شهید مهدی زین الدین از دیدگاه پدربزرگوارش

کد خبر: ۲۰۵۰۹۷
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۶ - 04May 2013

من خودم را لایق نمی دانم که پیامی برای رزمندگان و ایثارگران و مجاهدین راه حق بفرستم یا برای ملت شهید پرور و مجاهد و مبارز ایران ، ولی چون امر می فرمودید چند کلام عرض می کنم:

من همین جور که می دانید پدر دو شهید هستم دو شهیدی مثل همه شهدا. ما دو فرزند داشتیم واین فرزندان عزیزان ما بودند مثل تمام عزیزان مردم شهید داده، که تقدیم کردیم، تقدیم انقلاب، تقدیم اسلام، تقدیم امام. ولی این سپاه است، این دولت است، این نهضت و انقلاب ماست که ازما مصیبت زده تر است (اگر مصیبتی باشد) چون آنها سرمایه از دست دادند. برای مهدی و مجید زحمتها کشیدند و این دو فرزند ما برای سپاه و لشگر و جنگ سرمایه ای بودند و من از رزمنده ها –  این مخلصان امام و مخلصان اسلام –   می خواهم که زندگی اینها و شجاع تر و ایثارگرتر بجنگند که بودند و هستند و ما کوریم و غافلیم و   نمی بینیم. ولی باز از آنها خواهش می کنم، آنها فرزندان من هستند، الان فرزند من هستند و از آنها  می خواهم که نگاه به این هیاهوی شهر نکنند و ایثارگرانه به جبهه ها روی بیاورند و آنها که در جبهه اند شجاعانه قد علم کنند و راه کربلا را باز کنند. که اینجا یک نکته، یک کلام رساتر از این ندارم که به شما بگویم که امام می فرماید در این موقع جهاد و مبارزه و در جنگ شرکت کردن از نماز واجب تر است. این حرف، حرف بزرگی است. نمازی که درهمه حال باید بخوانیم ایستاده، نشسته، خوابیده، و در راه یا مریض، در هرحا لی اگر هوش داشته باشیم باید این نماز را بخوانیم، پس چی شده، چه اتفاقی افتاده که کار واجبترازنماز پیش آمده است؟ خوب این است که اگر ما این راه را نرویم خدای نکرده در این جنگ شکست بخوریم یا سازش کنیم یا صلح کنیم چی از دست دادیم؟ خوب این نماز هم پایمال شده، دیگر علاوه بر اینکه انقلابمان بلکه شرفمان، عزتمان و همه چیزمان پایمال شده است اینجا خوب دیگر دین اسلام هم پایمال شده.

شما نمی دانم شنیده اید یا نه کسانی که سربازی می روند در عراق اگر نماز بخوانند تیر بارانشان می کنند. من ازیک عراقی که یکسال و نیم پیش از عراق نه روز نه شب با پای پیاده درکوهها، با زن و بچه که خانمش هم حامله بود آمده بود شنیدم که سربازها اگر در جبهه نماز بخوانند تیرباران می شوند، بنابراین یک کار مسلمی است، این چیز واضحی است که اگر اینها برما غلبه کنند دیگر نماز چه صورتی دارد. و این جبهه ها را خالی نگذارید. نه اینکه فقط وجودتان آنجا باشد، با عشق و علاقه با قلبی مملو از مسئولیت سلسله مراتب را مراعات کنید و منظم و دقیق و مرتب به نبردتان ادامه دهید و پیامی که به ملت ایران دارم این است که شما بدانید اگر امروز فرزندی از دست می دهید، افتخاری  برای خود ایجاد می کنید، یا انقلاب ضربه ببیند، روز قیامت جواب خدا را چی می دهید؟ شما مگر نبودید که عمری را در روضه امام حسین شرکت کردید هر دفعه با گریه و زاری گفتید ای کاش خدا، ما روز عاشورا بودیم و امام حسین را یاری می کردیم اینجا وقتش است، یاری امام حسین (ع) یاری این انقلاب و دفاع از این انقلاب و این اسلام عزیز است. الان اولاد امام حسین قد علم کرده اند الان این امام امت این قلب تپنده ملت ایران راه امام را رفته و می رود و شما باید یاریش کنید. شما اگر خودتان توانش را ندارید اولادهایتان را تشویق کنید به جبهه ها بروند. بیائید حقیقت را درک کنید که این دنیا فانی است، این دنیا تمام شدنی است، شما که مسلمانید می دانید آخرتی هست، روز قیامتی هست، بهشتی هست و جهنمی، خوب بیائید بهشت را برای خودتان بخرید، بیائید دل از این دنیا بکنید، دل از این فرزند و مال و منالتان بکنید تا آنجا که می توانید به این انقلاب چه مالی چه جانی خدمت کنید و نگذارید که دشمنان برما غلبه پیدا کنند.

بنظرم رسید که شاید این مطلب در آینده مفید باشد، اینکه مجید پسر دوم ما که همراه برادر از کودکی بود پشتوانه برادر بود و مطیع برادر بود و با برادر شهید شد و پهلوی برادر خاک شد. این علاقه زیادی به علم پزشکی داشت، ازکودکی هر نشریه ای، هر مطلبی که درباره پزشکی بود مطالعه می کرد و هدفش این بود که یک روزی پزشک بشود. علا قه ای نشان می داد، کتابهای متعدد پزشکی قدیم یا جدید پیدا کرده بود که اگر من مریض می شدم به او می گفتم: آقا من معده ام اینجوری درد می کنه، می گفت: شما میوه زیاد خورده اید و به افراد متعدد و مختلف با اصطلاح دستور دوا خوردن می داد و با این علا قه ای که به علم پزشکی داشت تشخیص داده بود که حالا ادامه تحصیل ضرورتی ندارد و درجبهه بودن و یا فداکاری و مبارزه با دشمن و ایثارگری لازم است. و این هدفش را دنبا ل می کرد و بارها و بارها به جبهه رفت مریض شد زخمی شد آمد اینجا، استراحت مختصری کرد و بهبودی نسبی که پیدا می کرد بعد دوباره قرار نداشت و به جبهه می رفت و این راه من به جوانها می گویم که الان به فکر آینده شان هستند، آینده دست ما نیست، درست است که ما باید به فکر آینده ما بستگی به این جنگ دارد ان شاء الله، ان شاء ا لله بعد از پیروزی اسلام و سرنگونی کفر شما آینده سازخواهید بود.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین