مصاحبه با سردار رشید اسلام شهید مهدی زین الدین

کد خبر: ۲۰۵۱۲۴
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۱ - 04May 2013

چه مدت درجبهه بودید وچه مسئولیت هائی بعهده شما بوده است ؟
من تقریبا از ابتدای جنگ وارد صحنه پیکار حق علیه باطل شدم و ابتدا در اطلاعات عملیات واحدهای مختلف سپاه در جبهه های سوسنگرد و دزفول و عملیات فتح المبین و قرارگاه نصر انجام خدمت میکردم. عملیات رمضان که انجام شد فرمانده تیپ علی ابن ابیطالب (ع) بودم و از آن موقع به بعد بالا سر این تیپ بوده و از عملیات محرم که لشگر شده هستم .
بفرمائید به هنگام نوید شب حمله به برادران رزمنده، برادران چه روحیه ای داشتند؟
ما هر موقع درطول مدتی که درجبهه های جنگ بودیم با بچه های بسیجی برخورد میکردیم و هربار نزدیک عملیات می شد با همه رزمندگان درچند سخنرانی مطالبی که راجع به عملیاتها بوده و باید بین    بچه ها گفته شود تا نسبت به عملیات آگاهی کامل داشته باشند و مسائل آموزش و دیگر مسائل را به نحو احسن رعایت بکنند صحبت میکردیم . هرگاه بوئی ازعملیات می بردند شور و شوق زیادی در آنها حاصل می شد که نمی شود به زبان آورد. روحیه ای که آن ساعت اعلام می کردیم عملیات داریم و بچه ها آماده بشوند، وصیتنامه هایشان را بنویسند و یا بروند دنبال کارشان، آنچنان شوقی حاصل می شد که انسان خیال می کرد درحال پرواز بسوی پروردگارشان هستند، که این شوق را در هیچ کجای دیگر درصحنه های اجتماعی و یا دیگر مسائل زندگانی نمی شود وصف کرد و نمی توانیم ببینیم، فقط آن لحظه هست که آدم می تواند آنرا آنطور که هست مشاهده کند.
همانطور که اطلاع دارید قدرت های شرق وغرب کمک های مالی وتسلیحاتی زیادی به صدام و حزب بعث عراق می کنند ،آیا بنظر شما این کمک ها می تواند حکومت بعث را از هلاکت نجات دهد؟
خیر، حزب بعث همانطور که امام فرمودند باید برود و صدام هم باید برود. صدام جز رفتن کاری ندارد و شاید بنای خداوند این باشد که دشمنان اسلام در مقابل اسلام پا فشاری بکنند تا به دنیا بفهمانیم انشاءالله به یاری خداوند و کمک او (که هر چیزی از آن اوست )تمام دشمن هائی را که با هم متحد شده اند از بین خواهیم برد. همانطور که قران کریم می فرماید: « هر موقع دشمنان اسلام با هم متحد شوند و در مقابل اسلام بایستند همان موقع بنای به هم ریختن آنهاست و اینها از بین خواهند رفت. » شاید صدام در روزهای اول با فشار کمتری برای پیروزی شروع بکار کرد ولی هر چه می گذرد دولت های بیشتری به اوکمک    می کنند، استکبار جهانی پشتیبان اوست و بنظر می رسد فتح و پیروزی ما بنا به گفته قران انشاء الله نزدیک خواهد بود و آنها همه ازبین خواهند رفت.
