریسوف، او، انقلاب چین، پایگاه انقلاب منچوری و اتحاد شوروی، ترجمه رضا رضائی ساروی، تهران، آذرنوش، 1360.
6. بهرامی و نظرپور، قدرتالله و مهدی، انقلاب اسلامی و انقلابهای جهان، قم، مرکز تحقیقات اسلامی، 1383.
7. پاسکال، پیر، تاریخ روسیه از مبادی تا 1917، ترجمه گودرز، تهران، مؤسسه عطایی، بیتا.
8. تروتسکی، لئون، تاریخ انقلاب روسیه، ترجمه سعید باستانی، تهران، نشر فانوسا، 1360.
9. تیمز، ریچارد، انقلاب فرانسه، ترجمه عسگری پاشایی، تهران، مروارید، 1358.
10. خلیلی، اکبر، گام به گام با انقلاب، تهران، سروش، 1360.
11. دوانی، علی، نهضت روحانیون، بنیاد فرهنگی امام رضا×، 1360.
12. رجبی، محمدحسن، زندگی سیاسی امام خمینی(ره) از آغاز تا هجرت به پاریس، تهران، وزارت ارشاد، 1369.
13. روبین، باری، جنگ قدرتها در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران، چاپ آشتیان، 1363.
14. روحانی، سیدحمید، بررسی و تحلیلی بر نهضت امامخمینی، تهران، انتشارات راه امام، 1360.
15. ژبرشتین، سر و دیگران، تاریخ قرن بیستم، ترجمه امانالله ترجمان، مشهد، آستان قدس، 1371.
16. شاهنده، بهزاد، انقلاب چین، تهران، دفترمطالعاتسیاسی و بینالمللی وزارت خارجه، 1365.
17. فارسون، کارل و دیگران، سرمایه داری دولتی در الجزایر، بررسی تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی الجزایر قبل از انقلاب و بعد از استقلال، ترجمه پیروز الف، بینا، بیجا، 1358.
18. کدیور، جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی و آمریکا، تهران، مؤسسه اطلاعات، 1373.
19. کندی، پال، ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ، ترجمه محمود مشرقی و دیگران، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 1371.
20. کورنون، ماریان، تاریخ معاصر آفریقا از جنگ جهانی دوم تا امروز، ترجمه ابراهیم صدقیانی، تهران، امیرکبیر، 1365.
21. کوکن، فرانسوا گزاویه، انقلاب روسیه، ترجمه عباسآگاهی، مشهد، آستان قدس، 1369.
22. ماله ، آلبر، تاریخ قرن هجدهم، انقلاب کبیر فرانسه و امپراتوری ناپلئون، ترجمه رشید یاسمی، تهران، انتشارات علمی، 1363.
23. مجله پانزده خرداد، ش 4، 1370.
24. محمدی، منوچهر، تحلیل بر انقلاب اسلامی ایران، تهران، امیرکبیر، 1365.
25. ــــــــــــــ ، انقلاباسلامی در مقایسه با انقلابهای فرانسه و روسیه، تهران، ناشرمؤلف،1374.
26. مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1373.
27. مرل، روبر، بن بلا، ترجمه خلیل کوشا، تهران، شرکت سهامی انتشار، بی تا.
28. ملکوتیان، مصطفی، انقلاب فرانسه، تهران، مرکز آموزش عالی تربیت مربی سپاه، بیتا.
29. میرزاصالح، غلامحسین، الجزایر، تهران، سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار، 1360.
30. نقیب زاده، احمد، تحولاتروابط بینالملل از کنگره وین تا امروز، تهران، قومس، 1369.
31. وارد، هاریت، قدرتهای جهانی در قرن بیستم، ترجمه جلال رضائی راد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360.
32. یاد(فصلنامه بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی)، ش 31 ـ 32، 1372.
33. یاکونو،گزاویه، تاریخ استعمار فرانسه، ترجمه دکتر عباس آگاهی، مشهد، آستان قدس، 1369.
پی نوشت:
1 . برای توضیح بیشتر ر ک به: سیدحمید روحانی، بررسی و تحلیلی بر نهضت امام خمینی: ج 1: 100 به بعد و نیز صفحه 581 به بعد و ج 2: 3 ـ 700؛ جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1: 366 به بعد و ج 2: 54 ـ 70 و 109 ـ 114؛ محمد حسن رجبی، زندگی نامه سیاسی امام خمینی&:207 و 261 ـ 263 و 411؛ مجله 15 خرداد، ش 4: 25؛ علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج 8: 27 و ج 9: 90؛ یاد (فصلنامه بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران): ش31 ـ 32: 63؛ اکبر خلیلی، گام به گام با انقلاب اسلامی: 32؛ بهرام افراسیابی، ایران و تاریخ: 500 و ... .
علی کاظمی/ دانشجوی دکترای علوم قرآنی.
