پشت میدان نبرد
«پشت میدان نبرد» حکایت زندگی کسی است که نتوانست درمقابل تجاوز وجنایتی که کیلومترها دورتر از خانه او و در قسمتی از خاک کشور رخ داده بود ، بی تفاوت باشد و تنها راهی که انتخاب کرد عزیمت به جبهه ونائل شدن به نشان پر افتخار جانبازی و زندگی در اسارت عراقی ها و بازگشت غرور آمیز او به وطن است.
«رحمان پرزحمت» در بیست فروردین ماه 1362 به اتفاق هشتاد نفر از بسیجی ها وارد پادگان آموزشی شهید پیرزاده اردبیل شد تا آموزش ببینید . وی پس از طی دوره آموزشی مدتی به کردستان رفت و پس از آن در عملیات والفجر 4 شرکت کرد. او پس از زخمی شدن در عملیات خیبر، به اسارت عراقی ها در آمد و در شهریور ماه 1369 به ایران بازگشت.
در مقدمه کتاب از زبان راوی می خوانیم: « از بچگی عاشق بلند پروازی و هیجان بودم و بیشتر وقتم را روی بام سپری می کردم. رو همین حساب ، دور و بری ها فکر می کردند یا ستاره شناس می شوم یا کفتر باز ولی خدابیامرز پدرم همیشه می گفت: بالاخره یک روز از آن بالا می افتی و می ترکی، این خط و این هم نشان! ببین کی گفتم؟ نه تنها هیچ وقت نترکیدم بلکه خیلی هم خوش می گذشت . اگر پدرم می دانست برای چه به بام می روم حتما او هم سری به آن بالا می زد . ... »
همه چیز برای او از سیزده فروردین ماه 1362 شروع شد: « هوا سرد بود و نشد بیرون برویم.ساعت دو بعداظهر بود و تلویزیون اخبار می گفت. یک دفعه ماتم برد. تلویزیون داشت گلوله باران دزفول را نشان می داد .نگاهی به سفره رنگین خودمان و آن صحنه کردم . با خودم گفتم ... »
کتاب »پشت میدان نبرد« توسط ساسان ناطقی گردآوری و به نگارش درآمده است و انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری آن را منتشر کرده است.علاقمندان جهت در یافت کتاب می توانند به انتشارت سوره مهر واقع در خیابان سمیه ، نرسیده به پل کالج مراجعه و با قیمت 3800 تومان دریافت نمایند.