جزایر مجنون همانگونه که مطلعید ازنظر استراتژیک اهمیت خاصی دارد، لطفا مقداری دراهمیت این جزایر وعملیات خیبر بفرمائید؟
جزایر مجنون از ابعاد مختلفی قابل اهمیت بوده و هست. یکی بعد نظامی داشته که بیشتر در مرحله اول خیبر بود. درجزیره مجنون ما دشمن را خارکردیم. درحال حاضر با رفتن حدود 20 کیلومتر راه آبی   توانسته ایم بفهمانیم که ذلیل و خار است و رزمندگان اسلام درهر کجا بخواهند می توانند مقاومت کنند و آنجا را حفظ کرده یا عملیات انجام بدهند، این از لحاظ نظامی، ازجهتی هم نزدیک شهر القنه است و نزدیک رودخانه دجله، ازلحاظ سیاسی بخاطر اینکه جزیره ای است که با رفتن ما ابرقدرت های شرق و غرب و تمام دنیا فهمیدند که ایران می تواند عملیات را در دل دشمن هم انجام دهد. دشمنان فهمیده اند ایران از نظر قدرت نظامی واجد شرایط لازم هست و از نظر سیاسی مطالب زیادی را شامل ایران می کند از جمله اینکه در روابط خودشان با ایران تجدید نظری بکنند و روی کشورهای خاورمیانه هستند متوجه خطراتی که خودشان هست خواهند شد. منابع اقتصادی دارد که عبارتند از چاه های نفت و این از بهترین و مرغوب ترین چاههای نفت می باشد که درآنجا دارد و توانسته ایم تسخیر کنیم انشاء الله خداوند کمک کرده و می کنه و ما هم این جزایر راحفظ می کنیم.
ممکن است آمریکا باسقوط صدام تحول عمیقی درمنطقه بوجود آورد،آیا فکر می کنید برای نمونه دست به تجاوزی دیگر برعلیه جمهوری اسلامی ایران خواهد زد یا خیر؟
یقینا بنظر می رسد که انقلاب ایران و موضع هائی که آنها در مقابل رفتن شاه از ایران گرفتند به خیال اینکه بتوانند حکومتها و عواملی را که در دست داشتند مثل بنی صدر و یا عوامل خود باخته دیگر مثل بازرگان، منافقین و دیگران و... شاید با امید به اینها بود که بتوانند در ایران کاری بکنند اما نتوانستند، ولی یقینا مصمم بوده و هستند که با مسائل نظامی و با فشار های سیاسی، اقتصادی بتوانند جلو ایران را بگیرند، و مشخص است که اگر ایران از سد عراق بگذرد دیگرکشورهای دنیا قادرنیستند آن راکنترل کنند و بهترین راه حل این است که ما را همین جا و درهمین مرزهای ایران و عراق مشغول کنند تا متوقف بشیم. و اگر نتوانست اینکار را انجام بدهد برای همیشه باید افسانه آمریکا و شوروی را پایان داد. حکومت ایران متکی به شرق و غرب نیست، یک چیز جدیدی است که برای ملل مختلف جهان بسیار جالب می باشد و مقاومت چند ساله ایران و وجود جمهوری اسلامی بمدت 5 سال درجهان کنونی که قرن بیستم هست یک چیز بسیار جالبی می باشد، مردم دنیا ممکن است انقلاباتی را انجام بدهند و اگر ایران در این جنگ پیروز شود طبیعی است که جمهوری اسلامی می تواند در سراسر جهان بوجود آید.
صدام درمواقعی که قدرت دفاعی خود را ازدست می دهد اقدام به استفاده از بمب های شیمیائی نموده ، بفرمائید استفاده این بمب ها درروحیه رزمندگان ماچه اثراتی گذاشته است؟
بمب های شیمیائی در ابتدای ورود که بچه ها نمی دانستند این چیست و چه اثری دارد، طبیعتا یک سری چیزهای غیر منتظره بودند، دشمن اگر از بمب شیمیائی حتی از بمب های اتم هم استفاده کند فکر نمی کنم بتواند ملت ایران را بجای خود بنشاند. ملت ایران انقلابی کرده اند که اولین مسئله حل شده درآن مرگ است و با شهادت خود معتقد هستیم به سوی خداوند می ریم و در بهشت ابدی جا می گیریم و این ملاقات پروردگار و بسوی خدا رسیدن افتخار است و منتهای آرزوی یک انسان مسلمان ایرانی و شیعه است در نتیجه اگر مرگ برای ما حل شده باشد بمب شیمیائی و بمب اتم دیگر نمی تواند تهدیدی برای ما داشته باشد.
اخیرا آمریکا ودیگر وابستگانش با اعزام هیئت های عالیرتبه نظامی به منطقه خاورمیانه درپی ماجراجوئیهای دیگر هستندو باتوجه به اراده رزمندگان اسلام آیا این ماجراجوئی ها اثری دررزمندگان داردیا خیر؟
ما افتخار می کنیم که روزی مستقیما دست به گریبان آمریکا بشویم و امیدوار هستیم یک همچنین اتفاقی بیفتد که این آرزوی همه ماست و از بچگی، خودمان و رزمندگان دوست داشتیم مستقیما با اسرائیل و آمریکا درگیر شویم، درنتیجه بزرگترین افتخار است که با شیطان بزرگ دردنیا بجنگیم و امیدواریم بتوانیم اگر دشمن چنین ماجراجوئی کرد با او درگیر جنگ شویم (چنین مسائلی هستیم ) همانطورکه گفتم ما در دنیا از شهادت باکی نداریم و مانند امام حسین (ع)، رزمندگان ما قادرخواهند بود در هر کجای دنیا با جدیت دشمنان بجنگند. این ماجراجوئیهائی که دشمن می خواهد بکند فکر می کنم چیزی جز ضرر برای خودشان نیست لبنان و جاهای دیگر ثابت شده که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، درنتیجه در ایرانی که همه طالب شهادت هستند فکر نمی کنم این ماجراجوئیها موثر باشد.
اگر امداد های غیبی را در جبهه دیده اید ویا بعنوان فرمانده لشگر خاطراتی دربرخورد بارزمندگان بخاطردارید بفرمائید:
ما هرچه درجبهه های جنگ داریم امدادهای الهی، کمکها و الطاف خداوند و رحمت های اوست که برما نازل شده و ما خودمان چیزی نداریم. قدرت خداوند است. ما در همه پیکارهائی که داشته ایم امداد دهی خداوند را دیده ایم، من به آخرین آنها که بهترین آنست (درهرعملیات چندین امداد مشخص بوده برای همه رزمنده ها )در عملیات خیبر بود اشاره می کنم. عملیات خیبر یک لحظه هائی داشتیم که دشمن توی جزیره آنقدر به ما فشار آورده بود (همان موقع نه پلی و نه هلی کوپترهای ما می توانستند بییند چون تهدید می شدند) که دیگر تصمیم داشت جزیره را آنروز از ما بگیرد و تا آن روز هم ما با نیروهائی که در جزیره داشتیم بشدت مقابله کردیم ... وقتی بود که دیگر نه مهماتی بود و نه نیروئی. و بعضی جاها هم نیروهای ما در محاصره دشمن قرار گرفته بودند وکلا فقط یک خط در دست ما مانده بود این هم 60 الی 70 نفر نیرو بیشتر نداشت و3 الی 4 کیلومتر چپ و راست آن باز بود ولی ما مشاهده کردیم آن چنان خداوند رعب در دل دشمنان انداخته و شاید ملائکه الله درآن فضا های خالی زیاد با دشمن می جنگیده اند و ما 60 نفر در مقابل سیل انبوه تانک ها و نفرهای دشمن توانستیم مقاومت کنیم و دشمن فقط متوجه ما60 نفر بود و هر چه آمد جزیره را تصرف کند نتوانست، درصورتی که خیلی راحت می توانست از راست یا چپ نیروهای ما رو دور بزنه و همه را به اسارت بگیرد، ولی همان لحظه ما دیدیم دشمن متوقف شده ، رعب دارد و نمی تواند بیاید، حتی تانک های خالی توی آن فضای باز می رفتند و دوباره باز می گشتند، من وقتی با یکی از برادران بسیجی صحبت می کردم گفتم چطور شد که دشمن از آنطرف نیامد؟ گفت :مگر ندیدی نیروهای خودمان آرپی جی میزدند ! درصورتی که ما خودمان می دانستیم نیروئی در آنجا نداریم. یقینا ملائکه الله و امدادهای غیبی خداوند ما را درآنجا نگه داشته و از آن لحظه درآن روز یقین حاصل کردیم که خداوند اراده کرده جزیره مجنون را حفظ کند، چه نیروی زیاد و چه کمک بکار ببریم تاثیری ندارد، چون نیروئی است که بنابرحفظ جزیره گرفته و قلب ما قوت گرفت. آنروز را تا شب بهرشکل ممکن مقاومت کردیم از همان شب دشمن دیگر جرات حمله اساسی و تصرف جزیره را از دست داد و به فکر مسائل دیگر افتاد که الان هم درجزیره مشغول پرداختن به آن هست .
خواهش می کنم خلا صه ای از زندگی خودتان رابرای ما بیان فرمائید:
من در طول زندگی مسئله خاصی نداشتم، قبل از انقلاب پدرم که کتاب فروش بود و سابقه مبارزاتی داشت و یک مسلمان بی تفاوت نبود همانطور مادرم، درشهری که بودیم درجلسات قرآن برای ارشاد مردم شهر و همان طور پدرم با فعالیت هائی که داشت کاملا شناخته شده بودند. بواسطه این علاقه و جذابیت که آنها نسبت به اسلام داشتند ما هم در سایه انها توانستیم الحمدالله بحول وقوه الهی این لیاقت را پیدا کنیم که امروز درشمار رزمندگان اسلام باشیم و به مسائل دیگر کشیده نشویم. و خدا را شکر می کنم از اینکه خداوند یک چنین پدر و مادری به من داد و چنین زندگانی برای من مهیا کرد که امروز در شمار رزمندگان باشم . درطول سابقه قبل از انقلاب با یک چنین حالتی بودم. چند سالی هم در خدمت آیه الله مدنی ( ایشان درشهر خرم آباد زندگی می کردند) بودم و بعد از آن به شهر قم آمدیم و مدت زیادی هستیم در شهرقم هستیم. در آغاز انقلاب به جهاد رفتم بعد از جهاد به محض اینکه سپاه در قم تشکیل شد به پیشنهاد چند تن از برادران خوبی که داشتیم به سپاه قم آمدیم و بعد از یکی دو سالی که در سپاه قم بودیم جنگ درجبهه های خوزستان شروع شد و من به خوزستان آمدم و از همان اوایل جنگ در جنگ هستم .
در پایان اگر پیامی برای ملت پشت جبهه و رزمندگان اسلام دارید بفرمائید:
ملت بزرگوار و عظیم الشان ایران برتر و بالا تر از آنند که من پیامی برایشان بفرستم. آنها همیشه از روح امام پیام می گیرند و از الطاف خداوندی رحمت برای آنها نازل می شود آن چیزی که من می توانم پیامی به امت ایران بدهم پیام خون شهدائی است که این فشار ها را متحمل شدند و به لقا الله پیوستند ، پیامشان حفظ جمهوری اسلامی و تزکیه نفس بوده، که این جهاد اکبر است. و جهادی که ما در صحنه پیکار داریم اگر بدون جهاد اکبر باشد هیچ معنا و مفهومی نخواهد داشت. ملت ایران هم که امروز دست درگریبان قدرتهای استکباری انداخته اند بدانند پیام خون شهدا این است که با حل کردن مسائل نفسانی خودشان و متقی شدنشان انشاءالله با آن اراده ای که دارند قادر خواهند بود درآینده ای نزدیک بردنیای استکبار انشاءالله فائق شوند.
به امید پیروزی رزمندگان جبهه های حق برعلیه کفر، به امید پیروزی مردم مسلمان ایران برنفسهای خودشان و به امید پیروزی کامل از دستورات امام خمینی .

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین